72
دوشنبه 12 فروردين
هوا كه دو سه روز روشن و آفتابي بود
اما به جهت وزيدن
باد خنك سرد بود. امروز ابرهاي متفرق از اطراف بهم متصل
شده و شروع به باريدن برف مثل روزهاي زمستان نموده است
و حالا كه ساعت هشت صبح است
برف درشت دانه به شدت
مي بارد و خدا به فرياد پشت بام هاي تبريز و ساكنين در زير آن
برسد.
از اوضاع اطراف تبريز اطلاع صحيحي در دست نيست .
رفت و آمد به طهران هم خيلي كمتر شده است . براي هر نفر
هزار و پانصد تومان وديعه قرار گذاشته اند كه بدهد
بعد جواز
مسافرت مي دهند. مسافرين را هم سخت تفتيش مي كنند ولو
مسافرها زن باشند
و باطياره روس ها سفر بنمايند. شايع است
كه در اطراف زنجان زد و خورد بين دمكرات ها و ذوالفقاري
شدت نموده است . مي گويند در مريض خانه هاي تبريز جا
براي قبول زخمي هايي كه از جنگ زنجان به تبريز مي آورند
تهيه شده است . اين جور خبرها مثل هميشه با قيد احتياط بايد
تلقي بشود. از اخبار صحيح و قطعي آن است كه بيست و هشت
نفر از دكترهاي تبريز را دعوت نموده اند كه بايد براي معالجه
قشون اجبارا به جبهه ها حركت نمايند و با قرعه تعيين
نموده اند كه متناوبا هفت نفر مدتي خدمت نموده
مراجعت
نمايد و هفت نفر ديگر عوض آنها حركت نمايند. و هكذا دكتر
مجتهدي اخوي من نامش بين دسته هفت نفري چهارم از قرعه
در آمده است .
از قراين معلوم ميشود كه ولايت خمسه زير بار تسلط
آذربايجان نمي خواهد برود. نزديك بودنش به طهران و دور
بودنش از سرحدات روسيه از جهات روحي و از حيث طرز
فكر ما بين خمسه و آذربايجان تفاوت هايي ايجاد نموده است
كه اثر آنها حالا كه دولت آذربايجان خمسه را تسخير نموده
است
ظاهر مي گردد. چندي قبل گويا در اثناي جشني
مدعي العموم سابق زنجان و دو نفر ديگر كه محبوس بودند
از
محبس اخراج و به دار آويخته شده اند. اين خبر اگر چه نسبتا
از منابع موثقي نقل شد
ولي باز هم با احتياط بايد تلقي بشود.
نام مدعي العموم مذكور شاهرخي است .
روزنامه آذربايجان هر روز يك صورتي از املاك را نشر
مي كند كه متعلق به اشخاصي است كه به طهران رفته اند. حالا
ديگر قيد دشمن خلق هم زيادي به نظرشان ميرسد و از
استعمال آن خودداري مي نمايند كه تكليف به گردنشان نيايد و
در هر شماره روزنامه آذربايجان مقاله اي در بيان امتنان بر
دهاتي ها كه دولت ملي آنها را صاحب زمين نموده است درج
ميشود كه دهاتي بايد از اين توجه حكومت ملي ممنون شده و
در دفاع از آن سعي و كوشش نمايند.
