روزنامه جمهوري اسلامي 21/10/1382 صفحه مقالات
نهج البلاغه در كلام رجال انديشه


محمدرضا بندرچي
قسمت اول
در امثال و حكم عربي شهرت دارد كه « كلام الملوك , ملوك الكلام » , اين سخني به غايت حكيمانه است نهج البلاغه مولا اميرالمومنين كه الحق « اخ القرآن » نام گرفته نيز مصداق عالي اين سخن حكمت آميز است , زيرا از زبان و قلم بزرگ مردي تراويده كه در جهان سخنوري يگانه بوده كلامش سرآمد كلام هاست از همين روي درباره اين اثر جاودانه گفته اند « فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق » .
آري , امام مومنان در عرصه سخنوري , گوي سبقت از همگان ربوده و توسن بلاغت را در ميدان فصاحت بي مهابا تازانده و هيچ كسي ياراي هماوردي با او را ندارد , و نه تنها هم كيشان امام متقين بر بي رقيبي وي اذعان دارند , بلكه سخنوران غير مسلمان هم بر اين امر گواهند , و جز اين نيست كه كلام امام علي (ع ) مويد از جانب حق است و از زبان و قلمي تراويده كه در شهر علم نبي (ص ) بوده است .
خوش تر ان باشد كه سر دلبران
گفته آيد در حديث ديگران
در ابتدا به ذكر بياناتي از بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره ) مي پردازيم :
« ما مفتخريم كه كتاب « نهج البلاغه » كه بعد از قرآن , بزرگترين دستور زندگي مادي و معنوي و بالاترين كتاب رهايي بخش بشر است و دستورات معنوي و حكومتي آن بالاترين راه نجات است , از امام معصوم ماست » . (1 )
و در پيام ديگري آن را شفاي دردهاي فردي واجتماعي دانسته و آن را اقيانوسي معرفي مي نمايد كه هر دانشمندي در آن فرو رود غرق مي شود . (2 )
سخنوران , دانشمندان عرب به حكم همزباني , اولين كساني كه حلاوت اين اثر ماندني را چشيده اند. سيدرضي كه خود همت به جمع آوري اين اثر سترگ گماشته و با نهج البلاغه جاودانه شده و همچون قطره اي كه خود دريا شده مي نويسد :
« جويندگان و سود پرندگان از آن زياد است و اين به دليل گران سنگي و قدر و منزلت اين كتاب در فراهم داشتن شگفتي هاي سخن وري و زبان آوري اوست . » (3 )
« عبدالحميد كاتب » از سخنوران بزرگ عرب در عهد مروان , چشمه جوشان مكتب ادبي خود و سبب نويسندگي اش را حفظ خطبه هايي چند از نهج البلاغه مي داند.
« هفتاد خطبه از خطبه هاي علي (ع ) را حفظ كردم و پس از آن ذهنم جوشيد كه جوشيد . » (4 )
و چون از فصاحت و بلاغت سخنان او پرسيدند , پاسخ مي دهد كه حفظ كلمات علي سبب فصاحت و بلاغت سخنانم شده است .
در همين راستا باز هم سيد رضي مي نويسد :
« بعد از قرآن وبيانات پيامبر اكرم (ص ) هر كلام و خطبه و مقاله اي را كه خواندم و شنيدم توانستم با آن رقابت كنم و بهتر از آن يا همانندش را بگويم مگر كلمات اميرالمومنين علي (ع ) را كه هر چه كوشيدم توانايي رقابت با آن را در خود نيافتم » . (5 )
« ابن ابي الحديد » كه عالم سني مذهب منصفي است و شرح بزرگش بر نهج البلاغه شهرت حياتي دارد , سخنان مولا را برتر از كلام مخلوق و كمتر از كلام الهي دانسته و مي گويد : « اگر چه ياران پيامبر (ص ) از فصيحان بودند ولي علي (ع ) از همه آنها افصح بود. »
همگان دو هنر خطابه و نويسندگي را از وي فرا گرفته اند , و به همين دليل است كه يك دهم بلكه يك بيستم آنچه را كه مردمان از سخنان علي (ع ) گردآوري كرده و حفظ كرده اند در مورد سخنان هيچ يك از صحابه رسول الله (ص ) انجام نداده اند با اين كه در ميان آنان نيز فصحاي بزرگي وجود داشته اند.
