روزنامه جمهوري اسلامي 02/10/1382 صفحه جبهه و جنگ

  • معرفي كتاب
    چهل روز ديگر

  • خاطره
    وقت شناسي دوستانه

  • پدافند هوايي ; آماده همچون ديروز
  • *****
    معرفي كتاب
    چهل روز ديگر




  • « چهل روز ديگر » عنوان دومين شماره از مجموعه « از عشق بايد گفت » ; خاطرات همسران سرداران شهيد استان اصفهان است كه به همت كنگره بزرگداشت سرداران و 23 هزار شهيد استان اصفهان منتشر مي گردد.
    اين مجموعه كه اختصاص دارد به خاطرات خانم مريم شكوهنده ; همسر حجت الاسلام والمسلمين عبدالله ميثمي نماينده حضرت امام (ره ) در قرارگاه خاتم الانبيا نيروي زميني سپاه در 56 صفحه قطع پالتويي و در شمارگان 3300 نسخه به چاپ رسيده است .
    خانم ها مهرالسادات ملوك نژاد و شبنم غفاري مولفين كتاب سعي نموده اند خاطرات خانم شكوهنده را همراه با قطعات ادبي مربوط به خاطره همراه نمايند تا خاطرات شكل داستاني به خودش بگيرد.
    « چهل روز ديگر » توسط كنگره بزرگداشت سرداران شهيد اصفهان و ستاد يادواره شهداي روحاني اين استان به زينت طبع آراسته گرديد.

  • *****
    خاطره
    وقت شناسي دوستانه


  • منطقه جنگي جنوب بستان بهمن ماه 1361 باند اضطراري هلي كوپتر
    ...با چند نفر از بر و بچه هاي بسيجي در يك چادر هستيم . ماموريتمان حفاظت از باند خاكي و اضطراري هلي كوپترها است ; هر روز چند فروند هلي كوپتر شنوك جهت حمل مجروحين و مصدومين عمليات به اهواز و... بر زمين نشسته و پس از اينكه مجروحين را در خود جاي ميدهند مجددا از زمين كنده شده و به قصد اهواز و... محل را ترك مي كنند. در هنگام فرود و پرواز هلي كوپتر گرد و خاك عجيبي از زمين بلند مي شود. براي جلوگيري از اين گرد و خاك تعدادي از برادران نفت سياه و قير بر زمين پاشيدند ولي غافل از اينكه صد رحمت به گرد و خاك ; چون اين بار كه هلي كوپترها نشستند سر و صورت و لباس هاي همه بچه ها با قير و نفت سياه و چركي شد شايد اين هم يك نوع تاكتيك جنگي و چريكي بود كه ما از آن بي خبر بوديم ...
    سنگري در 20 متري چادر ما وجود داشت كه ما چند نفر(1 ) هر شب در آنجا با اسلحه كلاشينكف به صورت نوبه اي پست مي داديم هيچكدام از ما ساعت نداشتيم ولي براي تعويض پستها راهش را يافته بوديم . راهش چه بود خب معلوم است بوسيله يك دستگاه تلفن قورباغه اي (2 ) كه ارتباط صحبت ما و دفتر مسئول اورژانس صحرايي را برقرار مي كرد هر نيم ساعت و يا چهل و پنج دقيقه يك بار تماس مي گرفتيم و ساعت و يا وقت دقيق را مي پرسيديم در ضمن هر شب زمان و مدت پست هايمان را نيز با آن تنظيم مي كرديم . در طي يكي دو روز اول هيچ مشكلي براي تنظيم زمان و مدت پستها به وجود نيامده بود ولي مشكل از زماني شروع شد كه يكي از برادران از آن سوي تلفن قورباغه اي با عصبانيت به ما گفت : آخه ما در يك 24 ساعت چند بار بايد به شما وقت را اعلام كنيم !!
    ما كه نمي توانيم هر شب تا صبح بيست بار به شما ساعت بگوئيم و.... برويد به فكر يك ساعت باشيد الحق كه بي ترمز هستيد. ما هم در جواب گفتيم : ما هم مثل شما بي تقصيريم چون هيچكدام از ما ساعت نداريم ....
    خلاصه اين كه ديگر كسي براي اطلاع از وقت جرات زنگ زدن به اورژانس را نداشت چاره اي نداشتيم جز اينكه همه ما به همديگر تعهد شفاهي مي داديم تا هر كدام از نيروها به نظر خودش دو ساعت نگهباني داد نگهبان بعدي را براي ادامه پست از خواب بيدار كند.
    تاريكي آغاز شد. نگهبان اول كه سر پست خود رفته به نظر خودش دو ساعت ايستاده است پس نگهبان بعدي را براي پست دو ساعت بعد بيدار كرد و به همين ترتيب تا اينكه هنگام روشنايي پست همه به پايان رسيد.
    ولي نتيجه عكس اين شد; ناگهان متوجه شديم كه آخرين نگهبان به چادر آمده و مي گويد : ياالله بلند شيد ببينم چرا هوا روشن نمي شود ! فكر مي كنم من بيش از سه ساعت و نيم است كه پست مي دهم ولي هوا روشن نشده .... ما هم گفتيم روشن شدن هوا به ما ربطي ندارد.... جهت حل معما بالاخره يكي از ما جرات كرد كه دوباره به اورژانس زنگ برند....
    الو... الو... برادر ببخشيد فقط يكبار ديگر ساعت را بگوئيد قول مي دهيم براي آخرين بار باشد و.... در جواب ما گفت :
    فكر مي كنم شما ما را دست انداخته ايد... ولي عيبي ندارد براي آخرين بار مي گويم ساعت 30 : 3 بامداد است .
    باور نكرديم چون با اين حساب پست آخرين نگهبان چيزي حدود شش ساعت به نظر مي رسيد با اين وجود همه ما خودمان را به كوچه علي چپ زديم و در تاريكي چادر سرمان را در زير پتو پنهان نموديم .
    بيچاره آخرين نگهبان مجبور شد تا صبح نگهباني بدهد.
    بالاخره به منظور مرتفع ساختن اين مشكل مهم يك نفر از رزمندگان كه داراي يك ساعت مچي بود به جمع ما معرفي گرديد.
    ابهر ـ پرويز بهرامي
    پاورقي :
    1 ـ عبداله محمدي يداله صفائيان محمود صفائيان پرويز بهرامي و...
    2 ـ تلفن قورباغه اي يك نوع تلفن هندلي نظامي است كه زنگي شبيه صداي قورباغه دارد.

