روزنامه جمهوري اسلامي 23/10/1382 صفحه هنر و ادبيات

  • رقابت بدنيست دشمني نامطلوب است
  • تئاتر ديني ; درست يا غلط
  • *****
    رقابت بدنيست دشمني نامطلوب است





  • ثگفت وگو با مهرداد راياني مخصوص دبير جشنواره تئاتر ماه
    ثفرهاد شاياني
    اشاره
    مهرداد راياني مخصوص از تئاتريهايي است كه بيشتر در عرصه كارگرداني و نقد تئاتر شناخته شده اما هفته گذشته جشنواره سراسري تئاتر ماه به دبيري او به پايان رسيد. او عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي و عضو هيات مديره كانون ملي منتقدان تئاتر ايران است . با وي درباره اين جشنواره به گفتگو نشستيم .
    چرا جشنواره ماه چرا سوره به ماه ختم شد
    جشنواره سراسري تئاتر ماه سلامي است به جشنواره سراسري تئاتر سوره . هميشه به تحول و پويايي نياز داريم . ساختار جشنواره سوره نيازمند تغييراتي بود تا جوابگوي نيازهاي هنرمندان و مخاطبان امروز باشد. پايه گذار اصلي جشنواره ماه دكتر پور رضاييان رئيس مركز تئاتر حوزه هنري است . وي كليات جشنواره و تغييرات محسوسش را پي ريزي كرد و خردادماه سال جاري امور جشنواره را به بنده سپرد. من هم پس از مشورت با كارشناسان جشنواره را پي ريزي كردم . محوريت اصلي جشنواره معنويت انديشه و هنر است و تمام تلاشمان حفظ هنر ناب با مفاهيم و نگره هاي انساني و والاست . « ماه » هم با مسماست و طبع شاعرانه و شاعر پيشگي را نشان مي دهد و هنرمندان در متون ادبي شان به آن استناد مي كنند و از سوي ديگر حروف اول محور اصلي جشنواره را شكل مي دهد. خط مشي « سوره » در « ماه » تكرار مي شود اما شكل تغيير پيدا كرده است . اين مساوي با دگرديسي نيست بلكه رشد رخ داده است .
    از تجربه هاي ديگران هم استفاده شده است
    قطعا مثلا دبير قبلي جشنواره سوره ارتباط تنگاتنگي با ما داشتند و خانه تئاتر كانون ملي منتقدان و ... از جمله مراكزي بودند كه با آنها ارتباط مشورتي داشتيم . 595 متن دريافت كرديم و طبق گفته نمايندگان هيات مديره خانه تئاتر 34 متن را تصويب كرديم . شش گروه هم از برگزيدگان جشنواره هاي استاني حوزه هاي هنري به مرحله بازبيني راه يافتند و در نهايت 17 نمايش در جدول جشنواره گنجانده شدند . كانون ملي منتقدان تئاتر در زمينه حضور يك داور خارجي كه منتقد نشريه تايمز است كمك كرد. كلاسهايي هم درباره آموزش نقد تئاتر شكل گرفت و ايشان در اين كلاسها حضور يافتند. و به مدت 8 روز از ساعت 14 تا 16 بحثهاي نظري و همچنين كارگاهي خويش را انجام دادند. صنف طراحان صحنه و چهره پردازان با گروه هاي نمايشي ما همراه و در حوزه هاي مربوط فعالانه ظاهر شدند. سعي كرديم « مشورت » اصل اساسي حركتهايمان باشد و همه احساس كنند كه در خانه خودشان هستند. الحمدالله فضاي خوبي ايجاد شد و منتظر بازتابهاي آن هستيم تا نقص ها را اصلاح كنيم و اگر قرار بر برگزاري دور دوم شد متوليان برنامه ريزي بهتري را انجام دهند.
