روزنامه جمهوري اسلامي 04/10/1382 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
بحران در آذربايجان


  • 63
    جمعه 2 فروردين
    امروز باز سان و رژه داده شد. افراد قشون جديد ملي و حزب دموكرات شاگردان مدارس و تشكيلات زنان و ساير تشكيلات از خيابان با بيدق و موزيك عبور نموده به ميدان جديدي كه در گجل تاسيس شده است رفته واز جلو پيشه وري و اعضاي دولت عبور نموده اند و براي حضور در مراسم سان براي بعضي ها بليط داده بودند كه در جايگاه مخصوصي كه در آنجا ساخته شده است نشسته و مراسم رژه را تماشا مي نمايند . از قرار مذكور رژه امروز آبرومندتر از رژه 11 اسفند گذشته بود. در لباس و حركات سربازان ترقيات محسوسي حاصل شده است .
    روز دويم عيد علما منزل علماي مسن تر و بزرگتر مي روند. نوعا علما روز دويم به ديدن آقاي حاجي ميرزا خليل آقا مجتهد براي ديدن مي آيند. من هم براي اينكه از آقايان پذيرايي نمايم و ضمنا بعضي از ايشان را كه در عرض سال كمتر ملاقات مي نمايم در آنجا ببينم روز دويم را منزل ايشان مي روم . امسال هم همان طور نمودم . آقاي حاجي ميرزا خليل آقا به جهت روماتيسم مزمني كه چند سال است در ايام زمستان عارض ايشان ميشود در داخل خارج (1 ) از آقايان علما پذيرايي مي نمود. عده اي از آقايان آمدند و در آنجا تجديد عهدي با ايشان به عمل آمد. امروز خداوند پسري به ميرزا علي اصغر برادرم عطا كرد.
    شنبه 3 فروردين
    امروز و ديروز هوا صاف و آفتابي است . بارندگي هاي دو سه ماه اخير كم كم نسبت به بناها اسباب ريختن و ايجاد مسالت شده بود. خانه هاي زيادي در محلات مختلفه شهر خرابي بهم رسانيده است . در خانه ما هم سقف بعضي اطاقها رطوبت پس داده بود. اگر حال به آن منوال ادامه مي يافت اين رطوبت ها به چكه نمودن و بعد از آن هم به ريختن گچ و گل اندود سقف منجر مي شد. الحمدلله كه آفتاب امروز خوب است تا اندازه رطوبت ها خشك ميشود.
    امروز در ميدان عالي قاپو جلو اداره نظميه يك نفر عباس نام خميرگير را به حكم محكمه صحرايي به دار آويخته اند. جرم مشاراليه از قراري كه نوشته واز گردنش آويخته بوده اند عمل منافي عفت غير طبيعي با عنف بوده است كه منجر به قتل گرديده بوده است .
    نكته قابل توجه اين است كه محكمه صحرايي كه وقت خود را با بيكاري نمي گذراند و چندين حكم اعدام تا حال صادر نموده است كه تنفيذ شده است هر وقت احكام آن محكمه در مورد اين قبيل اشخاص اهل شهر و خميرگير يا دباغ است آن احكام در ميدان عالي قاپو مقر نخست وزيري و جلو چشم مردم به موقع اجرا گذاشته ميشود اما وقتي كه حكم درباره دشمنان حكومت ملي صادر ميشود كه برعليه دولت قيام مسلحانه نموده و حتي باعث قتل فدايي ها و قشون ملي شده اند حكم در جلو محكمه بدون اطلاع مردم اجرا مي شود. گاهي هم هيچ خبر آن را هم به اطلاع مردم نمي رساند. مير عبدالصمد خان و پسرش را كه كشته اند خبر آن را در روزنامه هم ننوشته بودند. دو سه قبل در روزنامه آذربايجان خبر اعدام دو نفر از طايفه چاردولي را به نام صمد افتخاري و امير جعفري درج نموده بود كه چند روز قبل از آن به عمل آمده بوده است . اسم قضات محكمه صحرايي را هم مطلقا درج نمي كنند.
