روزنامه جمهوري اسلامي 01/10/1382 صفحه كتاب و كتابخواني

  • بحران آذربايجان
  • نيايش
  • خمس و ماليات در اسلام
  • پيامبر
  • *****
    بحران آذربايجان


  • 60
    سه شنبه 28 اسفند
    امروز كه به اصطلاح آذربايجان شب چهارشنبه است روز بازار است . فردا كه چهارشنبه است چهارشنبه آخر سال است . در تبريز و چند قسمت آذربايجان به شب چهارشنبه آخر سال اهميت بسياري مي دهند. اغلب پلو در آن شب مي پزند و آجيل مخصوصي كه عبارت از اقسام كشمش و بادام و گردو و پسته و خرما و چند جور ديگر از ميوه هاي خشك (است ) مخصوصا در اين شب خريده و صرف مي كنند.
    روز سه شنبه چون روز خريدن لوازم شب است اهميت روز سه شنبه از روز بعد خيلي بيشتر است . دكان هاي خشكباري كه محل فروش ميوه يا آجيل مخصوص چهارشنبه است تزئين مي شود. بچه ها از والدينشان پول چهارشنبه مي گيرند براي خريد اسباب بازي ببازار مي روند. محل هايي براي فروش اسباب بازي و درست كردن آن موقتا تاسيس مي شود. اسباب بازي به شكل هاي مختلف از گچ يا تخته درست مي كنند. از نقطه نظر صنعتي اين اسباب بازي ها خيلي پست هستند اما رنگ هاي زننده آنها كه سرخ و آبي و زرد هستند بچه ها را بي اختيار مي كنند. قيمت آنها هم خيلي ارزان است . در دسترس بچه هاي فقير هم قرار گرفته است . مركز حقيقي فعاليت چهارشنبه ميدان صاحب الامر(ع ) است . چون مركز اجتماع خشكبارها يا تجار ميوه خشك همين ميدان است و محل تردد دهاتي هاي اطراف و اهالي محله هاي خارجي شهر هم عمده همين ميدان است . در اين ميدان و بازارچه اطراف آن بچه ها و دهاتي هاي اطراف شهر ازدحام مي نمايند. آجيل چهارشنبه و اسباب بازي خريد و فروش مي شود. روز سه شنبه قبل از چهارشنبه آخر سال در حقيقت يك عيدي است كه مقدمه عيد نوروز است و به چند لحاظ عيديت آن از نوروز بيشتر است . هم عمومي است كه عموم طبقات در آن شركت مي كنند و هم جنبه خانوادگي دارد. عيد نوروز در اثر تكلفات و تقيداتي كه براي ديد و بازديد در آن تحمل مي شود و بعضي تظاهرهاي مصنوعي كه در اجراي مراسم آن راه يافته است صفاي آن تا حدي از بين رفته است .
    به مناسبت تصادف مجلس ادبي با شب چهارشنبه آخر سال جلسه روز دوشنبه يعني ديروز منعقد شد. طرفه عبارت از يك قصيده از عنصري بود در مدح سلطان محمود كه آقاي قاضي خواندند. مهدي مجتهدي هم شعرهايي گفته بود براي حضار خواند.
    مديريت روزنامه آذربايجان از آقاي احمد موسوي گرفته شده و به آقاي فتحي خشكنابي داده شده است . آقاي احمد موسوي پسر آقاي بيوك آقا اهري است كه در محله ششكلان تا دو سه سال قبل امامت جماعت مي نمود. سيد بسيار نجيب و خوش اخلاق و مهذب بود و حالا دو سه سال است كه مقيم قم است . پسرش احمد موسوي مقيم طهران بود. سابقا هم صاحب منصب نظام بود. آقاي پيشه وري كه وي را مي شناخته است چندي قبل از طهران دعوت نموده و مديريت جريده آذربايجان را به وي واگذار كرد. گويا علت عزل موسوي خرابي بوده است كه در مطبعه روزنامه حاصل شده بوده است . فتحي خشكنابي را نمي شناسم . در آذربايجان مقاله مي نوشت .
    مخبر رويتر از واشنگتون خبر ميدهد كه ايران اعتراض خود را نسبت به رفتار روس ها در ايران به شوراي امنيت تسليم نموده است . مخبر رويتر اين خبر را از دبير سفارت ايران در واشنگتون به دست آورده است شكايت هم از نقض عهدنامه از طرف روس ها و هم از مداخله آنها به امور داخلي ايران به عمل آمده است . ممكن است خبر تسليم اعتراض رسما امروز از طرف سفارت اعلام بشود.
