59
يكشنبه 26 اسفند
چرچيل در مجلس ضيافتي كه از طرف بلديه نيويورك براي
تجليل وي بر پا شده بود , نطقي ايراد نمود كه به منزله جواب به
انتقادات جرايد و راديوهاي روسيه و ايضا جواب به انتقادات
استالين بود كه از نطق سابق چرچيل كه در شهر فولتون ايراد
نموده بود , به عمل آورده بودند. اين نطق خيلي مودبانه بود و
مبلغي هم تعريف و تمجيد از روسيه در آن گنجانده شده بود.
معهذا چرچيل در ضمن همين نطق گفته است كه از نطق سابق
خود يك جمله هم پس نخواهد گرفت و حرف همان است كه
گفته است .
آنچه راجع به اتحاد انگليس و آمريكا است چرچيل گفته
است كه وي اتحاد ما بين انگليس و آمريكا را نخواسته است ,
بلكه بالاتر از آن شركت برادرانه ما بين دو دولت را خواسته
است و اظهار كرده است كه وي به اين اخوت و شركت اطمينان
دارد كه به عمل خواهد آمد , چنان كه اطمينان دارد كه فردا
آفتاب طلوع خواهد نمود. راجع به رفتار روسيه در ايران هم
گفته است كه بعد از 2 مارس قشون روس در ايران هستند و
بيشتر هم شده است .
در خصوص فشاري كه روسيه به تركيه وارد مي نمايد ,
چرچيل گفته است كه وي طرفدار آزادي تنگه داردانل است كه
كشتي هاي روس در حال صلح و جنگ از آن عبور نمايند , اما
روسيه مي خواهد در داخل تنگه قلعه بسازد و معناي آن هم
سلب آزادي ديگران است . بحث در اين مساله از جمله وظايف
مجمع ملل متفق است . اين نطق هم در نظر محافل انگليسي و
هم در نظر محافل آمريكايي مقبول افتاده است . مستر چرچيل
باز هم در آمريكا نطق خواهد نمود.
سفير ايران در واشنگتون اظهار داشته است كه در شوراي
امنيت دولت ايران از دولت روس به مناسبت مداخله مامورين
روسيه در امور داخلي ايران شكايت خواهد نمود. از آمريكا خبر
مي رسد كه دولت آمريكا از حالا مقدمات مراجعه به شوراي
امنيت را تهيه نموده است كه در صورت منصرف شدن ايران از
مراجعه به شورا يا قطع نمودن ناگهاني شكايت خود , آن وقت
دولت آمريكا قضيه را خودش به دست گرفته و در شورا طرح
نمايد. عرضحال ايران گويا امروز به منشي گري شوراي امنيت
تسليم خواهد شد.
وزيران خارجه آمريكا و انگليس امروزها هر يك نطقي ايراد
نموده و به روسيه در ضمن اشاره نموده اند. راديوي طهران امروز
خبر داد كه آقاي زعيمي مدير روزنامه كسري كه به ماموريتي از
طرف دولت به مازندران رفته بود , به طهران مراجعت نموده
است . از اين خبر بسيار مهم نشر كردني كه غالب اخبار راديو
طهران هم از آن قبيل است , معلوم مي شود كه حدس ابوالقاسم
راجع به هويت مقتول اغتشاشات چند روز پيش طهران صائب
نبوده است و آقاي مدير روزنامه كسري صحيح و سالم تشريف
دارند راديوي طهران تا حال كشف نكرده است كه مقتول كه
بوده است . اما روزنامه يني شرق تبريز نوشته بود كه كسروي به
ضرب تپانچه در طهران مقتول شده است و اين اطلاع خود را به
مسافرين تازه وارد از طهران مستند كرده بود. حادثه قتل
كسروي هنوز ثابت شده , خبر قتل سياسي ديگري هم نقل شد
شيخ حسين لنكراني را مي گويند در طهران به طور ترور به قتل
رسانيده اند. شيخ حسين وكيل اردبيل در مجلس بود. طرفدار
قوام و روس ها بود. اين خبر مخصوصا علت ماكياوليك آن كه
توام با خبر نقل مي شود , بايد به قيد احتياط تلقي بشود. سفير
ايران در واشنگتون اظهار داشته است كه وي منتظر تعليمات از
طرف قوام السلطنه است تا عرضحال ايران را تسليم شوراي
امنيت بنمايد.
سفير آمريكا در طهران به دولت ايران اظهار داشته است كه
آمريكا در قضيه ايران و روس دولت ايران را تقويت خواهد نمود.
ايضا خبر مي رسد كه سفير امريكا اظهار داشته است كه اگر در
ظرف بيست و چهار ساعت حكومت ايران آماده بودن خود را به
مراجعت به شوراي امنيت اثبات ننمايد , آن دولت قضيه را به
شورا ارجاع نمود. در مقابل اين خبر گفته مي شود كه روس ها
سعي مي كنند تا 25 مارس از دولت ايران دعوت نامه براي
اقامت قشون خود تحصيل بنمايند. شارژ دافر روس به دولت
ايران خاطر نشان نموده است كه دولت روس مراجعه ايران را به
شوراي امنيت يك حركت غيردوستانه تلقي خواهد
نمود.
