با انتخاب قاطع « ميخاييل ساكاشويلي » به عنوان رييس
جديد جمهوري گرجستان
اين حقوقدان 31 ساله غربگرا كه
يك انقلاب مسالمت آميز و مخملين را پشت سر گذاشته
زمام
امور كشوري را به دست گرفته كه پس از گذشت 13 سال از
استقلال همچنان مسير سنگلاخي توسعه را مي پيمايد.
همين سنگلاخ سخت گذر
حكومت « ادوارد شواردنادزه »
رييس مخلوع جمهوري را كه تنها با كمك هاي صندوق
بين المللي پول سرپا مانده بود
از هم پاشاند.
گرجستان از سال 1994 تا 1995 با كاهش 70 درصدي
توليد عمومي مواجه شد و هنوز هم ميزان توليد در اين كشور
40 درصد سطح سال 1989 است . درآمد سرانه اين كشور در
كمترين سطح اتحاد شوروي سابق قرار دارد و اقتصاد
زيرزميني
ديوانسالاري مضر
سطح زندگي بسيار پايين
نشانه هاي نبود هر گونه پيشرفت در اين كشور است .
نشانه هاي رشد سه درصدي توليد ناخالص ملي اين كشور
در سال گذشته نيز فقط به دليل جلب سرمايه گذاري يك ميليارد
دلاري در ساخت خط لوله انتقال نفت باكو ـ جيحان و انتقال
گاز باكو ـ تفليس ـ ارزروم به وجود آمده است .
اين طرح ها تنها تعدادي شغل موقت براي گرجستان به
وجود مي آورد و در نهايت نيز سالانه 60 ميليون دلار از بابت
ترانزيت انرژي درياي خزر به غرب
عايد اين كشور خواهد
شد.
« نينو بورژانيدزه » رييس پارلمان گرجستان كه تا روز
سوگند خوردن ساكاشويلي در پنجم بهمن كفالت رياست
جمهوري را به عهده خواهد داشت
مي گويد : « اوضاع بيش از
آن كه ما فكر مي كرديم وخيم است
كشور با فروپاشي اقتصادي
مواجه است و خزانه امكان پرداخت حقوق ها بخصوص
نظاميان و پليس را ندارد. »
برخي تحليلگران گفته اند كه دليل به راه افتادن انقلاب
مخملين در گرجستان نافرماني ارتش و پليس از شواردنادزه به
دليل دريافت نكردن حقوق در ماه هاي گذشته بوده است . منابع
رسمي اعلام مي كنند بدهي هاي كشور گرجستان كه بخش اعظم
آن به صندوق بين المللي پول و بانك جهاني است
از 1
75
ميليارد دلار فراتر رفته است .
ماليات ها تنها 15
8 درصد درآمد خزانه را تامين
مي كند و 60 تا 70 درصد اقتصاد به صورت پنهاني و زير
زميني است . در گرجستان يك چهارم اهالي زير خط فقر
زندگي مي كنند و نيمي از آنان زير 2
15 دلار در روز درآمد
دارند. چالش هاي آتي ساكاشويلي در امور سياسي و لزوم
ايجاد تعادلي بين منافع روسيه و غرب يكي از دو دردسر بزرگ
و سرنوشت ساز خواهد بود.
شواردنادزه در طول 11 سال زمامداري گرجستان با
مهارت فشارهاي سخت روسيه را تحمل كرد و حكومت خود
را با وجود از دست رفتن اداره مناطق سركش آبخازي
اوستياي جنوبي و آجارستان حفط كرد.
امتياز بزرگ شواردنادزه به روسيه
باقي گذاشتن
پايگاه هاي نظامي مسكو در نزديكي تفليس بود كه تعادل نظامي
منطقه را به نفع روس ها تغيير داد.
هرچند بحران پارلماني دو ماه پيش اصولا پتانسيل كافي
براي سرنگوني رييس جمهوري طرفدار غرب به دست گروهي
غربگراتر را نداشت
اما اكنون با تحقق اين امر
برخي
نظريه پردازان مي گويند « زرنگي خاص شورادنادزه در نزديكي
بيش از حد به روسيه
خشم غرب را برانگيخته بود و در نهايت
به سرنگوني او انجاميد.
