روزنامه جمهوري اسلامي 14/10/1382 صفحه عقيدتي
*****
تفسير آيات قرآن در نهج البلاغه




  • مهري هدهدي
    قسمت اول
    مقدمه :
    نهج البلاغه كتابي عجيب است . در هر جهت كتاب عجيبي است توحيدش موعظه اش دعا و عبادتش عجيب است تحليل تاريخ زمان خودش هم عجيب است . نهج البلاغه چندين دنيا دارد : دنياي زهد و تقوا دنياي عبادت و عرفان دنياي حكمت و فلسفه دنياي پند و موعظه دنياي ملاحم و مغيبات دنياي سياست و مسئوليتهاي اجتماعي دنياي حماسه و شجاعت .
    از طرفي نهج البلاغه در ديار خودش در ميان شيعيان علي در حوزه هاي علميه شيعه غريب و تنها است . همچنانكه خود علي غريب و تنها است . بديهي است كه اگر اكثر محتويات كتابي و يا انديشه ها و احساسات و عواطف شخصي با دنياي روحي مردمي سازگار نباشد اين كتاب و يا آن شخص عملا تنها و بيگانه مي ماند هر چند نامشان با هزاران تجليل و تعظيم برده شود . (1 )
    نهج البلاغه بيماريهاي روحي انسان را شفا مي بخشد و دارويي براي مرضهايي سهمگين چون حسد نفاق كبر كجروي و غيره مي باشد. تشنگان را سيراب مي كند چرا كه به سرچشمه حيات وصل است سرچشمه اي كه هرگز خشك نمي شود و كشتزار تشنه و تفتيده دلها را سيراب مي سازد و از مزرعه سبز انسانيت براي هميشه نگهداري مي كند. موج معنويش تار دلها را به نوا وامي دارد و جانها را گرم مي كند انديشه ها را برمي انگيزد و به روح نشاط و شادابي و اميد مي بخشد و گاه چنان مي لرزاند كه بند بند وجود انسان را به لرزش وا مي دارد و حيات و روشنگري پديد مي آورد. زندگي و عشق مي آفريند نغمه ايي ماورايي و بهشتي است .
    از تاليف نهج البلاغه توسط سيد رضي رحمه الله عليه ده قرن مي گذرد. دانشمندان كتابهايي را كه لايق مطالعه و بحث ديده اند كليه مطالب و حتي گاهي بسياري از جملات آنها را تحت بررسي قرار داده و نقض نموده و در شروح و تعليقات خود حاصل قضاوت خويش را درباره آن كتابها نوشته اند. نهج البلاغه نيز مانند هزاران كتاب ديني ديگر مورد توجه و بحث و مطالعه دانشمندان نكته سنج بوده است .
    علما در اطراف نهج البلاغه قلم فرسايي نموده و به عنوان شرح ترجمه فهرست و مستدرك به صورت نظم يا نثر به لغات مختلف از عامه و خاصه كتاب نوشته اند اين دانشمندان نه تنها انتقادي به اين كتاب نداشته اند بلكه هر يك نهج البلاغه را به زباني ستوده اند.
    بسياري از شارحان نهج البلاغه جمله معروف ابن ابي الحديد « كلامه دون كلام الخالق و فوق كلام المخلوق » را در مورد كلام اميرالمومنان علي عليه السلام يادآور شده اند. برخي ديگر به اين كتاب شريف لقب « اخ القرآن » داده اند و كلمه « اخ » كه در اصل لغت به معني برادر است در مواردي به معاني مصاحب همزاد و مانند به كار مي رود باتوجه به قرائن پيداست كه اخوت نهج البلاغه با قرآن به معاني مجازي آن مرتبط مي باشد. يعني افرادي كه معتقدند نهج البلاغه « اخ القرآن » است مقصودشان اين است كه نهج البلاغه راه قرآن كريم را پيموده و به زيبايي از قرآن متابعت كرده است .
    پيامبر اكرم در مورد حضرت علي عليه السلام فرموده اند :
    « علي مع القرآن و القرآن مع علي لن يتفرقا حتي يردا علي الحوض . » (2 ) علي با قرآن و قرآن با علي است . اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا در سر حوض كوثر بر من وارد شوند.
    نوشتار حاضر حاصل سيري در نهج البلاغه و استخراج خطبه ها نامه ها و كلمات گهربار اميرمومنان در خصوص آياتي از قرآن كريم است كه به ترتيب شماره سوره هاي قرآن و با تعيين موضوعاتي از متن آيات قرآن و سخنان آن حضرت تدوين و تنظيم گرديده است .