معلوم نيست كه اين مقاله هاي روزنامه آذربايجان در ميان
دهات خوانده ميشود يا نه
و غيرت و حميت آنها را در دفاع از
حكومت ملي تشجيع مي نمايد يا نه
اما آن مقاله ها و امثال آن
كه راجع به موضوعات مختلف نوشته ميشود خواندن روزنامه
آذربايجان را يك چيز بسيار نامطبوع نموده است . آدم رغبت
نمي كند كه بخواند
از آن طرف هم لازم است كه راجع به
مسائل جاريه روز كسب اطلاع بشود
مثلا معلوم بشود كه ملك
آدم جز خالصه انتقالي صورت داده شده است يا نه
يا چه
قانون تازه به تصويب رسيده است . از آن رو آدم مجبور
مي شود كه روزنامه رسمي مملكت را بخواند. همان طور كه
مجبور به خوردن فلوس و دواهاي ديگر ميشود. يكي از رفقاي
ما مي گفت روزي كه جريده آذربايجان منتشر نمي شود من
خوشوقت مي شوم كه از خواندن آن آسوده هستم
چون هم
چرند و هم مشكل است . در اين اواخر قيمت روزنامه را كم
نموده و ده شاهي ميفروشند
بازهم خواننده ندارد. خلاصه
كلام اينكه مساله روزنامه و كليتا مطبوعات يكي از مشاكل
حكومت ملي خواهد بود و حل آن با عادت نمودن توده
خوانندگان به تركي و تربيت شدگان نويسندگان ماهر كه به
تركي مطالب علمي و سياسي و ادبي را بنويسند و احتياج
خوانندگان را بر آورند ميسر خواهد شد
ان شاالله .
برف صبحي شش ساعت متصل و به شدت باريد
در
نتيجه برف بسيار سنگيني به ضخامت بيشتر از دو كمره بر زمين
نشست . در زمستان امسال كه برف هاي متعدد باريده است
از
اين سنگين تر شايد نباريد و در تاريخ حوادث جوي تبريز اين
برف با اين انبوهي بعد از دوازده روز از عيد يك حادثه كم نظير
است . اگر درخت هاي ميوه شكوفه باز كرده بودند
سرماي بعد
از اين برف آنها را ضايع مي نمود. ظاهرا در تبريز حتي در
محلات گرمسير هم شكوفه باز نشده است .
در طهران شوراي اقتصادي تاسيس شده است و
قوام السلطنه رئيس الوزرا رياست آن را به عهده گرفته است .
يك نقشه پنج ساله براي احياي اقتصاديات ايران در نظر گرفته
شده است . در ضمن موادي كه در آن نقشه در نظر گرفته شده
است اشاره مبهمي هم به دادن زمين و ايجاد خرده مالك شده
است . باز در آن نقشه از ترفيه حال كارگران و حمايت صنايع
داخلي با وضع گمرك صحبت شده است .
از راديوهاي خارجي خبر بيرون رفتن قشون روس از
گرگان و تاكستان ميرسد. تاكستان همان قريه سيادهن است كه
ما بين زنجان و قزوين واقع است و جاده همدان از آنجا جدا
مي گردد. باز خبر ميرسد كه دو لشگر از قشون ايران تهيه شده
است كه جاهاي تخليه شده از قشون روس را اشغال نمايند
ولي تا به حال خبري نرسيده است كه دال بر اين باشد كه
قشون ايران يك نقطه از نقاط تخليه شده را تصرف نموده
باشند.
نگراني محافل سياسي خارجي راجع به احتمال قرارداد
سري ايران و روس و امتياز دادن ايران در مقابل تخليه قشون
روس هنوز به كلي مرتفع نشده است و اساسا در اين شك دارند
كه قشون روس بالاخره تمام خاك ايران را ترك نمايند. و تا به
حال نه دولت روس و نه دولت ايران به مكتوب رئيس مجمع
ملل جواب نداده اند.در آن مكتوب اين مساله هم مخصوصا
سوال شده است كه آيا تعويض در مقابل تخليه قشون روس
منظور شده است يا نه .

*****
انسان كامل
|

كتاب « انسان كامل از ديدگاه امام خميني رحمه الله و
عارفان مسلمان » را محمد امين صادقي ارزگاني نوشته و
بوستان كتاب قم آن را در 175 صفحه منتشر كرده است .
اين كتاب در شش فصل ذيل تنظيم شده است : سيماي
انسان كامل
ضرورت وجود انسان كامل در عالم
جايگاه
انسان كامل در نظام هستي
مقامات انسان كامل
راه
رسيدن به مقام انسان كامل و مصاديق انسان كامل . در
برخي بندها و صفحات كتاب انسان كامل چنين
مي خوانيم :
انسان كامل نسخه مختصر از همه عوالم در نظام
هستي است واگر كسي بتواند او را به خوبي بشناسد
همه
جهان آفرينش را شناخته است و اگر از معرفت و شناخت
او بهره اي حاصل ننمايد از شناخت همه عوامل هستي
محروم خواهد بود...