« كاترين ماترسيون » يك كارشناس امور شوروي سابق
مي گويد : « غرب مي توانست همانند جمهوري آذربايجان به
بسياري از تقلب هاي انتخاباتي چشم فرو بندد. اما شواردنادزه
نقشه ظريفي را دنبال مي كرد و قصد داشت با ايجاد ائتلاف
حزب متمايل به خود و حزب طرفدار « اصلان آباشيدزه »
موسوم به « احياي ملي » زمينه يك كودتاي خزنده را براي در
اقليت گذاشتن گروه هاي غربگرا فراهم كند. »
اين روند مي توانست در آينده به رييس جهوري شدن
آباشيدزه و بازگشت گرجستان به مدار قدرت روسيه منجر
شود.
روس ها همواره خواسته اند تا گرجستان را براي حفظ
تعادل نظامي منطقه و با در نظرداشتن تعهدات نشست
استلامبول (كنفرانس امنيت و همكاري اروپا)
براي نظارت بر
شاهراه هاي انتقال انرژي منطقه قفقاز حفظ كنند.
« زينو باران » كارشناس بنياد « نيكسون » با اشاره به تحولات
جديد مي گويد : « همكاري آمريكا و روسيه در امور انرژي
همچنان ادامه خواهد يافت . اما مقدار و نوع آن به رفتارهاي
متقابل آنها بستگي خواهد داشت . »
وي با اشاره به وضعيت استان هاي شورشي شمال
گرجستان شامل استياي جنوبي و آبخازي مي گويد : « ادامه
حمايت روس ها از آجارستان (جنوب غرب گرجستان )
مي تواند زمينه غلبه بر غرب را فراهم كند » .
« نينو بورژانيدزه » كفيل رياست جمهوري به آينده
كشورش بسيار مشكوك است و در ديدار ماه گذشته با « كالين
پاول » وزير امور خارجه آمريكا در بروكسل
تصريح كرد كه
« روسيه آماده طرح روابط جديد با گرجستان نيست . »
وي گفت : « آنها خواهان حفط پايگاه هاي نظامي خود
هستند و گرجستان را نه به عنوان يك دوست
بلكه يك طرف
متكي (وابسته ) مي خواهند. »
بورژانيدزه با تاكيد به لزوم ايجاد اتحاد مثلث كشورش با
روسيه و آمريكا مدعي شد « بوش به تماميت ارضي گرجستان
احترام مي گذارد. اما در روسيه نيروهايي وجود دارند كه از
جدايي خواهان حمايت مي كنند. در كل مي خواهيم روسيه از
روش برخورد به عنوان يك برادر بزرگ دست
بردارد. »
ساكاشويلي رييس تازه انتخاب شده جمهوري در نخستين
اظهار نظر خود پس از راي گيري تاكيد كرد كه « حداكثر تلاش
خود را براي مصالحه با روسيه در دست كشيدن از حمايت
جدايي خواهان بخصوص كمك هاي اقتصادي به آنها به كار
خواهم برد » .
« كارن ملكوميان » يك كارشناس دانشگاه « ييل » آمريكا
مي گويد : « روس ها از تماميت ارضي گرجستان حمايت
مي كنند. اما در عمل به آبخازها پاسپورت مي دهند. به اهالي
آجارستان اجازه سفر بدون رواديد به روسيه را اعطاي مي كنند
و اوستياهاي جنوبي
در روسيه مانند خانه خود زندگي
مي كنند. »
پس از سقوط شواردنادزه و آغاز دوره انتقالي
روس ها به
مانورهاي گسترده اي دست زدند. ابتدا نشست سه جانبه
رهبران سه استان شورشي گرجستان در مسكو برگزار شد و
متعاقب آن « سرگئي ايوانف » وزير دفاع روسيه تصريح كرد
كه « به 11 سال زمان براي تعطيل شدن پايگاه هاي نظامي
روسيه در گرجستان نياز است . »
« آندره بتوكلوسكي » مدير مركز مطالعات راهبردي روسيه
مي گويد
« خارج شدن نيروهاي معتدلي مانند آندره ولوشين از
رياست دفتر كرملين و به روي كار آمدن نيروهاي تندرو و
طرفدار احياي گرايش هاي دوران شوروي مي تواند زمينه
رويارويي ها و چالش ها بين روسيه و غرب را بيشتر كند. »
وي مي گويد : « در اين چارچوب دو جناح سياسي تندرو
مانند روگوزين رهبر حزب تندرو « سرزمين مادري » با
انگيزه هاي سياسي و جناحي اقتصادي به رهبري « آناتولي
چوبايس » يك طرفدار سرسخت اقتصاد بازاري كه از استفاده
از ابزارهاي اقتصادي بخصوص صادرات انرژي به عنوان ابزار
سياسي و فشار طرفداري مي كند
به جان گرجستان افتاده اند. »
« بتوكلوسكي » در يك جمع بندي كلي معتقد است « روسيه
در سال 2004 دو سياست همگرايي شديد با آمريكا به همراه
تقويت نفوذ در حوزه شوروي سابق را دنبال خواهد كرد. »
نظير اين افراد در ديگر سازمان هاي تحقيقاتي و علمي
روسيه مانند موسسه تحقيقات جامعه كشورهاي مستقل به
رياست « كنستانتين زاتولين » ملي گراي افراطي و رييس اسبق
كميته امور جامعه كشورهاي مستقل دوماي روسيه بسيار زياد
هستند.