    كمكهاي شما به گروه ها چگونه بود
    براي اولين بار در عرصه تئاتر كشور به تمام گروههايي كه بازبيني شدند تاسقف 150 هزار تومان كمك هزينه داديم . فرقي هم نمي كرد كه گروه به مرحله نهايي راه يابد يا راه نيابد. همان روز بازبيني هم به وعده مالي خود عمل كرديم و مشمول زمانش نكرديم . بحث دوم كمك هزينه گروه هاي پذيرفته شده در مرحله نهايي بود كه دقيقا يك ماه قبل از جشنواره به گروه ها ارايه شد. سرويسهاي مختلف ديگري به لحاظ فني به گروه ها داده شد مثل گريم بازيگران كمك درباره نصب دكورها و... وعده داديم كه اجراهاي عمومي اين نمايش ها هم ان شاالله در تقويم اجرايي سال 83 رقم زده شود و اميدوارم مشكلي پيش نيايد تا اين آخرين تعهد جشنواره محقق شود.
    حركت جشنواره تئاتر ماه موازي جشنواره فجر نيست
    اشكالي دارد
    به هرحال اين گونه احساس مي شود...
    رقابت به نظرم بدنيست . دشمني نامطلوب است . اگر من با جشنواره تئاتر فجر و يا ارشاد مشكل داشتم در جشنواره فجر شركت نمي كردم . ما سعي كرديم طبق فرمايش مقام معظم رهبري اشتغال زايي را شكل دهيم و حداقل 17 گروه در مدت مشخصي مشغول شدند و در آينده اشتغال كوتاه مدتي را شكل خواهند داد. هدف اصلي مان به لحاظ محتوايي ذكر شد اما هدف هاي دوم سوم و... هم داريم كه ان شاالله در قالب يك گزارش جامع عرضه خواهيم كرد. يكي از آنها استمرار جريان تئاتر در حوزه هاي هنري است . نكته ديگر اينكه اساسا تعداد سالنها بودجه امكانات و پيشينه مركز تئاتر ارشاد در اختيار ما نيست و ما در اين زمينه خيلي كمبود داريم اما اگر فرصت كاركردن بيشتر شود همه خوشحال مي شوند. نشريات نيز با رقابت و پويايي ظاهر مي شوند.
    ارتباطي با مركز هنرهاي نمايشي ارشاد داشتيد
    ما هنوز در حوزه هنري به لحاظ فني و پشتيباني فقير هستيم . به لحاظ دكور لباس و لوازم صحنه مركز هنرهاي نمايشي و آقاي شريف خدايي مساعدتهاي ويژه اي داشتند و ايشان ثابت كردند كه همراه و همدل اند و هر درخواستي از ايشان كردم با لبخند و مهر پاسخ دادند. برخي از مسايل جشنواره با حمايت ايشان شكل گرفت .
    ميزان استقبال چطور بود
    شما بايد بفرماييد. من خوب ديدم . عالي نبود اما قابل تامل بود. آمار و ارقام هنوز استخراج نشده است ولي مي دانم كه در عرصه جشنواره هاي مشابه خيلي خوب بود.
    هيات داوران جشنواره چگونه شكل گرفت
    نمايندگان هيات مديره خانه تئاتر صورتي را در اختيار من گذاشتند كه پس از تماسهايم اين تركيب شكل گرفت . هيات مديره محترم كانون ملي منتقدان هم به درخواستم جواب مثبت دادند و تركيب سه گانه اي را شكل دادند.

  • *****
    تئاتر ديني ; درست يا غلط




  • به مناسبت برگزاري جشنواره تئاتر ديني در مشهد
    الهام بهرامي
    شايد يكي از مهمترين مباحث در خصوص تعريف و تبيين مفاهيم تخصصي تئاتر در كشورمان به كار بردن اصطلاحاتي است كه به واسطه برگزاري يك جشنواره يا همايش معمول و مرسوم مي شود و بعد بدون اينكه دقيق و شفاف فهميده شود رايج شده و ديگران نيز به وفور از آن بهره مي برند.
    از اين گونه اصطلاحات مي توان تئاتر ملي تئاتر دفاع مقدس و تئاتر ديني را نام برد.
    نكته جالب اينجاست كه برخي از كارشناسان و هنرمندان كه مسووليت بازخواني متون بازبيني جشنواره و يا داوري را به عهده مي گيرند در گفت و گوهاي خصوصي و يا درج شده در نشريات اين اصطلاحات را غيرعلمي و غيرقابل قبول مي دانند. اما كارشناسي و داوري آثار تحت اين عنوان را به راحتي مي پذيرند!
    شايد يكي از برنامه هايي كه مي تواند به تشريح و تبيين اين اصطلاحات پرداخته و يا ناقص و كامل بودن آنها را بررسي كند سمينارهايي است كه در حاشيه جشنواره ها و يا به طور مستقل برگزار مي شود.
