روزنامه جمهوري اسلامي 18/10/1382 صفحه عقيدتي
*****
كشف حجاب ; از زرين تاج بابي تا شيرين عبادي




  • (به مناسبت 17 دي سالروز كشف حجاب توسط رضاخان )
    آخرين قسمت
    خلاصه بعد از اين كه طرح استعماري كشف حجاب توسط فرقه ضاله بابيه و زرين تاج بابي به شكست كامل انجاميد سياست گذاران و جاسوسان و عوامل استعمار چنان ضربه اي خوردند و چنان به حيرت و سردرگمي افتادند كه تا مدت ها نتوانستند برنامه ديگري براي كشف حجاب و مبارزه با ارزش هاي ديني زنان مسلمان ايران ارائه كنند. آن ها بعد از اين دوره حيرت و سرگرداني سرانجام به اين نتيجه رسيدند كه اگر از طريق دربار قاجاريه اقدام به كشف حجاب كنند و شاه قاجار و درباريان او را متقاعد و مجاب به پذيرش اين موضوع نمايند موفق خواهند شد. البته مجاب كردن شاه قاجار (ناصرالدين شاه ) و درباريان او كار چندان ساده اي نبود و ضرورت داشت اين كار طي برنامه هاي درازمدت و زمينه سازي هاي لازم انجام بگيرد. اين زمينه سازي ها با بردن شاه قاجاريه سفر اروپا آغاز شد. بنابراين يكي از اهدافي كه براي سفرهاي ناصرالدين شاه به اروپا در نظر گرفته شده بود آماده كردن ذهن شاه براي كشف حجاب بود. بعد از آن كه ناصرالدين شاه سه بار به فرنگ (اروپا) برده شد و او در جريان بي حجابي زنان آن قاره قرار گرفت و تا حدود زيادي دل شاه ربوده شد به تدريج با او در زمينه تغيير لباس زنان ايران و كشف حجاب گفت وگو شد. شاه ايران كه طبعي كاملا عياش و هوسران داشت چندان بي ميل به اين موضوع نبود زيرا خاطراتي كه از ديدن چهره و سر و پيكر عريان زنان در فرنگ داشت به او اين موضوع را القا مي كرد كه اگر در ايران نيز اوضاع چنين شود همان لذت ها پيوسته و مدام خواهد شد و...
    علاوه بر اين جاسوسان و عوامل استعمار و خودباختگان در برابر غرب به شاه تلقين مي كردند كه تغيير لباس زنان و كشف حجاب مقدمه ضروري براي پيشرفت و قدرتمندشدن كشور است . بالاخره اين القائات در شاه اثر كرد و او اجازه داد زمينه تغيير لباس و كشف حجاب آماده شود. اما اين كار با ترس و احتياط بسيار شديد انجام مي گرفت زيرا شاه و درباريان او از عكس العمل شديد مردم مسلمان ايران نسبت به تحركات فرقه بابيه و زرين تاج بابي درباره كشف حجاب كاملا آگاه بودند و خاطره قيام مردم عليه فسادانگيزي هاي آن ها را در ذهن داشتند و مي ترسيدند كه گستاخي در زمينه كشف حجاب همان بلايي را به سر شاه ودرباريانش بياورد كه بر سر فرقه ضاله بابيه و زرين تاج بابي آورد.
    چگونگي روند تغيير لباس زنان و كشف حجاب در زمان ناصرالدين شاه به روشني از ترس شديد شاه جاسوسان و عوامل بيگانه در زمينه مذكور حكايت مي كند. به عنوان مثال در ابتدا سعي شد بدون مطرح كردن كشف حجاب از سروته لباس برخي زنان درباري و حكومتي بزنند و آن ها را تا حد زيادي كوتاه و يا تنگ كنند. به همين دليل بود كه بعد از سفرهاي ناصرالدين شاه به فرنگ كم كم در ميان درباريان شايسته ها و دامن هاي كوتاه و تنگ متداول (مد) شد و برخي تغييرات ديگر نيز در لباس زنان طبقه اشراف و اهل حكومت و درباريان پديد آمد. تغييراتي كه جهت آن به سوي كم حجابي بدحجابي و در نهايت بي حجابي بود.