بنابراين
هماهنگي انسان كامل و قرآن كريم به گونه اي
است كه مي توان قرآن را صورت مكتوب انسان كامل و
وجود كتبي او دانست . در اين باره دريغ است كه ره آورد
شهودي علامه مجلسي اول تقديم اهل حقيقت نشود.
ايشان مي نويسد : هنگامي كه من مشغول رياضت بودم و به
مطالعه تفسير قرآن مي پرداختم شبي در حالتي بين خواب
و بيداري (حالت مناميه ) قرار داشتم . خدمت پيامبر
گرامي اسلام مشرف شدم و با خود فكر كردم كه در اين
فرصت به دست آمده بايد در كمالات و اوصاف آن
حضرت دقت و تدبر كنم . هر چه بيش تر و بهتر درباره او
دقت مي كردم
عظمت و انوار او بيش تر براي من ظاهر
مي شد
به طوري كه فضا را مملو از جلوه هاي اوصاف او
مي يافتم . در همين حال
از آن حالت برخاستم
لكن در
باطن خود اين حقيقت را يافتم كه قرآن كريم صورت
مكتوب اوصاف و كمالات سيد انبيا محمد بن عبدالله
صلي الله عليه و آله است
پس بايد در آيات آن بيش تر
دقت كنم . بعد از اين جريان هر گاه به آيات قرآن مراجعه
مي كردم
امواجي از معارف مرا در خود فرو مي برد
تا اين
كه يك وقت دريايي بي نهايت از معارف و علوم به صورت
ناگهاني بر قلب من افاضه شد.
همان طور كه كتاب تدوين (قرآن كريم ) تمام آياتش
در يك مرتبه نيستند
كتاب تكوين نيز چنين است . بدين
بيان كه : گر چه سراسر آيات قرآن كريم نور است
اما آيات
توحيدي مانند آيات سوره توحيد
آيات اول سوره مباركه
حديد و امثال آن از نورانيت و عظمت بيش تري
برخوردارند كه هرگز آيات احكام و مانند آن در مرتبه آن ها
قرار ندارند. آيات كتاب تكوين نيز از اين قاعده بيرون
نيستند
زيرا گر چه همه موجودات هستي آينه خداوندند
لكن آينه ها درجاتي بسيار متفاوت دارند كه كامل ترين آن ها
انسان كامل است
همان گونه كه امير مومنان فرمود : « ما لله
آيه اكبر مني
چيزي به اندازه من خدا را نشان نمي دهد »
چون او به منزله نفس رسول خداست و معلوم است كه
هرگز موجودات ديگر مانند رسول اكرم خدا را نشان
نمي دهند
زيرا او مثل آينه اي در پهنه نظام كيهاني گسترده
است . آينه اي كه از عالم عقل تا آخرين ذره مادي در قوس
نزول و از نازل ترين ذره تا عالي ترين دره نادره عقل در
قوس صعود كشيده شده است
از اين رو
اين آينه گستره
همه اسما و صفات الهي را نشان مي دهد. بنابراين
كتاب
تدوين و تكوين در عظيم و اعظم بودن با هم هماهنگي
دارند...
يكي از مقامات انسان كامل آن است كه او مظهر
ولايت الهي است . امير مومنان در مقام و منزلت اهل بيت
عليهم السلام فرموده است : « و لهم خصايص حق الولايه »
و حكيم سبزواري درباره آن گفته است : « ولي از اسماي
خدااست و هميشه مظهر مي خواهد
پس انقطاع ولايت
جايز نيست و اولياي خدا هميشه در عالم
هستند. »
بنابراين
انسان كامل اسم اعظم الهي است . از اين رو
از حضرت پيامبر صلي الله عليه و آله نقل شده است : « من
راني فقد راي الله » پس وجود خاتم
اعظم اسما الله
است و هر كس به هر اندازه به آن حضرت تقرب عيني پيدا
كند
به اسم اعظم حق نزديك مي شود. و چون قرآن
صورت كتيبه خاتم است
پس اسم كتبي نيز اسم اعظم
است ...