    هر چند نتايج اين سمينارها و همايش ها كمتر به طور عملي به كار مي آيد اما برگزاري آنها بهتر از برگزار نكردنشان است ! گو اينكه ستاره اي باشد در شب بي ستاره تئاتر ايران . اما از آنجا كه اصطلاح مورد نظر ما « تئاتر ديني » است براي فهم بهتر اين اصطلاح دو كلمه اي مي بايست پيشينه اي را مقدمتا ذكر كرد.
    طبق نظريه اي مشهور و قديمي « تئاتر » را برآمده از آيين هاي نيايش و مراسمي كه آنها براي يكي از خدايان خود (ديوني سوس ) برگزار مي كردند مي دانند.
    هر چند برخي نظريه پردازان و محققان قويا بر ريشه هاي مصري تئاتر با اشاره به ايزيس و اوزيريس صحه مي گذارند اما گويي اقوال و نقل قول هاي محققان در خصوص يونان محكم تر است .
    باري هر كدام از تمدنهاي يونان و مصر و يا حتي هند را مرجع و منشا پيدايش تئاتر فرض كنيم همه به يك نقطه مشترك ختم مي شود; ريشه هاي پيدايش تئاتر مراسم و آيين هاي نمايشي بوده است .
    اين مطلب را حتي كارشناسان و معدود محققان تئاتر ايران نيز در نقل قول هايي همراه با چند مدرك كوچك و مختصر در مورد نمايش در ايران اظهار مي دارند و معتقدند كه ريشه شبيه خواني يا تعزيه كه يكي از كامل ترين گونه هاي نمايشي در ايران است كه هنوز از بين نرفته مربوط به گونه اي از مراسم آييني است كه مرتبط با پيش از اسلام مي شود و نقل قول اكثر آنها بر سوگ سياوش و گريستن مغان است .
    آيين هاي نمايشي و يا به تعبيري ديگر نمايشهاي آييني خيلي سريع تر از آنچه تصور كنيم و يا تاريخ نگاران طول زماني قابل ملاحظه اي براي آن قائل شوند در يونان تبديل به شكل تكامل يافته اي به نام تئاتر شد و عليرغم شباهت هاي انكارناپذير بين آيين ها و مراسم و تئاتر اين دو مقوله به تدريج از يكديگر فاصله گرفتند و تفاوتهاي عمده اي پيدا كردند.
    مشاركت جمعي در مراسم آييني و روح يگانه اي كه بر جمع نمايشگران و تماشاگران حاكم مي شود اين مراسم را يگانه و منحصر به فرد مي كند. و اين اتفاق همچنان تا قرن حاضر در چنين مراسمي كه در گوشه و كنار دنيا و به ويژه شرق اجرا مي شود رخ مي دهد.
    اما در يونان عملا بين گروه نمايشگران و تماشاگران فاصله افتاد و تئاتر تعريف ساده اي پيدا كرد كه تا امروز همچنان قابل آن را تماشا كند . به اين C كه B در نقش A رجوع است . يعني ترتيب يك گروه اجرايي تئاتري با زمينه چيني كاملا مشخص و حساب شده و با هدايت فردي به نام كارگردان نمايشنامه اي را براي تماشاگران تدارك مي بينند كه گروه اجرايي با تحليل مرارت و تمرين به آن رسيده اند و خواسته شان از تماشاگران اين است كه عمل اجرا شده در صحنه را باور كنند.
    اين پروسه حتي در نمايشهاي روايي (اپيك ) كه فن مشهور فاصله گذاري در آن رعايت مي شود اتفاق مي افتد.
    شكل گيري تئاتر توسط يونانيان در بهترين زمان ممكن و در عهدي كه از آن به عصر طلايي ياد مي شود رخ داد; زماني كه دموكراسي يوناني بر تمام شوون زندگي يونانيان حكمفرما بود و ناگفته پيداست كه دموكراسي تا چه حد براي شكل گيري و رواج و گسترش تئاتر لازم است . بنابراين عليرغم ريشه داشتن تئاتر در مراسم آييني اين دو مقوله تفاوتهاي ماهوي با هم دارند.
