چهار حكايت از چندين حكايت رحمان
اين نمايش به نويسندگي و كارگرداني عليرضا نادري از
آذرماه سال جاري در مجموعه تاتر شهر به روي صحنه رفته
است . « چهار حكايت از چندين حكايت رحمان » بازگويي
حكايت هاي متفاوت از زواياي مختلف است . اين نمايش به
لحاظ گونه و ژانر به تاتر دفاع مقدس تعلق دارد. نمايش به
روايت يك شب جنگ در آبادان مي پردازد. رحمان (رزمنده
بسيجي )
مطير (راننده تريلي )
حسون (شاگرد راننده )
بدريه
(خواهر رحمان ) و رشيد (همسر بدريه ) راويان نمايش نادري
هستند.
سالها پس از پايان يافتن جنگ
مطير و حسون با خودروي
خود در قهوه خانه اي بين راهي اتراق مي كنند. در اين قهوه خانه
خالو (پير مرد معتاد) و شاگردش (عباسو) روزگار مي گذرانند.
شب نشيني در اين قهوه خانه بهانه اي مي شود تا مطير و حسون
خاطراتشان را از دوران جنگ روايت كنند.
مطير اولين حكايت را تعريف مي كند. او خود را شجاع و
بي باك و رحمان را ترسو تصوير مي كند. عباسو كه تحت تاثير
حكايت مطير قرار گرفته پيوسته دستورهاي او را انجام مي دهد
اما مطير در لحظه اي كه دچار فراموشي مي شود
اشتباه بودن
حكايت او آشكار مي گردد. حسون دومين راوي نمايش است .
اين بار او خود را قهرمان شجاع حكايت قلمداد مي كند. سومين
حكايت توسط شوهر خواهر رحمان (رشيد) بازگو مي شود.
روايت او تقريبا درست است
زيرا رشيد در كنار رحمان جنگيده
و شجاعتهاي او را ديده است . بنابراين در حكايت رشيد
تنها
رحمان شجاع و مرد جنگي تصوير مي شود. حكايت چهارم
توسط خواهر رحمان و زن رشيد تعريف مي شود. اين حكايت
هم مانند دو حكايت اول نادرست و مغشوش است .
نمايش « چهار حكايت از چندين حكايت رحمان » را
مي توان بسيار شبيه به داستان « راشومون » نوشته « رينونوسوكه »
نويسنده ژاپني دانست . در اين داستان
ماجراي كشته شدن
مردي توسط مردمي كه شاهد قتل او بودند به شكلهاي مختلف
روايت مي شود و در آخر خود مقتول صحيح ترين روايت را بازگو
مي كند.
در اين نمايش چندين حكايت از شبي كه نيروهاي عراقي به
آبادان حمله كردند و به سمت خانه اي كه رشيد
بدريه
مطير و
حسون در آن بودند
مي آمدند بيان مي شود و همه سعي مي كنند
حكايت را با شجاعت خود همراه سازند.
شخصيت هاي اين نمايش برخلاف حرفهايشان كه خود را
شجاع جلوه مي دهند انسانهاي سست و ضعيفي
هستند.
عوامل اجراي نمايش با شيوه واقعگرايانه اي كه نمايش پيش
مي گيرد هماهنگي دارند. بازيگران در ضمن ارائه بازي
واقعگرايانه
از نماد و استعاره نيز در ارائه نقشهايشان سود
جسته اند. او همواره بعد از روشن كردن سيگارش
كبريتش را
روي زبان خاموش مي كند. او چون از دروغ بودن روايتش مطلع
است زبانش را مي سوزاند
در حالي كه اين عمل مطير در نزد
عباسو اوج شجاعت است و...
صحنه نمايش نيز از نماد و استعاره هاي فراوان سود جسته
است . دوچرخه عباسو نمادي از گذشت زمان
تقدير و
سرنوشت است . تخت وسط صحنه مسندي را مهيا مي سازد تا
بازيگران بر روي آن حكايت خود را روايت نمايند. بزي كه
هميشه همراه بدريه است روح مادي پرست او را برملا مي كند
و...
بازيگران متناسب با شخصيتها بازي قابل قبولي ارائه
داده اند. آنچه در طول نمايش خودنمايي مي كند لباس و گريم
رحمان است . صورت رحمان به نحو عجيبي سفيد شده است .
