روزنامه جمهوري اسلامي 08/10/1382 صفحه سياسي
*****
« كمپ ديويد » لاشه اي كه تعفن آن هنوز ملتهاي منطقه را آزار مي دهد




  • به بهانه حمله به وزير خارجه رژيم قاهره در فلسطين اشغالي
    روز دوشنبه هفته گذشته احمد ماهر وزير امور خارجه رژيم قاهره پس از ديدار با شارون سركرده حكومت تروريستي اسرائيل مورد حمله وضرب و جرح مردم خشمگين فلسطين قرار گرفت و راهي بيمارستان شد. وي در جريان اين ديدار بر ماموريت خود از جانب حسني مبارك رئيس رژيم مصر تاكيد كرد و افزود كه براي تحكيم مناسبات مصر و اسرائيل به اين مسافرت مبادرت كرده است .
    ملتهاي مسلمان خاورميانه حكومت مصر را به عنوان باني جريان سازش با صهيونيسم در منطقه مي شناسند مصريها كه زماني خط مقدم جبهه جنگ عليه اسرائيل بودند از سال 1358 و متعاقب امضاي پيمان موسوم به « كمپ ديويد » به عنوان پيشتاز و خط مقدم جبهه سازش با همان دشمن شناخته شدند. مقامات قاهره به عنوان كساني شناخته شده اند كه بي آنكه حكومت غاصب اسرائيل تغييري در سياستهايش نسبت به مردم فلسطين و يا نسبت به همسايگانش ايجاد كرده باشد ناگهان گذشته اي مملواز مقاومت در برابر توسعه طلبي اسرائيل را با تمامي جايگاه و ميراث اجتماعي اش به كنار نهادند و با اين حكومت شرور به طور يكجانبه و از موضعي كاملا انفعالي سازش كردند سازشي كه هيچيك از مولفه هاي يك صلح واقعي را در خود ندارد.
    از آن زمان تاكنون حدود يك ربع قرن مي گذرد ولي ذره اي از نفرت ملتهاي مسلمان از آن حادثه شرم آور تاريخي كاسته نشده و حمايت حكومتگران قاهره از آن پيمان و يا امتناع از محكوم كردن آن سبب برقرار ماندن فاصله موجود ميان آنان با ملتهاي آگاه و بيدار خاورميانه شده و انزجار از صهيونيسم را در دل آنان زماني كه ديپلماتهاي مصري را مشاهده مي كنند زنده نگاه داشته است .
    واقعيت اين است كه 55 سال پس از تاسيس اسرائيل هنوز رابطه سياسي با اين رژيم در دنياي اسلام مترادف با خيانت شناخته مي شود. اين پديده ناشي از موجوديت غيرقانوني و نامشروع اسرائيل در عرصه خاورميانه است . البته طي يك دهه اخير و پس از پايان « جنگ نفت » (70 ـ1369 ) آمريكائيها تلاش فراوان كردند تا با روشهاي مختلف تبليغي فرهنگي و سياسي با پديده نفرت از صهيونيسم درخاورميانه مبارزه كنند و قبح و زشتي دوستي با اسرائيل را به تدريج از بين ببرند ولي اين تلاشها هيچگاه در ميان ملتهاي مسلمان و ريشه دار منطقه ارزش و جايگاهي نداشته است . لذا مي بينيم كه 12 سال پس از شروع اين تلاش عمق كينه ودشمني با اسرائيل را امروز مي توان در كشورهائي كه دولتهايش داوطلب سرسپردگي به اسرائيل بوده يعني اردن مصر تركيه و... مشاهده كرد.
    اين پديده منحوس صهيونيسم و تروريسم اسرائيلي است كه حكومت قاهره را عليرغم تلاش 24 ساله اش در توجيه رابطه با اسرائيل هنوز از متقاعد ساختن و راضي كردن ملت خويش عاجز نموده است . ثمره دو دهه تلاش براي موجه جلوه دادن دوستي با اسرائيل را امروز مي توان در ناتواني حكومت قاهره در كنترل احساسات ضد صهيونيستي ملت مصر و در افزايش روزافزون زندانياني كه بخاطر مبارزه با عمال صهيونيستها در اين كشور به بند كشيده مي شوند باز شناخت .
