
بررسي موضوع مهدويت در اشعار شعراي صدر اسلام
كاظم كامران شرفشاهي
حضرت ولي عصر
حجت بن الحسن العسكري
امام زمان
عجل الله تعالي فرجه الشريف
يگانه منجي بشريت
اميد
محرومان و مستضعفان
رهايي بخش ستمديدگان و وديعه بزرگ
الهي است كه با ظهور مبارك خويش
جهان ظلمت زده را از ظلم
و فساد و بي عدالتي پاك نموده و قسط و عدل را در زمين برپا و
استوار خواهد فرمود.
اعتقاد به دوره آخرالزمان (فتوريسم ) و انتظار ظهور منجي
موعود باوري است كه در اديان آسماني يهوديت (جودييسم )
زردشتي (زوراستريانيسم )
مسيحيت (كاتوليك
ارتدوكس و
پروتستان )
و دين مبين اسلام و به ويژه مذهب مقدس تشيع و
عنوان يك اصل مسلم و غيرقابل ترديد پذيرفته شده
است .
اعتقاد به ظهور منجي موعود نه تنها در اديان الهي بلكه در
آيين هاي هنديان
مصريان
چينيان و ديگر اقوام و ملل باستان
نيز وجود داشته كه در اين باب كتابهاي متعددي به رشته تحرير
درآمده است . لذا ظهور منجي موعود را مي توان يكي از اصول
مشترك تمام اديان الهي و آيين هاي اقوام گوناگون در طول تاريخ
برشمرد كه به بيان زيبايي در يكي از زيارتهاي امام عصر
عليه السلام بدان اشاره شده است : « السلام علي مهدي الامم
و
جامع الكلم »
يعني : « سلام برمهدي كه امتها از او سخن گفته اند
همو كه
همه اقوام و افكار را متحد مي كند و زير يك پرچم گرد مي آورد. »
در قرآن كريم
در آيات متعددي به حضرت بقيه الله (عج )
اشاره شده است و بر اين مهم نه تنها مفسران ارجمند شيعه
بلكه مفسران نامدار اهل تسنن نيز متفق القولند. بنابر پژوهش هاي
محققان
برپايه تاييد و تصريح رسول مكرم اسلام (ص ) و ائمه
اطهار (ع ) در يكصد و سي آيه شريفه و چهل و شش سوره مباركه
به موضوع « مهدويت » اشاره شده كه برخي از اين آيات آنچنان
در اين باره مشهورند كه به محض شنيدن و ياخواندن آن
ذهن
انسان بي اختيار متوجه وجود مقدس حضرت قائم (ع ) مي شود.
احاديث و روايات پيرامون شخصيت عظيم حضرت ولي
عصر(عج ) نيز آنچنان متعدد و متواتر است كه افزوني آن
شگفت آور است و حيرت آورتر آنكه بسياري از اين احاديث و
روايات در كتب مورخان و محدثان اهل سنت ثبت و ضبط شده
است و تاريخ نگارش برخي از اين كتابها به قبل از تولد حضرت
(ع ) و حتي به اعصاري باز مي گردد كه مخالفت با تشيع و علويان
به شدت رواج داشته است .
به تحقيق در بيش از پانصد حديث از قائم آل محمد (عج )
سخن گفته شده است كه از اين تعداد 271 حديث به دوازده امام
بدون ذكر نام اشاره دارد
94 حديث با اشاره به تعداد امامان و
نام اولين و آخرين آنها و 50 حديث با ذكر نام هريك از ائمه و
139 حديث نيز با تاكيد بر اين نكته كه موعود(ع ) از فرزندان
امام علي بن ابيطالب (ع ) و فاطمه زهرا(س )
و وابستگي 9 تن از
امامان به سلاله پاك حضرت امام حسين (ع ) اشاره شده است
كه همين اتفاق نظر بر 12 پيشوا را به جانشيني پيامبر (ص )
مي توان يكي از دلايلي به شمار آورد كه مويد اصالت مذهب
شيعه اثني عشري است .
