به همت و ابتكار يكي از خواهران استاد حوزه و دانشگاه
آزاد اسلامي بروجرد كه هم اكنون مسئوليت حوزه علميه محدثه
اين شهرستان را برعهده دارد
مراسم دعاي عهد هر هفته
روزهاي سه شنبه با حضور پرشور دانش آموزان
دانشجويان و
طلاب خواهر در بيت مرحوم آيت الله نجفي بروجردي و نيز در
حوزه علميه محدثه برگزار مي گردد.
اين مراسم كه از سه سال پيش با حضور تعدادي محدود از
خواهران آغاز گرديد
اينك با حضور صدها تن از دانش پژوهان
رونق خاصي يافته است . به گفته مسئولان حوزه علميه
در كنار
بهره مندي از فيض دعاي عهد
برپايي اين مراسم
عاملي قوي
جهت ايجاد ارتباط نزديك بين دانشجويان و طلاب و پيوند
عملي حوزه و دانشگاه شده است به گونه اي كه مي تواند الگويي
براي ساير شهرستانها باشد. از جمله بركات اين محفل
تشكيل
كلاسهاي تابستاني در زمينه هاي تفسير
نهج البلاغه و مباحث
روز فرهنگي و نيز فعاليتهاي ورزشي مي باشد.

*****
با رهروان علم و دانش (6 )
تعليم و تكريم شاگرد
|
ارتباط نزديك و صميمانه ميان استاد و شاگرد عنايت و
توجه اساتيد نسبت به شاگردان خويش
يكي از نكات مهمي
است كه اهتمام بدان
در ساختن شخصيت علمي
روحي و
معنوي شاگردان بسيار مهم و موثر مي باشد.
بدين جهت سزاوار و شايسته است كه اساتيد همواره
شاگردان خود را مورد عنايت و الطاف وتوجه خاص خود قرار
داده و همچون پدري مهربان
دست نوازش بر سر آنان كشيده
تا شاگردان هم از نظر علمي از آنها استفاده ببرند و هم از جهت
اخلاقي و معنوي بهره مند گردند
چرا كه يكي از عوامل مهم و
موثر در ساختن شخصيت انسان
استاد و معلم است كه اوقات
زيادي از عمر شاگرد با استاد خود سپري مي گردد.
يك استاد بزرگوار و نمونه سزاوار است نكاتي را مورد
توجه قرار دهد و نسبت به شاگردان خود رعايت كند كه در
اينجا با ذكر نمونه هايي از سيره بزرگان و اساتيد بزرگوار در اين
زمينه بدانها مي پردازيم :
1 ـ عطوفت و دلسوزي نسبت به شاگردان : يكي از اموري را
كه سزاوار است اساتيد نسبت به طلاب و شاگردان خود مورد
توجه قرار دهند
برخورد ملاطفت آميز و مهربانانه با شاگردان
است كه اين امر مي تواند از ابتداي شروع درس
تاثيرات
بسزايي در روحيه شاگرد به وجود آورد. علماي بزرگ
آنچنان
اهتمام و توجه دلسوزانه نسبت به طلاب و شاگردان خود
داشتند كه از هيچ اقدامي در جهت كمك به آنها دريغ
نمي كردند.
مرحوم وحيد بهبهاني و ميرزاي قمي نماز استيجاري
مي خواندند و پول آنرا به شاگردان بي بضاعت خود مي دادند(1 )
يكي از بزرگان درباره مرحوم آيت الله شيخ عبدالكريم
حائري نقل مي كند : وقتي
يكي از طلاب بيمار شد
مرحوم
حاج شيخ عبدالكريم (ره )
دارويش را تهيه كردند و به منزل
برده به خانواده دستور دادند كه آن را آماده كنند و سپس
خودش دارو را به حجره آن طلبه آورد و حتي به خادمش نداد
كه بياورد2.