    حجاب ستيزي دوره ناصرالدين شاه نيز از لحاظي با حجاب ستيزي زمان حاضر شباهت هايي دارد. يعني اين كه استكبار و عوامل او در زمان ما حجاب ستيزي و حركت به سوي بي حجابي كامل و كشف حجاب را با كوتاه كردن و تنگ كردن تدريجي لباس زنان (كوتاه كردن روپوش ها تنگ و چسبان كردن شلوارها و تن پوش ها نيمه عريان كردن موي سرو...) آغاز كرده اند و متاسفانه توانسته اند موفقيت هاي محدودي نيز به دست آورند و لباس تعدادي از زنان را تحت تاثير قرار دهند و به اين موفقيت خود افتخار كنند چنان كه يكي از جاسوسان آمريكا به نام توماس فريدمن كه در تابستان سال جاري به ايران سفر كرده است مي گويد : ما كارمان را با انقلاب لاك ناخن در ايران شروع كرديم و امروز خوشحالم كه بگويم در حال حاضر مانتوها در ايران كوتاه شده و روسري ها عقب رفته اند و اگر اين روسري را هم بتوانيم برداريم ديگر چيزي از جمهوري اسلامي باقي نمي ماند. راه برداشتن روسري نيز اين است كه كنوانسيون حقوق جهاني زنان بر جمهوري اسلامي ايران تحميل شود!
    بعد از آن كه در دوره ناصرالدين شاه پوشش برخي زنان اندكي تغيير يافت و تا حدودي كوتاه و تنگ شد كشف حجاب « پشت بامي » و بي حجابي « بالاي بامي » با احتياط و ترس شديد رخ نمود. به اين معني كه برخي زنان دربار و برخي زنان طبقه اشراف و اهل حكومت به خود جرات دادند كه بعضي مواقع با سر عريان به بام خانه هاي خود بروند و از آن بالا به مردم خيابان ها عبور سربازان و... نظاره كنند و مردم نيز با حيرت به آن ها چشم بدوزند. البته اين زنان جرات نكردند حركتي بيش از اين نشان دهند و با سر عريان وارد كوچه و خيابان شوند زيرا احساس كردند مردم همچنان نسبت به كشف حجاب حساسيت فراوان دارند و اگر دربار قاجار چنين كاري انجام دهد يقينا قاجاريه در اثر قيام مردم سقوط خواهد كرد. بالاتر اين كه همين حركت (كشف حجاب پشت بامي ) آن ها نيز به شدت مردم را خشمگين كرد و حتي در ميان دربار اعتراض هاي شديدي به اين موضوع شد. به عنوان مثال يكي از درباريان آن زمان اعتراض خود را نسبت به كشف حجاب پشت بامي در نوشته ها و خاطراتش چنين بازتاب مي دهد : امروز شنيدم كه افواج عشق مي كردند. اهل حرم بي پرده و بي حجاب بالاي پشت بام ايستاده بودند و تماشا مي كردند. مردم هم آن ها را مشاهده مي نمودند. خدايا آن غيرت كه من ديده بودم چه شد هر شب ده نفر قلندر به اسم مليجك به اندرون مي بردند كه ساز بزنند. پناه برخدا از وضع دولت آيا ديگر كسي مي تواند زن داشته باشد و حفظ ناموس كند !
    خلاصه اين كه در زمان ناصرالدين شاه نيز گرچه او اجازه داده بود زنان دربارش در ملاعام بدون پوشش و حجاب ظاهر شوند ولي كشف حجاب به دليل مقاومت و حساسيت شديد مردم و ترس قاجاريه از قيام عمومي مثل دوره زرين تاج و فرقه بابيه ناكام ماند. بدين ترتيب دومين موج حجاب ستيزي نيز به شكست كشانده شود.