در باره حضرت حجت بن الحسن العسكري (عج ) و علائم
ظهور عدالت گستر آن عاليجناب در كتب مورخين و محدثين
اهل سنت و شيعيان بسيار سخن گفته شده است و با توجه تاريخ
احاديث و تحقق پيش بيني هاي شگفت رسول عاليقدر اسلام
(ص ) و ائمه اطهار (ع )
هيچگونه شك و شبهه اي در اصالت و
تحقق نهايي اين وعده راستين الهي
روا نمي باشد و با گذشت
اعصار
اينك بسياري از پيش گويي هاي خاندان پاك وحي
آنچنان جامه حقيقت پوشيده است كه احساس مي شود زمان
ظهور حضرت صاحب الزمان (عج ) بسيار نزديك است .
تحقق هر نشانه اي
همانگونه كه بشارتي است بر مومنين و
دوستداران آن حضرت (ع )
بيانگر اين حقيقت بزرگ نيز
مي باشد كه منتظران راستين مي بايست با احساس مسئوليت
افزونتري خود را براي اين واقعه عظيم آماده كرده و دريابند كه
چه بسا تا هنگامه ظهور فرصت چنداني باقي نمانده باشد. و لذا
كساني شايستگي آن را خواهند يافت كه در شمار اصحاب آن
حضرت در آيند كه از معصيت اجتناب ورزيده و در كسب
فصايل و كمالات
و تزكيه و تهذيب نفس به غايت كوشا باشند.
اين سخن
سفارش بزرگ و گرانبهايي است كه در تمام احاديثي
كه به يادگار مانده است
مشترك و نسبت به آن تاكيد فراوان شده
است .
در خصوص شخصيت مبارك امام عصر (عج ) و فضايل و
كرامات آن عاليجناب كتابهاي ارزنده فراواني به رشته تحرير
درآمده است و بسياري از علما و انديشمندان كوشيده اند تا
هريك در حد بضاعت خويش در بيان زوايايي از شخصيت
سترگ و الهي آن حضرت نفشي ايفا نمايند. در اين عرصه
گسترده
آنچه تاكنون كمتر بدان پرداخته شده است
قلمرو
ادبيات است كه با نگاهي ژرف به اين قلمرو سحرانگيز مي توان به
جلوه هاي تازه و ناگفته هاي دلپذيري دست يافت .
به تحقيق
در طول تاريخ پرفراز و نشيب بشريت
هر نام و
واقعه اي به سهولت در قلمرو هنر و ادبيات گام ننهاده است و
چه فراوان است اسامي و وقايعي كه حتي عليرغم وسعت و
عظمت
به هيچ وجه مورد اشاره اي قرار نگرفته و يا در اندك آثار
به طور گذرا از آن سخن رفته است و بس
كه همين مقدار اندك
نيز در رهگذر زمان به تدريج رنگ باخته و به فراموشي سپرده
شده است .