يكي از خصوصيات امام خميني اين بود كه با شاگردان
خود جلسه برگزار مي كرد و در اين جلسات مساله اي به عنوان
استاد و شاگرد در برنامه امام مطرح نبود. گاهي در اين جلسات
رياست جلسه را به عهده يكي از شاگردان خود مي گذارد.
2 ـ بها به نظر شاگردان : جلسه درس و بحث بايد به گونه اي
باشد كه شاگردان احساس كنند كه زمينه براي طرح پرسش و يا
بيان نظرات وجود دارد و فضاي كلاس براي تبادل افكار مهيا
مي باشد. در چنين فضايي استعداد شاگردان شكوفا شده و
سوالات مورد نظر خود را آزادانه مطرح ساخته و زمينه رشد و
ارتقاي فكري آنها فراهم مي گردد.
اساتيد بزرگوار همواره بر اين امر توجه كافي داشته و
زمينه هاي مناسب براي طرح اشكالات و نظرات را فراهم
مي ساختند و هيچگاه اشكالات شاگردان را به گونه اي پاسخ
نمي دادند كه تحقير يا رنجشي پيش بيايد.
يكي از اساتيد نقل مي كند : « يك شب
بحث اصول مرحوم
آيت الله نائيني راجع به عام و خاص بود
بعد از تمام شدن
درس
ديدم : آقايان
سيد محمد حسين شيرازي
آقا صدر
الدين جزايري
آقا ميرزا علي آقا شيرازي
آيت الله خوئي و
مرحوم آيت الله ميلاني كنار مسجد هندي
ايستاده اند و
مشغول بحث هستند.
مرحوم آيت الله ميلاني فرمود : « در اين قسمت از
فرمايشات آقا من نظر دارم . »
آيت الله خويي هم فرمودند : بله
اشكال شما وارد است و
من هم موافق هستم . »
بنا شد اشكال را بنويسند تا من خدمت مرحوم آيت الله
نائيني ببرم .
... مرحوم آيت الله ميلاني اشكال را در چند سطر نوشتند.
من آن را گرفتم
بردم درون منزل و خدمت آقا تقديم كردم .
ايشان اشكال را مطالعه فرمودند
بعد به من فرمودند : اين
اشكال را چه كسي به شما داد. عرض كردم : آقا سيد هادي
ميلاني . ايشان فرمودند : بسيار خوب
شب شنبه
مرحوم آيت
الله نائيني تمام درس را تكرار كردند. اين در حالي بود كه درس
ايشان هيچگاه تكرار نمي شد و حتي مطالب تكراري هم
نداشت 3.
مرحوم نائيني با اين روش
هم مطلب را بيشتر توضيح داده
و به شاگردان تفهيم كردند و هم نامي از مستشكل به ميان
نياوردند. يكي از ويژگي هاي عالم بزرگ ميرزا سيد محمد
حسن شيرازي نيز اين بود كه با شاگردان مانند دوست و برادر
بود. در امور مختلف با آنان مشورت مي كرد و به نظراتشان
احترام مي گذارد و از ديدگاههاي آنان استفاده مي كرد. اين
روش هم در رشد شخصيتي آنان موثر بود هم موجب شكوفايي
استعداد آنان مي گرديد. استفتائات مردم را به آنان ارجاع
مي داد و از آنان در حل مشكلات فقهي كمك
مي جست .
مرحوم سيد محسن امين در اين باره مي نويسد : « در سال
1311
وارد خانه اش شدم
وي
در صحن خانه بر روي تشكي
نشسته بود. مساله اي از حضرتش پرسيدم
او رو به حاضرين
كرده و مساله را با آنان در ميان گذاشت
پس از اظهار نظر آنان
مرا جواب گفت . اين عادت ميرزا در هر مساله اي بود4.