  • *****
    پدافند هوايي ; آماده همچون ديروز


  • گفت و گو با سرهنگ ستاد « حميد سيدي » رئيس عمليات فرماندهي ارشد نظامي منطقه آذربايجان شرقي و اردبيل
    در ابتداي گفتگو علاقمنديم با حضرتعالي و فعاليتهايتان در طول خدمت آشنا شويم .
    اينجانب سرهنگ ستاد حميد سيدي در سال 1353 به نيروي هوايي پيوستم و پس از تكميل دوران آموزش نظامي و طي دوره پدافند هوايي جهت ادامه تحصيل و تكميل تخصص به خارج از كشور عزيمت نموده و در تخصص پدافند هوايي ـ موشك هاگ ـ فارغ التحصيل و در يگانهاي عملياتي پدافند نيروي هوايي مشغول خدمت شدم .
    با شروع جنگ تحميلي بر حسب ماموريتهاي محوله به عنوان افسر عمليات در سايتهاي مختلف موشك هاگ و هم دوش با ساير همرزمانم چه در نقاط حساس و حياتي داخل كشور و چه در كنار نيروهاي سطحي در پدافند از فضاي كشور جمهوري اسلامي در مناطق عملياتي جنوب غرب و شمالغرب مشاركت داشتم .
    پس از فروكش كردن جنگ ضمن خدمت در واحدهاي عملياتي گروه پدافند هوايي تبريز وارد دانشگاه تبريز شد و موفق به اخذ ليسانس در رشته جامعه شناسي گرديدم و در راستاي ادامه تحصيلات خود پس از طي دوره عالي رسته اي وارد دانشكده فرماندهي و ستاد ارتش جمهوري اسلامي ايران شده و در رشته مديريت امور دفاعي در مقطع فوق ليسانس فارغ التحصيل گرديدم و در طول دوران خدمتم در سمتهاي مختلف ستادي و عملياتي خدمت نموده و آخرين مسووليتم رئيس عمليات فرماندهي ارشد نظامي منطقه آذربايجان شرقي و اردبيل مي باشم .
    لطفا از وضعيت نيروي هوايي پس از ترك متخصصان خارجي براي خوانندگان بگوئيد و اينكه آيا در آن مقطع متخصصين داخلي توانستند جايگزين آنها شوند
    پس از جنگ دوم جهاني آمريكا با اين بهانه كه كشورهاي ضعيف جهان سوم در مقابل نفوذ كمونيسم آسيب پذير مي باشند با مطرح نمودن طرح مارشال و ارسال كمكهاي غذايي و جنگ افزار در صدد مقابله با كمونيسم برآمد و اين ايده در هنگام جنگ سرد نيز كماكان ادامه داشت و در طول اين سالها با تقويت نظامي برخي از كشورهاي منطقه خاور ميانه من جمله كشور ايران كه از شمال داراي مرزهاي طولاني با اتحاد جماهير شوروي سابق و هم در جنوب كه مرز طولاني در خليج فارس و درياي عمان داشت و از نظر جغرافياي سياسي منطقه حساسي بود با استفاده از منابع زيرزميني كشور ايران ـ معامله نفت در برابر جنگ افزار ـ كه هم بازار خوبي براي كمپانيهاي تسليحات سازي و هم باعث رونق اقتصادي آن كشور مي شد و علاوه بر آن با همان جنگ افزارهاي منافع استراتژيك خودش يعني حفظ آبراههاي بين المللي و مبارزه با كمونيسم تامين مي گرديد را انجام داد لذا اقدام به مدرنيزاسيون كردن نيروهاي مسلح ايران نمود و در اين ارتباط متخصصين زيادي را به سوي ايران گسيل داشت كه با اوج گرفتن نهضت اسلامي در ايران و وقوع پديده انقلاب اسلامي و پيروزي آن در سال 1357 همه متخصصين خارجي نيروي هوايي را ترك نمودند و صرف نظر از اينكه متخصصين خارجي همه آنچه را كه لازم بود آموزش نداده بودند و بر اثر سياستهاي استعماري خود موارد حساس