    طي سه سالي كه از شروع دور تازه انتفاضه مردم فلسطين موسوم به انتفاضه الاقصي مي گذرد ديپلماتها و مقامات بلند پايه رژيم قاهره به دفعات تلاش كردند تا از خشم و نفرت جهاني نسبت به اسرائيل غاصب بكاهند به دفعات ضرورت از سرگيري مذاكرات سازش با صهيونيستها را مطرح ساختند. در اجلاس شرم الشيخ و طابا ميزبان سركرده حكومت تروريستي اسرائيل و حامي اصلي وي يعني رئيس جمهور آمريكا گرديدند در اجلاس سران اتحاديه عرب در قاهره علنا با موضوع قطع رابطه با اسرائيل غاصب به مخالفت برخاستند در اجلاس دوحه هماهنگ با حاكم قطر و همسو با رژيمهاي اردن و تركيه از شكل گيري هرگونه گرايش به سمت قطع همكاريهاي اقتصادي و سياسي با صهيونيستها جلوگيري به عمل آوردند و در هر نشستي و اجلاسي مدافع منطق صلح با اسرائيل غاصب بودند اين عملكرد در حالي همچنان ادامه دارد كه طي سه سال اخير به دفعات قاهره و ديگر شهرهاي بزرگ مصر شاهد تظاهرات خشم آلود مردم مسلمان مصر عليه جنايات رژيم غاصب صهيونيستي در فلسطين بوده و به دفعات شيوخ مرشدين و مفتي هاي مشهور مصر در فتاوي خود از لزوم مبارزه با اسرائيل به عنوان تنها راه حل منطقي بحران فلسطين و از ضرورت تحريم مصنوعات و كالاهاي آمريكايي سخن به ميان آورده اند.
    همكاري 24 ساله مصريها با اسرائيل بطور طبيعي آنان را رو در روي جمهوري اسلامي ايران قرار داد . در اكثر مقاطع 24 سال اخير يكي از ويژگي هاي رفتاري حسني مبارك و ديگر مقامات مصري در عرصه سياست خارجي دشمني آشكار و نهان با نظام جمهوري اسلامي ايران بوده است . در سطح خاورميانه دولت مصر ركورددار حمايت نظامي از عراق در جنگ عليه ايران بود. جنگ تحميلي زماني آغاز شد كه رژيم بغداد همراه با بسياري ديگر از رژيمهاي عرب منطقه رابطه اي با حكومت مصر نداشتند و خيانتي كه مقامات قاهره در امضاي پيمان خفت بار كمپ ديويد مرتكب شدند به حدي زننده و نابخشودني بودكه به جز دو يا سه دولت كليه دولتها و كشورهاي عربي و اسلامي روابط سياسي خود را بامصريها قطع كردند و به اين جدائي تا نزديك به يك دهه ادامه دادند.
    بنابراين حمايت رژيم قاهره از بغداد در جنگ تحميلي در شرائطي صورت مي گرفت كه دو كشور در دوره قطع روابط ديپلماتيك به سر مي بردند. نكته ديگري كه ذكر آن در اين مقوله حائز اهميت است نفرت عراقيها و مصريها از يكديگر بوده است . اين نفرت كه حاصل تبليغات طولاني مقامات دو كشور بر سر زعامت دنياي عرب مي باشد به حدي بوده كه در سال 1368 و پس از پايان جنگ تحميلي هزاران كارگر مصري در كارخانجات و مراكز كاري شهرهاي عراق توسط سربازان بيكاري كه از جبهه ها بازگشته و جوياي كار بودند قتل عام شدند . مع الوصف مرگ دست كم 3 هزار كارگر مصري نتوانست خشم رژيم قاهره را نسبت به حكومت صدام برانگيزد.
    ميزان كمكهاي نظامي مصر به عراق تا سال 1364 به بيش از دوميليارد دلار رسيد . از پائيز 1360 مصريها 60 خلبان به عراق اعزام كردند . در فاصله سالهاي 1360 تا 1365 مصر 17 هواپيماي جنگنده از نوع اف 4 و اف 7 و 250 تانك تي 5 به عراق صادر كرد.