و سپس كلام امام (ع ) را برتر از كلام حكيماني چون افلاطون , ارسطو و سقراط دانسته است و مي گويد :
« فصاحت را بين كه چگونه مهار خود را به دست علي داده و زمام خويش را به وي سپرده است . نظم شگفت الفاظ را بنگر كه يكي پس از ديگري مي آيند و در اختيار او قرار مي گيرند. گويا چشمه اي است كه خود به خود و بدون زحمت از زمين مي جوشد. سبحان الله كه جواني از عرب و در شهري چون مكه مي بالد و با هيچ حكيمي هم برخورد نكرده است اما كلماتش در حكمت نظري , برتر از سخنان افلاطون و ارسطو قرار گرفته و با اهل حكمت عملي نيز آمد و شد نداشته اما از سقراط هم پيشي گرفته است » (6 )
امام « يحيي يمني » مي گويد : « از معاني گوارا و شيواي سخنان علي (ع ) هر سخنوري سيراب شده و به سبك كلام وي هر خطيبي لباس سخنوري به تن كرده است چرا كه مولا آبشخور بلاغت و زاينده آن است و ابر پر بار فصاحت مي باشد به حدي كه خود فرمود : ما فرمانروايان كشور سخنيم و درخت سخنوري در وجود ما ريشه دوانيده و شاخه ها آورده است » . (7 )
« شيخ محمدحسن نائل المرصفي » كه از اديبان مهم جهان عربي است نهج البلاغه را همچون قرآن كريم , نوعي معجزه مي داند و مي گويد :
« نهج البلاغه برهاني روشن بر اين است كه علي (ع ) بهترين نمونه زنده روشنايي و دانش , هدايت و فصاحت و معجزه قرآني است . در اين كتاب دلائل و نشانه هايي از دانش وسيع و سياست صحيح و موعظه هاي روشن گر امام علي (ع ) به چشم مي خورد كه شبيه آن در آثار هيچ يك از دانشمندان بزرگ و فيلسوفان و نوابغ ديده نمي شود.
« مولا در ژرفاي دانش و دين و سياست فرو رفته و در همه اين موارد سربلند بيرون آمده است » . (8 )
شيخ « ناصيف يازجي » , عقيده دارد : « كسي كه مي خواهد در دانش و نگارش برتر از همه قرار گيرد بايد به نهج البلاغه متوسل شود و از حفظش كند » .
وي به فرزندش سفارش مي كند كه هرگاه خواستي در دانش و ادب و نگارش بر ديگران برتري جويي حتما قرآن و نهج البلاغه از بر كن . » (9 )
« طه حسين » , اديب بزرگ معاصر مصري كه امروزه به سمبلي ادبي براي اديبان عرب مبدل شده و وجهه مذهبي زيادي هم ندارد عقيده دارد كه : « من پس از وحي خداوندي , سخني شيواتر و زيباتر از كلمات علي (ع ) را سراغ ندارم » . (10 )
« امين نخله » مي گويد : « هر كس بخواهد روح تشنه خود را از بيانات علي (ع ) سيراب سازد بايد به نهج البلاغه روي آورد و آن را با دقت و صفحه به صفحه بخواند و گام نهادن در پرتو آن را فراگيرد . » (11 )
« ابن نباته » عبدالرحيم بن محمد اسماعيل , خطبه ها و مواعظ مولا را گنجي تمام نشدني مي داند و مي گويد :
« از خطابه ها گنجي از بر كرده ام كه هر چه از آن بردارم نمي كاهد و بلكه افزون مي شود و بيشتر آنچه را كه از بر كرده ام حدود يكصد فصل از كلمات موعظه آميز علي بن ابيطالب است . » (12 )
شيخ « محمد عبده » كه در زمان خود شيخ مطلق از هر بود و افتخار شاگردي مفتخر شرق « سيد جمال الدين اسدآبادي » را دارد و چه بسا شرح نهج البلاغه وي نيز نشاني از تاثير روح شيعي و حماسي سيد بروي باشد و سخنان امام را پس از آيات قرآني و كلمات رسول الله (ص ) جامع ترين كلام دنياي عرب مي داند و مي گويد :
« در ميان تمام مردم عرب كسي نيست كه معتقد نباشد سخن علي (ع ) پس از قرآن و احاديث رسول خدا (ص ) شريف ترين و بليغ ترين و جامع ترين سخنان است » . (13 )
همو در فراز ديگري آن را آموزشگاه پند و حكمت دانسته و تمسك بدان را پاك كننده دل ها مي داند . » (14 )
عبده مي نويسد : « در هنگام مطالعه نهج البلاغه هرگاه به فصلي ديگر مي رسيدم , حس مي كردم كه پرده هاي سخن عوض مي شوند و آموزشگاههاي پند وحكمت تغيير مي يابند. گاهي خود را در ميان جهاني مي يافتم كه روح بلند معاني با زيور عبارات تابناك آن را آبادان ساخته است . اين معاني , پيرامون جانهاي پاك و دلهاي روشن مي گردد تا به آنها رستگاري و الهام كند و به مقصد عالي شان برساند و از لغزش گاههاي گوناگون دورشان سازد و به شاهراه مستحكم فضيلت و كمال برساند » . (15 )
اين گونه سخنان از مردي كه خود هم فقيه است و هم در ميدان ادبيات عرب شهره ور است بيانگر مكانت و منزلت والاي نهج البلاغه مي باشد.