اين روش ميرزا چند فائده را به دنبال داشت : يكي اينكه
آرا شاگردان را به نظر خويش ضميمه مي كرد تا در مواردي كه
مساله در خاطرش نبود از آن استفاده كند. دوم اينكه بر مدارج
علمي هر يك از آنان آگاه گردد تا در وقت احتياج
از آنان بهره
گيرد. و فايده مهمتر و بالاتر ارزش تربيتي اين روش است ميرزا
با اين برخورد
به شاگردان ارزش مي داد و عظمت آنان را
آشكار مي ساخت .
نكته مهم ديگر در اين بخش اينستكه در مواردي كه يكي از
شاگردان نظر صائب ودرستي را در بحث ارائه نمود
استاد
بزرگوارانه و با شجاعت و صراحت
بپذيرد كه اين امر
انصاف
در بحث و حق پذيري او را مي رساند. و موجبات ارادت و
اعتماد بيشتر شاگردان نسبت به استاد را فراهم
مي سازد.
درباره ميرزاي شيرازي نقل مي كنند : « روزي آخوند در
مجلس درس استاد خود در سامرا
بر نظر استاد ايراد كرد و از
خود نظري ديگر بيان داشت . استاد دلائل شاگرد خود را رد كرد
و باز دليل آورد. اين مطلب دو ـ سه بار تكرار شد. چون كار
مباحثه و مناظره بالا گرفت
محمد كاظم به عنوان احترام
استاد سكوت كرد. فردا هنگامي كه ميرزا بر منبر جلوس فرمود
قبل از شروع درس گفت : در مورد مساله ديروز حق با جناب
آخوند بود و نظر ايشان درست است . » 5
3 ـ تشويق به تقرير و پژوهش : تقرير يعني نوشتن درس
استاد از گذشته در حوزه ها و ميان روحانيون معمول و رايج
بوده است . و بر اين امر فوايد فراواني مترتب مي باشد. اولين
كسي كه به اين كار اقدام كرد
صاحب مفتاح الكرامه بود كه
درس استادش مرحوم بحرالعلوم طباطبايي
پيرامون وافي را
تقرير و تاليف كرد6.
اين روش
سنت حسنه اي استكه در فهم و محفوظ ماندن
مطالب درسي بسيار موثر بوده و علماي بزرگ بدان توجه
مي نمودند. ميرزاي شيرازي به نوشته هاي شاگردان اهميت
مي داد و بهترين تقرير را در حضور ديگران معرفي مي كرد.
مرحوم آيت الله بروجردي نيز اين روش را دنبال ميكرد و
شاگردان ممتاز و مقررين خوب را مورد تشويق قرار مي داد و
در برابر پافشاري كه برخي شاگردان در ننوشتن درس داشتند
گاهي فوائد آن را برمي شمردند و مي فرمودند : « سعي كنيد
درسها را بنويسيد و نظريه و اشكالات خود را در حاشيه آن
بياوريد. در جواني فكر انسان بازتر و موشكافتر است . انسان در
جواني افكاري به ذهنش مي آيد كه در سن پيري از آن بهره
مي برد.
همچنين از روشهاي تربيتي ايشان اين بود كه براي تشويق
شاگرداني كه درس را خوب تقرير مي كردند
نوشته هايشان را
مي گرفتند و مطالعه مي كردند و هم مقداري پول به عنوان جايزه
به او مي دادند7.
