به مناسبت سالروز ولادت امام علي بن موسي الرضا عليه السلام
يازدهم ذيقعده سالروز ولادت هشتمين كوكب آسمان ولايت
و امامت حضرت امام علي بن موسي الرضا عليه السلام
است .
اوضاع سياسي در دوره ي امام رضا عليه السلام چنان بود كه
آن بزرگوار نيز مانند ساير امامان معصوم دين
براي به دست
گرفتن حكومت به عنوان مهم ترين اهرم هدايت مردم و اداره ي
درست جامعه
مجالي نيافتند; زيرا مامون عباسي
حكومت و
اداره ي جامعه را كه حق امام رضا عليه السلام بوده مثل ساير
عباسيان غصب كرده بود.
غصب حكومت اسلامي در حالي بود كه عموم مسلمانان از
اين امر ناراضي بودند و امام رضا عليه السلام را شايسته ترين فرد
براي رهبري مردم و اداره ي جامعه مي دانستند.
گرچه فضاي اختناق آميز دوره ي عباسي به مردم مجال
چنداني براي بروز عشق و علاقه ي خود به امامان معصوم را
نمي داد ولي مامون به خوبي از اين امر آگاه بود. در حقيقت
مامون به دليل زيركي خاصي كه داشت
وقايعي مثل آن چه در
نيشابور اتفاق افتاد را به خوبي پيش بيني مي كرد و مي دانست اگر
مردم مجالي پيدا كنند در ابراز علاقه به امام رضا عليه السلام
چنان صحنه هايي مي آفرينند كه ديگر اثري از حكومت عباسي
باقي نخواهد ماند.
لازم به ذكر است كه منظور از واقعه ي نيشابور
استقبال
بسيار حيرت انگيز مردم اين شهر از امام رضا عليه السلام به
هنگام مسافرت آن بزرگوار به خراسان است . توضيح آنكه وقتي
مردم نيشابور متوجه شدند امام رضا عليه السلام به شهر آنها
وارد شده است
در استقبال از امام رضا عليه السلام صحنه هاي
حيرت انگيز آفريدند. مردم با مشاهده ي امام چنان ذوق زده
شدند كه گروهي به دريدن جامه هاي خويش پرداختند
عده اي
خود را به خاك ماليدند
تعدادي فرياد زنان خود را به مركب
امام رساندند و به بوسيدن نعل و دست و پاي آن مركب
پرداختند. اگر در مكاني امام به استراحت پرداخته بود
آنجا را
مقدس و متبرك محسوب مي كردند. اگر امام از چشمه اي آب
نوشيده و يا وضو گرفته بود
آب آن را براي هميشه متبرك
دانستند. اگر امام به درختي دست زده بود
ميوه ي آن را شفا
دانستند. و بالاخره چنان عشقي به امام نشان دادند كه براي
نوشتن كلامي كه امام در آن هنگام فرمودند
بيش از بيست هزار
نفر آن را با شوق تمام يادداشت كردند و...
به دليل همين محبوبيت امام رضا عليه السلام در ميان مردم
بود كه مامون سعي كرد امام شيعيان را در ظاهر جذب كند تا
زمينه ي نگراني خويش را به كلي از ميان بردارد. علاوه بر اين
مامون نسبت به اقدامات امام رضا عليه السلام به عنوان امام
شيعيان و پيشواي علويان
بيمناك بود و تصميم داشت بر
فعاليتهاي امام نظارت دقيقي داشته باشد. بنابراين
مامون براي
چاره جويي موضوع ولايتعهدي امام را مطرح كرد.
گذشته از اين
مامون به اهداف ديگري نيز مي انديشيد كه
برخي از آنها عبارتند از : 1 ـ دور كردن امام از توده ي مردم و
جلوگيري از فعاليتهاي فرهنگي و علمي آن امام بزرگ . در اين
ميان آنچه براي مامون مهم تر بود
جدا كردن امام از شيعيان
خاص و قطع رابطه ي آن بزرگوار با اين افراد بود.
2 ـ مامون در صدد بود تا با آوردن امام به درون دستگاه خلافت
وجاهتي در ميان مسلمانان
به ويژه گروه هايي كه مخالف
عباسيان بودند
به دست آورد; زيرا امام در جامعه ي آن روزگار
از احترام و اعتبار فراواني برخوردار بودند و مامون با نزديك
شدن به امام
به اعتبار لازم دست مي يافت .
3 ـ در زمان مامون
جهان اسلام با وضعيت خاص فرهنگي و
فكري رو به رو بود و دانشمندان فرق و اديان مختلف هر كدام
درباره ي اصول و مسايل دين اسلام مباحث و مسايلي را مطرح
مي كردند و بر حاكميت عباسي به عنوان مدافع ظاهري فرهنگ
اسلام لازم بود كه در برابر مسايلي كه مطرح مي شد
پاسخگو
باشد. با توجه به اين وضعيت
حكومت مامون فرد برجسته و
دانشمندي را لازم داشت كه اعتبار علمي فوق العاده داشته باشد
و بتواند به راحتي از عهده مسايل مطروحه بر آيد. امام
برجسته ترين شخصي بود كه از اين نظر مي توانست نياز حاكميت
عباسي را برآورد.
4 ـ ورود امام به دستگاه خلافت
بدين معنا بود كه كمك ايرانيان
به استمرار حاكميت مامون تضمين خواهد شد زيرا ايرانيان از
سالهاي پاياني قرن اول هجري همواره در اين آرزو بودند كه
فردي از اهل بيت حاكميت جهان اسلام را به دست گيرد تا
قوانين اسلام را آنچنان كه شايسته است
اجرا كند و عدالت را
ميان اقوام مختلف برقرار نمايد. به همين دليل بود كه آنها
(ايرانيان ) در صدد سرنگوني بني اميه برآمدند و به شوق برقرار
كردن حكومت محمدي و علوي امويان را برانداختند.