    با پايان جنگ و پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت سازمان ملل رئيس سازمان صنايع اسلحه سازي مصر تاكيد كرد « اسلحه مصر نقش فعالي در جنگ عراق با ايران داشت » وي در مصاحبه با هفته نامه مصري « آخرالساعه » فاش ساخت كه طبق دستور انور سادات رئيس جمهور پيشين مصر هر چه در امكان مصر بود در طول جنگ 8 ساله در اختيار عراق قرار گرفت و رژيم مصر چه در زمان سادات و چه در دوران جانشين وي موسوم به « مبارك » هيچگاه دست ازدشمني عليه جمهوري اسلامي ايران برنداشت .
    طي سالهاي جنگ تحميلي به دفعات سربازان مصري در جبهه هاي جنگ رابه اسارت درآورديم . به دفعات شاهد جبهه گيري فعال و علني مقامات مصري عليه منافع و مصالح كشورمان در تمامي مجامع جهاني و بين المللي بوديم . مقامات مصري طي دو دهه اخير از هيچ تلاشي براي ضربه زدن به انقلاب اسلامي دريغ نورزيدند.آنها در همه فتنه انگيزيها و توطئه هائي كه در سطح منطقه خليج فارس با تحريكات بيگانگان عليه جمهوري اسلامي شكل مي گرفت فعالانه شركت داشتند آنها در هر شيطنتي بر عليه تماميت ارضي ما با دشمنان منطقه اي و جهاني ما همدستي كردند. مصريها هنوز از موضع صهيونيستي ودفاع از مطامع توسعه طلبانه و برتري جويانه اسرائيل غاصب عقب نشيني نكرده اند.
    مسئوليت بخش بزرگي از سياست حكومت قاهره را كه بر همكاري با اسرائيل كشاندن پاي اعراب به جرگه كمپ ديويد و ترساندن دولتهاي عرب منطقه از جمهوري اسلامي ايران متكي بوده شخص حسني مبارك بر عهده داشته است كسي كه اكنون در سن 75 سالگي بيست و دومين سال حكومت بي رقيب خود را پشت سرمي گذارد.
    انور سادات حاكم معدوم مصر در سال 1354 به دليل آنكه حسني مبارك فرمانده وقت نيروي هوائي مصر را فرد قابل اعتمادي براي خود مي ديد و او را هرگز يك تهديد سياسي براي خود تلقي نمي كرد به عنوان معاون خود برگزيد و در سالهاي بعد نيز مسئوليتها و اختيارات بيشتري را به وي محول كرد. بعدها گفته شد علت اين انتصاب اطمينان سادات از روحيات حسني مبارك بوده است روحياتي كه برخلاف اكثر افسران مسلمان مصري تمايلي به مبارزه عليه اسرائيل نشان نمي داد. همانگونه كه سادات توانسته بود طي سالهاي حكومت جمال عبدالناصر خود را در نظام حكومتي مصر به صورت يك « شاخص » جلوه دهد و به « چهره اصلي » دولت اين كشور تبديل شود مبارك نيز اين مسئوليت را در زمان رياست جمهوري سادات بر عهده گرفت و به تدريج توانست خود را به صورت مطمئن ترين مشاور سادات جلوه دهد و بيشترين اختيارات را از آن خود سازد. سادات كه در آن زمان بيشتر روي مسائل سياست خارجي مصر از جمله پروژه صلح با اسرائيل كار مي كرد مسائل داخلي از جمله نظارت بر كار ارتش و كنترل روحيات ضد صهيونيستي نظاميان مصري را به حسني مبارك واگذار كرده بود.