    اميد است بدينوسيله گامي هر چند كوچك در جهت شناخت و درك نهج البلاغه برداشته و عاشقان و عارفان طريق امام عارفان را بيش از پيش با ديدگاههاي الهي و آسماني آن حضرت آغشته نموده باشيم .
    معاد
    ... انا لله و انا اليه راجعون .... (بقره 156 )
    ما از آن خدا هستيم و به سوي او باز مي گرديم .
    و سمع رجلا يقول : انا لله و انا عليه راجعون فقال عليه السلام : آن قولنا : « انالله اقرار علي انفسنا بالملك و قولنا : « وانا اليه راجعون اقرار علي انفسنا بالهلك » (3 )
    امام عليه السلام شنيد كه مردي مي گويد : « انا الله و انا اليه راجعون » فرمود : وقتي كه مي گوييم « ما از آن خداييم » به فرمانروايي و پادشاهي او اعتراف كرده ايم و چون مي گوييم « به سوي او باز مي گرديم به هلاكت و از ميان رفتن خود اعتراف مي كنيم . »
    فلسفه حج
    ... و الله علي الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا و من كفر فان الله غني عن العالمين . (آل عمران 97 )
    براي خدا حج آن خانه بر كساني كه قدرت رفتن به آن را داشته باشند واجب است . و هر كه راه كفر پيش گيرد بداند كه خدا از جهانيان بي نياز است .
    امام عليه السلام باتوجه به آيه فوق فلسفه حج را بيان مي فرمايد كه :
    و فرض عليكم حج بيته الحرام الذي جعله قبله للانام ... فرض حجه و اوجب حقه و كتب عليكم و فادته فقال سبحانه : « ولله علي الناس حج البيت من استطاع اليه سبيلا و من كفر فان الله غني عن العالمين » (4 )
    خداوند حج خانه خود را بر شما واجب گردانيد و خانه خود را قبله گاه مردم ساخت مردم با شوق تمام آنسان كه ستوران به آبشخور روي نهند و كبوتران به آشيانه پناه برند بدان درآيند. خداي سبحان حج را مقرر فرمود تا مردم در برابر عظمت او فروتني نشان دهند و به عزت و جبروت او اعتراف كنند. و از ميان بندگان خود كساني را برگزيد تا صلاي دعوت او شنيدند و اجابت كردند و سخن حق تصديق نمودند و در آنجا پاي نهادند كه پيامبرانش نهاده بودند و به آن فرشتگان همانند شدند كه گرد عرشش طواف مي كنند و در اين سودا كه سرمايه شان عبادت اوست سود فراوان حاصل كردند و تا به ميعاد آمرزش او دست يابند بر يكديگر پيشي جستند. خداوند سبحانه و تعالي حج را نشانه و علامت اسلام قرار داد و كعبه را پناهگاه پناهندگان و حج را فريضتي واجب ساخت و حقش را واجب گردانيد و حج را بر شما مقرر فرمود و گفت : « براي خدا حج آن خانه بر كساني كه قدرت رفتن به آن داشته باشند واجب است و هر كه راه كفر پيش گيرد بداند كه خدا از جهانيان بي نياز است . »
    صفت نيكوكاران
    ... و الله يحب المحسنين . (آل عمران 134 )
    و قال عليه السلام : لايزهدنك في المعروف من لايشكره لك فقد يشكرك عليه من لايستمتع بشي منه و قد تدرك من شكر الشاكر اكثر مما اضاع الكافر « والله يحب المحسنين » (5 )
    در اين جملات در واقع حضرت علي عليه السلام به ذكر برخي از خصوصيات نيكوكاران مي پردازد كه فرمود : تو را از نيكوكاري دلسرد نكند كسي كه نيكوكاريت را سپاس نمي گويد گاه كسي تو را سپاس گويد كه از نعمت تو بهره مند نشده است و تو از سپاس گفتن ديگران بيش از آن كه ناسپاسان تباه كرده اند به دست خواهي آورد و خدا نيكوكاران را دوست مي دارد.
    بهترين دارو
    يا ايها الذين امنوا اطيعواالله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم فان تنازعتم في شي فردوه الي الله و الرسول ... (نسا 59 )
    اي كساني كه ايمان آورده ايد از خدا اطاعت و از رسول و الوالامر خويش فرمان بريد و چون در امري اختلاف كرديد اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد به خدا و پيامبر رجوع كنيد...