اين چهره سفيد در عين اينكه به روح بودن او اشاره مي كند
براساس تعريفي كه ساير اشخاص نمايش از او ارائه مي دهند
شكل گرفته است . رحمان در حين روايت ساير اشخاص وارد
صحنه شده و متناسب با روايت آنها به ايفاي نقش مي پردازند.
اين سفيدي و بي مفهومي را مي توان به تعريف نادرستي كه بقيه
از رحمان ارائه مي دهند نسبت داد.
جنگ و مبارزه ميان اقوام و حكومتها از اهم مسايلي است
كه در ادبيات نمايشي جهان به آن پرداخته شده است . به عنوان
مثال نمايشنامه ايرانيان اثر آشيل اولين متن نمايشي به دست
آمده است كه به جنگ ايران و يونان مي پردازد. هنر اروپا هنوز
بعد از گذشت چندين دهه تحت تاثير جنگ جهاني دوم است .
جاي بسي سئوال است كه چرا در كشور ما جنگ عراق عليه
ايران و عراق و دفاع هشت ساله ما از هجوم بيگانگان نتوانسته
تاثير عميق تري بر هنر و ادبيات ما بگذارد دفاع مقدس حادثه و
اتفاق كوچكي نيست كه بتوان به راحتي از كنار آن گذشت : اين
نبرد هشت ساله مي تواند سوژه هاي بكر و نابي را در اختيار
هنرمندان قرار دهد تا آنان به توليد آثاري بپردازند كه تا سالها
براي نسلهاي بعد به يادگار بماند.
2 ـ خاطرات هنرپيشه نقش دوم
نمايش : خاطرات هنرپيشه نقش دوم » به نويسندگي « بهرام
بيضايي » كارگرداني « هادي مرزبان » از آبان ماه سال جاري در
تالار سنگلج به روي صحنه رفته است .
داستان نمايش همانطور كه از نامش پيداست روايت تلخ
« موهبت » ـ يكي از اشخاص نمايش و بازيگر نقش هاي دوم
است . اين نمايش داستان انسانهاي در حاشيه است كه هيچ گاه
فرصت بروز نيافته اند. داستان آدمهايي كه هيچگاه نتوانستند
عهده دار نقشهاي اول باشند و آرمانها و ايده آلهايشان را بر اثر
سنگيني بار فقر و بي عدالتي رها كرده و به فراموشي
سپرده اند.
داستان نمايش با حضور شخصيتهايي چون « موهبت »
« بلقيس » و « ذوالفقار » رخ مي دهد. آدمهاي نمايش مدام در زمان
گذشته و حال در حركتند و تصاويري از فقر و بي عدالتي را بر
روي صحنه و در مقابل چشمان تماشاگر مي سازند. در واقع
بن مايه و انديشه حاكم بر اثر را مي توان بي عدالتي
دانست .
اين نمايش به بيان مسايل اجتماعي كه در تاريخ معاصر
كشورمان روي داده
مي پردازد. حوادث اين نمايشنامه در
سالهاي پيش از 1358 اتفاق مي افتد . البته اين اثر در مقابل ديگر
نمايشنامه هاي نويسنده آن قرار مي گيرد كه در زمانهاي دور اتفاق
مي افتند. پرداختن به موضوعي در زمان مشخص ممكن است
نمايش را در حصار تاريخ محدود كند و مهر اثر تاريخ مصرف دار
بر آن بكوبد
اما حاكم كردن انديشه اي قوي و مختص به همه
دورانها مانند بي عدالتي باعث شده كه اثري خلق گردد تا بتوان
آن براي سالها اجرا نمود. نمايش به بهانه روايت داستان
موهبت
تصويري واقعي از تاريخ ارائه مي دهد. آنچه در روند
روبه رشد نمايش به چشم مي خورد تحول نقش اصلي آن ـ
موهبت ـ است كه ميكاييل شهرستاني ايفاگر آن است . در طول
نمايش
موهبت با رفتن به گذشته و بيان خاطرات قديم و
بازگشت به حال و زندگي كنوني اش به شكلي از شناخت و درك
از خود و اجتماعش نايل مي شود.
هادي مرزبان ـ كارگردان نمايش ـ به منظور درگير ساختن
تماشاگر در ماجرا
صحنه خود را تا ميان تماشاگران جلو مي برد
و اين گونه تماشاگران احساس نزديكي بيشتري با بازيگران
مي كنند. مرزبان از اين شيوه بهره مي برد تا تماشاگر خود را در
ميان نمايش ببيند و وقايع آن را باور كند و بپذيرد.
