روزنامه جمهوري اسلامي 17/10/1382 صفحه حوزه

  • از كشف حجاب رضاخاني تامنع حجاب فرانسوي
  • يك صفحه درخشان
  • *****
    از كشف حجاب رضاخاني تامنع حجاب فرانسوي


  • حكومتهاي سكولار در گفتار و رفتار
    حسين حوان آراسته
    نظامهاي سياسي را به لحاظ نحوه موضع گيري در برابر دين در نگاه نخست مي توان در سه گروه نظامهاي ضدديني غيرديني و ديني دسته بندي نمود. نمونه روشن از گروه اول را مي توان رژيمهاي ماركسيستي و كمونيستي دانست . اين نظامها از آن جهت كه دين را افيون توده ها مي دانستند به مقاله با آن برخاسته و با هر گونه شعائر مذهبي و مظاهر ديني در جامعه برخورد مي كردند. اكنون گر چه ماركسيسم به حافظه تاريخ سپرده شده است ولي برخورد خصمانه آن با دين و مذهب و كوشش در محو كليه آثار ديني براي هميشه در خاطره ها باقي و ماندني است . در كنار اين نظامها كه عمدتا خاستگاهي شرقي داشتند در غرب نظامهاي سكولار بر مبناي اصول دمكراسي حكومتهاي خود را غيرديني دانسته و راه ميانه اي را در پيش گرفتند. اين گروه نه مقابله با دين و مذهب را در دستور كار خود قرار دادند و نه تبليغ و ترويج آن را. اصل اول قانون اساسي فرانسه مقرر داشته است : « فرانسه يك جمهوري غيرقابل تجزيه غيرمذهبي دمكراتيك و اجتماعي است . جمهوري برابري همه شهروندان را در مقابل قانون بدون تبعيض از نظر اصالت خانوادگي نژاد يا مذهب تضمين مي كند و همه اعتقادات را محترم مي شمارد. »
    چنين نظامهايي بر اين باورند كه جانب داري از دين و مذهب خاص سبب امتياز پيروان يك دين بر ديگران و نابرابري شهروندان مي گردد و اين امر با اصول دمكراسي سازگار نمي باشد. دمكراسي تكثرپذيري را چه در بعد سياسي و چه در زمينه اعتقادي مي پذيرد و بر اين اساس نه ستيز با دين را روا مي داند و نه ستايش از آن را. در مقايسه ميان دو نظام ضد ديني و غيرديني بدون شك ترجيح با دومي است و بي انصافي است كه نظامهاي غربي را در برخورد با دين همانند نظامهاي كمونيستي شرقي بدانيم . ولي پاسخ به يك سئوال اساسي ضرورت دارد كه نظامهاي لائيك تا چه ميزان به اصول اعلام شده از سوي خويش پاي بندي نشان مي دهند آستانه تحمل چنين نظامهايي در مواجهه با رويكرد گسترده بر دين و اقبال مردم به مذهب تا به كجاست و تا چه حد به اصول دمكراتيك وفادار و پذيراي راي اكثريت مردم اند زماني را تصور كنيد كه در ميان فرانسوي ها آلماني ها و يا انگليسي ها گرايش به اسلام به گونه اي جدي مطرح گردد به نظر شما مدعيان دمكراسي چه سهمي از قدرت را در اختيار مسلمانان قرار خواهند داد اگر اقليت مسلمانان در اين كشورها تبديل به اكثريت گردد سياستمداران اتحاديه اروپا چه قدر به قواعد بازي تن درخواهند داد
    دريافت پاسخ اين سئوالات چندان دشوار نيست . نگاهي به برخوردهاي كاملا دمكراتيك رهبران فرانسه با مساله حجاب در مدارس واقعيات را به خوبي نمايان مي سازد. آنچه ديروز در كشف حجاب رضاخاني روي داد گرچه در جامعه اي چون ايران با باورهاي عميق مذهبي بسيار عجيب مي نمود اما به لحاظ خوي و خصلت قلدرمآبانه آن ديكتاتور چندان دور از انتظار نبود ولي امروز آنان كه آزادي را به نام خويش مصادره كرده اند منع حجاب از نوع فرانسوي آن را مطرح نموده اند. كميسيون مامور بررسي اصل لائيسيته در فرانسه اعلام مي كند « تمام نشانه هاي مذهبي و سياسي كه جنبه تبليغي يا افشاگري دارند بايد ممنوع شوند و حجاب اسلامي دختران مسلمان در اين دسته قرار مي گيرد. »
    ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه در حمايت از قانون ممنوعيت استفاده از حجاب اسلامي در مدارس آن كشور مي گويد : « اصول لائيسيته قابل چانه زدن نيست زيرا « لائيسيته دستاورد بزرگ جمهوري فرانسه است . لائيسيته در مدارس بايد محترم شمرده شود زيرا مدرسه مكاني است كه شهروندان آينده در آن ساخته مي شوند و سرنوشت آينده فرانسويان در آن رقم مي خورد و در جايي كه سرنوشت نسل آينده فرانسه تعيين مي شود برابري جنس و اختلاط دختر و پسر بويژه در ورزش امري ضروري است .
