روزنامه جمهوري اسلامي 17/10/1382 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
بحران آذربايجان


  • 74
    پنجشنبه 15 فروردين
    اخبار رسمي راجع به اجتماع كوميته هاي حومه منتشر نشده است . گويا عمده مقصود از اجتماع حاضرنمودن اذهان عمومي دمكرات ها براي دفاع در مقابل اقدامات مسلحانه حكومت طهران بوده است كه بعد از رفتن روس ها اقدامات طهران براي اعاده سلطه خود بر آذربايجان انتظار مي رود. شايع شده است كه قدم اول اين تثبيت يعني تهييج مردم و دمكرات ها براي مقابله و به مبارزه با طهران با عدم موفقيت مواجه شده است . شنيدم نطق فريدون ابراهيمي خيلي با سردي تلقي شده است . باز هم شنيدم كه خود آقاي پيشه وري هم در اجتماع حومه نطق مي نمود. در ضمن گفته است كه بايد به قرآن قسم بخوريد كه در دفاع از حكومت ملي آذربايجان حاضر هستيد. از ميان جماعت زمزمه هايي بلند شده است . هس هس نموده اند. پيشه وري هم اوقاتش تلخ شده است . اين جور شايعه ها كه مقدار معتد بهي براي آنها بايد به اصطلاح تبريز افت ملاحظه كرد و از حيث اطلاع از جريان قضيه چندان مفيد نيست از حيث اين كه احساسات مردم را نسبت به حكومت ملي و ليدرهاي آن توضيح مي نمايد مستحق دقت است و خود اينكه چنين شايعه است في حد نفسه يك خبر مهمي است . در اين صورت راست و دروغ بودن قضيه فرق نمي كند.
    بناشده است كه كارگران مسلح بشوند. به طور وضوح معلوم نمي شود كه سياست حكومت ملي بر آن است در كار مدافعه از حيات خود عناصري كه بيشتر از سايرين در تشكيل اين رژيم ذي نفع هستند و در آينده احتمال انتفاع بيشتري براي آنها مي رود دخالت بدهد; كارگران كارخانه هاي شهر و دهقان هاي قراي مسلوب الملكيه را مدافع طبيعي خود تصور مي نمايد. اگر حكومت طهران عرضه و جسارت اقدامات جدي را داشته باشد شايد اين اميدهاي حكومت ملي از طرفداران طبيعي خود مورد آزمايش پيدا نمايد.
    چند روز قبل پيشه وري در حضور جمعي از اعضاي دولت تبريز مثل ]از[و محترمين گفته است كه در صورت لزوم استالينگراد دفاع خواهيم نمود.
    در هشترود كه از بلوك هاي آذربايجان واقع در جنوب شرقي تبريز است اشكالات جديدي براي دولت ملي ظهور كرده است . مصادمه مابين كسان صولت السلطنه كورانلي كه از خوانين چاراديماق بود و حالا هفت هشت سال است كه فوت نموده است با كوميته هاي محلي هشترود به عمل آمده است . گفته مي شود كه چند نفر كشته شده اند و يكي از پسرهاي صولت السلطنه در راس مخالفين قرار گرفته است . كبيري وزير پست و تلگراف كه به عمليات جنگي بيشتر از اداره كارهاي وزارتخانه خود ذوق و دلبستگي دارد حركات جنگي را در هشترود اداره مي كند. تلگرافي از آق زيارت به وزارتخانه نموده بوده است . معلوم مي شود كه محل اركان حرب خود را در آنجا برقرار نموده است . خبر مي رسد كه در كوه هاي هشترود سنگربندي نموده و توپ كشيده اند. با وجود اين شايع شده است كه قريه عزيز كندي كه از قراي مشهور هشترود است به دست مخالفين افتاده است و حاجي كلانتر كه صدر فرقه بوده است به قتل رسيده است .
    اين اخبار كه به صحت في الجمله آن اطمينان مي شود داشت و در ميان مخالفين دولت يعني اكثريت صدي هشتاد اهل شهر ايجاد اميد و سرور نموده است از آن جهت داراي اهميت است كه هشترود و چاراديماق از يك طرف متصل به اقشار است كه افشار در جنوب آن واقع است . در افشار هم نفوذ دولت كاملا مستقر نشده است . خمسه كه ذوالفقاري در آنجا با قواي حكومت ملي طرفيت مي نمايد در شرق افشار واقع است . سقز كه در دست حكومت طهران است در مغرب آن واقع است . براي درخواست كمك راه باز است ; ولي به جهت فقدان راه هاي شوسه و كوهستاني بودن اراضي فرستادن قواي نظامي از تبريز مشكل و مدافعه نسبتا سهل است .
    صولت السلطنه كورانلي كه حالا باقي ماندگان وي با حكومت ملي طرفيت مي نمايند از خوانين خيلي مشهور آذربايجان بود. قسمت بزرگي از چاراديماق ملك او بود. ظاهرا در حدود يك صد پارچه ده داشت كه سكنه بسيار از آنها از طايفه كورانلي بود. اهالي چاراديماق عموما نسبت به اهالي ساير قسمت هاي آذربايجان از هر حيث عقب مانده هستند. ممكن است كه از بقاياي بومي هاي قديم آذربايجان باشند و زبان ايشان كه حالا تركي است سابقا زبان آذري يا يك زبان شبيه بلوري و يا كردي بوده است . خود صولت السلطنه هم خيلي تنزل نموده بود. فاقد يك تربيت متناسب با يك ملاك يا امير قرن بيستم بود. از عهده اداره املاك خود به خوبي برنمي آمد. قرض زيادي پيدا نموده بود. اعتياد به ترياك هم او را به كلي عاطل و باطل نموده بود. چند پارچه از املاكش هم اواخر از دستش بيرون رفته بود. مركز صولت السلطنه قريه قره آغاج بود كه حادثه اخيرا در اثر تعرض دمكرات ها بر آنجا به ميان آمده است . در قره آغاج عمارت نسبتا مفصلي ساخته شده است .
    صولت السلطنه با مهين لشكر و خوانين افشار قوم و خويشي و مصاهرت داشت . گويا يكي از پسرهاي وي داماد مهين لشكر است . من مي ترسم كه دولت ايران اين قيام چاراديماق را نتواند تقويت كند و نتيجه قيام معكوس باشد.