    امروزها برحسب ظاهر آمريكايي ها بيشتر از انگليسها در موضوع ايران اظهار علاقه مي نمايند و راجع به تخليه سپاهيان روس از خاك ايران اصرار مي كنند. شوراي امنيت هم كه در واشنگتون پايتخت آمريكا منعقد مي گردد. براي نمايندگان ايران زمانا و مكانا زمينه بسيار مساعدي به دست خواهد افتاد كه در مقابل زورگويي هاي روس ها از حق ايران دفاع نمايند. اگر نمايندگان ايران قابليت داشته باشند و حكومت طهران از راه سو نيت يا سو تدبير اعمال آنها را نقض و مختل ننمايد مي شود بعضي اميدها نسبت به آتيه و استقلال ايران داشت .
    در هر صورت اين احتمال كه در نتيجه اين مجلس يا مجالس ديگر اوضاع به حال عادي برگردد و روس ها قشون خود را بدون هيچ قيد و شرطي از ايران ببرند و دولت مركزي حاكم بر اوضاع ايالت آذربايجان گردد بسيار بعيد بلكه محال است . نتيجه اين اقدامات دولت ايران در صورت با عرضه و درست كار بودن هيئت دولت و كارداني و امانت نمايندگان ايران در شورا حفظ استقلال ايران و حفظ تماميت في الجمله و نسبي ايران خواهد بود. ان شاالله تعالي .

  • *****
    نيايش




  • شماره 12 كتاب پژوهشي مطالعاتي نماز كه نيايش نام دارد توسط ستاد اقامه نماز با عناوين زير منتشر شده است : نماز تجارت بر سرمايه اوليه متدبير عرفاني در نماز آسيب شناسي نمازگزاري بررسي وضعيت بهداشتي مساجد شهرستان يزد بررسي عوامل موثر برگرايش دانش آموزان به نماز از ديدگاه معلمان و دانش آموزان نماز اوج عبادت يا حضيص عادت نغمه زيبايي شناسي و نيايش هنر در خدمت دولت قرآن در محضر فقيهان بحران هويت و آثار و عواقب آن كتابخانه نيايش و...
    شماره 13 و 14 نيايش نيز در 180 صفحه منتشر شده است در فهرست شماره 13 و 14 عناوين زير به چشم مي خورد بررسي نقش تربيتي نماز رشد و پيشرفت شخصيتي و مذهبي نيايش شهيد دكتر مصطفي چمران بررسي نگرش دانش آموزان دبيرستاني شيراز نسبت به نماز مطالعه همبستگي فعاليت هاي مذهبي با اضطراب افسردگي و سومصرف مواد در دانشجويان دانشگاه شيراز گفت و گو با صاحب نظران مسايل تربيتي و ديني بهشت وصال نقش شريعت در كمال انسان از ديدگاه امام علي (ع ) بررسي رابطه سلامت روان با تقيدات ديني در دانشجويان پزشكي پژوهشي در آيات صلات با رويكرد تاريخي در محضر فقيهان كتابخانه نيايش و...
    يكي از مقالات مندرج در شماره 13 و 14 نيايش « بررسي نقش تربيتي نماز در آثار استاد شهيد مطهري » است در بخش هايي از مقاله مذكور آمده است :
    اسلام آخرت را در متن دنيا و دنيا را در متن آخرت قرار داده است . مثلا به نماز نظر بكنيم جنبه اخروي خالصش همين است كه انسان به ياد خدا باشد خوف خدا داشته باشد. براي حضور قلب و توجه به خدا كه اين همه آداب ضرورت ندارد برو وضو بگير شستشو بكن خودت را پاكيزه بكن مگر براي نزد خدا رفتن شستشو كردن هم تاثير دارد از نظر پيش خدا رفتن تاثير ندارد كه صورت انسان شسته باشد يا نه ولي خداوند مي گويد وقتي مي خواهي نماز بخواني « اذا قمتم الي الصلوه فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الي المرافق » وقتي كه مي خواهي به نماز بايستي اول وضو بگير صورتت را بشوي دستهايت را بشوي بعد مشغول نماز شو. ما مي بينيم نظافت را با عبادت توام كرده است . « و ان كنتم جنبا فاطهروا » ! اگر جنب هستي بايد تمام بدنت را شستشو دهي اينجا نظافت مقرون به عبادت است .