حضرت امام در حاشيه خود بر شرح منظومه
سبزواري در تبيين مصداق انسان كامل گفته است :
انسان كامل كسي است كه فيوضات عالم بالا را به
نحوي كه افاضه مي شود حفظ و ضبط كند
به طوري كه
بايد به پائين فيض بدهد
برساند و خلاصه نه از آن طرف
دستش كوتاه باشد
و نه از اين طرف غفلت كند
لذا
حضرت پيامبر جامع الكلم است و كامل ترين موجود بين
موجودات ممكنه است و معناي نوبت ختميه هم اين است
كه ممكن نيست بيش از يكي باشد
زيرا اكمل اوست
چون
مي تواند همه تجليات با عظمت را درك كند و كشف
جمال
آن طور كه ممكن است در او روي مي دهد
لذا به
همه موجودات از وجود كامل تا آخرين تجليات مي تواند
رسيدگي كند...
بدون ترديد
انسان كامل يا نبي است يا ولي
و براي
هر كدام از ولايت و نبوت دو اعتبار است : يكي اعتبار عام
و مطلق و ديگري اعتبار خاص و مقيد. نبوت مطلقه
عبارت است از : نبوت حقيقي كه هميشه بوده و خواهد بود
و صاحب چنين مقامي خليفه عظماي
قطب الاقطاب
انسان كبير و آدم حقيقي است كه از او به قلم اعلي
عقل
اول و روح اعظم تعبير مي شود. پيامبر گرامي اسلام به اين
حقيقت چنين اشاره دارد : « اول ما خلق الله نوري » و يا
فرمود : « كنت نبيا و آدم بين الما و الطين » طبق مبناي اهل
معرفت
نبوت به معناي انبا و اخبار است و نبي به كسي
گفته مي شود كه از ذات و صفات و اسما و احكام الهي خبر
دهد. پس مقام نبوت اولا و بالذات از آن عقل كل است كه
براي انبا و اخبار ذات و صفات و اسماي حق بي واسطه به
سوي نفس كل و با واسطه به سوي نفوس جزئي مبعوث
شده و همه انبيا از آدم تا خاتم عليهم السلام مظهري از
مظاهر نبوت روح اعظم و عقل اول هستند
و چون
حقيقت محمدي متحد با عقل اول و روح اعظم است و
روح اعظم با تمام اسما و صفات در صورت محمدي ظاهر
شده
پس نبوت او ذاتي و دائمي است و نبوت ساير انبيا
مظهر نبوت آن حضرت است كه هر كدام در عصرهاي
گذشته ـ به تناسب شرايط و استعدادهاي امت ـ طلوع
كرده اند.
بنابراين
روح اعظم عبارت است از : حقيقت محمدي
كه داراي مقام قطبيت كبرا در جميع زمان هاست و همه
انبيا و اوليا مظاهر او هستند...
يكي از حقايقي كه بايد در اين بخش پاياني به آن
اشاره شود
اين است كه انسان كامل لازم نيست از مردان
باشد
بلكه زنان مطهره
مانند فاطمه زهرا و مريم عذرا و
امثال آن ها نيز مي توانند مصداق انسان كامل باشند. از اين
رو
در قرآن كريم حضرت مريم را همانند فرزندش عيسي
روح الله به عنوان آيت عالميان مطرح كرده و فرمود : و
جعلناها وابنها آيه للعالمين . ابن ابي الحديد در شرح
نهج البلاغه گفته است :
به صورت تواتر از پيامبر اسلام نقل شده كه فرمود :
« فاطمه سيده نسا العالمين » .
سر اين كه زنان مانند مردان مي توانند به مقام انسان
كامل نايل شوند آن است كه مقام خلافت الهي مربوط به
مقام انسانيت بوده و سر خليفه الله بودن تعليم اسماست
كه خداي سبحان فرمود : « و علم آدم الاسما كلها » و محور
تعليم و تعلم جان آدمي است
نه بدن يا مجموع جان و
بدن
زيرا آن كه عالم مي شود روح است و روح
مرد و زن
ندارد. پس آن كه عالم به اسماي الهي است جان آدمي
است
در نتيجه
آن كه معلم فرشته هاست جان انسان
است
ثمره كلام آن كه خليفه الهي جان آدمي است كه مرد
و زن در او مطرح نيست
پس در رسيدن به مقام انسان
كامل نه مرد بودن شرط است و نه زن بودن
مانع .