و كليدي را مخفي نگه داشته بودند تا بدين وسيله قيود وابستگي را به حد كامل برسانند. ولي از آنجائيكه الطاف الهي همواره شامل حال ملت شرافتمند ايران اسلامي بوده و همانطور كه هوش و نبوغ ملت اسلامي ايران زبانزد جهانيان مي باشد. با شروع جنگ تحميلي كاركنان غيرتمند نيروي هوايي ارتش با بهره گيري از نبوغ و استعداد ذاتي خود نسبت به تعمير و نگهداري و بازسازي همه سيستمها و تجهيزات مدرن اقدام نمودند و به حق نيز در اين راه موفقيتهاي شگرفي كسب نمودند به طوريكه هم اكنون بسياري از سيستمهاي پدافند هوايي بدست تواناي متخصصين داخلي بهينه سازي مي گردد.
    با توجه به اينكه تخصص اصلي شما پدافند هوايي است . خواهشمند است وظيفه يگان پدافند هوايي را در زمان صلح و جنگ مختصرا بيان فرمائيد.
    يگان پدافند هوايي كه بخشي از نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران محسوب مي گردد داراي امكانات گسترده اي نظير انواع رادارها توپها و موشكهاي زمين به هوا مي باشد و وظيفه دارد فضاي كشور را در مقابل تعرضات هوايي دشمن حراست نمايد و اين وظيفه و ماموريت امري مستمر و دائمي است كه محدود به زمان صلح و جنگ نمي باشد بدين صورت كه يگان پدافند هوايي با بهره گيري از رادارهاي اعلام خبر ورود و خروج هر نوع وسيله پرنده را در منطقه با كاوش راداري ثبت نموده و با هماهنگي كه با فرودگاههاي كشوري به عمل مي آورد ضمن هدايت هواپيماها نسبت به شناسايي آنها نيز اقدام مي نمايد.
    و عمده ماموريت و وظيفه يگانهاي پدافند هوايي در ارتباط با عمليات زميني آنها مي باشد به اين ترتيب كه اگر عمليات تهاجمي هوايي دشمن صورت پذيرد واحدهاي توپ و موشكهاي ضد هوايي كه اصطلاحا جنگ افزارهاي پدافند زمين به هوا ناميده مي شوند سد دفاعي مستحكمي ايجاد مي نمايند و نسبت به انهدام هواپيماهاي مهاجم عمل مي كنند.
    نكته قابل ذكر اين است كه به موازات پيشرفت در ساخت هواپيماهاي جنگنده شكاري و تجهيز آنها به ابزارهاي مدرن در ساخت جنگ افزارهاي پدافندي نيز در جهت مقابله با آنها از تكنولوژي روز استفاده مي گردد.
    رزمندگان پدافند هوايي كشور ما نيز كه در طول هشت سال دفاع مقدس و در مقابله با تجاوزات هوايي هواپيماهاي متجاوز تجارب گرانقدر و ارزشمندي اندوخته اند و به عنوان نيروهاي بسيار زبده در شيوه و تاكتيكهاي به كارگيري اين نوع جنگ افزارها در سطح منطقه مطرح مي باشند و آمادگي دفاع از استقلال و تماميت ارضي جمهوري اسلامي ايران را دارند.
    در آغاز حمله ناجوانمردانه ارتش بعث عراق در چه يگاني حضور داشتيد و آيا يگان شما نيز مورد تعرض قرار گرفت
    علي رغم اينكه رفتارهاي تجاوزگرانه ارتش عراق و ادعاهاي واهي رژيم بعث از مدتها قبل از شروع جنگ نشان از يك بهانه گيري سياسي و نظامي داشت متاسفانه بني صدر به عنوان فرمانده نيروي هاي مسلح وقت به جاي تقويت بنيه دفاعي نيروهاي مسلح و اهتمام در برقراري آمادگي دفاعي كشور به دنبال كسب اقتدار مطلق براي خود در عرصه داخلي بود و در حاليكه ارتش عراق علائمي از تجاوزگري را نشان مي داد در صحنه سياست خارجي نيز در پي سوداي سياسي بود كه دشمن در روز 31 شهريور سال 59 به طور ناجوانمردانه حملات گسترده و همه جانبه خود را از طريق زمين هوا و دريا به خاك جمهوري نوپاي اسلامي آغاز نمود.