يكي ديگر از ادباي شهير عرب « دكتر زكي مبارك » صاحب كتاب هاي مهم « النثر الفني » و « عبقريه الشريف » و تحقيقات برجسته در آرايه هاي ادبيات عرب است . وي در كتاب « النثر الفني » كه به بررسي زيبايي هايي كلام عرب پرداخته پس از توصيف نثر فني درباره جايگاه سخن بحث مي كند و چنين ادامه مي دهد :
« نامه هاي علي بن ابي طالب و خطب و وصيت نامه و عهدنامه هاي او از صنعت ايجاز و تطويل بجا برخوردار است . علي وقتي كه پيمان نامه مي نويسد گفتار را طولاني مي سازد چرا كه عهدنامه , دستورهاي سياسي منطقه اي را كه حاكم بدانجا اعزام مي شود در بردارد اما زماني كه براي خواص ياران خود نامه مي نگارد عبارت ها كوتاه است چرا كه در اين گونه موارد موجبي براي طولاني ساختن گفتار نيست » . (16 )
به گفته دكتر « علي الجندي » رئيس دانشكده علوم قاهره , سخنان حضرت علي (ع ) به حدي زيباست كه گويي شعر منثور است . وي درباره نثر امام مي گويد : « نوعي خاص از آهنگ موسيقي كه بر اعماق احساسات پنجه مي افكند در اين بيانات هست . از نظر سجع , چنان منظوم است كه مي توان آن را « شعر منثور » ناميد . (17 )
« ابوعثمان عمروبن جاحظ » كه از ادباي بنام و تراز اول ادبيات عرب است به جمله با ارزش « قيمه كل امري ما يحسنه » كه تراويده فكر بلند امام متقين است اشاره مي كند و مي گويد : « اگر از نوشته هاي علي (ع ) جز همين كلمه را نداشتيم آن را شافي و كافي و بي نيازكننده مي يافتيم بلكه آن را برتر از كفايت و منتهي به غايت مي دانستم چرا كه نيكوترين سخن آن است كه اندك آن ترا بسيار بي نياز سازد و معني آن در ظاهر لفظ باشد » . (18 )
پانوشت ها :
1 ـ وصيت نامه الهي و سياسي .
2 ـ پيام مورخ 1360,2,27 امام خميني به كنگره هزاره نهج البلاغه , ص .7
3 ـ بحثي كوتاه پيرامون مدارك نهج البلاغه , استادي , رضا بنياد نهج البلاغه , تهران , 1362
4 ـ سيري در نهج البلاغه , مطهري , مرتضي , ج 15 , ص .11
5 ـ جولات اسلاميه . محمدامين النواري , بيروت , 1980 , ج 3 , ص .99
6 ـ همان , مطهري , مرتضي , ص .15
7 ـ الطراز , امام يحيي يمني , بيروت , 1971 , ج 1 , ص .12
8 ـ همان , محمد امين النواري , ص 98
9 ـ همان , ص .99
10 ـ علي و بنوه , طه حسين , بيروت , 1970 , ج 5 , ص .30
11 ـ ماه كلمه من كلام الامام علي , امين نخله , بيروت , دارالتعارف , 1981 , ص .41
12 ـ شرح نهج البلاغه , ابن ابي الحديد , كتابخانه مرحوم مرعشي نجفي , قم , 1364 , ج 1 , ص .24
13 ـ سيري در نهج البلاغه , مرتضي مطهري , ص .18
14 ـ همان , همانجا .
15 ـ همان .
16 ـ النثر الفني , دكتر زكي مبارك , قاهره , مكتبه مصطفي البابي , 1970 , ج 3 , ص .59
17 ـ سيري در نهج البلاغه , مرتضي مطهري , ص .18
18 ـ البيان و التبيين , جاحط , قاهره , مكتبه مصطفي البابي 194 , ج 2 , ج 1 , ص .82
« طه حسين » نويسنده مصري : « من پس از وحي سخني شيواتر و زيباتر از كلمات علي (ع ) را سراغ ندارم »
شيخ محمدعبده : در ميان عرب كسي نيست كه معتقد نباشد سخن علي (ع ) , پس از قرآن و احاديث رسول خدا , شريف ترين و بليغ ترين و جامع ترين سخنان است