روزنامه جمهوري اسلامي 03/10/1382 صفحه كتاب و كتابخواني
*****
بحران آذربايجان


  • 62
    پنجشنبه 1 فروردين 1325
    امروز تقريبا دو ساعت از آفتاب گذشته تحويل شد. هفت سين تهيه شده بود. مراسم تحويل با حضور والده و تمام اهل خانه مجتمعا به عمل آمد. مراسم تحويل چيز ساده اي است . هفت سين را كه ماهي زنده در آب و يك ظرف سبزي گندم كه در زمستان مخصوصا براي همين مقصود سبز نموده اند از جمله آن است روي كرسي مي چينند جماعت دور كرسي نشسته دعاي مخصوص وقت تحويل را مي خوانند. همين كه ساعت معين تحويل گذشت به همديگر تبريك عيد مي كنند و مصافحه و روبوسي و دست بوسي به عمل مي آيد. بعد از آن اگر وقت مثل امسال باشد كه مناسب ديد عيد باشد شروع به ديد عيد مي شود.
    اين سال هم به جهت انقلاب سياسي بلكه اجتماعي كه در آذربايجان حاصل شده است مراسم عيد خيلي بي رونق به عمل آمد و به اصطلاح آذربايجان مردم حوصله نداشتند كه به اين جور كارها عطف توجه كامل نمايند. علاوه بر آن عده زيادي هم كه اهل اين جور تشريفات بودند در اثر انقلاب از تبريز مهاجرت نموده اند و مجالس ديد عيد تا اندازه تق و لق بود. از حيث كيفيت هم تنزل محسوس داشت . چنان كه در اوقات عادي رسم بود كه روز اول علما براي پذيرايي مي نشستند. اين سال را هم بعد از اجراي مراسم تحويل و ملاقات و پذيرايي نمودن بعضي ديد كنندگان محرم و بسيار نزديك با برادران رفتيم بيروني و تا ظهر از رفقا و آشنايان و اقوام كه به ديدن مي آمدند پذيرايي نموديم .
    رسم بر اين است كه اگر كسي يك نفر از اقوام نزديكش قبل از عيد فوت شده باشد در عيد اول كه از فوت مي گذرد آن آدم مصاب روز اول مثل علما يعني روحانيون براي پذيرايي جلوس مي كند سايرين به ديدن و تسليت دادن به منزل وي مي روند. ان مصاب را معذور يا عذرلي مي گويند. بعد از ظهر براي ديدن بعضي اشنايان كه مصاب بودند رفتم . كوچه ها خيلي گل بود با زحمت چند جا توانستم ايفاي وظيفه بنمايم .
    در مورد مراسم و تشريفات ديد عيد از ناحيه دولت تغييرات انقلابي حاصل گرديده سابقا يعني تا عيد حاضر اين جور مرسوم بود كه عده اي از محترمين را به ايالت دعوت مي نمودند و در حضور عكس شاه سلام برقرار مي گرديد و اخيرا كه فرنگي مآبي در تمام شوون اجتماعي راه يافته بود با لباس رسمي حاضر مي شدند. فراك و كلاه سليندر پوشيده مي شد.
    در اين عيد به موجب اعلاني كه قبلا در روزنامه آذربايجان نشر شده بود ترتيب جديد براي اقامه مراسم عيد در نظر گرفته شده بود. ساعت دو بعد از ظهر در مجلس ملي كه در عمارت سابق بلديه جايگزين شده است از طرف هيئت رئيسه مجلس از واردين پذيرايي شد. آقاي نخست وزير هم براي ديد و تبريك به مجلس ملي رفته بود. بعد از آن نخست وزير به عمارت نخست وزيري كه همان آلاقاپو (عالي قاپو)ي سابق است برگشته ودر آنجا از واردين پذيرايي نمودند. ورود در هر دو پذيرايي براي عموم آزاد بود.
    از اشخاصي كه به ديدن مجلس ملي و نخست وزير رفته بودند شنيدم كه ازدحام عجيبي براي ديدن و عرض تبريك در مجلس و عالي قاپو حاصل شده بود. در عالي قاپو كه سالن بزرگ مثل مجلس وجود نداشت واردين براي نشستن و صرف چاي جا نداشتند از در اطاق كه وارد مي شدند با نظم جلو نخست وزير آمده ودست داده از اطاق خارج مي شدند و از ظرف شيريني كه در جلوشان نگاه داشته بودند يك شيريني برمي داشتند روح دموكراسي در آن محفل ساري بود.
