روزنامه جمهوري اسلامي 10/10/1382 صفحه عقيدتي

  • جهان اسلام و مثلث شوم قدرتهاي استعماري دست نشاندگان سياسي و سازمان هاي بين المللي
  • ثقه الاسلام تبريزي شهيد راه استقلال ايران و عزت مسلمانان
  • *****
    جهان اسلام و مثلث شوم قدرتهاي استعماري دست نشاندگان سياسي و سازمان هاي بين المللي


  • بخش دوم و پاياني
    اشاره
    در بخش نخست اين مقاله از « قدرت هاي استعماري » به عنوان ضلع اول و از « دست نشاندگان سياسي » ـ كه مهره هاي دست آموز و ژاندارم هاي منطقه و حاميان منافع قطب هاي استكباري مي باشند ـ به عنوان ضلع دوم « مثلث شوم » ياد نموديم و از خطرات و تنگناها و مصائبي كه براي جهان اسلام به وجود آورده اند سخن گفتيم . اينك در بخش دوم و پاياني اين مقاله به بررسي نقش سازمان هاي بين المللي كه ضلع سوم اين مثلث شوم و تكميل كننده حلقه هاي محاصره اسلام و كشورهاي مسلمان مي باشند مي پردازيم .

    3 ـ « سازمانهاي بين المللي » از مصائب و بلايا و رنجهاي بزرگ كشورهاي جهان سوم و ممالك اسلامي محسوب مي شوند.
    اين سازمانها به ظاهر در پي تامين حقوق بشر آزادي عدالت توسعه اقتصادي وارد كردن كشورها به كنوانسيون هاي بين المللي درباره حقوق كودك و رفع تبعيض از زنان مي باشند و مشكل اساسي براي كشورهاي جهان سوم از همين جا آغاز مي شود! اينان با اين عناوين و شعارها و تبليغات و قواعد به ظاهر زيبا و غيرقابل انكار در پي تحقق اهداف و برنامه هايي هستند كه در بطن و فراسوي اين ظواهر فريبنده و اغواكننده نهان گرديده است . اين اهداف در نهايت به تامين و تحقق منافع قدرتهاي سلطه جوي جهاني مي انجامد.
    مصيبت بزرگ از آنجا ناشي مي شود كه سازمانها و مجامع و جمعيتهاي بين المللي از ابتدا چهره هايي موجه و بشردوستانه دارند و آنچه به عنوان ضوابط و قواعد و معاهده مطرح مي نمايند از درخشندگي و رنگ و لعاب ظاهري برخوردار مي باشد و نمي تواند ظلمت نهفتچه در آنها و درون مايه هاي اصلي و انگيزه ها و اهداف پنهان را آشكار و نمايان سازند و از همين روست كه مشكل ساز مي شوند و بيراهه هايي را مي گشايند كه نسل جوان كشورها را به اشتباه مي اندازد و جوانان فاقد مطالعه و بينش و آگاهي را به ازخودباختگي و شيفتگي و شيدايي در برابر فرهنگ و تفكر غربي كه رويشگاه اصلي اين علفزارها مي باشد اسير و گرفتار مي نمايد.
    اين مصيبت و اسارت وقتي شدت مي گيرد كه جريانهاي روشنفكرنماي غرب گرا و احزاب سياسي وابسته به بيگانگان در داخل كشورها به فرهنگ سازي مي پردازند و با فعاليتهاي مخرب فكري و فرهنگي و هنري و سياسي بسترسازيهاي لازم را براي ابهام آفريني و بدبيني نسبت به مباني اعتقادي و ارزشها و هنجاري اسلامي به وجود مي آورند و جوانان و دانشجويان فاقد بنيانهاي مستحكم علمي و معرفتي را از خودباوري فرهنگي به خودباختگي فرهنگي مي رسانند و از استقلال سياسي به سر منزل وابستگي سياسي رهنمون مي شوند! همين جاست كه همه شرايط و عوامل لازم مهيا و آماده مي گردد تا وقتي عناصر خونخوار و جنايتكار دنياي متوحش غرب به كشتارهاي وحشتناك انسانهاي مظلوم و بيگناه در كشورهاي محروم مي پردازند و مورد حمايت مجامع بين المللي قرار مي گيرند هيچ اعتراضي از طرف قشرهاي جوان ودانشجو صورت نگيرد و چه بسا كه براي حمايت علني و آشكار از مجامع حقوق بشري غرب و جنگ افروزان و اشغالگران و آدمكشان به دست افشاني و پايكوبي بپردازند!
    حضرت امام خميني درباره ماهيت اصلي و عملكردهاي ضد انساني مجامع و سازمان هاي بين المللي و همگامي و همراهي و زمينه سازي هاي مساعد آنان براي تحكم قدرت و تداوم جنايت و غارت قدرت هاي استعماري جهان رهنمودهاي تكان دهنده و بيدار كننده اي دارند كه شايسته تعمق و عبرت گيري است .