مرزبان ضمن وفاداري به متن مي كوشد به واسطه شيوه
روايي
تصويري باورپذير از داستان ارائه كند.
وي در فضاپردازي و تصوير سازي اجرا و هدايت بازيگران
موفق عمل مي كند. بخصوص در صحنه اي كه پليس ها براي
جلوگيري از قيام و شورش مردم به داخل سالن مي آيند و در كنار
تماشگران مي ايستند
اين نكته بيشتر به چشم مي آيد. كارگران و
بازيگران نمايش با شناخت از زبان مردم كوچه و بازار وجه
تاريخي اثر را پررنگ كرده و عمق تصويري بيشتري به آن
بخشيده اند.
كارگردان در برخورد با اثر آنقدر به آن وفادار بوده كه
نتوانسته آن را با شرايط جامعه امروز مطابقت دهد و اين عدم
تطابق به عنوان يك ضعف
عاملي در جهت عدم ارتباط كامل اثر
با مخاطب است . كارگردان مي توانست ضمن حفظ داستان
تصويري امروزي از فقر و بي عدالتي ارائه دهد تا درك آن براي
تماشاگر آسان تر گردد. از موارد ديگر بازي خوب و محكم
بازيگران آن است . بازيگران اين اثر با تصوير سازي خاطرات
نمايش روايتي پذيرفتني را در معرض ديد مخاطب قرار داده اند و
به ارتباط بهتر اثر با مخاطب كمك كرده اند.
به طور كلي مرزبان تمام تلاش خود را صرف بازسازي و
تصويرسازي وقايع نمايشنامه كرده و هيچ انديشه يا تفكري را
چاشني اثر نكرده و بدين طريق نقشي بي طرفانه در انتقال انديشه
و مفهوم نمايش اتخاذ كرده است .
ش . كاوان

*****
آفرين به مركز رسيدگي به امور مساجد
|

سرانجام كلنگ مسجد شدن پاركينگ تئاتر شهر زده شد و
اين در حالي است كه خيلي ها معتقدند زمين پاركينگ تئاتر شهر
بخشي از اين مجموعه بوده و طبق مصوبه شوراي انقلاب در
سال 59 ـ 1358 تئاتر شهر و ملحقات آن از سازمان صدا و
سيما منفك و به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ملحق شده
است و بنابر اظهار مدير روابط عمومي تئاتر شهر ـ محمد
بهرامي ـ قرار بوده در اين زمين ساخت و سازهايي انجام شود و
كارگاه دكور و تمرين تئاتر شهر به آنجا منتقل گردد.
طرف ديگر ماجرا يعني شوراي شهر
شهرداري و مركز
رسيدگي به امور مساجد معتقدند كه زمين پاركينگ در اختيار
شهرداري بوده و زمين به صورت رايگان در اختيار امور مساجد
قرار گرفته تا مسجدي بزرگ در آن احداث شود.
سئوالي كه براي اهالي دلسوز تئاتر پيش مي آيد
اين است كه
مسئولين تئاتر كشور به خوبي مي دانستند طرح احداث مسجد در
اين مكان از سالها پيش در مناقشه بوده و رياستهاي قبلي مركز
هنرهاي نمايشي به دليل اهميت ندادن به ضرورت وجود تئاتر در
جامعه كاري با اين مناقشه ها نداشتند
يا رئيسي همچون علي
منتظري به خاطر فشارهاي سياسي وقت و سنگ اندازيهاي
مخالفين آن دوره ارشاد كاري از پيش نبرد. مديران اخير هنرهاي
نمايشي ارشاد و رئيس مركز هنرهاي نمايشي فعلي (مجيد شريف
خدايي ) كه دوره تصدي خود را تلويحا بهترين دوره هاي تئاتري
بعد از انقلاب مي نامند
نيز پاپيش نگذاشتند و با شهردار و
شوراي شهر دوره اول و بعد وارد مذاكره نشدند
تا بلكه تكليف
اين زمين بي زبان مشخص شود. چگونه است كه مسئولين
رسيدگي به امور مساجد ظرف مدت كمي پس از انتخاب شوراي
شهر موافقت ساخت مسجد بزرگ ولي عصر (عج ) را گرفتند و
پس از توافق بلافاصله با ماشينهاي ساختماني خاك برداري را
آغاز كردند
چرا رياست مركز هنرهاي نمايشي آن گونه كه مي نمايد
از
نفوذ خود استفاده نكرد تا بلكه مجموعه اي به تئاتر شهر با آن
همه محروميتهاي اين مجموعه به عنوان تنها مركز نمايشي
آبرومند كشور بيافزايد
چرا ايشان از اين گونه درخواست ها و نامه هاي مشابه كه در
مجلس و هيئت وزيران مبني بر احداث و راه اندازي مراكز
فرهنگي و هنري دست به دست مي گردد و تصويب مي شود بهره
كافي نبرده است
شايد عدم آگاهي از آيين نامه هاي تصويب شده موجب
گرديده تا چنين مشكلي پيش رو قرار گيرد
اگر چنين باشد بايد
به حال مسئولي كه از مصوبات دولت در زمينه هاي فرهنگي
بي خبر است تاسف خورد و شايد هم بخواهند تقصير را به گردن
كمي اعتبار و فقدان بودجه لازم براي ساخت و ساز بياندازند كه
چون پولي براي ساخت و ساز نبوده پا پيش نگذاشته اند.