    آقاي فروغ كه با چند نفر از اعضاي بانك به ديدن رفته بودند به نخست وزير گفته است كه جماعت (ايل ) مي آيد. اينطور مي آيد. نخست وزير هم تبسم كرده است . نخست وزير به جيب بعضي ها با دست خود شيريني مي ريخته است . روي هم رفته اگر اين مراسم دموكرات مآب را كه در عيد حاضر در عالي قاپو برقرار گرديد و به عقيده آقاي فروغ در تبريز چنين مراسمي تا حال به عمل نيامده است با مراسم ايالت هاي قديم يا به طريق اولي با مراسم زمان وليعهد مقايسه بكنيم حدوث يك انقلاب حقيقي اجتماعي را مي توانيم قطع بكنيم . اين ترتيب پذيرايي متواضعانه با دارا بودن قوت و سطوت كه حكومت لااقل در تبريز و اطراف آن دارد حس اعجاب و تحسين جماعت را براي حكومت و روساي آن برمي انگيزد و اين حس لامحاله جاي خود را بعدها به حس حب و علاقه مي دهد.
    در طهران هم مراسم عيد به طريق معمول برقرار گرديده است . راديو تفصيلات پروگرام مراسم را بيان نمود. شب عيد شاه در راديو نطقي ايراد نمود. قوام السلطنه هم روز عيد ساعت نه بعد از ظهر در راديو خطاب به ملت ايران نطقي بيان نمود. اگر اهميتي در نطق قوام السلطنه بود از اين حيث بود كه اين نطق يك دفعه ديگر روحيه و ماهيت زمامداران ايران را كشف مي نمايد و اين تيپ را به اشخاصي كه در اين قبيل موضوع ها فكر مي كنند بشناساند. در تمام نطق كلمه اي كه بيشتر از همه تلفظ مي شد و بقول علما از همه بيشتر به آن عنايت مي شد كلمه اين جانب بود. تقريبا ده پانزده مرتبه اين كلمه در نطق مختصر تشريفاتي شب عيد از طرف ناطق محترم تلفظ شد. هيچ يك كلمه آذربايجان و تماميت ارضي ايران به زبان ناطق جاري نشد اما راجع به شوراي امنيت و مراجعه ايران مثل اين است كه هيچ شورايي نبوده است و رئيس الوزرا اسم آن را هم نشنيده است . آقاي فروغ به شوخي بلكه جدي گفتند اين آدم همان طور حرف مي زند كه اگر پيشه وري در زندان بود حرف مي زد. در صورتي كه در همان حين نطق قوام پيشه وري در عالي قاپو شايد مشغول دست دادن و مبادله تبريكات باواردين بود. از اين معلوم مي شود كه معناي زمامداري و اداره يك ملت و دفاع از حقوق و استقلال آن يك معنايي (دارد) غير از آنچه از ظاهر كلمه به ذهن مي آيد در نظر زمامداران ايران .
    راديو صبح روز عيد خبر داد كه دولت روسيه از شوراي امنيت در خواست نموده است كه افتتاح جلسه شورا شانزده روز به عقب بيفتد يعني به عوض 25 مارس كه قبلا بنا بود كه افتتاح يابد دهم آوريل مفتوح بشود. از آن طرف هم استيونس نماينده آمريكا مكتوبي به رئيس مجمع ملل متفق موسيولي نوشته ودرخواست نموده است كه جلسه در روز مقرر مفتوح و مساله ايران در مقدمه تمام مسائل بحث شدني در شورا قرار بگيرد.
    علتي كه روس ها براي درخواست تعويق جلسه تا دهم آوريل بيان مي نمايد آن است كه مراجعه مجدد ايران به شوراي امنيت امري غير منتظره بود و دولت روسيه براي دادن جواب آمادگي لازم را ندارد. درخواست روسيه محافل سياسي آمريكا را به حيرت انداخته است . اظهار مي شود كه تصميم در اينكه جلسه به تعويق بيفتد يانه به خود شورا عايد است و ظاهرا آمريكا و انگليس به هيچ وجه با تاخير موعد افتتاح جلسه موافق نيستند. سفير كبير روسيه وارد طهران شده و به مذاكرات سياسي با دولت ايران شروع نموده است .