    حضرت امام خميني از زواياي مختلف به سازمان ها و قوانين و معاهدات بين المللي مي نگرد. اين زواياي نگرش دقيقا منطبق با درون مايه ها وانگيزه ها و عملكردهاي ناشي از آن مي باشد. اين ابعاد و زوايا را به طريق ذيل به تامل مي گذاريم :
    الف ـ يكي از واقعيت هاي تلخي كه حضرت امام خميني به آن اشاره مي كنند و به صورت يكي از معيارهاي شناخت ماهيت سازمان هاي بين المللي مطرح مي نمايند اين است كه اين مجامع و قوانين حاكم بر آنها « دفاع » از ستمكاران و سيطره جويان جهاني و وابستگانشان را براي خود يك اصل و وظيفه قرار داده اند و در تحقق اين وظيفه و تكليف ساخته و پرداخته و ديكته شده قطب هاي مسلط استعماري هيچ گونه قصور و غفلتي روا نمي دارند. همچنين اين سازمان ها « حفاظت » از منافع قدرتهاي استعماري را در سرلوحه همه اهداف و فعاليت هاي خويش قرار داده اند و اگر چه در سخن و گفتار هرگز به صورت عريان و آشكار به اين وظايف و فعاليتهاي منتهي به دفاع از سيطره جويان جهاني و حفاظت از منافع و مطامع نامشروع و ضد انساني آنان اشاره اي ندارند لكن در « عمل » به همان راه و مسيري مي روند كه از پيش براي آنان مشخص شده است و در نهايت اهداف قدرت هاي استكباري را محقق مي سازد.
    حضرت امام خميني در سخن ذيل به همين واقعيت تلخ اشاره مي نمايند :
    « ما در عصري به سر مي بريم كه سازمان هاي به اصطلاح حقوق بشر نگهبان منافع ظالمانه ابر جنايتكاران و مدافع ستمكاري آنان و بستگان آنان هستند! » (10 )
    ب ـ يكي از وظايف طبيعي و اوليه هر سازمان بين المللي اين است كه به ياري « مظلوم » بشتابد و به مبارزه با « ظالم » اهتمام ورزد. اگر واقعا و به درستي و خلوص و صداقت سازمان ها و مجامع جهاني به ويژه سازمان هايي كه عنوان زيبا و پرجاذبه « حقوق بشر » را با خود يدك مي كشند به دنبال احياي حقوق انسانها و دفاع و حفاظت از آنها مي باشند بايد در اولين گام و به عنوان مهمترين وظيفه و مسئوليت به رفع ظلم و ستم قيام نمايند و مظلومان جهان در هر نقطه و منطقه جغرافيايي را ياري و مساعدت برسانند و با تمام قدرت و امكانات با ظالمان و ستمگران كه به تضييع حقوق مظلومان پرداخته اند مبارزه و مقابله نمايند. در اين صورت است كه زمينه ها و بسترهاي مناسب براي احيا و تامين حقوق اوليه بشر كه رفع ظلم و استقرار عدل و امنيت از مهمترين آنهاست آماده و مهيا مي شود. ولي آيا واقعا اين وظيفه و مسئوليت تحقق مي يابد و مجامع و سازمان هاي بين المللي مدعي دفاع از مظلومان و ستمديدگان به قوانين و ضوابطي كه در بخشنامه ها ثبت و ضبط گرديده و بايگاني شده است عمل مي كنند !
    با تاسف و درد و افسوس فراوان مشاهده مي كنيم اين مجامع و سازمان هاي به اصطلاح مدافع حقوق انسانهاي محروم و مظلومي كه در سرتاسر جهان در حلقه هاي اسارت و ستم و تعدي و تجاوز قدرتهاي استكباري در رنج و فشار و مرگ تدريجي قرار دارند نه تنها به ياري مظلومان نمي شتابند و به نجات و رهايي آنان از يوغ ستم و تعدي قطب هاي استعماري اهتمام نمي ورزند و كوچكترين مقابله و مبارزه اي با ظلم گستران جهاني روا نمي دارند بلكه در اوج شگفتي و حيرت به محكوميت مظلومان راي مي دهند و آنان را در گرداب هاي مصائب و رنج و ستم هاي ناشي از عملكرد استعمارگران رها مي نمايند! همين عملكرد خيانت بار سازمان هاي بين المللي است كه ماهيت اصلي آنان را آشكار مي نمايد و ظلم و تعدي ستمگران جهاني را توجيه مي كند و هر گونه صداي استغاثه و ياري طلبي و اعتراضي كه از گلوي مظلومان جهان بيرون آيد محكوم مي نمايد و مقابله و برخورد با آن را لازم و ضروري معرفي مي كند!
    حضرت امام خميني در عبارتي كوتاه درباره اين جلوه و نمود از ماهيت و عملكردهاي مجامع مدعي حمايت از حقوق انسان هاي مظلوم و ستمديده چنين مي فرمايد :
    « اين سازمان هاي به اصطلاح حقوق بشر به جاي اين كه ظالم را محكوم كنند مظلوم ها را محكوم كنند! » (11 )
    ج ـ حساس ترين و محوري ترين ضابطه و قانون مصوبه و جمع آمده در سازمان هاي بين المللي مدعي حقوق بشر و تامين صلح وامنيت در جهان مقابله با جنايتكاران و جنگ افروزان و عاملان قتل عام و كشتار ملل محروم جهان مي باشد.
    هر مجمع جهاني كه تحت عناويني چون تامين صلح بين الملل و جلوگيري از آتش افروزي هاي منتهي به قتل و جنايت و محاكمه و مجازات جنايتكاران جنگي در حال فعاليت مي باشد در متن همه قوانين و بخشنامه هاي خود واقعيت هاي مزبور را به عنوان محوري ترين وظيفه و مسئوليت گنجانده است . ولي اين ها همه در گستره انديشه نظر قانون بخشنامه و معاهده راه يافته و در مقام « عمل » هر چه هست نوعي « بازي سياسي » و « آدرس هاي اشتباه » براي « سرگرم سازي » و « به خودمشغولي » كشورها و ملتهاي محروم جهان است !