يكي از جهات شكوهمند و جلوه هاي عظمت ملكوتي
شخصيت حضرت امام عصر (عج ) رويكرد گسترده سخن سرايان
و هنرمندان نسبت به تعظيم و تكريم مقام شامخ آن حضرت
است . كثرت آثار در اين باره به اندازي وسيع و حيرت انگيز است
كه محاسبه دقيق آن امكان پذير نمي باشد و به علاوه شور و
ارادت شاعران و هنرمندان در اين عرصه نه تنها هرگز كاستي و
زوالي به خود نديده است
بلكه به مرور ايام بر اين عشق و
ارادت بي نظير آنچنان افزوده شده است كه به جرات مي توان
گفت كه خلق چنين آثاري همواره رو به فزوني بوده است و ناگفته
نيز نماند كه عرض ارادت به ساحت مقدس امام عصر (عج ) و
آرزوي ظهور آن حضرت در ادبيات ديگر ملل جهان نيز متجلي
بوده و هست و اين نكته بي گمان آيت و برهان عظيم ديگريست بر
وجود مبارك و ظهور حتمي مصلح عاليقدري كه حتي قرنها
پيش از ولادت خجسته اش
شاعران به ستايش او برخاسته اند
چنانكه « ابن ابي الحديد » در شعري سروده است : « من سني و
معتزلي ام . اما به خاطر عشق تو
به همه شيعيان تو عشق مي ورزم
و مي دانم كه ناگزير فرزند تو مهدي ظهور خواهد كرد. من همواره
در آرزوي رسيدن آن روزم . آن روز كه مهدي درآيد. سپاه خدا
دسته دسته به ياري او بشتابند و او و سپاهش چونان درياي
خروشان و دمان به سوي جامعه بشري سرازير شوند. اميدوارم
در آن روز از خاندان ابن ابي الحديد نير در ميان لشكر مهدي
شمشير زنان و نيز گزاراني چند به هم رسند; مرداني با مرگ
پيمان بسته و پيشگاماني دست از جان شسته و شيراني چونان
شيران بيشه ترس ناشناخته ... »
يكي ديگر از اشعار بسيار قابل تامل
سروده اي است از
« قاضي فضل بن روزبهان » كه از اكابر اهل سنت مي باشد. وي در
كتاب « ابطال الباطل » كه در رد كتاب « نهج الحق » علامه حلي
اعلي الله مقامه نوشته
اشعاري در فضايل اهلبيت عليهم السلام
سروده است و در يكي از اين اشعار پس از سلام به ذوات مقدسه
ائمه و ستودن مراتب آنها
بعد از سلام به امام دوازدهم اقرار
مي كند كه آن حضرت قائم منتظر مي باشد كه كنيه اش همانند
رسول اكرم (ص ) « ابوالقاسم » است و زود است كه مانند
خورشيد تابان
طالع و ظاهر گردد و جهان را همانگونه كه در
حديث نبوي بشارت داده شده است پر از عدل و داد
نمايد :
« ...سلام علي القائم المنتظر
ابي القاسم الغر نورالهدي
سيطلع
كالشمس في غاسق
ينجيه من سينه المنتفي
تري يملا الارض
من عدله
كماملات جور اهل الهوي
سلام عليه و آبائه و انصاره
ما تدوم السما. »
مرحوم علامه اميني در جلد دوم در كتاب ارجمند « الغدير »
نقل كرده است كه برخي از شاعران بزرگ و معروف
مضمون
احاديث نبوي را
دهها سال بلكه متجاوز از يك قرن پيش از
تولد حضرت مهدي (ع ) در اشعار خود بيان كرده اند. وي در اين
باره به « كميت بن زيد اسدي »
شاعر بلند آوازه و نستوه شيعي كه
سرانجام در سال 126 هجري قمري توسط امويان به شهادت
رسيده است اشاره مي نمايد كه در حضور حضرت امام باقر (ع )
شعري را كه در باره امام موعود(ع ) سروده بود
قرائت نمود و از
زمان قيام آن گرامي سوال مي نمايد.
« سيد حميري » يكي ديگر از شاعران بلند مرتبه عرب است
كه داراي سرگذشتي شنيدني است . شيخ صدوق در « اكمال الدين
» از قول سيد حميري نقل كرده است : پيوسته در امامت محمدبن
حنفيه و اينكه اوست امام غايب موعود غلط مي كردم
تا جايي
كه كارم به گمراهي كشيد و تا زماني كه به بيراهه افتادم خداوند بر
من منت نهاد و به دست جعفربن محمد صادق (ع ) مرا از آتش
نجات بخشيد و به راه درست رهنمونم كرد
وسايل غيبت را
برايم توضيح داد و گفت كه اين غيبت در ششمين فرزند من واقع
خواهد شد. »
پس از اين تشرف سيدحميري آنچه را در ملاقات با امام
صادق (ع ) دريافته بود
به صورت قصيده اي طولاني سرود كه
ابياتي از آن نقل مي گردد :
« واشهد ربي ان قولك حجه
علي الخلق طرا من مطيع و مذنب
بان ولي الامرو القائم الذي
تطلع نفسي نحوه بتطرب
له غيبه
لابدمن ان يغيبها
فصلي عليه الله من متغيب
فيمكث حينا ثم
يظهر حينه
فيملا عدلا كل شرق و مغرب »
يعني : « و پروردگارم را شاهد مي گيرم كه قول تو (امام صادق
عليه السلام بر همه خلق
چه مطيع و چه گناهكار
حجت است .