    با وقوع نهضت عدالت طلبي و تعالي خواهي كه در دوره مظفرالدين شاه به رهبري علما و روحانيون به وقوع پيوست ولي توسط استعمار و جاسوسان و عوامل او به نهضت مشروطه تغيير نام و سپس منحرف شد حجاب ستيزي شكل ديگري به خود گرفت . حجاب ستيزان پس از پشت سرنهادن اولين و دومين موج تهاجم به حجاب و شكست سنگين در اين زمينه . به اين نتيجه دست يافته بودند كه براي از ميان برداشتن حجاب بايد كار به اصطلاح فكري و فرهنگي و تبليغي بكنند تا در جريان سومين موج تهاجم به حجاب مثل دفعات قبل شكست نخورند و شرم و ننگ به بار نياورند. علاوه اين حجاب ستيزان اين عصر به اين نتيجه نيز رسيده بودند كه براي دستيابي به موفقيت هاي چشمگير چاره اي غير از اين ندارند كه تا مي توانند منافقانه عمل كنند و موضوع حجاب را از موضوع دين كه مردم به آن حساس هستند جدا نمايند و كار فرهنگي عليه حجاب را تحت عناوين و موسساتي انجام دهند كه نام هاي گمراه كننده داشته باشند. در پي اين راهبرد جديد حجاب ستيزي بود كه به تشكيل موسسات و گردهمايي ها تاسيس مدارس براي دختران به راه انداختن انجمن براي زنان نوشتن مقاله و كتاب راه اندازي روزنامه و نشريه ويژه دختران و زنان تشكيل مجامع و جمعيت هايي ويژه نسوان و... دست زدند و در بعد فرهنگي و تبليغي غوغايي به راه انداختند و تا مي توانستند به شكل مرموزانه عليه حجاب فعاليت كردند و سعي نمودند حجاب را در ذهن زنان به يك موضوع ضدارزش و ضدشرقي و ضد تشخص و ضدمقبوليت اجتماعي و ضدامروزي و نوين بودن و ضدفرهيختگي و... جلوه دهند و در عوض بي حجابي را رهيدن از كهنه گرايي و نماد فرهيختگي و تشخص اجتماعي و فهميدگي و مترقي بودن و برتري ذهني و فكري داشتن و... معرفي نمايند.
    در اين جا نيازي نيست و هم اين كه مجالي وجود ندارد تا از تعداد نام كارنامه چگونگي فعاليت و روش هاي توطئه آميز افراد موسسات مدارس و انجمن ها و مجمع هايي كه در اين دوره عليه حجاب مبارزه مي كردند بحث شود. بنابراين به همين جمله اكتفا مي كنيم كه گرچه موج سوم مبارزه با حجاب و تلاش براي كشف حجاب ذهن افراد اندكي را در سطح طبقه اهل حكومت و در ميان زنان اشرافي و مرفهين بي درد متاثر و ناآرام كرد ولي هرگز موفقيت عمومي نيافت و چرخ تبليغاتي و فرهنگي عوامل استعمار و خودباختگان در ميان ذهن لايه بسيار نازكي از زنان ويژه و زناني كه به آن ها اشاره شد يخ زد و از حركت باز ايستاد. البته در اين دوره نيز برخي گستاخي ها اتفاق افتاد تا پرده هاي حيا دريده شود و به اصطلاح زنان جسارت كشف حجاب پيدا كنند. به عنوان مثال دختر ناصرالدين شاه (تاج السلطنه ) كه در زمان قبل جرات كشف حجاب در ملا عام پيدا نكرده بود به اين گمان كه فضاي تازه اي پديد آمده است بدون حجاب در كوچه و خيابان ظاهر شد ولي حركت گستاخانه و بسيار استثنائي افرادي مثل تاج السلطنه نيز نتوانست تاثيري بگذارد و گرهي از كار حجاب ستيزان باز كند.