    بازي سياسي و آدرس هاي اشتباه بودن ادعاهاي مبتني بر حمايت از صلح وامنيت و حقوق بشر واقعيت انكارناپذيري است كه بايد آن رادر يكي از شگفت انگيزترين عملكردهاي مجامع و سازمان هاي بين المللي به نظاره بنشينيم . اين عملكرد عجيب و بهت آور عبارت است از تحسين و تاييد « جنايتكاران بزرگ » و اعطاي « جايزه صلح » ! به آنان !
    مي بينيم كه چه وقايع وحشتناكي در روي زمين اتفاق مي افتد و چگونه بشريت و آرمانها و ارزشهاي والاي انساني به مسلخ برده مي شود و قرباني مي گردد و چسان دشمنان صلح و امنيت جهاني و عاملان اصلي كشتارهاي بزرگ به جاي مقابله و محاكمه تاييد مي گردند و با اعطاي جايزه صلح از آنان قدرداني مي شود!
    « اسحاق رابين » و « شيمون پرز » و « مناخيم بگين » كه از جلادان و جنايتكاران مشهور و شناخته شده جهاني مي باشند و عاملان اصلي قتل عام هاي وحشتناك و فجيعانه مردم مظلوم فلسطين محسوب مي شوند از كساني هستند كه از دست مدعيان حمايت از صلح بين المللي و تامين كننده حقوق انسان هاي مظلوم و تحت ستم جايزه صلح دريافت كرده اند!!
    راستي دنيا به كدام سو مي رود چرا بشريت اينگونه به انحطاط كشيده مي شود و چرا بايد شاهد بروز اين وقايع دردناك و اسف انگيز باشيم
    با مشاهده اين صحنه هاي ضد بشري و مخالف صلح و آرامش و امنيت كه لكه هاي ننگي هستند بر دامان بشريت و هيچ گاه سترده نمي شوند و از حافظه تاريخ خارج و محو نمي گردند به ياد اين سخن كوتاه ودر عين حال عميق و تكان دهنده حضرت امام خميني در معرفي منحطترين عملكرد سازمان هاي بين المللي مي افتيم كه فرمود :
    « ما در عصري هستيم كه جنايتكاران به جاي توبيخ و تاديب تحسين وتاييد مي شوند! » (12 )
    د ـ يكي از جلوه هاي ديگر اهداف و عملكردهاي سازمان هاي بين المللي را بايد در مسائل « اقتصادي » جستجو و مشاهده نمائيم . سازمان ها و مجامع بين المللي وابسته به قدرتهاي سلطه جوي جهاني در كنار اهداف « فرهنگي » و « سياسي » و « نظامي » هدف هاي اقتصادي را نيز دنبال مي كنند و اين اهداف از اهميت خاص و ويژه اي در نزد آنان برخوردار مي باشد كه اگر ميزان درجه و اعتبار و نقش آنها از اهداف ديگر بالاتر نباشد كمتر هم نيست .
    در يك نگرش دقيق و مبتني بر ريشه يابي هاي اساسي مي توان به جرات معتقد گرديد كه تمام توطئه ها و عملكردهاي ضد بشري فرهنگي و سياسي و نظامي به منظور تحقق اهداف اقتصادي صورت مي گيرد و اين سه جلوه و نمود استعمار و عملكردهاي ناشي از آنها بسترساز « استعمار اقتصادي » مي باشند كه به صورت چپاول و غارت ثروت هاي سرشار كشورها و ملت هاي تحت تهاجم فرهنگي و سياسي و نظامي به ظهور و عينيت مي رسد.
    در تاريخ جهان و در نمونه هاي مختلف هجومهاي استعمار در سه جلوه مزبور به وضوح مشاهده مي كنيم كه پس از پايان يافتن تمام مراحل تهاجم و تعدي و اشغال بلافاصله يورش به منابع و ذخيره هاي مادي و اقتصادي كشورهاي مورد تعدي و ستم آغاز مي شود. اين يورش و تهاجم بسيار دقيق مي باشد زيرا همه منابع ثروت و مناطق تجمع آن در شهرهاي مختلف و نقاط حساس اين كشورها از پيش شناسايي و علامت گذاري شده است تا پس از اشغال به بهره برداري سريع برسد!
    نمونه عيني و بارز اين غارت و چپاول اقتصادي را در كشور مظلوم عراق به وضوح مشاهده نموديم . بدين ترتيب كه پس از اشغال اين سرزمين توسط متجاوزان انگليسي و آمريكايي بسيار سريع و دقيق منابع ثروت مردم مسلمان عراق مورد هجوم و بهره برداري قرار گرفته و آمريكائيان جنايتكار بر سر مراكز استخراج « نفت » حاضر شدند و بدون درنگ و وقفه به صدور اين ثروت به كشور خود اهتمام ورزيدند و به مرور حضور « اسرائيل » نيز آشكار شد تا در كنار آمريكا و انگليس بر سر سفره اين نعمت و ثروت غصب شده بنشيند و در اين غارت آشكار و علني ـ كه حتي به طور كامل و دقيق ميزان استخراج آن را نيز اعلام كردند ـ سهيم و شريك باشد!
    نقش سازمان هاي بين المللي در اين ميان بسيار ضد انساني و برخلاف اصول و قواعد و قوانين تنظيم شده در بخشنامه هاي آنان مي باشد. اين سازمان ها در غارت و چپاول ثروت هاي سرشار بشري وظيفه اي جز اين كه « ناظر ساكت » باشند ندارند زيرا از ابتداي شكل گيري اين مجامع و سازمان هاي مدعي حمايت از حقوق بشر يكي از انگيزه هاي پنهان و اوليه اين بوده است كه اينان مقدمه و زمينه ساز و توجيه كننده اين ستم و تجاوز آشكار باشند و به راستي كه اين وظيفه از پيش تعيين شده به خوبي و به صورت جامع به منصه ظهور رسيده است !