« نينو بورژانيدزه » كه پدرش يك رهبر بانفوذ حزب
كمونيست است و متحد سياسي « زوراب ژوانيا » وزير كشور
كنوني محسوب مي شود
تاكيد دارد كه « روسيه آماده خارج
كردن پايگاه هاي خود از گرجستان نيست . » در چنين شرايطي
روز 17 دي ماه مذاكرات « چاپاريدزه » وزير جديد امور خارجه
گرجستان با مقام هاي روسي در مورد برچيده شدن دو پايگاه
نظامي روسيه شكست خورد.
در حالي كه تفليس خواستار برچيده شدن پايگاه هاي
نظامي روسيه در يك مهلت سه ساله است
روس ها تاكيد
دارند كه اين كار در كمتر از يك دوره 11 ساله ممكن نيست .
اقدام هاي روسيه در برخورد با دولت جديد گرجستان از
نوعي واهمه و تدارك براي يك دوره جنگ سرد در قفقاز
حكايت مي كند.
اما وجود تحرك هاي تروريستي به ضد طرفداران روس ها
در گرجستان نيز نسبت به عميق بودن اين بحران هشدار
مي دهد.
پس از انقلاب مخملين
حوادثي نظير بمب گذاري در
تلويزيون تفليس در زمان مصاحبه زنده سفير روسيه
سرقت از
بانك اتحاد كارگزار اصلي بانك هاي روس
بمب گذاري در
ساختمان دو حزب روس گرا و حمله به منزل يك كارمند
سفارت روسيه
همگي از شدت تندروي هاي ضد روسيه
حكايت دارد.
گرجستان حلقه اصلي برخورد و تلاقي حوزه نفوذ روسيه
و غرب در قلمرو شوروي سابق است و تلاقي در نقطه نظرهاي
نظامي
انتقال انرژي و حمل و نقل
تعريف و جايگاه ويژه
خود را دارد و مي تواند بسياري از معادلات آتي منطقه و حتي
جهان را دگرگون كند.
گرجستان تنها كشوري است كه در جمع گريزندگان از
حوزه نفوذ روسيه هنوز هم پذيراي پايگاه هاي نظامي اين كشور
است و در عين حال براي پذيرش پايگاه هاي نظامي غرب و
همگرايي و عضويت در ناتو از هيچ كوششي فروگذار نيست .
از نقطه نظر حمل و نقل با آن كه كريدور حمل و نقل شرق
به غرب (تراسيكا) از چين تا گرجستان همواره در دو مسير
موازي و قابل جايگزين سير مي كند
اما اين دو خط موازي در
نهايت در كناره شرقي درياي سياه تنها به خاك گرجستان اتكا
دارد.
در مورد حمل منابع نفت و گاز حوزه درياي خزر نيز با
عبور خط لوله انتقال نفت باكو ـ جيحان و خط لوله گاز باكو ـ
ارزروم از خاك گرجستان اين كشور اهميت راهبردي ويژه و
غير قابل جايگزين را به دست مي آورد.
اهميت حمل انرژي و كالا از گرجستان در وهله نخست
براي اروپا مطرح است .
اما با مطرح شدن جنگ آمريكا با تروريسم
گرجستان
نقش پل تداركاتي مقر اروپايي ناتو به افغانستان را ايفا كرد و
كاخ سفيد به صراحت خواستار حضور نظامي مستقيم در اين
كشور شد.
عرضه رقابت و تلاش براي ايجاد انحصار
تنها منحصر
آمريكا نيست و اروپايي ها نيز گاهي روسيه و متحدان آن را از
ياد مي برند.
