موج گسترده تبليغاتي در عرصه فرهنگ
روزبه روز با
وسعتي بيشتر و تنوعي وسيعتر به بيان و عرضه افكار درست و
نادرست صاحبان فكر و انديشه مي پردازد. مخاطبان ميلياردي
اين ميدان انسان هاي تشنه دانستن و يافتن بهترين راه و
اصيل ترين مسير براي نيل به سعادت و خوشبختي مي باشند.
در اين ميان حاملان معارف قرآن و عترت باري پس گران و
مسئوليتي خطير و سنگين بر دوش دارند چرا كه امت پيامبر
خاتم (ص ) و منتظران خورشيد عالمتاب مهدي (عج ) بايد
اولين قدم و كوتاهترين نگاهشان ديدن جهان واقدام براي همه
ملل و تلاش بين المللي باشد.
براين اساس و با هدف ارزيابي توان فكري و عملياتي مراكز
ديني فعال در عرصه بين الملل و همچنين آشنايي بيشتر فضلا و
طلاب محترم با محصولات فرهنگي اين مراكز
اولين همايش و
نمايشگاه حوزه و عرصه بين الملل با حضور شخصيت هاي
برجسته حوزوي و فعالان فرهنگي عرصه بين المللي
در
روزهاي پنج شنبه و جمعه 4 و 5 دي ماه 1382 در سالن
همايش هاي مدرسه دارالشفا قم برگزار شد. در اين همايش دو
روزه صاحب نظران ديدگاههاي خود را در زمينه هاي مختلف
فعاليت ديني در پهنه جهان ارائه كردند و ضمن بررسي جايگاه
حوزه علميه در جهان كنوني
راهكارهاي حضور موثر در اين
عرصه مورد بررسي قرار گرفت . اولين سخنران اين همايش
آيت الله مصباح يزدي بود. وي در اين نشست اظهار داشت :
تغيير نگرش جهانيان نسبت به اهميت جايگاه اسلام
ارزشمندتر از مسلمان كردن آنان است و حوزه هاي علميه بايد
به اين مساله توجه ويژه اي داشته باشند ايشان افزود : ارتباط
اطلاع رساني و برقراري گفت و گو تنها راه براي از بين بردن
شبهات است .
حجت الاسلام والمسلمين حسيني بوشهري مدير حوزه
علميه قم در اين همايش اظهار داشت : علي رغم كارهاي زيادي
كه در اين سال هاي اخير در حوزه انجام گرفت همچنان كارهاي
انجام نشده فراوان است و بايد اعتراف كنيم كه تا رسيدن به آن
حوزه اي كه در آينده بايد با همه دنيا چه مستقيم و چه
غيرمستقيم ارتباط برقرار كند
فاصله داريم .
وي افزود در موضوع بين الملل
جاي معاونت بين الملل در
مركز مديريت خالي است و مابه فكر تاسيس آن هستيم تا اين
معاونت كارهاي لازم اين عرصه را ساماندهي كند. كارهايي
مانند مركز اطلاع رساني جهاني حوزه
مركز قوي ترجمه
مركز
آموزش زبان كه البته از امكانات خوب دفتر تبليغات حوزه
مي شود استفاده كرد.
سخنران بعدي حجت الاسلام والمسلمين اعرافي رئيس
مركز جهاني علوم اسلامي بود كه پيرامون ضرورت رويكرد
بين المللي حوزه سخن گفت . وي در ترسيم فضاي فكري ـ
فرهنگي جهان گفت : امروز جامعه به هم پيوسته شبكه اي
بوجود آمد و تفكيك داخل و خارج چندان معني ندارد لذا بايد
به چند مقوله به عنوان بسترهاي بين المللي حوزه توجه كرد :
1 ـ عرصه فرهنگي و معرفتي
چرا كه زماني مي توانيم
جهاني بينديشيم كه علوم و دانش ها و فن آوري هاي جديد را
دريابيم .
2 ـ شناخت فرهنگ ها و تمدن ها و در اين ميان بويژه
شناخت تمدن غرب كه تمدن مسلط است و در سطوح معرفتي
و مفهومي آن و علوم انساني تا فن آوري
در زندگي انسان امروز
حضور دارد. شناخت كشورها و همچنين شناخت پديده
جهاني شدن نيز ضرورت دارد.