    ببينيم پيشواي محبوب و فكور و آگاه جهان اسلام حضرت امام خميني چسان به انگيزه اوليه و وظيفه از پيش تعيين شده سازمان هاي مدعي حقوق بشر براي تهاجم به ثروت ملت هاي مظلوم و غارت و چپاول آن اشاره مي نمايد و از آن به عنوان هدف نهايي كشمكشها و جنگ و خونريزيهاي تعطيلي ناپذير قدرت هاي استكباري جهان ياد مي كند!
    « اين دستگاه هايي كه براي حقوق بشر درست كردند تمام دستگاه هايي براي چپاول بشر است . » (13 )
    بدين ترتيب سازمان هاي بين المللي در تعامل با قدرتهاي سلطه جو و جنايتكاران بزرگ جهاني قرار دارند و درصدد تامين نظر آنان مي باشند و در يك رابطه متقابل و همگون اسارت و غارت منابع سرشار ثروت كشورها و ملت هاي مظلوم را ساماندهي مي كنند. اين حلقه هاي « اسارت » و « غارت » وقتي تكميل مي شود كه دست نشاندگان سياسي در اين ممالك نيز به وظيفه ودستور العمل هاي ديكته شده به خوبي عمل نمايند و كوچكترين سرپيچي و تخطي از قطب هاي استكباري جهان را براي خويش روا مدارند و چنين نيز مي كنند!
    امروز « جهان اسلام » در محاصره مثلث شوم « قدرتهاي استعماري » « دست نشاندگان سياسي » و « سازمان هاي بين المللي » در آمده و از همه سو در معرض تهاجم فرهنگي و تبليغاتي و سياسي و نظامي قرار گرفته است .
    امروز شيوه هاي « استعمار كهن » كه با يورش هاي مستقيم و راهكارهاي ميليتاريستي به پيشروي مي پرداخت با روش هاي « استعمار نو » كه با مهره سازي و تثبيت دست نشاندگان سياسي و جريان هاي فكري و احزاب وابسته و تحرك همه جانبه سازمان هاي بين المللي عمل مي نمايد به « وحدت » رسيده اند و براي مهار امواج اسلام گرايي در جهان و خاموش كردن شعله هاي مقدسي كه در ايران اسلامي و با انقلاب سترگ و شكوهمند اسلامي روشن گرديد و به همه ظلمت ها و تاريكي هاي جهان نور افكند به برنامه ريزي سازماندهي تحرك و فعاليت هاي همه جانبه مي پردازند.
    آيا « جهان اسلام » به بيداري هشياري همگرايي وحدت و يكپارچگي نمي انديشد
    آيا در شرايطي كه جبهه متحد كفر و شرك و نفاق جهاني با تمام ابزارها و اهرم هاي فرهنگي و سياسي و تبليغاتي و در پوشش حمايت هاي مجامع و سازمان هاي بين المللي و دست نشاندگان و جريان هاي فكري وابسته به خود سرزمين هاي اسلامي را مورد تاخت و تاز قرار داده و اساس « اسلام » و « استقلال سياسي » ما را نشانه رفته است باز هم به تفرقه و تشتت مي گرائيم و به آرمان هاي خود پشت مي كنيم و به صورت قطعه هاي از هم گسيخته آماده بلع قدرتهاي جهانخوار مي شويم
    راه حل اصلي و نهايي همه رنجها و تشتت ها و ضعف و تزلزل هايي كه قدرتهاي سيطره جوي جهاني را به طمع افكنده و به يورش و تاخت و تاز به حريم مقدس اسلام و سرزمين هاي اسلامي هتاك و ترغيب نموده است پاسخ « عملي » به اين نداي الهي است :
    « واعتصموا بحبل الله جميعا و لاتفرقوا » (14 )
    « و شما جوامع اسلامي همگي به رشته استوار دين خدا ـ كه وحدت ساز است و صميميت افزا و اقتدار آفرين ـ چنگ زنيد و به بيراهه هاي تفرقه انگيز و اتحاد شكن گام ننهيد (تا دشمنان بر شما مسلط و حاكم نگردند) »

    پاورقي :
    1 ـ صحيفه نور ج 17 ص 189
    10 ـ آئين انقلاب اسلامي گزيده انديشه و آرا امام خميني از انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني ص 428
    11 ـ كلمات قصار ص 159
    12 ـ آئين انقلاب اسلامي گزيده انديشه و آرا امام خميني ص 428
    13 ـ كلمات قصار ص 159
    14 ـ قرآن كريم سوره آل عمران آيه 103
    امروز شيوه هاي « استعمار كهن » كه با يورش هاي مستقيم و راهكارهاي ميليتاريستي به پيشروي مي پرداخت با روش هاي « استعمار نو » كه با مهره سازي و تثبيت دست نشاندگان سياسي و جريان هاي فكري و احزاب وابسته و تحرك همه جانبه سازمان هاي بين المللي عمل مي نمايد به « وحدت » رسيده اند و براي مهار امواج اسلام گرايي در جهان و خاموش كردن شعله هاي مقدسي كه در ايران و با انقلاب سترگ و شكوهمند اسلامي روشن گرديد و به همه ظلمت ها و تاريكي هاي جهان نور افكند به برنامه ريزي سازماندهي و فعاليت هاي همه جانبه مي پردازند.