(كه فرموده اي ) ولي امر و قائمي كه جانم مشتاق اوست
غيبتي
دارد كه بدون ترديد غايب خواهد شد. درودهاي خدا بر اين
غايب باد. مدتي در پس پرده غيبت مي ماند و سپس ظهور مي كند
و شرق و غرب جهان را پر از عدل و داد مي سازد... »
« دعبل خزاعي » شاعر توانا و مبارز سده سوم هجري كه
سرانجام به دستور خليفه عباسي به شهادت رسيد
در بخشي از
قصيده معروف « تائيه » خود كه در خدمت حضرت ثامن الائمه
امام علي بن موسي الرضا(ع ) قرائت نمود درباره امام موعود
چنين سروده است :
فلولا الذي ارجوه في اليوم اوغد
تقطع نفسي اثرهم حسرات
خروج امام لامحاله خارج
يقوم علي اسم الله و البركات
يميز
فينا كل حق و باطل
يجزي علي النعما و النقمات .... »
يعني : « اگر آنچه را امروز يا فردا اميد وقوع آن را دارم
نبود.
دلم از حسرت و اندوه برايشان (اهلبيت ) پاره پاره مي شد. و آن
اميد به قيام امامي است كه بدون ترديد قيام خواهد كرد و با نام
خدا و همراه با بركات الهي قيام مي فرمايد. و او در ميان ما حق و
باطل را از هم جدا مي سازد و پاداش و كيفر
مي دهد.... »
هنگامي كه دعبل اين اشعار را قرائت كرد
امام رضا به
سختي گريستند و چون سربرداشتند
پرسيدند : اي دعبل روح
القدس بر زبانت سخن رانده است . آيا مي داني اين امام كيست
و آنگاه امام رضا(ع ) درباره حضرت ولي عصر (عج )
سخناني بيان فرمودند و ابياتي به اين قصيده افزودند كه در كتاب
« الفصول المهمه » نقل شده است .
« علي بن عباس بن جريح »
شاعر بلند آوازه ديگريست كه
مادرش ايراني و رومي الاصل است و به همين اعتبار در ادبيات
عرب به ابن رومي معروف است . « ابن رومي » از شاعران شيعي و
معاصر حضرت امام حسن عسگري (ع ) بوده و سرانجام به
دستور خليفه عباسي در سال 283 هجري به شهادت نائل شده
است . وي چنانكه ابوالفرج اصفهاني در كتاب « مقاتل الطالبين »
نقل كرده است
شاعري جسور و صريح اللهجه بوده و اشعاري
بسيار حماسي و دردمندانه سروده است . وي در اين اشعار با
شهامت و از جان گذشتگي بسيار بر رژيم عباسيان شوريده و به
آنان هشدار داده است :
نظار لكم ان يرجع الحق راجع
الي اهله يوما فتشجوا كما شجوا
علي حين لا عذري لمعتدريكم
و لا لكم من حجه الله مخرج
فلا تلحقوا الان الضغائن بينكم
و بينهم ان اللواقح تنتج
عزرتم
اذاصدقتم ان حاله
تدوم لكم و الدهر لونان اخرج
لعل لهم في
منطوي الغيث ثانرا
سيسمولكم و الصج في الليل مولج »
يعني : « ... در انتظار روزي كه بازگرداننده اي
حق را به اهلش
برساند باشيد
آنگاه چنانكه آنها افرادي محزون بودند
شما
محزون خواهيد شد. هنگامي فرا رسد كه از خطاي خود پوزش
نتوانيد آورد و حجت خدا را بر شما تمام شده
راه فراري