اما لااقل از نمايندگان مجلس كمك مي خواستيد
با شهردار
تهران و شوراي شهر به توافق مي رسيديد
ضرورت وجود تئاتر
را براي آنها جا مي انداختيد
از زبان چرب و نرم كه فقط براي
تئاتريهاي ساده دل و بي غل و غش استفاده مي شود بهره
مي گرفتيد
به مسئولان بالاتر مي فهمانديد كه يكي از معتبرترين
ملاك هاي ارزش گذاري فرهنگ و تمدن انساني تئاتر
است .
جريان سازي تئاتر بين مسئولين سياسي پيشكش
لااقل
براي زميني كه در جنوب تئاتر شهر واقع شده (پاركينگ )
دوندگي مي كرديد و سندش را به نام ارشاد و مركز هنرهاي
نمايشي مي زديد
تابلويي با مضمون پروژه كارگاه دكور و سالن
تمرين تئاتر شهر (با توجه به مساحت 4000 متر مربعي كه در
اختيار امور مساجد است ساختماني به مراتب عظيم تر و
مجهزتر از تئاتر شهر ساخته مي شد) در محوطه نصب مي كرديد.
طي مراسمي صوري چند كلنگ مي زديد تا مثل خيلي از
پروژه هاي نيمه كاره در آينده فكري به حالش بكنيد
مگر اين
دوندگيها چه مقدار هزينه روي دست شما
مي گذاشت
اينجاست كه بايد به مركز رسيدگي به امور مساجد و رئيس
لايق آن تبريك و آفرين گفت .
ث معصومه چابك

*****
رويدادهاي فرهنگي هنري
|
يك نقاشي تازه يافته شده بيش از يك ميليون دلار فروش رفت
يك نقاشي منظره كار « مارتين جانسون هيد » نقاش
رومانتيك قرن نوزدهم آمريكا كه مورخان هنر حتي از وجود آن
آگاه نبودند روز يكشنبه بيش از يك ميليون دلار فروخته شد.
به گزارش خبرگزاري رويترز از بوستون
اين تابلو نقاشي
بمدت بيش از 60 سال در يك اتاق زير شيرواني پنهان بود و
هنگامي كه « لي و لسلي كنو » كارشناسان عتيقه جات در نزديك
بوستون
سرگرم فيلمبرداري بودند
پيدا شد.
كارشناسان
منظره رودخانه را حداقل 500 هزار دلار
ارزشيابي كرده بودند و خريدار كه يك دلال آثار هنري است و
شخصا در مراسم حراج در « ايمزبري »
ماساچوست
حضور
پيدا كرده بود
يك ميليون و شش هزار و 250 دلار براي
خريدن اين نقاشي پرداخت كرد.
« هيد »
متولد 1904 كه در دوران حيات خود هنرمند
بزرگي به حساب نمي آمد اكنون از شمار بهترين نقاشان
رومانتيك آمريكا به شمار مي رود.
يكي از كارهاي او در سال 1999 به يك ميليون و 250
هزار دلار توسط « موزه هنرهاي زيبا » در « هوستون » خريداري
شد.
اين اثر مدتها در ديوار خانه اي در « اينديانا » حفره روي
ديوار را پنهان مي كرد و به همين سبب برخي از كارهاي او
بيشتر سودمندانه بوده است تا تزييني .
از 12 تا 22 بهمن ماه
مسابقه بزرگ عكس علي (ع ) برگزار مي شود
مسابقه عكس علي (ع ) از 12 تا 22 بهمن ماه 82 با موضوع
« نقش و نشان علي (ع ) در فرهنگ مردم » توسط حوزه هنري
اصفهان و با همكاري بنياد بين المللي غدير اصفهان برگزار
خواهد شد.