    مجامع و سازمان هاي بين المللي تامين صلح و دفاع از حقوق بشر را در متن قوانين و بخشنامه هاي خود گنجانده اند ولي اين ها همه در گستره انديشه نظر قانون و بخشنامه و معاهده راه يافته و در مقام « عمل » هرچه هست نوعي « بازي سياسي » و « آدرس هاي اشتباه » براي « سرگرم سازي » و « به خودمشغولي كشورها و ملتهاي محروم جهان است !
    در اين قرن وقايع وحشتناكي در روي زمين اتفاق مي افتد و بشريت و آرمانها و ارزشهاي والاي انساني به مسلخ برده مي شود و دشمنان صلح و امنيت جهاني و عاملان اصلي كشتارهاي بزرگ همچون اسحاق رابين شيمون پرز و مناخيم بگين به جاي مقابله و محاكمه تاييد مي گردند و توسط مجامع و سازمان هاي بين المللي با اعطاي « جايزه صلح » از آن قدرداني مي شود!!

  • *****
    ثقه الاسلام تبريزي شهيد راه استقلال ايران و عزت مسلمانان




  • قسمت اول
    (به مناسبت سالروز شهادت شهيد ثقه الاسلام تبريزي توسط استعمار روس )
    از زمانيكه نهضت عدالت خواهي و جنبش تعالي طلبي و استعمارستيزي مردم مسلمان ايران با غوغاها و تبليغات و تحركات گروهي از غرب زدگان و عوامل پنهان و آشكار استعمار غرب منحرف شد و نام و عنوان مشروطه خواهي و مشروطه طلبي گرفت عميق ترين اختلاف و نزاع داخلي بين مردم ايران پديد آمد. اختلاف و نزاعي كه در طول تاريخ معاصر بي سابقه است و توان و نيروي حركت جامعه ايران را به طور مهلكي كاهش داد. اين اختلاف و نزاع هاي سياسي و اجتماعي توان فرسا علاوه بر اين كه چندين سال طول كشيد در بعد انساني و اقتصادي و اجتماعي و سياسي و فرهنگي نيز... ضرباتي به جامعه تازه به پا خاسته و اميدوار ايران وارد كرد كه از هر نظر سنگين و جبران ناپذير است .
    همان طور كه اشاره شد در يك سوي اين اختلاف و نزاع گسترده غزب گرايان و عوامل و جاسوسان استعمار قرار داشتند كه تمام تلاش خودشان را بر اين متمركز كرده بودند كه حكومت غيرديني (مشروطه غربي به وجود آورند معيارهاي غربي را در ابعاد اجتماعي و فرهنگي بر جامعه ايران حاكم كنند دين و دينداران را منزوي نمايند. مردم را با مطرح كردن مسائلي مثل آزادي و رسيدن به اوج تجدد بفريبند و..
    طبيعي است كه اين گونه تحركات گروه مذكور از طرف كساني كه به كيان دين و معيارهاي اصيل و تاريخي جامعه اسلامي ايران مي انديشيدند بي پاسخ نمي ماند و هر روز كشمكش بين دو طيف گسترده جامعه عميق تر مي شد گويي اساسا استعمارگران آن زمان عمدا از طريق عوامل غرب گرا و جاسوسان خود چنين اختلافات و مناقشات گسترده داخلي را به وجود آورده بودند تا به اهداف مورد نظر خود دست يابند. زيرا دو قدرت بزرگ استعماري آن زمان (روس و انگليس ) در اوج اختلافات و كشمكش هاي داخلي ايران يعني در حالي كه مردم ايران كاملا با يكديگر در گير شده بودند آن ها قرارداد تقسيم ايران بين خود را منعقد كردند. طبق اين قرارداد كه به قرارداد 1907 معروف است و در سال 1286 هـ . ش بين روس و انگليس منعقد شد. ايران به دو منطقه تحت نفوذ روس و انگليس تقسيم گرديد و هر يك از اين دو قدرت استعمارگر با هم توافق كردند به منطقه تحت نفوذ ديگر تجاوز نكنند و روس ها به نيمه شمالي ايران و انگليسي ها به نيمه جنوبي مسلط شوند و در منطقه تحت نفوذ خود بدون ترس از اعتراض يكديگر به هر كاري دست بزنند.
    بعد از انعقاد قرارداد مذكور روس ها مرزهاي نيمه شمالي ايران از شمال خراسان تا مازندران و گيلان و آذربايجان را به تدريج و به بهانه هاي مختلف هدف تجاوز قرار دادند و سربازان خود را به داخل ايران فرستادند. به عنوان مثال حدود يك سال بعد از انعقاد قرارداد 1907 روس ها به اين بهانه كه جنگ بين مشروطه خواهان و مخالفان آن ها سبب ناامني در آذربايجان و تبريز شده است و اتباع خارجي اين منطقه در بي غذايي و ناامني به سرمي برند قشون خود را وارد آذربايجان و تبريز كردند. در سايرمناطق نيمه شمالي ايران نيز همين نوع بهانه ها را مطرح نمودند وسربازان خود را به حاشيه مرزها و يا درون مناطق مرزي آوردند. سال بعد نيز روس و انگليس به ايران پيشنهاد كردند كه اگر در اجراي مواد قرارداد 1907 همكاري كامل كند دويست هزار ليره وام از طرف روس و انگليس دريافت خواهد كرد! بالاخره در سال 1290 هـ . ش كه اختلافات و درگيري هاي داخلي جامعه ايران را كاملا ضعيف بدبين نسبت به يكديگر نااميد از بي نتيجه بودن نهضت مشروطيت و... كرده بود روس ها موضوع استخدام مورگان شوستر آمريكايي را بهانه قرار دادند و با بي رحمي و گستاخي تمام به آذربايجان حمله كردند.