    حسني مبارك سرانجام در پي ترور سادات در مهر سال 1360 به رياست جمهوري مصر انتخاب شد . او با سياست خاص خود موفق شد بدون آنكه كمترين گامي از روابطش با رژيم صهيونيستي به عقب بردارد كليه دولتهاي عرب را كه بخاطر پيمان كمپ ديويد با رژيم سادات قطع رابطه كرده بودند در عين دفاع از مناسبات كشورش با اسرائيل ترغيب به برقراري مجدد رابطه نمايد. او مقر اتحاديه عرب را كه در پي انعقاد اين پيمان از قاهره به تونس انتقال يافته بود مجددا در 1369 به قاهره بازگردانيد.
    مبارك در سالهاي دهه 1360 كمكهاي اقتصادي و نظامي و مالي فراواني از كشورهاي بلوك غرب دريافت كرد و به مطمئن ترين همسايه اسرائيل غاصب تبديل گرديد. او بعنوان نزديكترين يار آمريكا و غرب در خاورميانه پس از اسرائيل و تركيه و عربستان درآمد و در اين زمينه از شاه حسين اردني نيز پيشي گرفت . او سالهاست تلاش دارد تا به عنوان ژاندارم غرب در منطقه نقش موثري براي خود در عرصه سياسي منطقه قائل شود. وي همچون آمريكا و وابستگانش در مواجهه با جمهوري اسلامي ايران معتقد به نرمش و ضربه متناوب است و لذا ضمن كوشش براي برقراري روابط با تهران انقلاب اسلامي را « خطري بزرگ » مي داند كه بايستي در سايه همكاريهاي منطقه اي اعراب به مقابله دائمي با آن همت گماشت .


    از اين رو ابراز تمايل كنوني مبارك به دوستي و ايجاد رابطه با جمهوري اسلامي ايران از ديد اغلب مفسران سياسي يك تاكتيك و حركت سياسي حساب شده براي منفعل كردن گروههائي است كه در داخل كشور مصر با انگيزه ها و گرايشهاي اسلامي به مبارزه با حكومت وي برخاسته اند. اين ابراز تمايل بويژه پس از سرنگوني حكومت صدام از شدت بيشتري برخوردار گشته است . زيرا مبارك و ديگر رهبران رژيم قاهره پس از حذف صدام كه روزي رقيب حاكمان مصري در زعامت دنياي عرب بود اكنون تصور مي كنند براي احراز اين مسئوليت بي رقيب شده اند و تنها با فرو نشاندن احساسات ضد اسلامي در داخل و خارج مصر است كه مي توانند زمينه هاي تثبيت حاكميت خود در منطقه را بوجود آورند و آرزوي ديرينه خود را در احراز ژاندارمي غرب در خاورميانه وشمال آفريقا تحقق بخشند.
    حسني مبارك در حال حاضر بيست و دومين سال حكومت بلامنازع خود را پست سرمي گذارد. او تاكنون در چهار همه پرسي در اين سمت ابقا شده است . همه پرسي هائي كه هيچ رقيبي اجازه فعاليت و رقابت سياسي در كنار وي نداشته است . در همه پرسي اول كه در مهر 1360 پس از ترور سادات برگزار شد ادعا گرديد كه 98 46 درصد مردم به رياست جمهوري مبارك راي داده اند . در همه پرسي دوم كه در مهر سال 1366 برگزار شد گفته شد كه 97 12 درصد مردم به ابقا رياست جمهور نامبرده راي داده اند. در همه پرسي سوم كه در مهر 1372 برگزار شد به همين ترتيب 94 9 درصد و در همه پرسي چهارم كه در مهر سال 1378 برگزار گرديد وزارت كشور مصر ادعا كرد كه 93 98 درصد راي دهندگان به ادامه رياست جمهوري مبارك راي مثبت داده اند.
    يكي از مفسران و تحليلگران عرب مي گويد فرق حسني مبارك با سلف وي انور سادات در اين است كه سادات رسما خود را رئيس جمهور مادام العمر مصر خواند ولي هرگز نتوانست از مادام العمر بودن حكومتش بهره ببرد در حاليكه كه مبارك خود را مادام العمر اعلام نكرده ولي عملا حاكميت خود بر جامعه مصر را دائمي ساخته است .