    مساله ديگر مساله حقوق است . باز از نظر روح عبادت واقعا فرق نمي كند كه ما روي يك فرش غصبي نشسته باشيم و يا روي يك فرش مباح . اينها قراردادهاي اجتماعي است كه اين فرش مال شما باشد و آن فرش مال من من در مال شما تصرف نكنم و شما در مال من تصرف نكنيد. اينها يك دستوراتي است كه براي زندگي اجتماعي مفيد است والا يك واقعيت و حقيقتي نيست كه مثلا اگر اين فرش مال من باشد يك كيفيت واقعي داشته باشد و اگر مال شما باشد يك كيفيت واقعي ديگر داشته باشد. مساله عبادت يك امر واقعي است يعني از نظر آن حالت و رابطه رواني كه ميان انسان و خدا برقرار مي شود اين امور نمي تواند واقعا اثري در عبادت داشته باشد. بعضي چيزها اثر دارد مثلا اگر انسان دچار برخي عوارض جسمي وروحي باشد اصلا عبادت برهم مي خورد و اين عوارض مانع حضور قلب و توجه مي شود. ولي امور مذكور چنين اثري ندارند. معذلك اسلام مي گويد جايي كه در آن نماز مي خواني آبي كه با آن وضو مي گيري حتي آن محلي كه در آن آب وضوي تو ريخته مي شود لباسي كه با آن نماز مي خواني تمام آنچه كه با اين عمل تو ارتباط دارد بايد مباح باشد يعني نبايد حرام باشد اگر يك نخ غصبي هم در لباس تو باشد اين عبادت پذيرفته نيست .
    باز اينجا عبادت با حقوق توام مي شود. در ضمن اينكه مي گويد بايد خدا را پرستش بكني مي گويد حقوق را بايد محترم بشماري . يعني اسلام مي گويد من پرستشي را كه در آن حقوق اجتماعي محترم نباشد اساسا قبول ندارم . آن وقت يك نمازگزار وقتي مي خواهد نماز بخواند اول فكر مي كند اين خانه اي كه من در آن هستم به زور از مردم گرفته ام يا نه اگر به زور گرفته ام نمازم باطل است . پس اگر مي خواهد نماز بخواند مجبور است كه اين خانه را طوري ترتيب بدهد كه برايش حلال باشد. يعني از صاحب اصلي اش خريده باشد و يا صاحب اصليش را راضي نگهدارد. فرش زير پايش همين طور لباسي كه به تن دارد همين طور و حتي اگر حقوقي از فقرا به او تعلق گرفته است خمس يا زكات آن را بايد بدهد و اگر ندهد باز نمازش باطل است .
    ]مساله ديگري كه در باب نماز مورد توجه واقع شده [ دقت زياد نسبت به مساله وقت است . به طوري كه دقيقا روي دقيقه و ثانيه آن حساب مي شود. بدون شك اين امر در روح عبادت و رابطه انسان با خدا موثر نيست كه مثلا اگر ما يك دقيقه قبل از زوال ظهر نماز را شروع كنيم آن حالت تقرب و توجه قلب به خدا پيدا نمي شود ولي همين قدر كه زوال ظهر انجام شد تقرب ايجاد مي شود. اسلام اين را شرط قرار داده و نخواسته هرج و مرجي از نظر وقت و زمان باشد. نوع وقت شناسي و تمرين احترام گذاردن به نظم زماني و وقتي است .
    مثلا نماز را مي خوانيم بعد متوجه مي شويم كه در وقت نبوده يا قسمتي از آن در وقت بوده و قسمت ديگر نبوده . اين نماز باطل است . ولي اگر شخص اشتباه كرده و عمد نداشته باشد نمازش را قبل از وقت شروع كند و مثلا يك ركعت آن در وقت باشد نمازش درست است مساله ديگر ـ كه باز از نماز همه ]اسلام مي گويد هنگام نماز[مثال مي آوريم . اين است كه رو به يك نقطه بايستند با اينكه خود اسلام تصريح مي كند كه از نظر واقعيت عبادت رو به هر طرف بايستيد فرق نمي كند. « ولله المشرق و المغرب فاينما تولوا فثم وجه الله » .
