روزنامه جمهوري اسلامي 10/10/1382 صفحه سرمقاله
*****
دولت فرانسه ابزار صهيونيست ها


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    فرانسه با سخت گيري بيشتر عليه حجاب زنان مسلمانان جنجال تازه اي آفريده است . پاريس اميدوار است بتواند اين سخت گيريهاي افراطي را در چارچوب « لائيسم » توجيه كند. اما رفتارها به گونه اي است كه آزاديهاي فردي و اجتماعي شهروندان مسلمان را قويا از بين برده است .
    روزي نيست كه شاهد اعتراض و مخالفت مسلمانان در فرانسه و اعلام حمايت از آنها در گوشه و كنار جهان اسلام نباشيم . دولت فرانسه تلاش مي كند با ادامه اين سخت گيريها بين مسلمانان فرانسه شكاف و دودستگي ايجاد كند. گروهي بخاطر آنكه حجاب را مانعي براي تامين نيازهاي روزمره خود از جمله كار و تحصيل خواهند ديد حجاب را كنار بگذارند و گروه ديگر كه قويا به اصول و آرمانهاي اسلامي پايبند هستند كار و تحصيل را كنار بگذارند.
    اين تصميم شرم آوري است كه يك دولت مدعي دمكراسي در پيش گرفته است كه شهروندان مسلمان را تحت فشار قرار دهد. اما سئوال اصلي اينست كه چه كساني در پشت پرده اين تصميم سازيها قرار دارند تا مسلمانان فرانسه را رودرروي دولت اين كشور قرار دهند تجربه نشان مي دهد كه صهيونيست ها پشت پرده هستند. اما چرا و چگونه براي درك هرچه بهتر شرايط لازم است به اين نكته خاص توجه داشته باشيم كه يك روحيه يهودي ستيزي در عمق جامعه فرانسه بطور نسبي وجود دارد. اين روحيه يهودي ستيزي گهگاه با حوادث حاد و تكاندهنده اي نمود بيروني خود را پيدا مي كند. تازه ترين نمونه از اين دست حمله به يك كنيسه يهوديان در فرانسه بود كه يهوديان با جوسازي تبليغاتي پيرامون آن سعي كردند مظلوم نمائي نمايند. شدت و دامنه تحريكات صهيونيستي باعث شد كه حتي ژاك شيراك و دولت فرانسه در اين زمينه با اقدامات شتابزده به تشكيل يك سمينار اقدام نمايند و ضمن بررسي ابعاد يهودي ستيزي در جامعه فرانسه به ريشه يابي اين پديده بپردازند. نتايج آن سمينار هرچه بود و به هر جمع بندي و تصميمي كه رسيد هرگز در رسانه ها اعلام نشد لكن به موازات آن دستهاي نه چندان پنهان در فرانسه براي تحريك مسلمانان و رودررو قرار دادن دولت و مسلمانان وارد عمل شدند. هدف اصلي آن محافل پنهان اينست كه بطور همزمان جامعه فرانسه را عليه مسلمانان و مسلمانان را عليه جامعه فرانسه تحريك كنند و بشورانند. تلاش براي فراهم كردن زمينه هاي منازعه با اين انگيزه غيرانساني صهيونيست ها تطابق كامل دارد كه احيانا آنها را از خشم و نفرت مردم فرانسه مصون سازد و كينه مسلمانان را نزد جامعه فرانسه بعنوان بيگانه و دشمن قلمداد كند. البته اين انتظار آنهاست ولي بعيد بنظر مي رسد كه اهداف غير انساني آنها از اين طريق برآورده شود. نكته مهمتر در اين ميان آنست كه حتي واشنگتن هم از اين روند حمايت مي كند و اميدوار است كه تدريجا دنياي اسلام را نيز روياروي فرانسه قرار دهد. آمريكا براي دامن زدن به اين بازي بدفرجام انگيزه هاي فراواني دارد و به كمرنگ كردن نقش فرانسه در دنياي اسلام و مشخصا در خاورميانه مي انديشد.