وي افزود : توجه به امور زيرساختي در حوزه مهم است و
اين حوزه بايد براساس وضعيت نظام بين الملل تنظيم شود و
البته بايد سيره سلف صالح حفظ شود ولي تنوع بخشيدن به
رشته ها و تخصصي شدن آنها و تشريح رويكرد بين المللي در
متون آموزشي حوزه نبايد مورد غفلت قرار
گيرد.
حجت الاسلام والمسلمين رباني رئيس دفتر تبليغات حوزه
علميه قم در موضوع حوزه
تبليغ و عرصه بين الملل به ايراد
سخن پرداخت و اظهار داشت : حوزه علميه بايد در شرايط
جديد تلاش هاي تبليغي خودش را در چهار سطح برنامه ريزي
كند.
1 ـ پاسخگويي فرهنگي ـ تبليغي به شيعيان جهان 2 ـ
مخاطب قرار دادن عموم مسلمين جهان 3 ـ مواجهه با همه
پيروان اديان الهي و آسماني 4 ـ توجه به همه انسانها و ارسال
پيام هاي انساني اسلام به آنان .
در اين همايش دو روزه سخنرانان و صاحب نظران پيرامون
موضوعات زير به اظهارنظر پرداختند : چشم انداز موقعيت
اسلام و مسلمانان در اروپا
حوزه و مجامع بين المللي
گفتگوي اديان
گسترش و شيوه فعاليت ديني مسيحيت در
جهان
ويژگي هاي مبلغ موفق در عرصه
بين الملل .
بعدازظهر روز پنج شنبه با حضور شركت كنندگان در
همايش چهار كميسيون آموزش
پژوهش
تبليغ و ارتباطات
تشكيل شد و با بحث و تبادل نظر نتايج حاصله در جلسات
عمومي مطرح گرديد. همچنانكه برنامه اعطا جوايز به سفير
موفق
رايزن فرهنگي موفق
مدير مدرسه علميه موفق
مبلغ
موفق
مولف موفق و... نيز از برنامه هاي نشست روز اول
همايش بود. سخنران اختتاميه همايش حجت الاسلام
والمسلمين محمدي عراقي رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات
اسلامي بود كه پيرامون موضوع « نگاهي به صحنه بين الملل
فرصت ها
چالش ها و راهكارها » به ايراد سخن پرداخت .
لازم به يادآوري است كه در كنار برگزاري اولين همايش
حوزه و عرصه بين الملل
نمايشگاهي با همين عنوان و با
حضور مراكز مختلفي كه به نوعي در اين عرصه فعاليت مي كنند
در مجتمع فرهنگي امام خميني قم برگزار شد. و بازديدكنندگان
از نزديك با فعاليت هاي اين مراكز در زمينه هاي گوناگون و
روش هاي مختلف كاري آنها در خارج از كشور و همچنين
قالب هاي متنوعي كه مراكز جهت ارائه فرهنگ غني ديني به كار
مي گيرند آشنا شدند.
در اين نمايشگاه كه با حضور بيش از چهل مركز مختلف
برگزار شد
مراكز علاوه بر عرضه و ارائه محصولات خود
كنفرانس هايي پيرامون موضوعات گوناگون براي بازديدكنندگان
و مخاطبان برگزار كردند.
حضور كارشناسان محترم كشورهاي جهان و در كنار آنها
حضور طلاب محترم غيرايراني در غرفه هاي ويژه خود
از
ويژگي هاي خاص اين نمايشگاه بوده است .
امت پيامبر خاتم (ص ) و منتظران خورشيد
عالمتاب مهدي (عج ) بايد اولين قدم و كوتاه ترين
نگاهشان ديدن جهان و اقدام براي همه ملل و تلاش
بين المللي باشد

*****
يك جرعه حكمت (10 )
فروتني در آموختن
|
جواد محدثي
رسول خدا(ص ) فرمود :
من لم يصبر علي ذل التعلم ساعه
بقي في ذل الجهل ابدا.
هركس برخواري آموختن
يك ساعت صبر نكند
براي
هميشه در خواري جهل مي ماند.
(عوالي اللئالي
ج 1 ص 285 )
ة ة
انسان ابتدا نمي دانست
سپس دانا شد.
به تعبير قرآن كريم : وقتي به دنيا آمديد
چيزي
نمي دانستيد.