    از نظر واقعيت عبادت ما رو به مشرق يا مغرب شمال يا جنوب رو به هر طرف كه بايستيم فرق نمي كند يعني اين طور نيست كه اگر رو به كعبه بايستيم با خدا مواجه هستيم ولي اگر رو به كعبه نايستيم و به طرف ديگر بايستيم با خدا مواجه نيستيم . ولي در عين حال اسلام به خاطر يك مصلحت تربيتي اجتماعي كه با روح عبادت ارتباط ندارد يعني روح عبادت متوقف به آن نيست چنين استفاده تربيتي در اينجا مي كند مي گويد به جاي اينكه نمازي كه مي خواني به هر طرف كه مي خواهي باشد همه مردم رو به يك نقطه معين بايستند تا افراد بفهمند كه بايد يك جهت باشند يعني اين درسي است براي وحدت و اتحاد و يك جهت داشتن و رو به يك سو بودن ...
    يكي از مهمترين خصوصيات شكلي كه اسلام به عبادت داده مساله تمرين ضبط نفس در هنگام عبادت است . نماز واقعا عبادت جامع و عجيبي است . البته اين خصوصيت در حج هم هست ولي به صورت ديگري يعني همانجا كه انسان محرم مي شود خود را ضبط مي كند و (از برخي امور) منع مي نمايد و تمرين (ضبط نفس ) مي كند. روزه هم همين طور است البته به شكل ديگري .
    در تمام مدت نماز خوردن ولو يك ذره قند انسان بخواهد بخورد ـ نبايد صورت گيرد. نماز بسياري از اصول تربيت اسلامي را در خود گنجانده است . خوردن و آشاميدن در آن ممنوع است خنديدن آن را خراب مي كند گريستن براي غير خدا براي هر موضوعي از موضوعات ديگر خرابش مي كند زيرا در حال نماز انسان بايد بر تمايلات خود از قبيل خوردن و خوابيدن غلبه كند و بر احساسات خود از قبيل خنديدن و گريستن مسلط باشد و خود را نگهدارد هر موجب شديدي براي خنديدن باشد نبايد بخندد و هر موجب شديدي براي گريستن باشد نبايد بگريد.
    به چپ و راست متمايل شدن و نگاه كردن نماز را باطل مي كند. اين يك حالت انضباط جسمي و روحي است ; جسمي مثل همين كه در حال نماز به چپ و راست يا پشت سر نگاه نكنيد از نظر روحي هم نبايد اسير احساسات بشويد. در آن حال اگر كلامي كه از نوع كلام آدمي است ـ يعني از كلامهايي كه دو انسان با هم مي گويند. بر زبان انسان جاري شود نماز را باطل مي كند تا چه رسد به آنچه كه به اصطلاح محدث است يعني باعث زوال طهارت مي شود نظير خوابيدن .
    طمانينه چطور اينهم واقعا عجيب است . بنده در حال نماز وقتي حمد و سوره را مي خوانم همه آن شرايط را رعايت مي كنم اما خودم را تكان مي دهم يك پايم را برمي دارم يك پاي ديگر را مي گذارم خودم را به طرف راست و چپ حركت مي دهم مي گويد اين نماز تو باطل است . در ركوع و سجود هي خودم را حركت مي دهم پاهايم يا دستم را حركت مي دهم اين نماز باطل است . بايد با آرامش با طمانينه نماز بخواني يعني وقتي مي ايستي و مي خواهي بگويي « الله اكبر » تا بدنت قرار نگرفته است نبايد بگويي « الله اكبر » اگر در حال حركت بگوئي « الله اكبر » باطل است بايد آرام بگيري بعد بگوئي « الله اكبر » بعد اگر خودت را خواستي تكان دهي تكان بده اما ذكري نگو اگر فرضا پايت درد مي كند يا يك عضوي از تو ناراحت است سكوت كن راحت بگير استقرار كه پيدا كردي بگو « بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين ... »
    باز اگر وسط نماز پايت درد آمد آرام بگير سكوت كن خودت را راحت كن بعد دو مرتبه ادامه بده . با آرامش با طمانينه بايد باشد. هم روحت بايد طمانينه داشته باشد و هم جسمت .