    اين كه چه ارتباطي ميان سرنوشت آينده فرانسه و اختلاط دختر و پسر بخصوص در ورزش وجود دارد به ما مربوط نيست و صد البته آقاي شيراك به هنگام ايراد اين سخن آنقدر متوجه بوده اند كه سخن بي ربطي بر زبان نياورند! آنچه جالب توجه است تامل در اين بخش از سخن ايشان است كه « مدرسه مكاني است كه شهروندان آينده در آن ساخته مي شوند و سرنوشت آينده فرانسويان در آن رقم مي خورد » حال كه چنين است مدرسه جاي دختران مسلمان با حجاب نيست چون آقاي شيراك از حضور اقليت بزرگ مسلمانان و نقشي كه آنان به تدريج در آينده فرانسه خواهند داشت به شدت نگران است .
    ايشان به وضوح ميان حضور دختران با حجاب در مدارس و سرنوشت آينده فرانسويان پيوندي ناگسستني احساس نموده است و اين همان نقطه اي كه چرخش نظام هاي لائيك و غيرديني را به سوي نظامهاي ضدديني باعث مي گردد.
    براستي چه شده است كه رئيس جمهور كشوري كه اصل اول قانون اساسي آن تصريح مي كند جمهوري « همه اعتقادات را محترم مي شمارد » و در اصل دوم شعار جمهوري فرانسه را « آزادي برابري و برادري » مي داند به ستيز با حجاب اسلامي كه مورد اعتقاد همه مسلمانان جهان است برخاسته است و در صدد سلب آزادي در نوع پوشش كه مدعيان دمكراسي آنرا جزو حقوق اساسي هر شهروندي مي دانند مي باشد
    بدون شك اين گام اول است رهبر كشوري كه نگران سرنوشت آينده فرانسويان است در قدم بعدي قانون ممنوعيت حجاب از مدارس را به ادارات دولتي و از آن جا به اماكن عمومي تسريع خواهد داد. دغدغه و نگراني رهبران غربي براي ما قابل درك است .
    هفتاد سال پيش زماني كه آنان عامل نابخردي چون رضاخان ميرپنج را مامور كشف حجاب در كشوري با اصالت ها و ارزش هاي ريشه دار ديني نمودند هرگز تصور نمي كردند در مراكز فرماندهي خويش كه دين را به غلط به حاشيه رانده بودند شاهد تعهد ديني شهروندان خود باشند كه در حجاب زنان و دخترانشان نمود پيدا كرده است . اگر ما هم به جاي آقاي شيراك بوديم بيمناك از سرنوشت و آينده خويش بوديم . دليل روشن زير پاگذاردن شعار آزادي و احترام به عقايد مذهبي را بايد اين گونه كشف نمود و اينچنين است كه دين ستيزي در همه ابعاد كه در دستور كار قرار مي گيرد و ميان سوسيال دمكراسي شرقي و ليبرال دمكراسي غربي توافق نانوشته اي بر حذف دين از عرصه زندگي انسان صورت مي پذيرد با اين تفاوت كه سوسياليست ها صادقانه تر از ليبراليست هاي غربي به مصاف با دين برخاستند. آنان به صراحت با اعلام اين كه دين افيون و ماده مخدر است هرگونه مظاهر و شعاير ديني را سركوب مي نمودند اما ليبراليست هاي غربي با شعار زيبا و فريباي دمكراسي و تاكيد بر لزوم پذيرش تنوع و تكثر ديني در كنار تنوع و تكثر سياسي و حزبي نظام سياسي ايده آل را غيرديني و سكولار دانستند.