    به عقيده من اين تفاوت گذاشتن در اجراي حكم يك محكمه كاشف از بعضي معاني است . مجازات اشخاص از قبيل عباس خميرگير كه مرتكب جنايت هاي فجيع ميشود در نظر افكار عامه كار مشروع و از وظايف زمامداران امور جمهور است . اعدام آنها در ملا عام هم جنبه تبليغاتي دارد و هم اسباب وقوع رعب در قلوب اشرار و مردمان مخل آسايش عمومي است اما كشتن ياغيان و مخالفين حكومت ملي كه به يك ملاحظه انصار و وفاداران حكومت قانوني مركزي محسوب مي شوند در نظر افكار عامه آن قدرها هم كار عادلانه و داخل در دايره وظايف حكومت ملي تلقي نمي شود. مخفي نگاه داشتن اعضاي محكمه صحرايي هم مبتني بر همين احتياط يا ترس از عواقب غير منتظره امور است .
    مساله ايران مهم ترين مسائل روز است و به نظر مي آيد كه اين اهميت به اين زودي ها از بين نخواهد رفت . شوراي امنيت بنا شده است كه در روز مقرر خود يعني پس فردا و شنبه افتتاح بشود. راجع به تاخير مذاكرات راجع به شكايت ايران انگليسها و آمريكايي ها مخالف تاخير مذاكرات هستند. فرانسه مي خواهد كه موافقت روس ها را به تاخير مذاكرات بدهد. گويا اكثريت اعضاي شورا مخالف پيشنهاد روس ها داير به تاخير مذاكرات ميباشند. نماينده آمريكا از شورا درخواست نموده بود كه مساله ايران را در راس مسائل مذاكره شدني شورا قرار بدهد. شوراي امنيت هم حد وسط ما بين درخواست آمريكا و درخواست روس را پيش گرفته و مساله ايران سيمين مساله مذاكره شدني در شورا قرار گرفته است . روس ها كوشش مي كنند كه ايران را قانع نمايند كه شكايت خود را از شورا پس بگيرد. آمريكايي ها هم سعي مي نمايند كه شكايت ايران جريان عادي خود را سير بنمايد. هم خبر ملاقات سادچيكوف سفير روس و هم ملاقات والاس موترني سفير آمريكا با قوام السلطنه مي رسد. از اين رو طهران عرصه يك مجادله سياسي گرديده است . اسم انگليس در اين ميان كمتر مي آيد. آمريكايي ها بيشتر از انگليسها اظهار حرارت مي نمايند در صورتي كه منافع انگليس در اثر رويه روس ها خيلي بيشتر از منافع آمريكا مورد تهديد قرار گرفته است . اين عقب نشيني سياسي انگليسها يكي از مظاهر ضعفي است كه در مقابل آمريكا و روس از آنها در اين ايام بعد از جنگ مشهود است .
    رئيس الوزراي ايران عده اي از مخبرين جرايد را (ظاهرا خارجي ) به حضور خود پذيرفته و با آن ها مصاحبه به عمل آورده است . رئيس الوزرا گفته است كه هدف ما تخليه ايران است خواه با مراجعه به شوراي امنيت يا با مذاكره مستقيم . سئوال شده است كه احتمال مي رود كه با مذاكره مستقيم اختلاف رفع شده و روس ها قشون خود را از ايران بيرون ببرند در جواب گفته است كه اين احتمال موجود است . راجع به صحبت تاخير مذاكرات در شوراي امنيت سئوال شده در جواب گفته است كه براي ما فرق نمي كند. چند روز مذاكرات به تاخير بيفتد يا نه . مخبرين جرايد يادآوري نموده اند كه اين حرف با مكتوبي كه آقاي علا به رئيس مجمع نوشته است و در آن مكتوب با تاخير مذاكرات مخالفت نموده است منافات دارد. در جواب قوام السلطنه اظهار داشته است كه آن مكتوب را آقاي علا بدون اطلاع دولت ايران نوشته است و (ضمن ) تلگرافي دستور به آقاي علا داده شده است كه بدون اجازه از دولت هيچ اقدامي به عمل نياورد و همچنين به آقاي علا امر شده است كه هيچ اقدام زننده اي به عمل نياورد كه مخل روابط دوستانه با همسايه نيرومند شمالي ايران بشود.
