روزنامه جمهوري اسلامي 16/10/1382 صفحه سرمقاله
*****
آنچه آمريكا بايد بداند


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    جيمز بيكر وزيرخارجه اسبق آمريكا در دوره بوش پدر پيشنهاد واشنگتن براي اعزام هيئت رسمي به ايران را « يك تصميم زودهنگام « ارزيابي كرد. كم نبوده اند مواضع ضد و نقيضي كه واشنگتن در قبال جمهوري اسلامي ايران اتخاذ كرده و هر لحظه به تناسب شرايط جديد رفتار تازه اي را در پيش گرفته ولي بمحض آنكه نتايج حاصله با اهداف مورد انتظار مغايرت داشته موضع خود را تغيير داده است .
    پيشنهاد اعزام يك هيئت رسمي بلندپايه به ايران با عضويت سناتور « اليزابت دال » رئيس سابق جمعيت صليب سرخ آمريكا و همسر « رابرت دال » به همراه عضوي از خانواده بوش كوچك با مخالفت رسمي جمهوري اسلامي ايران مواجه شده است . اين پيشنهاد به فاصله چند روز پس از اظهارات رسمي ژنرال كالين پاول وزيرخارجه جنگ افروز آمريكا صورت گرفت كه در توضيحاتي پيرامون ترسيم چشم انداز سياست خارجي آمريكا براي سال 2004 خاطرنشان ساخت كه واشنگتن از مردم ايران و ديگر ملتهائي كه به ادعاي وي تحت فشار زندگي مي كنند حمايت مي كند و از آنچه وي آنرا مبارزات براي آزادي ناميد جانبداري خواهد كرد. اظهارات پاول مكمل سياستي بود كه بموجب آن ايران طي ماه گذشته همچنان جزو محور شرارت معرفي شد كه حكومتي غيرقابل قبول دارد. اين حملات بقدري خصومت آميز بود كه « ريچارد آرميتاژ » مجبور شد بعدا تصريح كند كه آمريكا درصدد تغيير حكومت ايران نيست كه در اصل يك عقب نشيني رسمي از مواضع قبلي واشنگتن محسوب مي شود.
    يكبار ژاك شيراك در زمان نخست وزيريش در توجيه سياست نرمش در برابر ايران گفته بود : « با دشمني كه نمي تواني او را از بين ببري دوستي كن » . به نظر مي رسد واشنگتن اكنون پيرو چنين سياستي شده است . از همين زاويه است كه دعوت واشنگتن براي ذوب كردن يخ ها در مناسباتش با تهران يقينا نمي تواند يك « موضع گيري صادقانه » تلقي شود.
    در واقع واشنگتن در طول بيش از 2 دهه هر آنچه براي نشان دادن خصومت عليه جمهوري اسلامي ايران ميتوانسته انجام داده و اكنون كار ديگري در اين زمينه باقي نمانده است كه نياز به انجام آن باشد. كاخ سفيد حتي عرف ديپلماتيك جهان را هم زيرپا گذاشت و در جريان اغتشاشات خرداد و تيرماه 1382 به حمايت از اوباش و عوامل ناامني پرداخت و آنها را مبارزين راه آزادي و دمكراسي ناميد. اگرچه ژنرال پاول با شكست چنان اقدامي چند روز بعد آنرا نكوهش كرد و نادرست خواند ولي در اظهاراتش براي شروع سال جديد ميلادي مجددا بر همان موضع نادرست گذشته واشنگتن صحه گذاشت . نبايد از نظر دور داشت كه دشمني آمريكا با ايران تازگي ندارد و پرونده اي قطور به قدمت بيش از 2 دهه را پوشش مي دهد . مطابق اسناد محرمانه اي كه اخيرا از طبقه بندي خارج شده است آمريكا در جريان جنگ تحميلي متعهد شده بود كه مانع پيروزي جمهوري اسلامي ايران شود. اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه بدانيم آمريكا رسما و علنا در جنگ ايران و عراق اعلام بيطرفي كرده بود و حال آنكه اقداماتش تماما در جهت حمايت از رژيم متجاوز صدام متمركز شده بود.