پس
سابقه انسان « ندانستن » است . علم و دانايي فضيلتي
است كه در سايه تلاش براي آموختن فراهم مي آيد.
سوال
كليد دانش است
اما در عين حال
تابلوي ندانستن
است . آنكه مي پرسد
در ضمن اعتراف كرده است كه نمي دانم و
مي خواهم بدانم .
در اينجا
بتي به نام « من » بايد زيرپا گذاشته شود و منيت و
غرور درهم شكسته شود
تا فرشته علم به انسان چهره نشان
دهد و به روي او آغوش بگشايد.
گاهي « تواضع »
براي انسان « رفعت » مي آورد. تواضع در
مسير كسب دانش و زيرپاگذاشتن غرور
از اين موارد است .
همچون دارويي تلخ كه بايد لحظه اي تحملش كرد تا به سلامتي
درازمدت دست يافت
تحمل دوران آموزش و زانو زدن در
برابر استاد و حضور شاگردانه در كلاس درس و نشان دادن
فروتني و افتادگي در راه بهره مندي از چشمه علم اساتيد
مايه
دانشوري و سربلندي و عزت متعلم مي گردد.
اين
همان رفعتي است كه پيامد خاكساري است .
افتادگي آموز اگر طالب فيضي
هرگز نخورد آب
زميني كه بلند است
اگر يك بيمار
بر خوردن داروي ناگوار
شكيب نوزد
اگر يك مصدوم و مريض
تيغ جراح را تحمل نكند
يا بايد بيماري و درد مزمن را تحمل كند
يا با خطر مرگ
روبه رو شود.
بي شك
جهل هم يك بيماري است و درمان آن علم و
معرفت است و طبيب آن معلم واستاد است و درمانگاه آن
مكتب و مدرسه و حوزه و دانشگاه .
فروتنانه بايد در محضر دانشمندان حضور يافت و
خاضعانه پرسيد و اين خاكساري و به تعبير مولا « ذل سوال » را
ساعتي نشان داد
تا عمري در تلخي و حقارت و درد و رنج
جهل نماند.
افزون بر اينكه
علم بسي شيرين و گواراست و اگر طالب
دانش
طعم و لذت آن را بچشد
حتي « حقارت و سوال » و
آموختن
برايش شيرين و دلنشين مي گردد و آن را نه تنها مايه
ننگ نمي داند
كه سبب افتخار مي شمرد.
بااين حال
آيا ترس از سوال و گريز از آموختن
نشانه
بي ذوقي در « وادي معرفت » نيست !

*****
كاميابي ها و ناكامي ها
|

گفتاري از حجت الاسلام والمسلمين محسن قمي در موضوع
آسيب شناسي وحدت حوزه و دانشگاه
شايد طبيعي باشد كه پس از بيش از بيست سالي كه طرح
مسئله « وحدت حوزه و دانشگاه » در پيام نوروزي امام
خميني (ره ) در سال 1359 مي گذرد
از منظر بيروني به كاركردها
نگاه كنيم و دچار آفات نگاه ميداني نباشيم .
درباره توفيق و عدم توفيق مسئله وحدت حوزه و دانشگاه
سه ديدگاه مطرح است :
1 ـ برخي اين مسئله را ناكام تلقي مي كنند و آن را غيرمفيد و
حتي غيرممكن مي دانند.
2 ـ گروهي با نگاه مثبت
اقدامات انجام شده را موفق
ارزيابي مي كنند.
3 ـ گروه ديگرـ كه اكثريت مي باشند ـ معتقدند
ما در موضوع
وحدت اين دو مركز معرفتي دچار كاميابي ها و ناكامي هايي
بوده ايم .
علت اين تشتت در ارزيابي چند چيز است :
الف ) نبود يك تعريف جامع از وحدت حوزه و دانشگاه ; در
اين مسئله تلقي هاي متفاوت و حتي متضادي ارائه مي شود كه
شامل رويكرد اخلاق گرا
ساختارگرا
ايدئولوژيك
اجتماعي
سياسي و تطبيقي مي شود.
در اين ميان يك رويكرد تلقي حداكثري از مسئله وحدت
مي باشد كه معتقد است
بايد الگوي وحدت وضعيت حوزه هاي
علميه شيعه در گذشته باشد و با همين نگاه وحدت در اهداف
مسائل
روش ها
ساختار آموزشي ـ پژوهشي و نظام حاكم بر
ايندو مركز را پيگيري كنيم . اگر هدف از وحدت اين بود
كاميابي ها ناچيز و اندك بوده است . اما اين نوع تلقي منجر به نفي
هويت حوزه و يا دانشگاه مي شود و چون مقبوليت اجتماعي
نداشت
كاميابي آن نزديك به صفر مي باشد.