    انور سادات چند ماه پس از آنكه در 1360 خود را « رئيس جمهور مادام العمر مصر » اعلام كرد با گلوله خالد اسلامبولي به هلاكت رسيد و دوام عمر دائمي حكومت وي حتي به 6 ماه نرسيد. حسني مبارك جانشين وي هر گز خود را رئيس جمهور مادام العمر نخوانده است . ولي اكنون بيش از 22 سال است كه بر اريكه قدرت مصر تكيه زده و طي 4 بار انتخابات رياست جمهوري كه در آن به هيچ كانديد ديگري اجازه ورود به رقابت سياسي با وي داده نشده است پيروز ميدان به درآمده است .
    به راستي چرا در مصر انتخابات آزاد برگزار نمي شود تا گرايش واقعي مردم مورد ارزيابي قرار گيرد رژيم قاهره حتي از اينكه كانديداهاي دولتي ومورد تاييد خود را به ميدان آورد تا وجهه ظاهري انتخابات خود را حفظ كنند و به آن رنگ و لعاب دمكراسي ببخشد واهمه دارد.
    مبارك طي دو دهه اخير هنوز حتي يك معاون براي خود انتخاب نكرده است تا پس از وي رياست كشور را بر عهده گيرد.
    طبق قانون اساسي مصر در صورت مرگ يا ناتواني رئيس جمهور از انجام وظيفه رئيس مجلس خلق مصر تا انتخاب رئيس جمهور جديد به مدت سه ماه عهده دار امور مي شود.
    مبارك ادعا مي كند براي تكميل ماموريتش راجع به آنچه كه « پيشرفت هاي اقتصادي و اجتماعي و تضمين زندگي بهتر براي مصريها و نسلهاي آينده » خوانده شده است نيازمند ماندن در سمت رياست جمهوري است . ولي هيچگاه به ملت مصر مجال قضاوت راجع به اين « ماموريت » و نتايج آن تاكنون داده نشده است .
    مردم مصر بيش از 30 سال است كه اجازه نيافته اند تا نظر خود را نسبت به نظام حاكم بر كشورشان از نظر مديريت سياسي و اقتصادي و فرهنگي جامعه ابراز كنند. هيچ روزنامه اي هم در خدمت ديدگاهها و خواسته هاي مردم نبوده است تا بتوان از اين طريق عمق فاصله ميان نظام حاكم و مردم را تشخيص داد. در اين 30 سال رهبران قاهره همواره حكومت خود را به اراده مردم خويش منتسب كرده اند. ولي به قول يكي از نويسندگان مشهور عرب فرق حاكمان فعلي مصر با فراعنه دقيقا در همين جاست كه ديكتاتوري فراعنه با عوامفريبي توام نبود. يعني آنان به طور علني با متن جامعه خود فاصله اي طولاني داشته و بدون كمترين اعتقادي به حق مردم بر مقدرات و هستي آنان حكومت مي كردند. اما رهبران كنوني مصر همواره تلاش كرده اند تا همان ديكتاتوري با همان ويژگي را تحت پوشش مردمي درآورند و حكومت استبدادي خود را برخاسته از صندوق راي مردم جلوه دهند.
    اين ويژگي مشترك همه حكومتهاي استبدادي است كه بخاطر تحكيم قدرت دائمي خويش در جوامع تحت سلطه همواره از مراجعه به افكار عمومي و برگزاري انتخابات سالم خودداري مي ورزند. دقيقا به همين دليل است كه عرصه سياسي مصر هيچگاه شاهد انتخابات آزاد و سالم نبوده و هر از چند گاه يكبار نمايشهاي مضحكي تحت عنوان « همه پرسي » سبب ابقا حكومت حسني مبارك شده است . اين در حالي است كه تاكنون در هيچ مقطعي به هيچ سياستمداري مجال ظهور در صحنه رقابت هاي سياسي اين كشور داده نشده است . در نتيجه نه در طول 11 سال حاكميت سادات و نه در طول 22 سال حاكميت مبارك هرگز پديده هائي مانند آرا مردم انتخابات دمكراسي و اراده ملي مفهومي نداشته و در تعيين سرنوشت جامعه اسلامي مصر نقشي ايفا نكرده است . سادات به عنوان معاون ناصر مامور بود تا ملي گرائي برخاسته از ناصريسم را كه عنايت چنداني به آرمانهاي ملت مصر نداشت رفته رفته به ابزار سركوب همان ملت تبديل كند و مبارك مامور بود تا همين روند يعني مردم ستيزي را به صورت ابزاري در خدمت سياستهاي صهيونيسم در منطقه درآورد. اين انديشه منشا اصلي تبديل شدن تدريجي رژيم قاهره به كارگزار و دلال صهيونيسم در منطقه بوده و از دل اين سرسپردگي و دلالي بود كه پيمان ننگين كمپ ديويد سربرآورد و پايه اوليه بي آبروئي و ذلت جهان عرب در برابر صهيونيسم غاصب را بنيان نهاد.