بيرون ماندن روسيه از مسير حمل و نقل تراسيكا (طرح
ابتكاري اتحاديه اروپا) و همه لوله هاي ابتكاري غرب براي
انتقال نفت درياي خزر در اين راستا بوده است .
اروپايي ها نيز گاهي اوقات در قفقاز بخصوص گرجستان
تلاش هاي مستقلي براي افزايش نفود داشته اند. اما آمريكا با
اولويت دادن به راهبردهاي امنيتي و نظامي نمي خواهد در اين
عرصه عقب بماند.
در همين راستا در دو ماه گذشته « دونالد رامسفلد » وزير
دفاع آمريكا
ژنرال « والد » فرمانده نيروهاي آمريكا در ناتو و
« زبيگنو برژينسكي » دستيار اسبق امنيت ملي دولت آمريكا بطور
پي درپي به گرجستان و آذربايجان سفر كرده اند و ماحصل آن
مبدل كردن اين دو كشور به مراكز اصلي امنيتي نظامي آمريكا
در آينده بود.
آمريكا با طرح هاي مختلفي مانند تامين امنيت نظامي
چاه هاي نفت درياي خزر
خط لوله هاي شرق به غرب
درخواست اجاره چند پايگاه نظامي و برنامه جلوگيري از
توسعه سلاح هاي كشتار جمعي نشان مي دهد كه نقشه هاي
طولاني براي حضور در منطقه دارد.
كارشناسان اعتقاد دارند هر چند حوزه درياي خزر هنوز
بخش اولويت دار در تامين انرژي آمريكا نيست
اما در آينده
اين منطقه مي تواند اهميت ويژه اي در بعد انرژي و امنيت بيابد
و از هماكنون نبايد از طراحي نقشه تحولات آينده چشم
پوشيد.
در چنين شرايطي روس ها بر اساس نمونه هاي ديگر بدون
شك ساكت نخواهند ماند.
« كورت ولد » كارشناس مركز مطالعات بين المللي و
راهبردي واشنگتن در مقاله اي امكان مصالحه مسكو و
واشنگتن را در قفقاز ممكن مي داند و مي گويد « دو طرف بايد
بدانند كه منافع آنها در حوزه قفقاز بخصوص گرجستان نبايد با
يكديگر تزاحم پيدا كند. »
وي مي افزايد : « آمريكا بايد اثبات كند كه قصد عقب راندن
روسيه را از منطقه ندارد. »
با وجود اين نظريه
به هر حال علايم جنگ سرد در منطقه
قفقاز علني شده است .
اكنون در گرجستان با ايجاد مجمع الجزاير قدرت
رهبران
سه استان بزرگ شورشي آبخازي
اوستياي جنوبي و
آجارستان از روسيه هواداراي مي كنند و تفليس به رهبري
ساكاشويلي غربگرا تقريبا بر مركز كشور تسلط دارد.
ميزان التزام غرب بخصوص آمريكا به تقويت دولت
گرجستان خشم مناطق شورشي را خواهد افزود و از سوي
ديگر تضعيف احتمالي دولت مركزي ساكاشويلي نيز تماميت
گرجستان را به خطر خواهد انداخت .
در چنين شرايطي گرجستان با اهميت سياسي و اقتصادي
ويژه
امنيت
ثبات و حتي تماميت ارضي خود را در گرو
معادلات قدرت بين روسيه و آمريكا خواهد ديد.
آرمان سيف اللهي آذرنمين
در حالي كه تفليس خواستار برچيده شدن
پايگاه هاي نظامي روسيه در يك مهلت سه ساله
است
روس ها تاكيد دارند كه اين كار در كمتر
از يك دوره 11 ساله ممكن نيست
گرجستان حلقه اصلي برخورد و تلاقي حوزه
نفوذ روسيه و غرب در قلمرو شوروي سابق
است و تلاقي در نقطه نظرهاي نظامي
انتقال
انرژي و حمل و نقل
تعريف و جايگاه ويژه
خود را دارد
گرجستان تنها كشوري است كه در جمع
گريزندگان از حوزه نفوذ روسيه هنوز هم
پذيراي پايگاه هاي نظامي اين كشور است و در
عين حال براي پذيرش پايگاه هاي نظامي غرب
و همگرايي و عضويت در ناتو از هيچ كوششي
فروگذار نيست

|