بعضي از بزرگان اهل سلوك گفته اند : انسان كامل اگر از
جنس مردان باشد
مظهر و صورت عقل كل و اگر از زنان
باشد
مظهر و صورت نفس كل است . بنابراين
سيد اوصيا
و سر انبيا علي عالي اعلي امير مومنان
علي بن ابي طالب
عليه السلام
صورت عقل كل و مظهر اتم آن بوده و سيده
زنان عالم فاطمه زهرا عليهما السلام صورت نفس كليه و
مظهر آن است ....
امام خميني نيز ضمن تشريح حقايق بلندي درباره
حضرت زهرا عليهما السلام مي گويد : تمام ابعادي كه براي
يك انسان متصور است در فاطمه زهرا عليهما السلام
جلوه كرده بود
او يك زن ملكوتي
يك انسان به تمام معنا
نسخه انسانيت
او موجود ملكوتي است كه در عالم به
صورت انسان ظاهر شده است
بلكه موجود الهي جبروتي
در صورت يك زن ظاهر شده است .... زني كه تمام
خاصه هاي انبيا در اوست
زني كه اگر مرد بود
نبي بود.
معنويات
جلوه هاي ملكوتي
جلوه هاي الهي
جلوه هاي
جبروتي
جلوه هاي ملكي و ناسوتي همه در اين موجود
مجتمع است . از مرتبه طبيعت تا مرتبه غيبت
تا فناي بر
الوهيت
براي صديقه طاهره اين مسائل
اين معاني
حاصل است .
هم چنين در جاي ديگر درباره حضرت زهرا عليهما
السلام مي گويد :
فاطمه زهرا عليهما السلام زني كه افتخار خاندان
وحي (است ) و چون خورشيدي بر تارك اسلام عزيز
مي درخشد. زني كه فضايل او هم طراز فضايل بي نهايت
پيغمبر اكرم و خاندان عصمت و طهارت بود
زني كه هر
كسي با هر ديدگاه درباره او گفتار دارد و از عهده ستايش او
برنيامده
كه احاديثي كه از خاندان وحي رسيده به اندازه
فهم مستمعان بوده
نه به اندازه مرتبت او.
از اين سخنان عميق امام خميني به خوبي مي توان به
دست آورد كه از منظر بلند او حضرت زهرا عليهما السلام
گر چه حسب ظاهر يك زن است
مصداق بارز انسان كامل
بوده و جلوه اوصاف الهي است ....
از آن چه در تمام اين نوشتار درباره اوصاف و كمالات
انسان كامل بيان شد
به خوبي مي توان استنباط كرد كه به
يقين واژه انسان كامل
تعبير ديگري از انسان معصوم
است
زير اوصاف و كمالات وجودي كه براي انسان كامل
مطرح شده
هرگز در غير انسان معصوم امكان تحقق ندارد
و اساسا بايد گفت كه انسان كامل
بدون صفت و قدرت
عصمت علمي و عملي امكان پذير نيست
زيرا انسان غير
معصوم هر قدر به بلندترين قله كمالات انساني رسيده
باشد
با يك لغزش علمي و يا عملي از آسمان كمال سقوط
مي كند...
انسان كامل همان انسان معصوم خواهد بود و غير از
پيامبر الهي و اوصياي بر حق آن ها
انسان كاملي وجود
نخواهد داشت . شايد به اين دليل بود كه ابن عربي ـ واضع
اصطلاح انسان كامل ـ اين تعبير را در فص آدمي عنوان
كرده و بعد از آن 27 حكمت را به نام 27 كلمه حق و نبي
الهي به عنوان انسان كامل بيان داشته است .