    مهارت آنان در تبليغ و ترويج چنين نظامي تا آن جا پيش رفت كه تعدادي از كشورهاي اسلامي نظامهاي سياسي خو را بر پايه جدايي دين از سياست قرار دادند.
    موضع گيري شيراك گر چه از سوي مسلمانان داخل و خارج فرانسه و جهان اسلام با واكنش گسترد منفي مواجه گرديد ـ كه البته مي توانست بسيار قاطع و تعيين كننده تر از اين به خصوص از سوي مجامع دانشگاهي و حوزوي باشد ـ اما به اعتقاد نگارنده نمايان گر پيروزي بزرگ انديشه تفكيك ناپذيري دين از سياست است . سكولاريست هاي اسلامي و آن دسته از انديشمنداني كه به جدايي دين از سياست باور داشته اند به روشني مي بينند كه نتيجه آن جز تاخت و تاز سياست بازان بر دين و دينداران چيزي نبوده است . بي جهت نيست كه روزنامه آلماني اشپيگل مي نويسد : شيراك قصد دارد از پيشرفت اسلام جلوگيري كند. ساده انديشي است كساني اقداماتي اين چنين را به ايده و عقيده شخصي يك رئيس جمهور در يك كشور غربي محدود نمايد. امريكا و اروپا اگر با اين موضع كه احساسات بيش از يك ميليارد مسلمان جهان را جريحه دار كرده است مخالف بودند مي بايست به مخالفت با آن برمي خاستند. از آنچه گفته آمد مي توان نتايج زير را به دست آورد :
    .1 قدرت روزافزون اسلام در غرب
    .2 عدم صداقت دولتهاي سكولار و دمكراتيك در گفتار و رفتار
    .3 توافق نانوشته نظامهاي سوسيال دمكراسي شرقي و ليبرال دمكراسي غربي در دين ستيزي
    .4 تحكيم موقعيت تفكيك ناپذيري دين از سياست
    .5 دو گونه بودن نظامهاي سياسي : نظامهاي سياسي ضدديني و نظامهاي سياسي ديني .
    زماني را تصور كنيد كه در ميان فرانسوي ها آلماني ها و يا انگليسي ها گرايش به اسلام به گونه اي جدي مطرح گردد به نظر شما مدعيان دمكراسي چه سهمي از قدرت را در اختيار مسلمانان قرار خواهند داد
    چه شده است كه رئيس جمهور كشوري كه اصل اول قانون اساسي آن تصريح مي كند جمهوري « همه اعتقادات را محترم مي شمارد » و در اصل دوم شعار جمهوري فرانسه را « آزادي برابري و برادري » مي داند به ستيز با حجاب اسلامي كه مورد اعتقاد همه مسلمانان جهان است برخاسته است .
    هفتاد سال پيش زماني كه استعمارگران عامل نابخردي چون رضاخان ميرپنج را مامور كشف حجاب در كشوري با اصالت ها و ارزش هاي ريشه دار ديني نمودند هرگز تصور نمي كردند در مراكز فرماندهي خويش كه دين را به غلط به حاشيه رانده بودند شاهد تعهد ديني شهروندان خود باشند كه در حجاب زنان و دخترانشان نمود پيدا كرده است .