    حمله به آذربايجان (به ويژه تبريز) در پي اتمام حجت 48 ساعته روس ها به ايران صورت گرفت . در تاريخ 8 آذر 1290 هـ . ش سفارت روسيه اتمام حجتي مبني بر اخراج مورگان شوستر پرداخت هزينه لشكركشي روسيه به ايران و عدم استخدام اتباع و مستشاران خارجي بدون اجازه روس و انگليس به ايران داد در پي اين اتمام حجت دولت ازمجلس خواست هر چه سريع تر اتمام حجت روسيه را تصويب كند و به دولت اجازه پذيرش آنرا بدهد. تلاش دولت در پذيرش اتمام حجت روسيه در حالي صورت مي گرفت كه مردم با وجود احساس نااميدي نسبت به عملكرد اهل حكومت و سياست آن زمان در بسياري از شهرهاي ايران به خشم و خروش آمده بودند و آماده دفاع از عزت دين و ميهن خود شده بودند. به عنوان مثال در تهران و شهرهاي بزرگ بازارها تعطيل شد و مردم در خيابان ها به تظاهرات و ابراز وجود پرداختند و به فرمان علما و روحانيان و ائمه جمعه و جماعات . براي جانبازي و مقابله با تهاجم روس آماده شدند. هنگامي كه خبر اين اتمام حجت به علماي بزرگ و مراجع تقليد و حوزه علميه نجف اشرف و كربلا رسيد. شور و حرارت مردم بيشتر شد. زيرا مراجع بزرگي مثل آيت الله آخوند ملامحمد كاظم خراساني و آيت الله شيخ عبدالله مازندراني و... فورا تصميم گرفتند خود را به ايران برسانند و از نزديك رهبري و فرماندهي دفاع عليه تجاوزات روس را برعهده بگيرند و اجازه ندهند دولت زبون و ذلت پذير آن زمان ايران عزت و شرف اسلامي و ميهني ايرانيان را لكه دار كند و اتمام حجت روسيه را بپذيرد. در پي اين تصميم عزتمندانه مراجع بزرگ شيعه به سرعت انبوهي از علما و روحانيان از نجف كربلا سامره و... به سوي ايران رهسپار شدند و در حالي كه هنوز بيش از دو ـ سه روز از اتمام حجت روسيه نگذشته بود شهرهاي كرمانشاه و... شاهد ورود روحانيان از عراق به ايران شد.
    در اين زمان علما و روحانيان استفاده از اجناس و كالاهاي انگليسي و روسي را تحريم كردند همچنان كه واردات كالا از اين دو كشور را حرام اعلام نمودند. با پديد آمدن اين وضع شور و قيام مردم براي دفاع از عزت و شرف بعد ديگري به خود گرفت . مردم در تحريم كالاهاي روسي و انگليسي به قدري مصمم بودند كه حتي نوشيدن چاي را كه شديدا به آن عادت كرده بودند كنار گذاشتند. زيرا چاي و قند موجود در بازارهاي ايران توليد داخلي نبود و از روس و انگليس وارد مي شد. علاوه بر اين مردم تهران استفاده از راه آهن تهران ـ حضرت عبدالعظيم را كه تنها راه آهن در آن زمان بود تحريم كردند زيرا بخشي از سهام آن متعلق به روسيه بود. خلاصه اين كه قيام براي مقابله با تهاجمات روسيه به سرعت در تمام شهرهاي ايران گسترش يافت و ابعاد و جلوه هاي آن نيز چنان متعدد شد كه از تظاهرات خياباني تا تحريم كالاهاي روسي و ... را در برگرفت .
    در همان حال كه در شهرهاي ايران شور و غوغا برپا بود و مردم براي رفتن به عرصه دفاع و جبهه نبرد لحظه شماري مي كردند و پي در پي آمادگي خود را اعلام مي نمودند شهرهاي مذهبي و شيعه نشين عراق نيز حال و هواي ديگري داشت . در اين شهرها علما و مراجع و روحانيان گروه گروه به سوي ايران حركت مي كردند و يا اين كه آماده حركت مي شدند. حتي مردم عادي و كسبه و كشاورزان و عشاير شيعه نيز با مشاهده اوضاع . آماده عزيمت شدند ولي مراجع بزرگ اعلام كردند كه فعلا آن ها عراق را ترك نكنند ولي در هر حال آماده و منتظر جهاد باشند.
    آيت الله آخوند ملامحمدكاظم خراساني كه در صدر مراجع و علماي بزرگ قرار داشت مي دانست مردم ايران براي ورودش به اين سرزمين و به دست گرفتن رهبري دفاع لحظه شماري مي كنند. به همين سبب علماي نجف و سامرا و كربلا و كاظمين را براي حركت به سوي ايران متحد نمود و مقرر كردند كه همه علما شب چهارشنبه برابر با 21 ذيحجه 1329 ق در مسجد سهله حاضر شوند و در آن جا پس از دعا و توسل به حضرت ولي عصر(عج ) از طريق كربلا و كاظمين به سوي ايران حركت كنند. آيت الله ملاعبدالله مازندراني هم رهسپار بغداد شد تا امور مربوط به آن جا را عهده دار شوند و روحانيان و علما را براي عزيمت آماده نمايند.