    اكنون به اينجا مي رسيم كه در روح نمايشگرانه ايرانيان حتي اگر پيشينه هاي محكم و اسناد و مدارك قابل استناد در خصوص اجراي مراسم آييني همچون سوگ سياوش بياييم مراحل تبديل مراسم آييني و نمايشي به تئاتر هرگز طي نشد و تنها شكل تكامل يافته از گونه اي نمايش مذهبي كه ريشه در صفويه دارد شبيه خواني يا تعزيه است كه در دوره قاجار به اوج خود رسيده و سپس افول مي كند.
    اين نمايش مذهبي و آييني كه داراي نقاط مشتركي با تئاتر به نظر مي رسد روند شكل گيري خود را از دوره صفويه آغاز كرد. هنگامي كه صفويه تشيع را مذهب رسمي ايران ناميد مرثيه سرايان به مرثيه سرايي در مناقب و مصايب امامان شيعه و به ويژه واقعه كربلا پرداختند و در همان اوان « مولانا حسين واعظ كاشفي سبزواري » با نوشتن « روضه الشهدا » و توصيه به خواندن آن بر سر منابر شيوه اي از روايت مذهبي را باب كرد كه حاصل آن گريستن و عزاداري مردم عزادار بر امام حسين (ع ) براي كسب ثواب بود.
    بي سبب نيست كه اكنون نيز اصطلاح روضه خواني همچنان برقرار است و دقيقا برگرفته از همين كتاب « روضه الشهدا » است كه به نثر و نظم نگارش شده و خود پايه اي براي نگارش نسخه هاي تعزيه به حساب مي آيد.
    تعزيه در دوره قاجار ويژگي هاي خاصي يافت و بهترين تعزيه ها در اين دوره اجرا شد. شكل كنوني تعزيه نيز تفاوت هاي چنداني با دوره هاي قبل ندارد و به نظر مي رسد با رواج تكنولوژي تلويزيون و ماهواره و سينما رويكرد عموم به اين نمايش به طور ملموس و محسوسي بسيار كمتر از گذشته شده است .
    اما در اين ميان نكته اي كه براي ما حائز اهميت است آييني بودن اين نمايش مذهبي است كه در آن جمع عزاداران مشاركت فعال دارند و گروه اجرايي نيز خود را از مردم مي دانند و نه بازيگراني كه به عنوان هنرمندان تئاتر تربيت شده باشند.
    اجراكنندگان (شبيه خوانان ) بي رياي تعزيه هيچگاه ادعاي بازيگري يا هنرپيشگي نداشتند و اكنون نيز ندارند. اوليا خوان ها كه در مقام شبيه حضرت امام حسين (ع ) يا حضرت ابوالفضل (ع ) و.... قرار مي گيرند از آغاز و در جاي جاي اجراي مراسم اذعان دارند كه فقط « شبيه » اين بزرگواران هستند و « اشقيا خوان ها » كه « شبيه » شمر و يزيد و ابن سعد قرار مي گيرند از آغاز خود را بري از ويژگيهاي اين ملعونان مي دانند و مثلا مي گويند; « من نه آن شمرم نه اينجا كربلاست »
    اينگونه است كه تعزيه نيز در نهايت آيين و مراسمي مذهبي است كه بهتر است آن را « نمايش مذهبي » بناميم .
    پس از ورود تئاتر به ايران و آشنايي هنرمندان و روشنفكران با اين پديده تعزيه سير تطور و تحولي را طي نكرد تا شايد به تئاتر تبديل شود و يا اساسا چنين تغييري را پذيرا نبود.
    عده اي از هنرمندان تئاتر نيز تلاش كردند تا تعزيه را صحنه اي كنند و با اضافه كردن عناصر تئاتري آن را مناسب قاب ثابت صحنه كنند اما هرگاه تعزيه قرار شد به تمامي در صحنه اجرا شود توفيق فضاي بيروني را نيافت و هرگاه كاملا صحنه اي شد ديگر تعزيه نبود.
    اما در دو دهه اخير شكل تازه اي از نمايش به وجود آمد كه اركان خود را از روضه خواني و تعزيه گرفت . بهترين مثال اين گونه اجراها « خورشيد كاروان » است . اينگونه شد كه تعزيه جانشين نسبتا مناسبي پيدا كرد كه ديگر تعزيه نبود. اما مثل تعزيه تئاتر هم نيست و مي توان آن را « نمايش مذهبي » ناميد.