سير بزرگان ما همواره بر ارتباط و انس و نزديكي ميان
استاد و شاگردان استوار بوده ولي متاسفانه امروزه اين روش و
سنت نيكوي گذشتگان كمتر مورد توجه قرار مي گيرد و آن
ارتباط تنگاتنگ و صميمت ميان شاگرد و استاد كمتر شده و
جلسات درس بيشتر به بحثهاي يكطرفه از سوي اساتيد تبديل
گشته و كمتر درسي وجود دارد كه در آن تبادل افكار و نظرات و
بحث هاي دوطرفه انجام شود و با اساتيد از وضعيت تحصيلي
و اخلاقي شاگردان خود مطلع باشند. در حالي كه شايسته و
بايسته است كه اساتيد بزرگوار همچون سلف صالح
هرچه
بيشتر با شاگردان ارتباط برقرار كرده و ضمن آنكه از نظر علمي
شاگردان را ارتقا و رشد مي دهند
از نظر روحي
عاطفي و
معنوي نيز در آنان اثر گذارند
پاورقي :
1 ـ آئينه داران حقيقت
ج 1
ص 445
2 ـ سيماي فرزانگان
ج 3
ص 306
3 ـ آئينه داران حقيقت
ج 1
صص 502 ـ 503
4 ـ اعيان الشيعه
ج 23
ص 136
5 ـ مرگي در نور
زندگي نامه آخوند خراساني
مجيد كفايي
ص 71
6 ـ اعيان الشيعه
ج 34
ص 134
7 ـ مجله حوزه
ش 43
ص 248
يكي از ويژگي هاي عالم بزرگ ميرزا سيد
محمدحسن شيرازي اين بود كه با شاگردان خود
مانند دوست و برادر بود. در امور مختلف با آنان
مشورت مي كرد و به نظراتشان احترام مي گذاشت و
از ديدگاههاي آنان استفاده مي كرد. اين روش هم
در رشد شخصيتي آنان موثر بود و هم موجب
شكوفايي استعداد آنان مي گرديد.
سيره بزرگان ما همواره بر ارتباط و انس و
نزديكي ميان استاد و شاگردان استوار بود ولي
متاسفانه امروزه اين روش و سنت نيكوي گذشتگان
كمتر مورد توجه قرار مي گيرد.

*****
انتفاضه در كريسمس
|
چهارم دي ماه مصادف با بيست و پنجم دسامبر روز ميلاد
حضرت عيسي مسيح (عليه السلام ) و عيد كريسمس مي باشد.
حضرت عيسي يكي از پيامبران بزرگ الهي و اولي العزم است كه
آيات زيادي از قرآن كريم نيز در وصف آن پيامبر رحمت و
عطوفت نازل شده است . تا جايي كه قرآن براي آن حضرت
ولايت تكويني قائل بوده و تبيين مي كند كه ايشان چگونه
برخلاف عادت و جريان طبيعي با اذن الهي در جهان تكويني و
آفرينش تصرف كرده و حوادث خارق العاده اي را پديد مي آورده
است . او خود در معرفي خويش به مردم مي گويد :
« من نشانه اي (آيه اي ) از طرف پروردگار شما برايتان
آورده ام : من از گل چيزي به شكل پرنده مي سازم
سپس در آن
مي دمم و به فرمان خدا پرنده اي مي گردد
و كور مادرزاد و
مبتلايان به برص (پيسي ) را بهبودي مي بخشم و مردگان را زنده
مي كنم و از آنچه مي خوريد و در خانه خود ذخيره مي كنيد به
شما خبر مي دهم ... » (1 )
جالب است كه اين همه قدرت الهي و دم مسيحيايي براي
نجات و هدايت قوم بني اسرائيل بكار گرفته مي شده است : « و
رسولا الي بني اسرائيل » (2 ) اطلاعات مذهبي و مطالعات تاريخي
نشان مي دهد قوم بني اسرائيل بابهانه جويي هاي عجيب كه ويژه
اين قوم بوده است و گرفتاريهايي كه براي اين پيامبر الهي ببار
آورده اند نتوانستند اين پيامبر خدا را تحمل كنند اين در حالي
است كه آنان در آستان ظهور حضرت مسيح در بهترين شرايط
زندگي بوده و گرفتار انواع خرافات و آلودگي ها و اختلافات
بوده اند. اين شرايط حاد از فلسفه معجزات پيامبران الهي نيز
قابل فهم است . همان گونه كه رشد عقلي وفكري امت اسلامي و
پيشرفت انديشه بشري
اقتضا كرده است كه معجزه پيامبر
خاتم در حوزه منطق و انديشه با كلام الهي در قالب قرآن كريم
باشد معجزاتي چون خلق پرندگان
بهبودي مريضان صعب
العلاج و زنده كردن مردگان نشان مي دهد كه انحطاط روحي و
فكري مردم آن زمان به اندازه اي بوده است كه به جز از طريق
زنده كردن مردگان يعني حد بالاي تصرف در طبيعت
احياي
فرهنگ حيات بخش در ميان آنان ممكن نبوده است . با اين حال
اين قوم عنود با حضرت عيسي همراهي نكرده و به رسالت او كفر
ورزيدند اگر چه آن حضرت با تكيه بر قدرت لايزال الهي و ياري
تعداد معدودي از حواريون مخلص توانست پيام الهي و معارف
حقه را گسترش داده و نداي وحي را به رسالت خاتم الانبيا
متصل نمايد اما اين قوم هنوز هم همان است و نتوانسته است
پس از قرن ها از شنيدن آن نداي عيسوي و حتي با مشاهده
رسالت محمدي
وجدان گم شده خود را بازيابد و فطرت خفته
خود را بيدار نمايد.