    فراموش نكنيم كه در ماجراي عراق پاريس بشدت با سياستهاي آمريكا به مخالفت برخاست . اگرچه مخالفت شيراك با جنايات آمريكا در عراق در چارچوب اهداف و منافع فرانسه بايستي ارزيابي شود و تحت هيچ شرايطي بمنزله حمايت پاريس از مسلمانان تلقي نشده است اما بهرحال فرانسه توانست مقبوليت نسبي ناشي از چنان عملكردي را نزد كشورهاي دنياي اسلام پيدا كند.
    روياروئي دولت پاريس با مسلمانان فرانسه يك فرصت طلائي را براي آمريكا به وجود آورده تا به تدريج باعث بي اعتباري فرانسه نزد كشورهاي اسلامي شود و در مقياس عام آن فرانسه را نزد مسلمانان بي اعتبار سازد. پيشنهاد تحريم كالاهاي فرانسوي توسط مسلمانان جزو نخستين پيشنهاداتي است كه اگر در مقياس وسيعي عملي شود فرانسه تحت هيچ شرايطي قادر نخواهد بود آثار و تبعات آنرا تحمل كند و يا نتايج آنرا مهار نمايد. آيا دولتمردان فرانسوي به سود و زيان اقدامات خود انديشيده اند آيا پاريس درباره عواقب سو تصميمات خود در مرحله روياروئي بدفرجام عليه مسلمانان فرانسه بررسي كرده است براي يك دولت مدعي دمكراسي اين بسيار شرم آور است كه در مرحله برخورد با مسلمانان حتي اصول اوليه دمكراسي را هم زيرپا بگذارد و عليه مسلمانان فرانسه وارد عمل شود.
    تلاش براي مقابله با حجاب طي چندين دهه بعنوان يكي از اصلي ترين سياستهاي استعماري توسط فرانسه و انگليس مورد عمل قرار گرفته و ناكامي خود را در چهار گوشه جهان به اثبات رسانيده است . هنوز بطور دقيق نمي توان گفت كه انگليس يا فرانسه كداميك مبتكر اين طرح شيطاني بوده اند و كداميك در اين زمينه بيش از ديگري ناكام شده اند ولي در يك نكته ترديدي نيست و آن اينكه هيچ كدام نتوانستند كمترين موفقيتي در ترويج بي حجابي بدست آورند و حتي ترويج بي حجابي نهايتا كمكي به اهداف استعماري آنها كرده باشد. از طرفه هاي تاريخ است كه امروزه استعمارگران به تكرار همان تجربه هاي ناموفق پرداخته اند و به زورآزمائي با مسلمانان در سرزمين خود سرگرمند ولي كاملا بعيد بنظر مي رسد كه در اين مرحله هم توفيقي بدست آورند.
    فرانسه چگونه مي تواند مدعي آزادي باشد و حال آنكه در مرحله تحميل سياستهاي خود به تحميل محروميت بر شهروندانش متوسل شده است . آيا زورآزمائي با مسلمانان براي فرانسه يك افتخار است البته ممكن است محافل پنهان كه از صهيونيست ها « خط » مي گيرند پاسخ اين سئوال را مثبت بدانند ولي تجربه تاريخ و ناكاميهاي فرانسه و انگليس در مستعمراتشان ثابت مي كند كه در اين زورآزمائي بدفرجام سودي عايد پاريس نخواهد شد. دولتمردان فرانسه اگر به خود بيايند و به بررسي علل و عوامل موثر در اين بازي بپردازند يقينا متقاعد خواهند شد كه بطور ندانسته و چه بسا كه ناخواسته ابزار دست صهيونيست ها شده اند و كاري را آغاز كرده اند كه به هر نتيجه اي كه ختم شود بهر حال برنده اصلي آن آمريكا و صهيونيست ها خواهند بود. اما آيا اين جمع بندي مي تواند سياستگذاران پاريس را براي تجديدنظر در تصميمات غيراصولي خود متقاعد كند براي درك اين پديده بايستي با تامل آينده را بهتر ارزيابي كرد.