  • *****
    يك صفحه درخشان


  • جنبش دانشجويي ايران از بدو تولد تاكنون فراز و فرودهاي گوناگوني را طي كرده و مراحل مختلفي را گذرانده است . صرفنظر از كاستيهايي كه ممكن است در يك فرايند رو به پيشرفت وجود داشته باشد در يك ديدكلي مي توان گفت بعضي از صفحات تاريخ جنبش دانشجويي درخشان و افتخار آميز است .
    دانشجويان مسلمان بر اساس طبع حماسي و غرورآفرين خود در طي اين ساليان سعي كرده اند در تمام عرصه هايي كه ناملايماتي ملت ايران را مي آزرد و پيشرو و هدايت گرايانه پرچم روشنگري را برافراشته نگه داشته حتي از خون خود نيز دريغ ننمايند.
    در عرصه مبارزه با استبداد داخلي و استعمار خارجي در دوره قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در اين زمينه مثال زدني است . دانشجويان متدين و دين مدار با دهها سال مبارزه بي امان و تحمل سختي هاي طاقت فرسا با همراهي و همگامي تمامي اقشار ملت و با رهبري بي بديل حضرت امام توانسته اند بر اهريمنان پيروز آمده ملت ايران را از شر استبداد داخلي و يغماگري استعمار خارجي نجات بخشند.
    پيروزي انقلاب اسلامي و برپايي حكومت ديني فرصت ديگري را بوجود آورد تا جنبش دانشجويي با تغيير جبهه مبارزه حمايت از كيان اسلام و نظام نوپاي جمهوري اسلامي را وجهه همت خود قرار داده و در اين عرصه نيز تا پاي جان ايستادگي نمايد.
    تسخير لانه جاسوسي آمريكا و شكست ابهت پوشالي اين شيطان بزرگ در آغازين سال پيروزي انقلاب اسلامي ايران يكي از آن صفحات زرين حركت دانشجويي است كه از سويي بعنوان يك درس بزرگ و عبرتي تلخ خاطر متجاوزان به حقوق ملت ايران را مي آزارد و از سوي ديگر غيرت ديني و غرور ملي را براي نسل هاي آينده اين مرز و بوم به ارمغان مي آورد.
    جنگ تحميلي دنياي استكبار عليه ملت مظلوم ايران عرصه ديگري را براي دانشجويان غيور ايران زمين بوجود آرود تا بار ديگر جنبش دانشجويي غيرت ديني و ملي خود را به نمايش گذاشته صفحه زرين و پرافتخار ديگري را بر صفحات افتخارآميز خود بيافزايد.
    صبح روز شانزدهم دي ماه 1359 اين افتخاري در دشت خونين هويزه به ثبت رسيد.
    در اين روز شهيد حسين علم الهدي و 300 تن از دوستان او در نبردي نابرابر با قواي متجاوز صدامي با ايثار شهامت و از خودگذشتگي حماسه اي را رقم زدند كه تاريخ جنبش دانشجويي در هيچ كجاي دنيا چنين واقعه اي را بياد ندارد و يقينا چنين ظرفيتي در آن حركت هاي دانشجويي وجود ندارد.
    شهادت صدتن از بهترين دانشجوياني كه جمع كثيري از آنان در افتخار تسخير لانه جاسوسي آمريكا نيز شركت داشته اند به روشني گوياي اين پيام است كه جنبش دانشجويي با ايمان سرشار و قوت فكر و ضميري روشن در كنار كسب دانش هنگامي كه پاي دين و ارزشهاي انساني و دفاع از هويت ملي در كار باشد زره اي كوتاه نيامده تا پاي جان و به قيمت از دست دادن عزيزان خود ايستادگي خواهد كرد.
    تجليل از اين شهيدان از يك سو به معناي بزرگداشت علم دانش و فكر و از سوي ديگر به معناي تجليل از ايمان ايثار و فداكاري است . اينان كساني هستند كه علم و ايمان را در عالي ترين درجه درهم آميختند و در واقع در عالي ترين درجه ايمان قرار گرفتند چرا كه اگر ايمان به اوج نرسد شهادت پديد نمي آيد. و همين جان مايه و روح اصلي پيوند حوزه و دانشگاه و علم و معنويت است كه بايد همواره زنده و بالنده بماند.