    حضرت امير عليه اسلام در نامه اي فرامين خود را به مالك اشتر كه امارت مصر وتوابع آن را در دست داشت اين آيه را تفسير نموده است كه :
    و اردد الي الله و رسوله ما يضلعك من الخطوب و يشتبه عليك من الامور ... و تطلب به الدنيا . (6 )
    چون كاري بر تو دشوار گردد و شبهه آميز شود در آن كار به خدا و رسولش رجوع كن . زيرا خداي تعالي به قومي كه دوستدار هدايتشان بود گفته است : « اي كساني كه ايمان آورده ايد از خدا اطاعت كنيد و از رسول و الوالامر خويش فرمان بريد و چون در امري اختلاف كرديد اگر به خدا و روز قيامت ايمان داريد به خدا و پيامبر رجوع كنيد. »
    رجوع به خدا گرفتن محكمات كتاب اوست و رجوع به رسول گرفتن سنت جامع اوست سنتي كه مسلمانان را گرد مي آورد و پراكنده نمي سازد. و براي داوري در ميان مردم يكي از افراد رعيت را برگزين كه در نزد تو برتر از ديگران بود. از آن كسان كه كارها بر او دشوار نمي آيد و از عهده كار قضا برمي آيد. مردي كه مدعيان با ستيزه و لجاج راي خود را بر او تحميل نتوانند كرد و اگر مرتكب خطايي شد بر آن اصرار نورزد و چون حقيقت را شناخت در گرايش به آن درنگ ننمايد و نفسش به آزمندي متمايل نگردد و به اندك فهم بي آن كه به عمق حقيقت رسد بسنده نكند. قاضي تو بايد از هر كس ديگر موارد شبهه را بهتر بشناسد و بيش از همه به دليل متكي باشد و از مراجعه صاحبان دعوا كمتر از ديگران ملول شود و در كشف حقيقت شكيباتر از همه باشد و چون حكم آشكار شد قاطع راي دهد. چرب زباني و ستايش به خود پسنديش نكشاند از تشويق و ترغيب ديگران به يكي از دو طرف دعوا متمايل نشود. چنين كسان اندك به دست آيند پس داوري مردي چون او را نيكو تعهد كن و نيكو نگهدار. و در بذل مال به او گشاده دستي به خرج ده تا گرفتاريش برطرف شود و نيازش به مردم نيفتد. و او را در نزد خود چنان منزلتي ده كه نزديكانت درباره او طمع نكنند و در نزد تو از آسيب ديگران در امان ماند.
    در اين كار نيكو نظر كن كه اين دين در دست بدكاران اسير است . از روي هوا و هوس در آن عمل مي كنند و آن را وسيله طلب دنيا قرار داده اند.
    حضرت علي عليه السلام در خطبه اي ديگر در نكوهش خوارج در بحث انتخاب حكم مي فرمايد :
    انا لم نحكم الرجال و انما حكمنا القرآن . و هذا القرآن انما هو خط مستور بين الدفتين لاتتطق بلسان و لابدله من ترجمان ... فنحن اولاهم به . (7 )
    ما مردان را حكم قرار نداديم بلكه قرآن را حكم قرار داديم . و اين قرآن خطي است نوشته شده كه در ميان دو جلد جاي دارد. به زبان سخن نمي گويد نيازمند ترجماني است و مردان ترجماني كنند. هنگامي كه آن قوم ما را دعوت كردند كه قرآن را حكم قرار دهيم از آنگونه مردم نبوديم كه از كتاب خدا رويگردان شويم . كه خداي تعالي فرموده است : « اگر در چيزي خصومت كرديد آن را به خدا و پيامبرش باز گردانيد. « باز گردانيدن به خدا اين است كه بر طبق كتاب او داوري كنيم و باز گردانيدن به رسول خدا اين است كه سنت او را بگيريم . پس اگر از روي حقيقت به كتاب خداداوري شود ما از ديگر مردم بدان سزاوارتريم . و اگر به سنت رسول خدا داوري شود ما از ايشان اولاتريم .
    در امان بودن زيان كاران از كيفر الهي
    ... فلا يامن مكرالله الا القوم الخاسرون . (اعراف 99 )
    ... كسي از كيفر خدا در امان نيست مگر زيان كاران .
    و قال عليه السلام : لا تامنن علي خير هذه الامه عذاب الله القوله تعالي : « فالايامن مكر الله الا القوم الخاسرون ... » (8 )
    امام عليه السلام فرمود كه : بر بهترين كسان اين امت هم از عذاب خداي ايمن مباش زيرا خداي تعالي مي فرمايد : « از مكر خداوند جز زيانكاران ايمن نيستند. »
    ابراز امتحان الهي
    ... واعلموا انما اموالكم و اولادكم فتنه ... (انفال 28 )
    ... بدانيد كه مال و فرزندان ابزاري براي آزمايش شما است ...