    براي حركت به سوي ايران علما و مراجع ذيل با هم متحد و يكصدا شده بودند : آيت الله آخوند محمدكاظم خراساني آيت الله ملاعبدالله مازندراني آيت الله ميرزا محمدتقي شيرازي آيت الله صدر آيت الله سيدمحمد كاشي آيت الله محمدعلي خوانساري آيت الله شريعت اصفهاني آيت الله سيدعلي تبريزي آيت الله شيخ محمدحسين قمشه اي آيت الله سيدمصطفي كاشاني آيت الله شيخ عبدالهادي بغدادي آيت الله آقارضا تبريزي و...
    شب سه شنبه يعني همان شبي كه صبح آن قرار بود آيت الله آخوند ملامحمد كاظم خراساني به سوي سهله حركت كند جمعي از علما را به حضور طلبيد و سفارش هاي لازم را كرد ودستور داد اسباب و وسايل سفر را به سوي سهله حركت دهند.
    بعد از آن كه خبر حركت قطعي مرجع بزرگ شيعه به سوي ايران در همه جا پخش شد استعمار روس و انگليس در وحشت افتاد و اين دو ابرقدرت آن زمان در موضع انفعالي قرار گرفتند. به همين دليل همه امكانات امنيتي و جاسوسي خود را بسيج كردند تا به نحوي مانع حركت آيت الله آخوند محمدكاظم خراساني شوند زيرا يقين حاصل كرده بودند كه اگر اين مرجع بزرگ وارد ايران شود. براي استعمار روس و انگليس چيزي غير از شكست خفت و ذلت باقي نخواهد ماند. به تعبير آيت الله آقانجفي قوچاني مسلم شده بود كه با حضور آيت الله آخوند ملامحمدكاظم خراساني در ايران دوره تفاخر و دست اندازي و به خود نازي غرب و فرنگ به پايان خواهد رسيد و عصر تفاخر و مباهات شرق اسلامي فرا خواهد رسيد.
    خلاصه اين كه تا نيمه هاي شب شب سه شنبه (شب حركت به سوي سهله ) حال آيت الله محمدكاظم خراساني كاملا طبيعي بود و هيچ مشكلي در جسم و روح ايشان مشاهده نمي شد. حتي ايشان در آن شب تهجد و اعمال بعد از نيمه هاي شب را نيز به خوبي انجام دادند. اما در ساعت هاي بعد از نيمه شب حال مرجع بزرگ شيعه ناگهان دگرگون شد و وضعيت بحراني در احوال ايشان بروز كرد. نزديكان آيت الله محمدكاظم خراساني با پيش آمدن اين وضع از ايشان خواستند حركت به سوي ايران را به تاخير اندازد ولي آن مرجع بزرگ نپذيرفتند و اظهار فرمودند : به هر نحوي كه ممكن است بايد حركت كنيم و نگذاريم از شور و حرارت جهاد عليه استعمار و متجاوزان كاسته شود.
    اما ناگهان قلب مرجع بزرگ شيعه كه قلب همه شيعيان بود به هنگام طلوع فجر از تپش افتاد. باز هم به تعبير آيت الله آقانجفي قوچاني ناگهان هشتاد ميليون شيعه و بلكه ششصد كرور (سيصد ميليون ) مسلمان بي پدر شدند و پشت امت اسلام شكسته شد و هيبت اسلامي از دل كفار و متجاوزان بيرون آمد و...
    در همان ساعت كه اين واقعه بسيار حزن انگيز اتفاق افتاد بسياري يقين كردند كه عوامل و جاسوسان استعمار آيت الله آخوند ملامحمدكاظم خراساني را مسموم كرده اند از حركت ايشان به سوي ايران و مبارزه بي امان با استعمار جلوگيري نمايند.
    گرچه تكاپوي شورانگيز و عزتمند علما و روحانيون و مردم متدين ايران و عراق براي مقابله با تهديدات و تهاجمات استعمار روس بخش عمده اي از روند قيام عمومي اقشار مختلف مردم را در معرض انظار جهانيان قرار داده بود ولي اين قيام به همين حد محدود نبود و در مجلس شورا نيز روحانيان و نمايندگان متعهد و متدين شور و غوغايي به پا كردند. استعمار روس و انگليس اصلا انتظار نداشتند مجلس شورا نيز به محلي براي مقابله با اتمام حجت روس تبديل شود زيرا گمان آن ها اين بود كه مجلس شوراي مشروطه مظهر تمام عيار و اساسي ترين نهادي است كه طبق الگوي حكومتي غرب در ايران پديد آمده است و بعد از شهادت آيت الله شيخ فضل الله نوري و انتخاب نمايندگان جديد مجلس ميزان غرب گرايي و پذيرش ذلت در برابر غرب و استعمار بيش از مجلس اول است و طبيعتا عناصر غرب گراي مجلس دوم به راحتي مي توانند مجلس را نيز با دولت در پذيرش اتمام حجت 48 ساعته روس همراه كنند . اما اين واقعه بر خلاف انتظار روس و انگليس اتفاق نيفتاد و روحانيان مجلس و معدودي از افراد و متدين و متعهدي كه در مجلس حضور داشتند. با نطق هاي آتشين خود توانستند زمام مجلس را به دست بگيرند و اجازه تصويب و موافقت مجلس با اتمام حجت روس را ندهند. در اين زمان روحانيان بزرگي مثل آيت الله مدرس و شيخ محمد خياباني و... با استواري به پا خاستند و با پذيرش ذلت مخالفت كردند. نطق ها و تكاپوهاي شيخ محمدخياباني و آيت الله مدرس و ... چنان مهيب و مستدل و حساب شده بود كه فضاي مجلس دگرگون شد و نمايندگان غرب گرا مجبور به سكون و سكوت شدند و برخي نمايندگان ديگر نيز احساس غيرت كردند و يا اين كه از جان و وجهه و آبروي خود در ميان مردم ترسيدند و خود را مخالف پذيرش اتمام حجت روس وانمود كردند.
