دوستان از غم هجران چه خبر
از شب سرد زمستان چه خبر
شهر بم غرق سكوت است چرا
از ني و هي هي چوپان چه خبر
خشم خاكستري و قهر كوير
شهر تاريخي ويران چه خبر
قلم و دفتر و كودك مدفون
زنگ خاموش دبستان چه خبر
لرزش پيكر بيجان زمين
داغ جانسوز عزيزان چه خبر
شرح سنگيني آوار و كلوخ
جشن دامادي و مهمان چه خبر
چه شد آن قصه لالائي و ناز
بستر سرد خيابان چه خبر
پل بشكسته آغوش پدر
بازوي حائل طفلان چه خبر
بال و پر سوخته
لب خشكيده
داغ دل
زلف پريشان چه خبر
چه خبر از شب و بيداد خزان
زردي سرو خرامان چه خبر
خبر كوچ هزاران تلخ است
از غمي تلخ تر از آن چه خبر
قصه غربت گل تلخ تر است
مانده بي سروسامان چه خبر
از چه رو سوخت تمام هستي
شعله در خرمن سوزان چه خبر
نخل خشكيده
طناب و طاول
ريزش چشمه جوشان چه خبر
ما سيه پوش شديم از اين غم
از غم خانه بدوشان چه خبر حسن حسيني (پرهام )

*****
گرد غم بر چهره يتيمان بم |
شهر بم
تنها در 12 ثانيه از هستي به نيستي گرائيد . نتيجه سالها تلاش
رنج
كوشش
درد و پشتكار و استقامت
شهري شده بود با نخلهاي بلند و آوازه اي جهاني . چه كسي مي توانست تصوركند كه اين شهر زيبا و مهربان كه با قامتي همچون نخلهايش
ستبر و استوار
آرميده در گوشه كوير
شامگاهان چهارمين روز زمستان
به خواب رفته بود
سپيده سحري روز جمعه را نخواهد ديد. چه كسي تصور مي كرد قامت بلند و كشيده نخلهاي بم در سپيده پنجمين روز زمستان بدون باغبان خواهند شد چه كسي تصور مي كرد كه خانه امن
اين كانون گرم خانوادگي در سحرگاهي خونين
آرامگاه ابدي ساكنانش خواهد شد واژه غم ديگر از بم جدا نخواهد شد
چرا كه زلزله ويرانگر آن صبح بي ستاره
ستاره هاي آسمان بم را براي هميشه خاموش كرد. فاجعه شهر جوان بم كه نيمي از ساكنانش را جوانان
نوجوانان و كودكان تشكيل مي دادند
كام ايران و كام جهانيان را تلخ كرد. تلفات زلزله بم بي سابقه ترين در جهان بود و گريز از سرنوشت وكمند مرگ بسيار دشوار. امروز كه هزاران جنازه به خاك سپرده شده
سخن از آن است كه هنوز هزاران تن بي جان و يا در آخرين لحظات حيات همچنان در زير آوار سقف هاي فرو شكسته شهر بم وجود دارد. مادران داغدار بازمانده
ديگر هيچ يادگاري از جگر گوشگان خود نمي يابند. پدر
اين كوه استوار صبر و مقاومت
آنچنان در تارهاي غصه و ماتم گرفتار آمده كه قد خميده اش قابل شناسايي نيست . خواهر
يار هميشه مهربان و غمخوار هميشگي
در بهت و ناباوري
فقط تكه هايي از تن پوش برادرش را پيدا كرده
و برادر در حسرت ديدار خواهر زاده ها
همه جاي خاك را مي كاود. واژه غم ديگر از بم جدا نخواهد شد. كودكان بازمانده از زلزله مهيب جمعه پنجم ديماه
در فراق چه كسي اشك بريزند
كودكاني كه حتي چشمه اشكهايشان از وحشت فاجعه خشكيده
در غم از دست دادن كدامين عضو خانواده رخت عزا بر تن كنند چرا هيچ كس براي كودكان و يتيمان بم رخت سياه نفرستاده است . اگر پدر يا مادر و يا حتي برادر و خواهري بازمانده بود
حتما در عزاي بزرگ ماتم بم بر تن كودكان رخت سياه مي پوشاند. براستي گرد ماتم از چهره يتيمان بم را چگونه مي توان زدود خدايا
سينه هاي سوزان و تن هاي مجروح و خسته بازماندگان فاجعه بم را آرامشي آسماني عطا فرما. خدايا
همت يتيم نوازان ايران اسلامي را آنقدر استوار گردان كه قادر به زدودن گرد غم از چهره يتيمان بم باشند. آمين يا رب العالمين م ـ دانش

|