    حضرت علي عليه السلام در مورد ابزار امتحان و خود فتنه مي فرمايد كه : و قال عليه السلام : لايقولن احدكم اللهم اني اعوذ بك من الفتنه لانه ليس احد الا و هو مشتمل علي فتنه ... و يكره انثلام الحال . (9 )
    حضرت علي عليه السلام فرمود : كسي از شما نگويد كه خداوندا پناه مي برم به تو از آزمايش . زيرا هيچ كس نيست مگر آن كه به نحوي به آزمايش گرفتار است . ولي اگر كسي خواهد كه به خدا پناه جويد از او بخواهد كه از آزمايشهاي گمراه كننده اش پناه دهد خداي سبحان مي فرمايد : « بدانيد كه داراييها و فرزندان شما وسيله آزمايش شمايند. « معني آن است كه خداوند بندگانش را به اموال و اولاد مي آزمايد تا معلوم دارد كه چه كسي به روزي او ناخشنود است و چه كسي خشنود. هر چند خداوند به آنها از خود آنها آگاهتر است ولي براي آن است كه كارهاي مستحق ثواب را از كارهايي كه درخور عقاب است معلوم دارد زيرا برخي فرزند پسر را دوست دارند و آنان را از دختر خوش نيايد. بعضي بارور ساختن مال را مي پسندند و از كاهش آن ناخشنودند.
    عوامل دفع عذاب الهي
    و ماكان الله ليعذبهم و انت فيهم و ماكان الله معذبهم و هم يستغفرون . (انفال 33 )
    و آنگاه كه تو در ميانشان هستي خدا عذابشان نكند و تا آنگاه كه از خدا آمرزش مي طلبد نيز خدا عذابشان نخواهد كرد.
    حضرت عليه السلام در مورد چگونگي دفع عذاب الهي مي فرمايد : و حكي عنه ابوجعفر محمد بن علي الباقر عليهما السلام انه قال : كان في الارض امانان من عذاب الله و قد رفع احد هما فدونكم الاخر فتمسكوا به . اما الامان الذي رفع فهو رسول الله عليه و اله و سلم . و اما الامان الباقي فالاستغفار قال الله تعالي : « ... و ماكان الله معذبهم و هم يستغفرون . »
    ابوجعفر امام محمد باقر عليه السلام از آن حضرت حكايت كند كه فرمود : بر روي زمين مردم را از عذاب خدا دو چيز مايه امان بود : يكي از آن دو برداشته شد و ديگري برجاست آن را بگيريد و بدان تمسك جوييد. آن امان كه برداشته شد رسول الله صلي الله عليه و آله بود. و آن امان كه بر جاي ماند استغفار است .
    خداي تعالي فرمايد : « تا آنگاه كه تو در ميانشان هستي خدا عذابشان نكند و تا آنگاه كه از خدا آمرزش مي طلبند خدا عذابشان نخواهد كرد. »
    شيطان
    قال رب بما اغويتني لازينن لهم في الارض و لاغوينهم اجمعين . (حجر 39 )
    گفت اي پروردگار من چون مرا نوميد كردي در روي زمين بديها را در نظرشان بيارايم و همگان را گمراه كنم .
    در رابطه با اين آيه حضرت علي عليه السلام اولا بيان مي نمايد كه گوينده اين سخن شيطان بود و بعد وي را معرفي نموده در ثاني به انسان توصيه مي فرمايد.
    فاعتبر و ابماكان من فعل الله بابليس اذا حبط عمله الطويل و جهده الجهيد... في حومه ذل . و حلقه صيق . و عرصه موت . و جوله بلا . (11 )
    از آن معاملت كه خداوند با ابليس كرد عبرت گيريد. آن همه اعمال نيكويش را باطل گردانيد و آن همه سعي و كوشش او را بي ثمر ساخت . ابليس شش هزار سال خدا را عبادت كرد حال از سالهاي دنيا بود يا سالهاي آخرت كس نداند ولي يك ساعت تكبر ورزيد. بعد از ابليس چه كسي ممكن است كه از اينگونه نافرمانيها در برابر ذات احديت در امان ماند
    هرگز خداوند انساني را به بهشت نمي برد كه مرتكب عملي شده باشد كه ملكي را به سبب آن از بهشت رانده است . حكم او بر اهل آسمانها و مردم روي زمين يكسان است . و ميان خدا و هيچيك از بندگانش مصالحه اي نيست كه چيزي را كه بر همه جهانيان حرام كرده بر آن بنده مباح نموده است .