    اگر چه رابطه ايران و مصر به فرمان حضرت امام خميني (ره ) وبخاطر سرسپردگي رژيم قاهره به اسرائيل و گردن نهادن به پيمان شرم آور كمپ ديويد 24 سال پيش قطع شد ولي منطق 24 سال پيش امام خميني امروز نيز با همان قوت مصداق دارد. امروز حتي بهتر از گذشته ثابت شده است كه اسرائيل يك رژيم متجاوز توسعه طلب جنايت پيشه زورگو تروريست وطبعا نامشروع و غيرقانوني است . حضور چنين حكومتي در منطقه و رفتار دولتها با آن به منزله شاخصي براي شناسائي خوبي از بدي زشتي از زيبايي و خدمت از خيانت است . رفتار و عملكرد اسرائيل طي 12 سال اخير كه حتي حكومتهاي سازشكار منطقه را نيز در تداوم روند موسوم به صلح خاورميانه دلسرد كرده است به روشني صحت ديدگاه و منطق آن روز حضرت امام خميني را نشان مي دهد.
    بناي موسوم به « صلح خاورميانه » عمارت فرو ريختني و كجي است كه خشت اول آن را مصريها گذاردند. اين عمارت به دليل آنكه كمترين اثري از توازن در آن ديده نمي شود ديوارهايش تا ثريا كج خواهد ماند و در اين معماري ناسالم خيانت آنكه سنگ اول اين بنا را به زمين نهاد بيشتر و نابخشودني تر است .
    رابطه باحكومت تروريستي اسرائيل خيانتي آشكار به افكار عمومي همه مسلمين جهان تلقي مي شود و عمق اين خيانت با حجم آن رابطه ارتباط مستقيم دارد.
    بيائيم طرز تفكر آن رهبر فقيد و استثنائي انقلاب و آن مقتداي عصرحاضر را كه عزت و افتخار و سربلندي را برايمان و براي كشور ما به ارمغان آورد ارج بگذاريم و اسير جريان سازي و جناح بازي و احيانا فشار جامعه جهاني نشويم و حركتمان را پيش از همسو كردن با شرائط سياسي بين المللي بر مقتضاي دين و آرمان و عقل و اقتدار خويش منطبق سازيم .
    اين پديده منحوس صهيونيسم و تروريسم اسرائيلي است كه حكومت قاهره را عليرغم تلاش 24 ساله اش در توجيه رابطه با اسرائيل هنوز از متقاعد ساختن و راضي كردن ملت خويش عاجز نموده است
    ثمره دو دهه تلاش براي موجه جلوه دادن دوستي با اسرائيل را امروز مي توان در ناتواني حكومت قاهره در كنترل احساسات ضد صهيونيستي ملت مصر و در افزايش روزافزون زندانياني كه بخاطر مبارزه با عمال صهيونيستها در اين كشور به بند كشيده مي شوند باز شناخت
    بناي موسوم به « صلح خاورميانه » عمارت فرو ريختني و كجي است كه خشت اول آن را مصريها گذاردند. اين عمارت به دليل آنكه كمترين اثري از توازن در آن ديده نمي شود ديوارهايش تا ثريا كج خواهد ماند و در اين معماري ناسالم خيانت آنكه سنگ اول اين بنا را به زمين نهاد بيشتر و نابخشودني تر است