    اما تئاتري كه وارد ايران شد از همان دوران شكل گيري و پيدايش درام نويساني چون اشيل و سوفوگل و اوريپيد در يونان يكي از مسائلش خدايان و چالش آنها با انسان بود. اما نه « اشيل » كه درام نويسي پاي بند به مذهب دوره خودش بود و نه اوريپيد كه مي گويند به خدايان احترام كافي نمي گذاشت و آنها را زير سوال مي برد قصد درامي كه در آن مذهب را ترويج كرده و يا آيين هاي نمايشي را رواج دهند نداشتند.
    مساله درام نويسان يونان و سپس اخلاف آنها انسان و چالش ها و برخوردهايش با تقدير خير و شر و... بوده است .
    مفاهيمي كه از آن زمان تاكنون در تئاتر مطرح مي شود همگي با انديشه و افكار انسان مرتبطند افكار و انديشه هايي كه نسبت مستقيم با هويت و اعتقاد انسان دارد و سلبي يا ايجابي مضاميني را مطرح مي كند كه ريشه در اعتقادات ديني انسانها دارد.
    درست است كه در قرن پنجم پيش از ميلاد هنوز مسيح به دنيا نيامده و مذهبي شكل نگرفته بود اما هنگامي كه اديپ به عنوان يكي از شخصيت هاي مهمترين درام دنيا در جستجوي حقيقت برآمده و تا آنجا مي رود كه به روشن بيني مي رسد و يا « آنتي گون » كه در برابر « كرئون » مي ايستد تا دستور خدايان مبني بر دفن اجساد را به انجام رساند روح حقيقت طلبي صداقت و مبارزه با جهل و ظلم آنچنان بر اثر حكمفرما مي شود كه گويي نويسنده آن پايبندي كامل به دستورات ازلي ديني دارد.
    پس از آن نيز نمايشنامه نويساني مثل شكسپير با نگارش آثاري چون « هملت » و « مكبث » مفاهيمي را مطرح كردند كه در آنها جاه طلبي انسان حسادت او و.... به عنوان اعمالي خانمان برانداز مطرح مي شود يعني همان مفاهيمي كه در كتابهاي آسماني وجود دارد. اما هيچگاه كارشناسان و تاريخ نگاران تئاتر دنيا آنها را الزاما به عنوان تئاتر ديني معرفي نكرده اند.
    در آثار متاخر نيز كساني چون « يوجين اونيل » « آگوست استرنبدبرگ » و حتي « ساموئل بكت » مفاهيمي را مطرح مي كنند كه به طور كلي انسان و دغدغه هاي او را دربرمي گيرد كه در همه آنها رگه هاي دين و اعتقاد را مي توان جستجو كرد.
    بنابراين عنوان گذاري « تئاتر ديني » بر اين نمايشها نه درست است و نه غلط و نه اساسا لازم و ضروري . مثل اينكه مدام بگوييم « انسان خاكي » يا « انسان زميني » كه عنوان كردنش جز در مواردي خاص لزومي ندارد.
    از طرف ديگر مي توان شكل گيري هايي از نمايش را به دليل داشتن اشارات مستقيم و يا اعمال و آيين هاي مذهبي نمايش مذهبي دانست .
    اما اينكه يك گونه يا ژانر تئاتري را به عنوان « تئاتر ديني » شناسايي كنيم اساسا علمي نيست و در هيچ تقسيم بندي نمي گنجد.
    همچنين هنگامي كه يك هنرمند با اعتقادات ديني دست به خلق اثري مي زند و يا با پايبندي به حقايق و معارف انساني نمايشي را به صحنه مي برد حتي اگر اين اثر هيچ نشانه مستقيمي مرتبط با دين نداشته باشد حاصل كار تجلي عقايد ديني او خواهد بود.
    بي سبب نيست كه برخي از هنرمندان معروف و اخلاق گرا را در طول تاريخ پيامبران بي كتاب ناميده اند.
    هر چند نتايج اين سمينارها و همايش ها كمتر به طور عملي به كار مي آيد اما برگزاري آنها بهتر از برگزار نكردنشان است ! گو اينكه ستاره اي باشد در شب بي ستاره تئاتر ايران