    پس اي بندگان خدا بترسيد از اين كه دشمن خدا شيطان شما را به بيماري خود (تكبر و خودپسندي ) دچار گرداند و به نداي خود شما را از جاي برانگيزد و سواران و پياده گان خود را به سر شما آورد به جان خودم سوگند كه او تير تهديد در كمان رانده و كمانش را سخت كشيده است و از جايي نزديك بر شما تير مي بارد و گفت :
    « اي پروردگار من چون مرا نوميد كردي در روي زمين بديها را در نظرشان بيارايم و همگان را گمراه كنم » با اين سخن تير به تاريكي مي افكند تيري كه هرگز به هدف نمي رسيد. ولي جماعتي از زادگان حميت و قومي از متعصبان و سواركاران ميدان تكبر و جهالت سخنش را راست پنداشتند. تا آنگاه كه آن سركش و طاغي از ميان شما برپا خاست و مطيع فرمان وي شد. شما در او طمع بستيد و در طمع خود پاي فشرديد تا آن وسوسه ها كه در دل داشتيد آشكار گرديد و استيلاي او بر شما نيرو گرفت و لشكرهاي خود بر سر شما كشيد و در مغاك خواري و مذلتتان افكندند و در ورطه هلاكتان سرنگون ساختند و با تني مجروح پايمالتان نمودند.
    نيزه ها در چشمانتان نشاندند و گلوهايتان را بريدند و بيني هايتان را خرد كردند بدين قصد كه شما را بكشند و مهار در بيني كرده به سوي آتشي كه برايتان مهيا شده است بكشند. پس شيطان به سبب آسيب رساندنش به دين شما و آتش افروزيش در دنياي شما بزرگتر از كساني است كه به نبردشان برخاسته ايد و براي پيكار به آنان آرايش لشكر داده ايد پس همه سعي خود را بر دفع او گماريد. به خدا سوگند كه او بر پدر شما فخر كرد و برحسب و نسب شما عيب گرفت و سوارانش را بر سر شما آورد. پياده گانش را بر سر راهتان بداشت . چنانكه در هر جا شكارتان مي كند و سرانگشتانتان را مي برد. به هيچ حيله خود را در امان نتوانيد داشت و به هيچ افسون دفع آن نتوانيد كرد. در لجه خواري گرفتار مانده ايد در چنبر تنگي افتاده ايد و در عرصه مرگ و فنا و جولانگاه بلا اسير شده ايد.
    معني عدل و احسان
    ان الله يامر بالعدل و الاحسان ... (نحل 90 )
    خدا به عدل و احساس و به بخشش به خويشاوندان فرمان مي دهد...
    امام علي عليه السلام در اين كلام عدل و احسان را معني كرده است .
    وقال عليه السلام في قوله تعالي « ان الله يامر بالعدل و الاحسان » : العدل الانصاف و لاحسان التفضل (12 ) در معني اين فرموده خداي تعالي از او پرسيدند : كه خدا به دادگري و نيكوكاري فرمان ميدهد « فرمود : عدل انصاف دادن است و احسان نيكي كردن و بخشش داشتن است .
    پي نوشتها :
    1 ـ سيري در نهج البلاغه مرتضي مطهري . صص نه دوازده سيري در سيره ائمه اطهار ص .39
    2 ـ مستدرك حاكم نيشابوري ج 3 ص .124
    3 ـ نهج البلاغه ترجمه دكتر سيدجعفر شهيدي كلمات قصار .99
    4 ـ خطبه يكم ص .7
    5 ـ كلمات قصار .204
    6 ـ نامه 53 ص .331
    7 ـ خطبه 125 ص .123
    8 ـ كلمات قصار .377
    9 ـ كلمات قصار .93
    10 ـ كلمات قصار .88
    11 ـ خطبه 192 ص .211
    12 ـ كلمات قصار .231
    پيامبر اكرم (ص ) : علي با قرآن و قرآن با علي است . اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا در سر حوض كوثر بر من وارد شوند.
    حضرت علي (ع ) : تو را از نيكوكاري دلسرد نكند كسي كه نيكوكاريت را سپاس نمي گويد.
    حضرت علي (ع ) : اي بندگان خدا بترسيد از اين كه دشمن خدا شيطان شما را به بيماري خود (تكبر و خودپسندي ) دچار گرداند و به نداي خويش شما را برانگيزاند.