    علت توقيف سيد ضيا الدين سئوال شده است . در جواب گفته است كه گزارش هايي در خصوص وي رسيده بود كه وي اقداماتي بر عليه امنيت كشور به عمل مي آورد. سئوال شده است كه آيا توقيف سيد را به اطلاع دولت روسيه رسانيده است يانه . جواب داده است كه توقيف سيد يك مساله داخلي است و عادت من نيست كه درباره مسائل داخلي ايران با دول خارجه مشاوره نمايم . سوال شده است كه آيا توقيف هاي ديگر هم در نظر است يا نه جواب داده است كه هر كس بر عليه امنيت كشور اقدام نمايد توقيف خواهد شد و علاوه نموده است كه فرقي ما بين چپ و راست از اين حيث نمي گذارد.
    اينها كه در اين يادداشت نوشتم از رووس سئوال و جواب مخبرين جرايد با رئيس الوزرا بود و ظاهرا از آن چيزي از قلم نيفتاده است .
    نكته قابل ملاحظه در اين مصاحبه اولا عبارت است از تبري رئيس الوزرا از اقدامات نماينده ايران كه براي خوش آيند روس ها اعمال حسين علا را ناروا قلمداد مي نمايد بدون اين كه توجه نمايد كه با اين ترتيب دست و پاي نماينده ايران بسته ميشود و نمي تواند از دعاوي ايران به طور شايسته دفاع نمايد. ثانيا توقيف سيد ضيا را كه رئيس الوزرا به اطلاع روس ها نرسانيده است از اين فقط نمي توان استنتاج نمود كه نفوذ روس ها در آن مدخليت ندارد. واقع قضيه آنست كه بدون نفوذ و مايل نمودن روس ها براي قوام السلطنه توقيف سيد ضيا از حيز امكان هم خارج بود. نمي دانم سايرين از مطالعه اي مصاحبه چه فكري بكنند. به عقيده من از اين مصاحبه جبن و تعقيب نفع شخصي و خلط مبحث و پز بي منطق و چند چيز ديگر به طور روشن مفهوم مي گرديد.
    از اوضاع طهران اطلاعات صحيحي در دست نيست . بنابه يك خبر يك هزار و پانصد نفر از اشخاص منسوب به احزاب دست راست به امر قوام السلطنه توقيف شده اند. بايد اين خبر را كه مبالغه آميز است خيلي به قيد احتياط قبول كرد. باز هم خبر مي رسد كه قريب شصت نفر دست راستي به طرف جنوب فرار نموده اند.
    از آن طرف هم خبر مي رسد كه توده چي ها و دست چپي ها از ارجاع مساله ايران به شوراي امنيت به قوام السلطنه خشمگين شده اند و به وي حمله مي نمايند. گويا اين روزها دوباره اغتشاشي در طهران حاصل شده است و چند نفر هم زخمي شده اند و عده اي دستگير شده اند. دكتر كشاورز ليدر حزب توده در مجلس چهاردهم علنا مخالفت خود را با ارجاع مساله ايران به شوراي امنيت اظهار نموده است و نسبت به قوام السلطنه اظهار طرفداري نموده و توقيف سيد ضياالدين را تصويب نموده است .
    از چندي به اين طرف اخبار مبهمي راجع به كردستان شنيده ميشود.اسم قاضي محمد به عنوان رئيس دولت كردستان زياد به گوش ميرسد. ملا مصطفي بارزاني كه از روساي اكراد عراق است از وطن خود فرار نموده در كردستان ايران جا گرفته است و جمعيتي به دور خود جمع نموده و با همدستي قاضي محمد اسباب اختلال امور كردستان را فراهم آورده است . معلوم ميشود كه متوازيا با حركت آذربايجان يك حركت در كردستان هم شروع شده كه اسباب تشويش خاطر عراق و تركيه و انگليس گرديده است .
    پاورقي :
    1 ـ كذا در اصل .