    تجهيز عراق به سلاحهاي شيميائي و ميكربي ارائه كمك هاي تسليحاتي و اطلاعاتي سكوت در برابر حملات شيميائي عراق عليه ايران و حتي عليه كردهاي عراق ارائه اطلاعات ماهواره اي درباره ايران به عراق در اختيار گذاشتن اسناد طبقه بندي شده درباره توان نظامي ايران ارائه نقشه هاي راهبردي درباره نقاط ضربه پذير تاسيسات نظامي و تاسيسات زيربنائي ايران حمايت از صدام در جنگ نفتكش ها حمله نظامي به سكوهاي نفتي ايران حمله موشكي به هواپيماي مسافربري ايران اعطاي مدال شجاعت به عامل قتل عام 290 مسافر ايراني ايجاد اختلالات الكترونيكي در شبكه ناوبري هوائي ايران در مقاطع مختلف جنگ تحميلي رهگيري و ارائه اطلاعات ترابري دريائي ايران به صدام بعلاوه طيف وسيعي از عمليات ايذائي عليه ايران در قلمرو سياسي ـ تبليغاتي ـ اقتصادي ـ صنعتي و حتي نظامي ديگر جائي براي حسن نيت باقي نگذاشته است .
    آمريكا پيش از اين هم بارها با لبخند كيك انجيل مقدس پيامهاي عاشقانه و اظهار احترام نسبت به بزرگي تاريخ و عظمت ملت ايران سعي كرده است آب رفته را به جوي باز گرداند اما تقريبا بلافاصله و گاهي بطور همزمان با زياده خواهي ها و برخوردهاي خصمانه نشان داده است كه قابل اعتماد نيست .
    مردم ايران فراموش نكرده اند كه واين برگر وزير جنگ دوره ريگان با رفتار جنون آميز خود خواهان « سوزاندن ريشه ملت ايران » شده بود; حال آنكه مك فارلين چند ماه پيش از آن با كيك و انجيل مقدس بعنوان دلال محبت راهي تهران گرديده بود و در تهران براي دريافت پاسخ مثبت به درخواست هاي واشنگتن به دست و پاي اين و آن آويزان شده بود. پاسخ رد به اين خواسته ها با كينه انباشته واشنگتن همراه بود كه حتي باعث شد « واين برگر » شخصا براي نظارت بر انهدام كشتي « ايران اجر » راهي خليج فارس شود. از اين رو كاملا بعيد بنظر مي رسد كه واشنگتن دستكم اين بار بتواند خويشتنداري نشان دهد و پاسخ منفي را با مشتي اقدامات بيمارگونه تلافي نكند.
    نه خنده ها و هدايا و اظهارات عاشقانه آمريكا و نه خصومت ها و خيانت ها و جنايتهاي كاخ سفيد هيچكدام از يك منطق انساني و مبتني بر مناسبات اخلاقي كه نشانگر تعادل رواني مقامات واشنگتن باشد حكايت نمي كند. بوش و دستيارانش اين روزها فقط به انتخابات رياست جمهوري و نتايجش مي انديشند. آنها قبل از فضاسازي براي هر اقدامي بطور شتابزده پاي خود را بر آخرين پله نردبان سياست مي گذارند و به همين دليل هم زمين مي خورند. اگر مجموعه اقدامات و اظهارات و مواضع بوش و دستيارانش در ماههاي اخير فهرست كنيم بهتر به اين نكته كليدي پي مي بريم كه آنها فاقد يك استراتژي مدون روشن و پايدار درباره جمهوري اسلامي ايران هستند.