از سوي ديگر رويكرد حداقلي مي گويد صرف حضور
حوزويان و دانشگاهيان در مراكز يكديگر براي تحقق وحدت
آنان كافي است . ولي بايد توجه داشت كه رفت وآمد صرف
نمي تواند هدف طرفداران اين نظريه باشد
چرا كه قبل از اعلام
امام (ره ) اين رفت و آمدها ـ كم و بيش ـ وجود داشته است . پس
بايد يك تلقي جديد از تعامل حوزه و دانشگاه داشته باشيم تا
اعتماد و باورمندي ايندومركز به توانمندي همديگر بوجود آيد و
حتي بتواند آنان را توانمندتر كند. امروز ما بيش از هر زمان
ديگري نيازمند تدوين منشور وحدت حوزه و دانشگاه هستيم تا
علاوه بر مباحث نظري
راهكارهاي عملي اي كه ما را به هدف
برساند را مشخص كند و از انعطاف لازم برخوردار باشد و با
شرايط اجتماعي و جهاني وفق يابد و مقبوليت پيدا كند. در اين
منشور لازم است نقاط قوت و ضعف حوزه ودانشگاه شناخته
شود و راههاي برطرف كردن نقاط ضعف و قوي تر كردن نقاط
قوت
نيز ديده شود.
ب ) وجود آرمان ها و ايده هاي متفاوت تاثيرپذيري حوزه
فرهنگ از حوزه اقتصاد
سياست و مسائل جهاني باعث شد تا
ارزيابي هاي ما از مسئله وحدت حوزه و دانشگاه دچار تشتت
شود.
ج ) خلط بين سه مقوله وحدت حوزه و دانشگاه
اسلامي
شدن دانشگاهها و اسلامي شدن علوم از ديگر عوامل است . اين
سه مقوله گرچه هم پوشاني دارند و از يك هسته مشتركي
بهره مند هستند
ولي سه مقوله مي باشند. بله امروزه مسئله
وحدت حوزه و دانشگاه با مسئله علم و دين
دين حداقلي و دين
حداكثري و رابطه دين و سياست پيوند خورده است
ولي در هر
حال بايد حدود هر مسئله اي حفظ شود و از خلط بين مسائل
پرهيز نمود.
د) گسترش كمي وكيفي حوزه و دانشگاه
امروز با توجه به
گسترش چشمگير و سريع حوزه و دانشگاه هم از نظر كمي و هم
به لحاظ كيفي و پراكندگي و تنوع در هر دو بخش
ارزيابي ها نيز
دچار پراكندگي و تشتت شده است .
اما در كنار اين مشكلات و ناكامي ها
اين نظريه و تلاش هايي
كه براي اهداف آن انجام شده با كاميابي هاي نسبي نيز مواجه
بوده است كه در حوزه هاي حكومتي
پژوهشي
فرهنگي و
اجتماعي قابل مشاهده است كه به برخي از آنان اشاره مي شود :
الف ) اصل پيروزي انقلاب اسلامي مديون وحدت حوزه و
دانشگاه است . چرا كه وحدت حوزه و دانشگاه تعبير ديگري از
پيوستگي نخبگان جامعه است كه اين پيوند علامت مثبت در
جامعه است . همچنانكه گسست آن آفت محسوب مي شود. در دو
قرن اخير ايران هر جا پيوستگي بين نخبگان بود
مردم سود
بردند و هر جا گسست بوجود آمد ضررش متوجه مردم شد.
جنبش تنباكو
نهضت مشروطه خواهي
جنبش ملي كردن صنعت
نفت و در راس همه آنها پيروزي انقلاب اسلامي همگي محصول
اين وحدت و پيوستگي و اثرگذاري بر توده مردم و پيام رساني
در ميان آنان بوده است . از اين رو تكيه اصلي حضرت امام در
سال 1356 اين بود كه روحانيون و دانشگاهيان وحدت داشته
باشند و از گسست به شدت پرهيز داده بودند. و همين
دورانديشي امام زمينه پيروزي را فراهم كرد.