نداريد. بذر دشمني اكنون در ميان نيفشانيد كه اين بذرها به ثمر
خواهند رسيد. به زيان شماست اگر فكر كنيد وضع موجود
برايتان دوام خواهد يافت يا اينكه روزگار به يك رنگ باقي
نخواهد ماند. در سويداي نهان نهضتي بر پا گردد و آنان را بر
شما برتري دهد كه هميشه با مداد روشن در دل شب تاريك
است ... »
طلوع ادبيات شيعي در ايران زمين به سده چهارم هجري باز
مي گردد. و نكته بسيار قابل تامل در اين خصوص آنكه موضوع
مهدويت از اين تاريخ در آثار سخن سرايان نامدار ايراني
جلوه اي تمام عيار يافته و براساس اين مهم
آثاري خلق شده
است كه در شمار شاهكارهاي ادبيات ايران و جهان مي درخشد
كه در اين مجال به ذكر ابياتي از شاعران بلند آوازه ادب پارسي
اكتفا مي كنيم :
شيخ فريد الدين عطار نيشابوري
در جهان بسيار پيرو پيشواست
همچون مهدي من نمي دانم كجاست
حكيم خاقاني شرواني
ايام بد عهدي كند
امروز تا كه دي كند
كار هدي مهدي كند
دجال طغيان پرورد
حكيم سنايي غزنوي
هميشه منتظرم هديه هدايت را
و ليك مهدي
در مهد نيست منتظرم
ناصر خسرو قبادياني
و آن آفتاب آل پيمبر كند به تيغ
خون پدر ز گرسنه عباسيان طلب
دعوي همي كند كه بني را خليفتم
در خلق اين شگفت حديثي ست بوالعجب
و زمغرب آفتاب چو سر زد مترس اگر
بيرون كني تو نيز به همگان سراز سرب
حكيم ابن يمين فريومدي
... بعد از او صاحب زمان كز سالهاي ديرباز
ديده ها در انتظار روي آن فرخ لقاست
چون كند كند نور حضور او جهان را با صفا
هر كژي كاندر جهان باشد شود يكباره راست
حكيم دقيقي طوسي
از اين پس نباشد پيمبر دگر
به آخر زمان مهدي آيد به در
حكيم نظامي گنجوي
اي مدني برقع و مكي نقاب
سايه نشين چند بود آفتاب
منتظران را به لب آمد نفس
اي ز تو فرياد به فرياد رس
امير معزي
مهدي چو بيايد بشود آفتاب ياجوج
عيسي چون بيايد برود فتنه دجال
جلال الدين محمد مولوي
مهدي سوار آفرين
بر خصم بگشايد كمين
خارج رود زير زمين
الله مولانا علي
خواجوي كرماني
يا رب به حق شكر شيرين عسكري
كو بود طوطي شكرستان اتقا
يا رب به حق مهدي هادي كه چرخ را
باشد به استانه مرفوعش التجا
شيخ محمود شبستري
چو تو
در معرفت
چون طفل مهدي
چه داني
قدر علم و فضل مهدي ....
شاه نعمت الله ولي
دولت مهدي آشكار شود
بلكه من اشكار مي بينم
خواجه حافظ شيرازي
ز رقيب ديو سيرت به خداي خود پناهم
مگر آن « شهاب ثاقب » مددي دهد خدا را
چنانكه از همين ابيات نمونه مي توان نتيجه گرفت
در طول
تاريخ همواره سخن سرايان با بيان فلسفه مهدويت روح اميد
حماسه و ستيهندگي در برابر حكام ستمگر عصر خويش را در
كالبد اجتماع دميده اند و اصولا در ادب پارسي هماره موضوع
مهدويت جامعه را به سمت آمادگي شورانگيز و اميد آفريني به
جنبش درآورده است .

|