5 ـ انتخاب امام به وليعهدي به مفهوم پايان دادن به قيام علويان
در سراسر جهان اسلام بود. در اين زمان
علويان و شيعيان با
شعارهايي كه حكايت از رضايت به پيشوايي كسي از خاندان
رسول خدا بود
در سراسر جهان اسلام در حال قيام و انقلاب
بودند و مامون مي خواست ضمن پايان دادن به اين گونه قيام ها
قيامگران را از شعار رضايت به حكومت فردي از خاندان رسول
خلع يد كند.
6 ـ مامون مي خواست با تحميل ولايتعهدي به امام رضا
عليه السلام
به طور غيرمستقيم از علويان به مشروعيت حكومت
عباسيان اعتراف بگيرد.
خلاصه اينكه مامون به منظور رسيدن به ده ها اهداف شوم
خويش كه برخي از آنها ذكر شد
مصمم شد امام علي بن موسي
الرضا عليه السلام را به پذيرش خلافت مجبور كند. مامون ابتدا
به طور منافقانه به امام پيشنهاد كرد كه خلافت را بپذيرد. امام كه
از جدي نبودن اين پيشنهاد و اهداف شوم مامون اطلاع داشت
آن را نپذيرفت . به همين دليل مامون پيشنهاد پذيرش ولايتعهدي
را كرد و امام اين پيشنهاد را نيز رد كرد. رد پيشنهاد مامون
موجب شد كه مامون به تهديد و فشار روي آورد و به طرق
مختلف امام را به اين كار وادار كند.
هنگامي كه امام دريافت
مامون در اين كار اصرار و اجبار
فراوان دارد و رد پيشنهاد او موجب خطرات زيادي است و جان
خود امام و همه ي پيروان و شيعيانش در معرض كينه توزي هاي
بي رحمانه ي مامون قرار دارد
ولايتعهدي را با شرايطي كه
مامون به اهدافش نرسد
پذيرفت .
موضع گيري هاي امام درباره ي ولايتعهدي چنان بود كه
مامون هرگز به هدفش نرسيد و در نتيجه امام را به شهادت رساند
تا از مشكلي كه با دست خودش به وجود آورده بود
خلاص
شود.
موضع گيري امام درباره ي پيشنهاد وليعهدي از همان ابتدا
چنان بود كه مامون را ناكام كرد. اول اين كه امام از همان ابتدا با
سر سختي با اين امر مخالفت كرد و اين مخالفت تا آنجا ادامه
پيدا كرد كه همه ي مردم متوجه شدند
كه امام تحت فشار و
اجبار ولايتعهدي را پذيرفته است و هيچ تمايل باطني به
همكاري با بني عباس ندارد و مشروعيت آنها را نمي پذيرد. به
همين دليل با اين كه مامون از امام خواسته بود با خانواده اش به
مرو برود ولي امام به منظور نشان دادن اجباري بودن اين كار
هيچ فردي از خانواده اش را با خود به مرو نبرد و اين امر
آشكارترين بي اعتنايي به مساله ولايتعهدي بود و اجباري بودن
آن را به خوبي نشان مي داد.
يكي از فرازهاي شكوهمند موضع گيري امام در نيشابور اين
بود كه امام بر سر راه خويش به مرو
وارد شهر نيشابور شدند
در آن جا حديث مشهور سلسله الذهب را كه مبين امامت و
ولايت
و رابطه ي توحيد و ولايت بود
براي صدها هزار نفري كه
به استقبال امام آمده بودند
قرائت فرمودند و براي مردم روشن
كردند كه ولايت امري از جانب خدا است و چيزي نيست كه
مامون بخواهد آن را به كسي عطا كند. در حقيقت امام با اين
اقدام خويش مردم را متوجه كردند كه بستر اصلي و اصيل
رهبري
در خاندان اهل بيت است و هر كس كه به خود اختصاص
دهد
حاكميتش از نظر اسلام مشروعيتي ندارد.
در تمام ايامي كه موضوع ولايتعهدي در جريان بود
امام
اجباري بودن و تهديد مامون را براي مردم مطرح مي كرد و از
سوي ديگر يادآور مي شد كه مامون كار مهمي نكرده است جز
آنكه مي خواهد بعد از خودش چيزي را كه خود او و پدرانش به
طور نامشروع تصرف كرده بودند
به صاحب اصليش باز گرداند.
امام در شروطي هم كه براي پذيرش وليعهدي ذكر كردند
به
نوعي موضع خويش را نشان دادند
همان طور كه در جريان
برگزاري نماز عيدفطر در مرو نيز موضعي اتخاذ كردند كه مامون
شديدا بيمناك شد و با آن كه خود او امام را مجبور به اقامه ي
نماز عيدفطر با مردم كرده بود
امام را از نيمه ي راه باز گرداند تا
موقعيتش به خطر نيفتد.
بالاخره امام علي بن موسي الرضا عليه السلام در جريان
ولايتعهدي
دهها موضع استوار و حساب شده گرفتند و
اقدامات مدبرانه اي به انجام رساندند و سرانجام مامون را از
رسيدن به اهداف شومش نااميد كردند.
ولادت امام علي بن موسي الرضا عليه السلام را كه جلوه ي
جمال حق بود به همه ي مسلمانان جهان به ويژه به شيعيانش
تبريك مي گوييم .

|