    جرياني كه ستيز باحجاب را درصدر اهداف و كارهاي خود قرار داده بود تا اوايل دهه دوم حكومت رضاخان اين مبارزه در ابعاد فرهنگي و تبليغي و ايجاد جنگ رواني عليه حجاب ادامه داد. در اين زمان رضاخان كه سردمدار مبارزه با همه ارزش ها و نهادها و جلوه هاي ديني جامعه بود كشف حجاب را نيز به عنوان يكي مهم ترين هدف خود برگزيده و در راس حجاب ستيزان قرار گرفته بود. او و ساير حجاب ستيزان پس از برخي تلاش هاي به اصطلاح فرهنگي به اين نتيجه رسيدند كه حجاب در ميان زنان مسلمان ايران بسيار ريشه دارتر از آن است كه بتوان با تبليغات و كارهاي فرهنگي و جنگ رواني آن را از ميان برد. به همين دليل در اين زمان رضاخان و مجموعه عوامل غرب گرا و حجاب ستيزان تصميم گرفتند حجاب را با خشونت و چوب و چماق و با فشار گلوله و سرنيزه از ميان بردارند و به اجبار و قهر كشف حجاب كنند.
    در واقع زماني كه رضاخان در 17 دي 1314 رسما كشف حجاب را اعلام كرد جنگ شش ساله اي عليه حجاب و عفت آغاز شد. جنگي كه بسيار شديد و بي رحمانه بود. در اين جنگ شش ساله كه از 17 دي 1314 آغاز شد و تا زمان سقوط رضاخان (شهريور 1320 ) ادامه يافت حوادث مصايب و ماجراهاي بسيار فراواني روي داد كه شرح آن بسيار مفصل است . البته پيش از اين تاريخ نيز رضاخان جنگ با حجاب را به طور غيررسمي و اعلام نشده آغاز كرده بود ولي از اين زمان به بعد رسما اين جنگ آغاز شد و تمام توان انتظامي و اداري و فرهنگي و سياسي و آموزشي حكومت رضاخان عليه حجاب و زنان محجبه وارد عمل گرديد و پي درپي فاجعه هاي دردناك پديد آمد.
    در اين مرحله از ستيز با حجاب نيز گرچه ضربه مهلكي بر عفت جامعه وارد آمد ولي سردمداران مبارزه باحجاب را به نتيجه مورد نظر نرساند و پس از سقوط رضاخان غير از اندكي از زنان بقيه به حجاب و عفت روي آوردند. پسر رضاخان نيز بعد از آن كه كم فايده بودن جنگ چندساله پدرش باحجاب را ديد از طريق ديگر به ستيز با عفت و ارزش هاي اسلامي زنان پرداخت و سياستي برگزيد كه از مجموعه روش هاي دوره هاي قبل به طور هماهنگ و حساب شده بهره گيرد تا حجاب را از ميان بردارد . اما وقوع انقلاب اسلامي تمام يافته هاي 150 ساله حجاب ستيزان را پنبه كرد و حجاب نه تنها به عنوان يك حكم شرعي و ارزش ديني رواج عمومي و قاطع يافت بلكه نماد مبارزه با كل فرهنگ غرب و مظهر هويت و خودباوري و استقلال فرهنگي زنان مسلمان ايران در برابر ضدارزش هاي بيگانگان و استكبار جهاني شد. پديدآمدن اين وضعيت در ايران تا مدت ها برنامه ريزان غرب را گرفتار انفعال و تحير كرد و آن ها متوجه شدند كه نه تنها تمام تلاش هاي حجاب ستيزانه شان در ايران به هدر رفته است بلكه اكنون در تمام كشورهاي اسلامي و حتي در خود كشورهاي غربي حجاب زنان مسلمان كل فرهنگ و ارزش هاي غربي و استكباري را به مبارزه طلبيده است . مجموعه جهان استكباري غرب با مشاهده چنين اوضاعي بار ديگر به طور مشترك