شايد بارزترين وجهي كه از رسالت عيسي مسيح در اذهان ما
نقش بسته باشد
مهرباني
نيكي
صلح ودوستي آن پيامبر خدا
باشد كه با همه تحريفاتي كه در كتاب مقدس آن حضرت صورت
داده اند خود را به روشني نشان مي دهد :
« از بدي اجتناب نما و نيكويي بكن صلح را طلب نما و در پي
آن بكوش » (3 )
« اگر ممكن است بقدر قوه خود با جميع خلق به صلح
بكوشيد . » (4 )
در مقابل با تقبيح ظلم و تعدي به ديگران
توصيه
مي كند :
« بر كسي ظلم مكنيد » (5 )
براي اين معارف بلند است كه به مسيحيان عالم حق
مي دهيم روز تولد آن مولود منحصر به فرد را جشن بگيرند
اين
روز را قدر بدانند و برخود بر اين افتخار ببالند. اما اين تمام
ماجرا نيست چرا كه گروهي نژاد پرست و فتنه گر از آن قوم از
فتنه گري و ستمگري دست برنداشته است .
اگر به تقويم ها مراجعه شود در روز تولد حضرت عيسي (ع )
مناسبت ديگري نيز بر صفحه آن نقش بسته است كه مظلومانه در
شادي هاي عيد كريسمس جايي ندارد
بابانوئل ها از آن حرفي
نمي زنند و بر شاخه هاي نوراني درختان كاج جايي ندارد و معلوم
نيست حتي در تقويم هايي كه بيان گر اين روز شادي است
جايگاهي داشته باشد. بله سالگرد « انتفاضه » ملتي كه همه چيز
خود را از دست عده اي از آن قوم گمراه از دست رفته مي بينند.
ملتي كه از حداقل حقوق خود كه شعار دهان پر كن آن دنيا را پر
كرده است » محروم است . ملتي كه هويت ملي وحق حيات را نيز
از او دريغ كرده اند. ملتي كه فرزندان از آنان بهتران
شادي كنان
به دنبال كارناوالهاي شادي مي دوند اما فرزندانشان بايد دنبال
جنازه شهدايي بدوند كه چاره اي جز انتخاب مرگ داوطلبانه
برايشان باقي نگذاشته اند و در روزهايي كه خانه هاي ديگران به
رنگ هاي چشم نواز چراغاني مي شود بايد بر خرابه هاي منازل
مسكوني خود اشك مظلوميت بريزند.