    ريشه بسياري از مواضع حيرت انگيز طرف آمريكائي را بايستي در اقدامات پيدا و پنهان برخي عناصر كوتوله سياسي در داخل كشورمان جستجو كنيم كه حتي تا جلوي دماغشان را هم نمي بينند ولي فكر مي كنند در موضعي هستند كه بايستي به كائنات هم خط بدهند و با پيغامهاي آشكار و نهان خود طرف آمريكائي را به هيجان مي آورند و كاخ سفيد حاضر مي شود بانوي اول آمريكا را هم به ايران بفرستد تا بلكه براي بوش در انتخاب رياست جمهوري آينده آبي گرم شود. آيا اين جماعت از كوتوله هاي سياسي قد و اندازه و وزن خودشان را نمي دانند بدون شك مي دانند و به همين خاطر است كه سعي دارند با دعوت از بيگانگان براي تنش آفريني در صحنه سياست داخلي ايران كفه را به سود خود و جناح خود سنگين كنند. اين محاسبه احمقانه اي است كه بسيار پرخطر و پرخسارت بنظر مي رسد ولي بهرحال عده اي دست اندركار هستند كه به طرف آمريكائي نشان دهند اگر ما در مجلس بمانيم يا به مجلس بعدي برويم اوضاع در ايران به كام آمريكا خواهد شد. چرا چون آنها به كمك بيگانه در اين موازنه قواي داخلي به شدت نيازمندند. خاطره ماجراي شوم آن نظرخواهيها كه واقعا مبتني بر جعل و نظرسازي بود خيلي از مسائل را بازگو مي كند و نشان مي دهد كه اين يك پروژه كوتاه مدت و ناگهاني نبوده بلكه به بسياري از سفرهاي مشكوك برخي عناصر به پايتخت هاي اروپائي مرتبط است و همگي هدف واحدي را دنبال كرده و مي كنند.
    بنابه اظهار صريح سفير آلمان در تهران كساني از مسئولان از آلمانها براي ميانجي گري ميان ايران و آمريكا دعوت رسمي كرده اند و پاسخ مثبت شنيده اند. حتي اگر كسي مسئوليت اين اقدام را برعهده نگيرد چون تكذيب هم نشده مي توان حدس زد كه مخاطبين ايراني احيانا چه كساني بوده اند و به دنبال تامين چه اهدافي هستند علت خشم برخي عناصر ايراني در روزهاي اخير هم بخوبي قابل درك است . بدين ترتيب طرف آمريكائي هم چندان بي مقدمه به آب نزده است . اما از بخت بد طرفين خوشبختانه مخاطبين ايراني اين پيام عاشقانه فاقد وزن و جايگاه و پايگاه مستحكم لازم و مورد انتظار بوده و هستند. اين نكته مهمي است كه شايد براي طرف آمريكائي بسيار گران بدست آمده باشد كه بفهمد با طناب فرسوده آدمهاي كوتوله به چنين ريسك بزرگي دست نزنند كه باقيمانده آبروي آنها را هم بر باد خواهد داد.
    در اين ميان آنچه آمريكا بايد بداند اينست كه ملت مسلمان ايران يك ملت بزرگ سرافراز و انقلابي است كه از دولتمردان نيم قرن اخير آمريكا خاطرات سياهي در ذهن دارد با مشخصه هائي از قبيل دخالت گستاخي چپاول كينه توزي و خوي استكباري و استعماري . اگر آمريكا ميخواهد با اين ملت رابطه سياسي داشته باشد بايد خود را اصلاح كند و همانطور كه حضرت امام خميني فرموده اند آمريكا بايد آدم شود. راه اثبات آدم شدن آمريكا نيز اينست كه حداقل اين امور را رعايت نمايد.
    پولهاي بلوكه شده ايران را آزاد كند.
    اموال توقيف شده ايران را تحويل دهد.
    با منافقين كه تروريست هستند طبق مقررات بين المللي مربوط به تروريست ها رفتار نمايد.
    از ملت ايران بخاطر دخالتهاي گذشته رسما و كتبا عذرخواهي كند.
    به ملت ايران تعهد كتبي بدهد كه از اين پس در امور داخلي ايران دخالت نخواهد كرد.
    تعهد كتبي بدهد كه از اين پس از ضدانقلاب ها حمايت نخواهد كرد.
    رسما اعلام كند كه در مسائل انرژي اتمي ايران دخالت نخواهد كرد.
    سمپاشي هاي تبليغاتي خود عليه جمهوري اسلامي ايران را قطع نمايد.
    به جهان اسلام اعلام كند كه ديگر از رژيم صهيونيستي حمايت نخواهد كرد.
    و به اشغال خاك عراق و افغانستان پايان دهد.
    اگر آمريكا اين اقدامات را انجام دهد و در عمل نيز به آن پاي بند باشد ميتواند درباره از سرگيري رابطه با جمهوري اسلامي ايران اميدوار باشد و در غيراينصورت بايد بداند كه راه به جائي نخواهد برد.