آنچه در آن سحرگاه خونين در بم به غم نشست
دل انسانهايي بود كه از فاجعه بازمانده بودند و هنوز قلبشان مي تپيد
اما از آنجا كه در كوران حوادث قرار داشتند
مات و متحير بودند كه چرا و چگونه زمين اينچنين خشم خود را نسبت به ساكنان بم نشان داد. اما كيلومترها دورتر از كانون زلزله ي ويرانگر بم
قلبهاي بسياري در سراسر جهان با حس انساندوستي و همدردي با بم نشينان به درد آمد و نتيجه اين درد و غم
گلواژه هايي از همدردي و همياري بود كه زمستان سرد و بي روح بم را به گلستان كمك و ياري بدل كرد. رفتگان رفتند و بازماندگان در زير بار سنگين غم همچنان سوگوار شهر و خانه و اقوام برجاي مانده اند
اما زندگي و زمان
بي توقف همچنان به پيش مي رود و از غافله زندگان
غفلت پذيرفته نيست . نخلهاي سر به فلك كشيده بم و باغهاي آباد و خرماي مضافتي بم
حكايت از آن دارد كه بم اگرچه ويران شد و اگرچه هزاران تن از فرزندانش را در سينه خاكي خود جاي داد
اما بم نمرده و همچنان زنده است . بم زنده است و به زندگي ادامه خواهد داد
اگرچه چند صباحي در سوك بزرگ زلزله 5 ديماه از هوش رفته باشد . بم زنده است و ياد عزيزان از دست رفته اش را براي هميشه جاودان خواهد كرد; بم زنده است و يتيمان آن سحرگاه غمبار را سرپرستي خواهد كرد; بم زنده است همانگونه كه نخلهايش گواهي مي دهند; بم زنده است اگرچه در بازگشايي مدارس آن جاي ده هزار دانش آموز و 1300 معلم قرباني زلزله خالي بود; بم زنده است اگرچه باغها و نخلهايش هنوز آبياري نمي شوند; بم زنده مي ماند هر چند كوچه و خيابانهايش در تصرف آوارهاي زلزله و زباله ها باشد; بم به زندگي لبخند مي زند با آنكه هنوز امنيت كامل ندارد و از تعرض گفتارها و اشرار مصون نگشته است . بم زنده است ; اما مجروح
خسته و درمانده در ماتم قربانيانش . بم نيازمند ياري است . گلواژه هاي همدردي و همياري نبايد از بم دريغ گردد. دستهاي ياريگر بايد تا محو جراحات بم و بازيافتن قوت زانوان اين مجروح همچنان در تلاش باشند. امكانات طبيعي و موقعيت جغرافيايي بم اين اميد را مي دهد كه در صورت فراهم آوردن مقدمات مورد نياز و بازسازي وعده داده شده
زودتر از آنچه تصور مي شود چرخه شاداب زندگي را از سر گيرد. انشاالله . م ـ دانش 
***** عكس از : مسعود مصطفي
| |