    مورگان شوستر كه در آن زمان شاهد ماجرا بوده است در بخشي از كتاب خود درباره تاثيرگذاري نطق روحانيان مجلس بر ديگر نمايندگان چنين مي نويسد :
    صمصام السلطنه كه رئيس الوزرا بود با ايراد نطقي از نمايندگان مجلس خواست به دولت اختيارات تمام و كامل بدهند تا اتمام حجت روس را بپذيرد. اين نطق در سكوتي مرگبار ايراد شد. پس از پايان نطق صمصام السلطنه همچنان سكوت و بهت بر 76 نفر از نمايندگان حاكم بود . نمايندگاني كه از پير و جوان و پزشك و تاجر و شاهزادگان و اشراف تشكيل شده بود و همه آنها از ترس مثل چوب خشك شده بودند. در اين لحظه ناگهان يك روحاني و يك عالم محترم اسلامي برخاست و طي نطقي گفت : « شايد مشيت خداوند بر اين قرار گرفته است كه آزادي و استقلال را به زور از ما بگيرند ولي سزاوار نيست ما با دست خودمان اين امر را امضا كنيم و سند ذلت خودمان را تصويب كنيم » اين موضوع سبب شد ديگران هم جرات پيدا كنند و نطق هايي در رد اتمام حجت روس ايراد نمايند.
    خلاصه اين كه اقليت با ايمان و مصمم مجلس توانستند اكثريت را تحت تاثير قرار دهند و پس از نبرد پارلماني شورانگيز كاري كنند كه مجلس به دولت پاسخ رد بدهد و اتمام حجت روس را نپذيرد. البته اين اقدام مجلس فقط مرهون تلاشهاي درون مجلس نبود بلكه فضاي عمومي جامعه و اظهارات و دستورات صريح مراجع بزرگ و تظاهرات پي در پي مردم عليه اتمام حجت روس نيز در اين اقدام مجلس بي تاثير نبود. فشار عمومي مردم به مجلس تا حدي بود كه حتي زنها نيز در گروه هاي بزرگي كه صدها نفر را شامل مي شد در حياط و كنار مجلس اجتماع مي كردند و با اصرار از رئيس مجلس و نمايندگان مي خواستند زير بار ذلت نروند و به دولت اجازه پذيرش اتمام حجت روس را ندهند. نوشته اند در يكي از آن روزهايي كه در مجلس بحث اتمام حجت روسيه در جريان بود صدها تن از زنان در حالي كه چادر به سر داشتند و كاملا خود را پوشانده بودند به مجلس شورا رفتند و با تهديد از نمايندگان خواستند به دولت اجازه پذيرش اتمام حجت روسيه را ندهند.
    با مطرح شدن اتمام حجت روسيه و همدستي انگليسي در اين موضوع كالا و اجناس روس و انگليس چنان تحريم شد كه مردم از خوردن چاي نيز خودداري كردند و فرمان علما را با دقت اجرا نمودند. حتي استفاده از راه آهن حضرت عبدالعظيم نيز تحريم شد. از سوي ديگر صدها تن از زنان محجبه تهراني مجلس را محاصره كردند و به نمايندگان هشدار دادند كه زير بار ذلت نروند و اتمام حجت را نپذيرند.
    زماني كه تكاپوي شديد علما و مردم مومن ايران براي مقابله با تهاجم استعمار اوج گرفت و آمادگي دفاعي جامعه به حد بسيار بالايي رسيد غرب گرايان و دولت مرعوب آن زمان به جاي آن كه از آمادگي و شور عمومي مردم در جهت عزت و استقلال كشور استفاده كنند با استعمارگران همدست و همنوا شدند و ضمن پذيرش ذلت اتمام حجت روسيه به مبارزه با افراد و كانون هاي ضداستعماري جامعه پرداختند.
    بعد از آن كه روسيه تزاري به ايران اتمام حجت 48 ساعته داد همه مردم و روحانيان و علماي بزرگ شيعه در ايران و عراق به پا خاستند و ايران يكپارچه شور و قيام عليه استعمار شد. در همان حال كه بزرگاني مثل آيت الله مدرس و شيخ محمد خياباني در مجلس به قيام و تشجيع نمايندگان پرداختند مراجعي مثل آيت الله آخوند ملامحمدكاظم خراساني آيت الله شيخ عبدالله مازندراني و... نيز موضوع عزيمت به ايران و حضور در عرصه نبرد با استعمار را فورا پي گيري كردند .
    مورگان شوستر : در حالي كه 76 نماينده مجلس از ترس مثل چوب خشك شده بودند ناگهان يك روحاني و عالم محترم اسلامي برخاست و خطاب به نمايندگان گفت : « شايد مشيت خداوند بر اين قرار گرفته است كه آزادي و استقلال را به زور از ما بگيرند ولي اين سزاوار نيست ما با دست خودمان اين امر را امضا كنيم و سند ذلت خودمان را تصويب نماييم . » اين سخن كوتاه جرات عجيبي به مجلس داد تا اتمام حجت روسيه را رد كند.