انسان كامل
همان انسان معصوم است و غير
از پيامبر الهي و اوصياي بر حق آن ها
انسان
كاملي وجود نخواهد داشت .
از سخنان عميق امام خميني به خوبي
مي توان به دست آورد كه از منظر بلند ايشان
حضرت زهرا عليها السلام گر چه حسب ظاهر يك
زن است
مصداق بارز انسان كامل و جلوه
اوصاف الهي است
لازم نيست انسان كامل از مردان باشد
بلكه
زنان مطهره
مانند فاطمه زهرا(س ) و مريم
عذرا و امثال آن ها مي توانند مصداق انسان
كامل باشند.
هماهنگي انسان كامل و قرآن كريم به گونه اي
است كه مي توان قرآن را صورت مكتوب انسان
كامل و وجود كتبي او دانست .

*****
شهيد آيت الله غفاري به روايت اسناد ساواك
|

جلد بيست و دوم مجموعه « ياران امام به روايت
اسناد ساواك » كه از سوي مركز بررسي اسناد تاريخي
وزارت اطلاعات منتشر شده است
درباره شهيد آيت الله
حاج شيخ حسين غفاري مي باشد. در بخشي از مقدمه
كتاب مذكور كه زندگينامه شهيد غفاري را در بردارد
از
زبان فرزند آن شهيد بزرگوار
چنين مي خوانيم :
« ... بالاخره رفتيم كه جنازه را تحويل بگيريم يكي از
بازجوها گفت : اينجا بنويسيد كه ايشان در بيمارستان از
دنيا رفته است . گفتم : من در بيمارستان نبودم و ايشان را
آنجا نديدم گفت اگر ننويسي باز به زندان برمي گردي .
مادرم گفت پسرم اگر بنويسي شيرم را حلالت نمي كنم من
ننوشتم عمويم را بردند كه بنويسد او هم گفته بود من
بي سوادم يكي از عموزاده ها را بردند او هم ننوشت ...
غروب تماس گرفتند كه بياييد جنازه را ببريد ما را به
پزشك قانوني بردند و من ديدم كه بدن ايشان خون آلود
بود توي تابوت نيمي از صورتشان سياه بود حال چه شده
بود نميدانم ...
و اولين كسي كه بعد از شهادت پدرم به خانه ما آمد
مرحوم آيت الله طالقاني (ره ) بود در خانه ما را محاصره
كرده بودند كه ديديم يك روز صبح طالقاني پيرمرد
عصازنان به طرف خانه ما مي آيد ايشان پرسيد منزل آقاي
غفاري اينجاست جواب دادم بله ولي اجازه نمي دهند
برويد تو
گفت به من سيد كاري ندارند آمد تو و صحبت
كرديم گفت كه من برادرم را از دست داده ام و شما پدرتان
را و من جاي پدر شما هستم هر وقت كاري داشتيد به من
رجوع كنيد و خودش گفت كه به من سيد محمود طالقاني
مي گويند و شروع كرد به روضه خواندن « روضه موسي ابن
جعفر(ع ) » .

از خاطراتي كه پدرم به دستخط خود نوشته است
مقداري مي خوانم . نوشته است : الالعنه الله علي القوم
الظالمين و علت اين همه گرفتاريها و زنداني شدنها مبارزه
با دولت جنايتكار خائن به اسلام و دخالت او در مقدمات
مذهب و اجراي برنامه هاي ضدديني دستگاه حاكم و رژيم
شاهنشاهي بود چه ضربه هايي كه بر پيكر اسلام مي زدند » .