    در آن زمان بنده در كنار ساير همقطاران در واحد پدافندي مستقر در پايگاه دوم شكاري حضور داشتم كه جنگنده بمب افكنهاي دشمن متجاوز به پايگاه هجوم آوردند. اگر چه هدف از اين تهاجم زمين گير نمودن هواپيماهاي شكاري ايران بود ولي به حول و قوه الهي موفق به اقدام موثري نگرديدند و خسارات جزئي وارده نيز بلافاصله ترميم و به همت اراده و تلاش همه پرسنل پايگاه به ويژه با دلاوري و رشادت خلبانان شجاع و كاركنان ايثارگر و از جان گذشته در روز اول مهرماه (فرداي تهاجمات هوايي عراق ) يكصد و چهل فروند از جنگنده هاي شكاري بمب افكن از پايگاههاي مختلف نيروي هوايي در سپيده دم صبح همچون شاهين به پايگاهها و تجهيزات نظامي دشمن يورش بردند و در صد زيادي از توان هوايي كشور عراق را نابود ساختند و با قلم زرين كتاب تاريخ جنگ هوايي را نگاشتند.
    از اولين بار حضور در مقابله با تجاوزات هوايي دشمن اگر خاطره خاصي داريد بيان بفرمائيد.
    اولين خاطره ام مربوط مي شود به اوايل جنگ كه هواپيماهاي دشمن در چندين نوبت به پايگاه تجاوز هوايي داشتند به طوريكه هيچ يك از پرسنل مواضع پدافند هوايي اعم از توپ و موشك خواب و استراحت نداشتند. و بالطبع در شرايط بي خوابي به سر مي برديم تا اينكه در روز سوم فرصتي پيش آمد تا هر يك از پرسنل به نوبت استراحت نمايند. با لباس كامل و كلاه آهني به گوشه اي تكيه داده و حدود يك ربع ساعت در استراحت بودم كه با حمله هوايي دشمن و شليك توپها بلافاصله در كنار سنگر توپ موضع گرفتم و در يك لحظه احساس كردم شيئي به كلاه آهني من اصابت نمود و مايعي از پيشاني به سمت گونه ام سرازير شد. پس از دفع حمله دشمن توسط پدافند با اين تصور كه سرم آسيب ديده و خون از سرم جاري است كلاه آهني را برداشته و متوجه شدم كه ضربه ناشي از اصابت پوكه توپ به كلاه بوده و حفره اي به اندازه نصف گردو در كلاه آهني ايجاد كرده بود و مايع نيز روغن حمل سلاح بوده كه بر اثر تيراندازي توپ ضدهوايي به صورتم پاشيده شده بود.
    با تشكر از شما كه در اين گفت و گو شركت فرموديد.
    با شروع جنگ تحميلي كاركنان غيرتمند نيروي هوايي ارتش با بهره گيري از نبوغ و استعداد ذاتي خود نسبت به تعمير و نگهداري و بازسازي همه سيستمها و تجهيزات مدرن اقدام نمودند و به حق نيز در اين راه موفقيتهاي شگرفي كسب نمودند به طوريكه هم اكنون بسياري از سيستمهاي پدافند هوايي بدست تواناي متخصصين داخلي بهينه سازي مي گردد.
    در روز اول مهرماه (فرداي تهاجمات هوايي عراق ) يكصد و چهل فروند از جنگنده هاي شكاري بمب افكن از پايگاههاي مختلف نيروي هوايي در سپيده دم صبح همچون شاهين به پايگاهها و تجهيزات نظامي دشمن يورش بردند و در صد زيادي از توان هوايي كشور عراق را نابود ساختند و با قلم زرين كتاب تاريخ جنگ هوايي را نگاشتند