به گزارش ستاد خبري حوزه هنري
علاقه مندان به شركت
در اين مسابقه عكاسي مي توانند 5 قطعه از آثار سياه و سفيد
رنگي
ديجيتالي و غيراسلايدي خود را كه از يك نگاتيو تهيه
شده باشند و نگاتيو آن هم نزد عكاس موجود باشد به دبيرخانه
اين جشنواره واقع در : اصفهان
ابتداي خيابان آمادگاه
حوزه
هنري اصفهان ارسال نمايند . سايز عكسها نيز بايستي 20 * 30
و يا حداكثر 30 * 40 باشند و عكس هاي دست كاري شده
توسط سيستم هاي كامپيوتري نيز پذيرفته نخواهند شد. در
ضمن آثار ارسالي هم عودت داده نخواهند شد.
لازم به ذكر است كه تعداد 110 اثر برگزيده لوح سپاس
اهدا شده و به سه اثر برگزيده نيز جوايز نفيسي تعلق خواهد
گرفت . تمامي شركت كنندگان در اين مسابقه نيز گواهي شركت
در مسابقه عكس علي (ع ) را دريافت خواهند كرد. در ضمن
شوراي برگزاري اين مسابقه مجاز به استفاده از عكس هاي
برگزيده به صورت : كارت پستال
كتاب
نشريه
نمايشگاه و...
در نقاط مختلف بوده و تصميم گيري در مورد مسائل پيش بيني
نشده نيز بر عهده اين شورا مي باشد.
گفتني است آخرين مهلت ارسال آثار 25 ديماه 82
مي باشد . انتخاب و داوري آثار هم تا 8 بهمن ماه 82 صورت
خواهد گرفت و عكس ها از 12 تا 22 بهمن ماه به نمايش
گذاشته خواهند شد.
غلامحسين اميرخاني ; هنر نگارگري را بدون تعصب ارزش گذاري
بكنيم
غلامحسين اميرخاني ـ خطاط در آستانه برگزاري همايش
بين المللي كمال الدين بهزاد عنوان كرد : برگزاري همايش
كمال الدين بهزاد اقدامي سنجيده و مثبت است بايد بپذيرفت
كه ما در معرفي مفاخرمان كوتاهي كرده ايم . به همين دليل امروز
تركها مي گويند مولوي مال ماست و تاجيك ها ادعا دارند كه
كمال الدين بهزاد متعلق به ما مي باشد. درست است كه بهزاد
هنرمندي براي خانواده بشري است ولي بايد شناسنامه اين
هنرمند شناخته شود تا جامعه ارزشهاي هنر او را دانسته و
الگوهاي عالي خود را ديده و به خود اعتماد كند كه برگزاري
اين همايش مي تواند به اين شناخت كمك شاياني كند.
وي با عنوان اين مطلب كه هنرهاي گذشته ايران شناسنامه
ماست در ادامه افزود; با شناخت اين هنرها مي فهميم كجا
هستيم . در واقع با شناخت امروز نيز مي توانيم فردا را نيز
تنظيم كنيم . هنر نگارگري را بدون تعصب ارزش گذاري كرده و
مورد ارزيابي قرار دهيم و با آغوش باز هنرهاي ديگر را بپذيريم
كه خود اين هنر براي تكوين خود قدم هاي بلندتري خواهد
برداشت .
همايش بين المللي كمال الدين بهزاد توسط فرهنگستان هنر
و با همكاري دانشگاه هنر اسلامي تبريز از 24 الي 27 آذرماه در
تهران و تبريز برگزار شده است .
22 سيمرغ در بيست و دومين جشنواره بين المللي فيلم فجر
به گزارش روابط عمومي جشنواره
تعداد جوايز فيلمهاي
بخش مسابقه سينماي ايران 22 سيمرغ بلورين اعلام شد .
جايزه بهترين تدوين
بهترين اثر مستند
بهترين فيلم اول
بهترين فيلم دوم و محبوب ترين فيلم جشنواره علاوه بر هفده
سيمرغ بلورين در اين دوره از جشنواره اهدا خواهد
شد.
بيست و دومين جشنواره فيلم فجر همزمان با بزرگداشت
بيست و پنجمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي از 12 تا 22
بهمن ماه 1382 در تهران برگزار مي شود .

| | |