    كلمه « الله اكبر » را در نظر بگيريد مگر انسان كيست كه در مقابل يك جريانهايي قرار بگيرد و مرعوب نشود انسان ترس دارد انسان در مقابل يك كوه عظيم كه قرار مي گيرد يا بالاي كوه مي رود و پايين را نگاه مي كند ترس او را مي گيرد در مقابل دريا كه خودش را مي بيند مي ترسد وقتي انسان يك صاحب قدرت و هيبتي را مي بيند صاحب دبدبه و كبكبه اي را مي بيند يا به حضور او مي رود ممكن است خودش را ببازد زبانش به لكنت بيفتد چرا چون مرعوب عظمت او مي شود خوب اين براي بشر طبيعي است . اما گوينده « الله اكبر » آن كسي كه الله اكبر را به خودش تلقين كرده است هرگز عظمت هيچ كس و عظمت هيچ چيزي او را مرعوب نمي كند چرا الله اكبر بزرگتر از هر چيز و بلكه بزرگتر از هر توصيف ذات اقدس الهي است الله اكبر يعني چه ! يعني من خدا را به عظمت مي شناسم . ديگر وقتي من خدا را به عظمت مي شناسم همه چيز در مقابل من حقير است .....
    مساله ديگر مسالمت طلبي و صلح جويي با مردم است كه در متن تعليمات نماز آمده است . در سوره حمد كه خواندن آن در نماز واجب است ; بعد از حمد و ثنا خدا را مخاطب قرار مي دهيم :
    « اياك نعبد و اياك نستعين اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليهم غيرالمغضوب عليهم ولاالضالين » . پروردگارا! ما (نه من ) منحصرا تو را پرستش مي كنيم ; پروردگارا! ما منحصرا از تو كمك مي گيريم . صحبت « ما » است نه « من » با اينكه از نظر روح عبادت هر چه غير خدا در ذهن انسان نيايد بهتر است ولي اسلام به خاطر يك مصلحت اجتماعي بسيار مهم براي اينكه روح يك مسلمان را روح اجتماعي كرده باشد آن را با چاشني عبادت به خورد مردم داده و مي گويد بگوييد : « اياك نعبدو و اياك نستعين اهدنا الصراط المستقيم » ما عموما منحصرا تو را پرستش مي كنيم و منحصرا از تو كمك مي خواهيم خدايا همه ما را به راه راست هدايت كن . در اينجا همكاري و همدلي و همگامي كاملا مشهود است .
    يعني مي گوييم خدايا! من تنها نيستم من با همه مسلمانهاي ديگر هستم ضمنا انسان وابستگي و پيوستگي خودش به جامعه اسلامي را در حال عبادت و بندگي اعلام مي كند خدايا! من فرد نيستم تك نيستم من عضوم جزئي از كل و عضوي از پيكر هستم ما هستيم نه من .
    در دنياي اسلام « من » وجود ندارد « ما » وجود دارد. ما تنها تو را مي پرستيم تنها از تو كمك مي جوييم .
    و بالاتر مساله صلح و سلم طلبي است كه در سلام نماز مطرح است . نماز توجه به خداست توجه به غير خدا شرك است ولي در عين حال به ما مي گويند در نماز بگو : « السلام علينا و علي عبادالله الصالحين » سلام بر ما سلامت بر ما و بر جميع بندگان شايسته خدا اعلام صلح و اعلام صفا با همه بندگان صالح خدا مي كني . به قول امروزي ها اعلام همزيستي مسالمت آميز با همه افراد شايسته مي كني . در حال نماز مي گويي من با هيچ بنده شايسته اي سر جنگ ندارم چون اگر با بنده شايسته اي سر جنگ داشته باشم خود ناشايسته ام .
    اين يك اعلام سلم طلبي است ولي نه براي عموم بشر حتي افرادي كه بايد ريشه آنها را كند تا بشريت سالم بماند بلكه براي بندگان صالح و شايسته خداوند; يعني خداوندا! من با هيچ بنده درست تو سر جنگ و ستيز ندارم ...
    شهيد مطهري : اسلام آخرت را در متن دنيا و دنيا را در متن آخرت قرار داده است ... اسلام مي گويد من پرستشي را كه در آن حقوق اجتماعي محترم نباشد اساسا قبول ندارم .
    شهيد مطهري : يكي از مهمترين خصوصيات شكلي كه اسلام به عبادت داده است مساله تمرين ضبط نفس در هنگام عبادت است . نماز واقعا يك عبادت جامع و عجيبي است . نماز بسياري از اصول تربيت اسلامي را در خود گنجانده است .