« ما را بردند بهشت زهرا دم در غسالخانه گفتند اينجا
مي شوييم و همين جا دفن مي كنيم . جيكتان هم در بيايد
همه تان را مي گيريم . اوضاع را كمي شلوغ كرديم و
پسرعموي من ميني بوس گرفته بود آمبولانسي هم گرفته
بود جنازه پدرم را گذاشتند توي آمبولانس و به سرعت به
سمت قم حركت كرديم . ساواكيها هم مقاومت نكردند
همچنين نمي خواستند بهشت زهرا شلوغ شود. جنازه پدرم
را در قم توي قبرستان نو گذاشتند. دويديم آمديم مدرسه
شهيد قدوسي (ره ) كه من آنجا درس ميخواندم به آقاي
قدوسي گفتم كه جنازه دوستت را آوردند ايشان درس را
فوري تعطيل كردند و هم آنجا آيت الله مرعشي نجفي
فهميدند و درس ايشان هم تعطيل شد. آقاي گلپايگاني
درسش را تعطيل كردند و اجبارا درس آقاي شريعتمداري
هم تعطيل شد و در شهر قم اعلام شد كه از تهران شهيد
آورده اند. بالاخره در حرم حضرت معصومه (س ) برايش
نماز خوانده شد. وقتي جنازه را بيرون آوردند ديگر
وضعيت شلوغ شد. مردم شعار مي دادند
روز چهارم
دي ماه 1353 در كنج زندان كشته شد بخون خود آغشته
شد يك عده از عقب فرياد مي زدند درود بر خميني درود بر
سعيدي (آيت الله سعيدي ) طول مسير را تا قبرستان
دارالسلام يعني نرسيده به وادي السلام قم ـ قبرستان
كوچكتري است كه آلان جنب مدرسه آيت الله مشكيني
است جنازه را به زمين گذاشتند ـ شهيد قدوسي ايستاده
بود مادرم هم پايين بود رئيس شهرباني قم سرهنگ كامكار
رئيس اطلاعات قم محمدي و عده ديگري ايستاده بودند
به گونه اي كه اصلا نشد تلقيني براي پدرمان بخوانيم
مرحوم قدوسي خودش تلقين خواند با سرعت جنازه را
توي قبر گذاشتند و بلافاصله بگيربگير شروع شد و
اتوبوسهاي ارتش مملو از دستگيرشدگان بود يك لحظه
من ديدم چوبهاي بلندي پاسبانها درآورده اند و طلاب را
ضرب وشتم مي كنند عبا و عمامه بود كه روي زمين ريخته
بود و غوغايي بود » .
در بخش ديگر مقدمه مي خوانيم : براساس گزارشهاي
موجود
ساواك پيرامون برگزاري مجالس ترحيم آيت الله
شهيد غفاري (ره ) حساسيت خاصي داشته و به شدت از
برگزاري آنها جلوگيري مي كردند. در گزارش آمده است :
« قرار است روز 53
11
11 مجلس ختمي بمناسبت فوت
شيخ حسين غفاري (كه در زندان قصر فوت نموده است )
در مسجد الهادي واقع در خيابان تهران نو ايستگاه
ده متري شارق 15 متري سوم برگزار گردد با توجه به اينكه
به احتمال قوي در جلسه مزبور تظاهراتي به وسيله عناصر
ناراحت صورت خواهد گرفت خواهشمنداست دستور
فرماييد در اين زمينه پيش بيني ها و مراقبتهاي لازم معمول
و نتيجه را به اين سازمان اعلام دارند » .
خبر شهادت آيت الله غفاري در مجامع دانشگاهي و
حتي در خارج از كشور و نيز در ميان مسلمانان و شيعيان
تاثير شايان توجهي داشته است و موجي از تحركات
انقلابي و افشاگرانه عليه رژيم پهلوي در خارج و داخل
كشور سبب شد تا در مدرسه فيضيه قم اعلاميه اي به سه
زبان فارسي
عربي
انگليسي
الصاق شود كه در آن
چگونگي بازداشت ايشان و شكنجه هاي دوران زندان
مطرح و تحت عنوان روحانيون مبارز ايراني خارج از
كشور امضا شده بود. اعلاميه حاوي دو عكس از آيت الله
غفاري بود كه يكي عكس رسمي ايشان در كسوت
روحانيت و ديگري تصوير ايشان در زندان .
موجي كه در اثر شهادت آيت الله غفاري پديد آمد در
سالگرد ايشان در سال 1354 و همين طور در سال 1355
و 1356 نقش آفرين بود و ساواك و ماموران رژيم پهلوي
به شدت از مطرح شدن نام ايشان و مسائل پيرامون
شهادت ايشان در هراس بوده اند...

| | |