ب ) تداوم انقلاب اسلامي ; تداوم نظام اسلامي در اين ربع
قرن در عرصه هاي سياسي
حكومتي
قضائي و تقنيني جزو
كارنامه نسبتا موفق وحدت حوزه و دانشگاه مي باشد و جز با
تعامل درست ايندو مركز مهم و هم فكري نخبگان جامعه اين
توفيق حاصل نمي شد. امروز كه بشريت از همه مكاتب سرخورده
است و در بحث هاي پست مدرنيستي شاهد ناكامي ليبراليسم
سوسياليسم و مدرنيسم و حتي زير سوال بردن مفهوم رهايي
مي باشيم . اما در همين حال عطش جهاني به اخلاق و معنويت
روزافزون مي شود و در اين جهت به انقلاب اسلامي ايران به
عنوان يك الگو نگريسته مي شود.
نظر امام اين بود كه حوزه ودانشگاه پس از پيروزي انقلاب
اسلامي يك قدم به جلو حركت كردند و در اين فضا مي بينيم كه
در مقايسه با ديگر مراكز و اصناف
حوزه ودانشگاه بيشترين
شهيد را در دوران دفاع مقدس تقديم كردند. پس تاكنون تداوم
اين نظام اسلامي مديون اين تعامل بوده و در آينده هم اينگونه
مي باشد.
ج ) تبادل استاد و دانشجو ميان حوزه و دانشگاه و اجراي
طرح هاي مشترك تحقيقي و پژوهشي
بخصوص در قلمرو علوم
انساني از ديگر موفقيت ها بوده است . امروز اين تبادل شكل
گسترده تري گرفته است و همين نسل جديد حوزه و دانشگاه
مي توانند حاملان اين آرمان مقدس و تحقق بخشندگان بر آن
باشند.
د) شكل گيري گروه هاي آموزشي و پژوهشي كه سبب
پديدآمدن موسساتي شدند. مانند دانشگاه امام صادق
مفيد
باقرالعلوم
امام خميني و موسسه پژوهشي حوزه و
دانشگاه .
هـ) گسترش نگاه تطبيقي ; در گذشته نگاه پوزيتويستي بر
دانشگاهها حاكم بود كه پيرو نگاه جهاني بوده است . اما امروزه
ديگر اينگونه نيست و نگاه ارزشي كردن علم و دانش شكل گرفته
است .
و) طرح وسيع و گسترده علوم انساني و اجتماعي در
حوزه هاي علميه ; امروزه گرايش طلاب جوان به طرح علوم
انساني يكي از كاميابي ها مي باشد . حدود 12 رشته علوم انساني
در سطح تحصيلات تكميلي در برخي از اين مراكز دائر شده كه
قدم مثبتي است .
برگزاري همايش ها و ميزگردهاي علمي
تلاش مشترك در
توليد انديشه و نشر مجله و كتاب
تدوين دروس معارف اسلامي
در برنامه آموزشي دانشجويان در مقطع كارشناسي
از جمله
كاميابي ها بوده است .
با توجه به اين مسائل و نظر به تنوع كارهايي كه در اين رابطه
انجام شده است بايد عملكردها به صورت جداجدا و نيز به
صورت كلي مورد ارزيابي قرار گيرد.
بايد به اين حقيقت توجه داشت كه اقدامات انجام شده تا
زماني كه احساس نياز به وحدت حوزه و دانشگاه در اين مراكز و
در اجتماع به يك باور عمومي تبديل نشود ثمربخش نخواهد
بود. با بخشنامه به هدف نمي شود رسيد. در اين راستا نيازمند
فرهنگ سازي جدي هستيم و بايد نگاهها در حوزه و دانشگاه و
جامعه به اين سمت حركت كند.
در پايان يادآوري مي كنم كه نبايد موفقيت هاي شكوهمند
بدست آمده را كوچك شمرد و البته اگر خواهان تداوم انقلاب
اسلامي هستيم
بايد بر وحدت حوزه ودانشگاه اصرار بورزيم و
در راستاي آرمان امام بزرگوار حركت كنيم . بايد اعتماد حوزه و
دانشگاه نسبت به هم بيشتر شود كه الان رشد خوبي ندارد.
بكوشيم عوامل و زمينه هاي وحدت درون زا و مثمرثمر را فراهم
آوريم .

| | |