ممكن و آسان است كه عده اي امروزه با تكيه بر قدرت
بادآورده و رجزخواني هاي قلدرمآبانه بين المللي در عين دميدن
در بوق صلح ودوستي و حقوق بشر و خرج كردن از يك دين
آسماني بر اهداف منفعت گرايانه و شيطاني خود تامين شده
پنداشته بر ظلم عده اي جاني سرپوش گذارند و يا آنان را در اين
اعمال پليد ياري رسانند اما اينان بايد بدانند كه براساس آموزه
حضرت عيسي (ع ) آن پيامبر الهي : « هر كه ظلم كند آن ظلمي را
كه كرد خواهد يافت . » (6 ) و « هر كه ظلم بكارد بلا خواهد
درويد » (7 ) يك دم مسيحيايي ديگر مي خواهد كه اين بيماران
صعب العلاج را شفا بخشد و اين مردگان را زنده نمايد.
سردمداران دنياي مسيحيت بايد بدانند كه نمي توان ادعاي
دوستي و محبت نسبت به يك پيامبر الهي كه پيامي جز محبت و
مودت وتعالي انسانيت نداشت كرد اما بر ستم ديدگي ملتي
مظلوم مهر سكوت بر لب زد البته ملت فلسطين راه خود را يافته
و نيازي هم به اين نوع پشتيباني ها ندارد ولي تاريخ اين
بي عدالتي ها را فراموش نخواهد كرد و فرداي قيامت به ستم و
بي عدالتي ظالمين رسيدگي مي شود و آنجاست كه كيفر اعمال
زشت خود را خواهند ديد.
پي نوشت :
1 ) آل عمران
48
2 ) همان .
3 ) كتاب مزامير 34 : 14 ـ15
4 )روميان : 12 : 18
5 ) لوقا3 : 14
6 ـ كولسيان : 3 : 25
7 ـ امثال سليمان : 22 : 8
ممكن و آسان است كه عده اي امروزه با تكيه بر
قدرت بادآورده و رجزخواني هاي قلدرمابانه
بين المللي در عين دميدن در بوق صلح و دوستي و
حقوق بشر و خرج كردن از يك دين آسماني به
اهداف منفعت گرايانه و شيطاني خود را تامين شده
پنداشته بر ظلم عده اي جاني سرپوش گذارند و يا
آنان را در اين اعمال پليد ياري رسانند اما اينان بايد
بدانند كه براساس آموزه حضرت عيسي (ع ) آن
پيامبر الهي : « هر كه ظلم كند آن ظلمي را كه كرد
خواهد يافت » و « هركه ظلم بكارد بلا خواهد درويد »

*****
همايش آسيب شناسي وحدت حوزه و دانشگاه
|
به مناسبت گرامي داشت سالروز وحدت حوزه و دانشگاه
همايشي يك روزه با همت موسسه پژوهشي حوزه و دانشگاه
موسسه آموزش عالي باقر العلوم و نهاد نمايندگي مقام معظم
رهبري در دانشگاهها
روز پنج شنبه 82
9
27 در سالن
همايشهاي مدرسه دارالشفا قم برگزار شد.
در اين همايش كه اساتيد و انديشمندان حوزه و دانشگاه
حضور داشتند پس از توضيحات اوليه رياست پژوهشكده
آيت الله جوادي آملي به ايراد سخن پرداخت ايشان در رابطه با
آسيب شناسي وحدت حوزه و دانشگاه اظهار داشتند آسيب در
اين رابطه همان خود محوري است و راه نجات از آن هم تقوي
مي باشد. اين دو قشر عظيم علمي كه مي توانند وارث
انبيا(ص ) بشوند
با وحدت امنيت كشور را تامين مي كنند
اگر تقوي باشد دشمن دروني و بيروني شناخته مي شود و از
آسيب رهايي حاصل مي شود.
در ادامه حجت الاسلام والمسلمين قمي مسوول نهاد
نمايندگي ولي فقيه در دانشگاهها در موضوع كاميابي ها و
ناكامي ها درموضوع وحدت حوزه و دانشگاه به ايراد سخن
پرداخت در اين همايش علاوه بر قرائت بيانيه همايش
ميزگردي با حضور اساتيد حوزه و دانشگاه در موضوع آسيب
شناسي وحدت حوزه و دانشگاه برگزار شد.

| | | |