    شهيد مطهري : مساله ديگري كه در متن تعليمات نماز آمده است مسالمت طلبي و صلح جويي با مردم است . نماز توجه به خداست توجه به غير خدا شرك است ولي در عين حال به ما مي گويند در نماز بگو : « السلام علينا و علي عبادالله الصالحين » سلام بر ما سلامت بر ما و بر جميع بندگان شايسته خدا اعلام صلح و اعلام صفا با همه بندگان صالح خدا مي كني . به قول امروزي ها اعلام همزيستي مسالمت آميز با همه افراد شايسته مي كني . اين يك اعلام سلم طلبي است ولي نه براي عموم بشر و نه براي افرادي كه بايد ريشه آنها را كند تا بشريت سالم بماند بلكه براي بندگان صالح و شايسته خداوند.

  • *****
    خمس و ماليات در اسلام




  • كتاب « خمس و ماليات در اسلام » را محمود مشايخ نوشته و انتشارات « آن » اين اثر را در 144 صفحه منتشر كرده است . كتاب مذكور دو بخش و هفت فصل دارد. عناوين فصول و برخي مطالب كتاب خمس و ماليات چنين است : اهميت خمس در اسلام خمس در آيينه كتاب ها تاريخچه خمس ادله وجوب خمس وجوب خمس در قرآن آثار تربيتي خمس آثار و بركات خمس خمس و جاودانگي اسلام خمس و حفظ مذهب شيعه خمس و حفظ حوزه هاي علميه شيعه خمس و خودسازي خمس موجب بركت زندگي خمس و نظم زندگي خمس و آمرزش گناه مباحث اجتماعي خمس مباحث اقتصادي خمس واجبات مالي در اسلام تفاوت ماليات با خمس لزوم ماليات در كلام امام خميني مباحث فقهي خمس حكايات خمس و ...
    در بخشي از مقدمه اين كتاب مي خوانيم :
    خمس : يكي از فروع دين مقدس اسلام و مظهر تعبد و تشكر از عنايت هاي خداوند است .
    خمس : اعلام همدردي با مستمندان مشاركت در تبليغ دين و مظهر جهاد با مال است كه در قرآن مقدم از جهاد با جان ذكر شده است .
    خمس : از فروع و ضرورت دين است و انكار وجوب آن در صورتي كه به انكار اصول دين برگردد ارتداد و نجاست است .
    خمس : يكي از منابع بيت المال و در آمد حكومت اسلامي است .
    خمس : بيمه كننده اقتصاد حكومت اسلام و زمينه ساز قبولي عبادت و مايه بركت زندگي و بيمه كننده مال پرداخت كننده است همان طور كه زكات فطره بيمه كننده سلامتي افراد و زكات مال بيمه كننده زندگي و مال پرداخت كننده است .
    خمس : در كنار عبادت بدني چون نماز و روزه يك عبادت مالي مثل زكات است و بايد با نيت و قصد الهي و قربه الي الله پرداخت شود و منتي در بين نباشد.
    خمس : از فرايض مهم الهي است و كسي كه از پرداخت آن هرچند مقدار اندكي باشدـ امتناع ورزد در رديف ستمگران است .
    خمس : به مونه تعلق نمي گيرد بلكه بر مازاد برمونه و مخارج زندگي واجب مي شود.
    قرآن كريم و احاديث پيشوايان دين و علماي بزرگوار شيعه به اتفاق و اجماع وجوب خمس را مطرح و بيان كرده اند.
    خمس : يعني يك پنجم و به عبارت ديگر يعني 20 درصد درآمد مازاد بر مخارج زندگي .
    خمس مظهر تعبد و تشكر از عنايت هاي خداوند است . خمس اعلام همدردي با مستمندان مشاركت در تبليغ دين با مال مايه بركت زندگي عبادت مالي و ... است .

  • *****
    پيامبر






  • كتاب « پيامبر » را كه گوشه هايي از حيات حضرت رسول اكرم (ص ) است محسن حدادي تاليف كرده و انتشارات فرا انديش آن را در 72 صفحه به جاپ رسانده است . برخي از عناوين مطالب كتاب مذكور چنين است : قرباني باران طلوع يتيم سيما رحمت صومعه كعبه غار بانوي آفتاب سه نفر مرگ برتو فقط يكي همسايه قرآن شاعري ديوانه موريانه و...