دست در دست هم دادند تا با طرحهاي مختلف تبليغي و فرهنگي و ايجاد جنگ رواني و همچنين بااستفاده ابزارهايي مثل حقوق بشر دموكراسي و طرح دروغين حقوق زنان و انواع شيوه هاي ديگر مبارزه باحجاب را در سطح جهان به طور عموم و در كشورهاي اسلامي و ايران به طور ويژه مديريت و فرماندهي كنند. بنابراين همان طور كه اشاره شد اكنون نيز ما با اوج ديگري از مبارزه با حجاب روبه رو هستيم و جهان استكبار و صهيونيسم تمام توان تبليغي و سياسي و سازمان ها و نهادهاي بين المللي خود را بسيج كرده اند تا اين اوج را به نفع خود تمام كنند. به همين دليل است كه پيوسته افرادي را در رده هاي مختلف علم مي كنند تا براي زنان جهان اسلام به ويژه براي زنان مسلمان ايران الگوهاي شيطاني و دروغين بسازند و در عرصه جنگي كه اكنون بين حجاب و بي حجابي و بين عفت و بي عفتي و بين حق و باطل درگرفته است بي حجابي و بي عفتي و باطل را به نفع فرهنگ استكباري غرب پيروز كنند. اما يقينا در اين مرحله نيز مثل مراحل قبل نه تنها عفت و پاكدامني و حجاب در كل جهان اسلام پيروز خواهد شد بلكه حجاب ستيزان استكباري را در سنگرهاي خود و در كانون هاي استكباري به عقب خواهد راند زيرا اكنون بار ديگر عصر دينداري فرارسيده است و زمان و مجموعه جهان به سوي ارزش هاي ديني و الهي در حركت است .
    علي وزوايي
    يكي از اهدافي كه براي سفرهاي متعدد ناصرالدين شاه به اروپا در نظر گرفته شد نشان دادن زنان بي حجاب فرنگ به شاه و آماده كردن ذهن او براي كشف حجاب بود. به همين دليل بعد از اين سفرهاي مكرر و القائات كاذبي كه به شاه درباره تلازم بي حجابي با ترقي و تجدد شد ناصرالدين شاه به زنان دربارش اجازه داد كشف حجاب كنند. اما به دليل ترس شديد از واكنش مردم و به ياد آوردن حماسه و غيرت مردم در برخورد با حجاب ستيزي فرقه بابيه فقط « كشف حجاب بالاي بامي » و « بي حجابي پشت بامي » نمودهاي ناچيزي پيدا كرد و به كوچه و خيابان سرايت نكرد. البته همين حد نيز به سبب واكنش هاي تند برچيده شد و در نتيجه دومين موج تهاجم به حجاب نيز به شكست انجاميد.
    نقطه آغازي كه براي كشف حجاب دوره ناصرالدين شاه يقين گرديد و به آرامي پيگيري شد كوتاه كردن و تنگ كردن تدريجي لباس زنان بود. به همين دليل در ميان زنان دربار شليته ها و دامن هاي كوتاه رواج يافت .
    سومين موج تهاجم به حجاب با نهضت مشروطه همزمان است و در اين مرحله كارهاي فرهنگي و تبليغي و جنگ رواني شديدي عليه حجاب صورت گرفت و تعدادي از زنان و مردان غرب گرا تا مي توانستند عليه حجاب گفتند و نوشتند و جنگ رواني بهمراه انداختند. ولي اين موج نيز موفقيتي براي حجاب ستيزان نداشت . شكست امواج تهاجمي سه گانه به حجاب سبب شد كه چهارمين موج با چوپ چماق تفنگ و فشنگ سرنيزه و... آغاز شود و قلدري به نام رضاخان تمام توان فرهنگي انتظامي امنيتي و اداري حكومتش را براي برداشتن حجاب از سر زنان بسيج كند.