سربازاني را كه دولت ايران بشهرهاي تخليه شده خراسان
فرستاده بود , به طهران بازخوانده است .
دوشنبه 27 اسفند
دكتر مجتهدي توسط دكتر نجمي از آقاي باكوچي وقت
گرفته بود كه راجع به ماليات بر درآمد آقاي حاجي ميرزاخليل
آقا مجتهد مذاكره بنماييم . ساعت هفت و نيم صبح رفتيم به
منزل آقاي باكوچي , در حالي كه باران ريزي مي باريد. كوچه ها
هم گل بود. درشكه پيدا نكرديم . با زحمت من و دكتر خود را به
مقصد رسانيديم .
آقاي حاجي زين العابدين رحيم زاده باكوچي منتظر بود. به
عمل آوردن تعارفات عاديه و صرف چايي معمولي چندان طول
نكشيد. بدون مقدمه طولاني مطلب را كه ظاهرا خودش حدس
زده و جواب آن را هم حاضر نموده پيش كشيدم و حرفهاي
قانوني كه درباره تعيين اين مبلغ از ماليات آقاي حاجي ميرزا
خليل آقا مجتهد اظهار مي نمودند , من هم به عرض آقاي
باكوچي رسانيدم . متاسفانه اظهار داشت كه وقت گذشته است و
راي كوميسيون كه داده شده است قطعي است . اگرچه اين
سفارش من از اين جهت كه مقصود اصلي از آن كه عبارت از
تخفيف مبلغ ماليات بود به عمل نيامد , ولي ملاقات با آقاي
باكوچي و به اصطلاح جديد , تاسيس تماس با وي ممكن است
كه خالي از فايده نباشد. مخصوصا وعده داد كه تخفيف كه
ممكن نيست , در مرحله وصول ماليات نيست به آقاي مجتهد
ارفاق بيشتري قائل بشود. روي هم رفته آقاي باكوچي آدم
بدمنصبي به نظر نمي آمد يا اينكه درباره ما مخصوصا اظهار
لطف نمود و با ادب رفتار كرد. سنش قريب شصت سال است بر
حسب ظاهر سيما.
راجع به اوضاع طهران , اخبار اراجيف شايع است . از جمله
مي گويند كه غير از لنكراني چند نفر ديگر از وكلا هم مقتول
شده اند. اسم هاي سرتيپ زاده و ملك مدني هم در آن ميان برده
شد. بازهم معروف شده است كه قسمت هايي از دواير دولتي به
اصفهان منتقل شده است . شايد خبر اولي تحريف خبر چند روز
پيش راديوي تركيه باشد كه گفته بود در ضمن اغتشاش اخير كه
منجر به قتل كسروي گرديد , چند نفر هم از نمايندگان مجلس
مجروح شدند. خبر دويمي هم شايد از اينجا چشمه گرفته باشد
كه براي جشن ورزش كه در اين نزديكي ها در اصفهان برپا خواهد
شد , رئيس دبيرخانه انجمن تربيت به اصفهان رفته است و اين
خبر اخير را راديوي طهران منتشر نمود. صحت و يا سقم اين
اخبار و اخبار مشابه آن بعدها بايد معلوم بشود. قدر مسلم آن
است كه اوضاع طهران در باطن مختل و غيرمستقر است . دليل
آن سكوت طهران است كه در مقابل اين همه ابراز توجه و دادن
اهميت كه از طرف دول معظمه درباره ايران معمول مي دارند و
اين قدر اخبار مختلف كه از نواحي مختلف در خصوص ايران
نشر مي شود , حفظ نموده است . تكذيبي هم كه وزير جنگ از
نسبت هاي خود به عمل آورده با آن كيفيت , خودبخود يك دليل
كافي براي نابجا بودن اوضاع سياسي در طهران مي باشد.
يكي از تجار باهوش و دنيا ديده تبريز كه دو سه روز است از
طهران مراجعت نموده است , با آقاي فروغ رئيس بانك ملي
صحبت مي نموده ضمنا گفته است كه وضع طهران بسيار بد است
و به اصطلاح خودماني كسي به كسي نيست . اشتغال عمده
اشخاص كه بايستي بيشتر از همه توجهشان به قضاياي اخيره
باشد عبارت از قمار است كه سخت شايع شده است . بازهم
همان شخص گفته است كه انفصال فوزيه ملكه از شاه در طهران
امر قطعي تلقي مي شود. چند دفعه در جرايد اين خبر منتشر شد
و از طرف دربار تكذيب نشد. دوباره در جرايد به اين عدم
تكذيب اشاره نمودند. باز دربار سكوت نمود. از آن طرف هم در
مصر مجلس جشني به مناسبت تولد شاه ايران منعقد بوده و
ملكه فوزيه در آن مجلس حاضر نشده است . از اين تحقيقات ,
تاجر مزبور استنتاج مي نمايد كه واقعا علاقه زوجيت مابين شاه
ايران و ملكه فوزيه منقطع شده است . حالا ادله تاجر مزبور
صحيح باشند يا نه , غيبت طولاني ملكه فوزيه از ايران كه نزديك
به يك سال است در مصر بسر مي برد , خود دليل اين است كه
روابط زوجيت بين شاه و ملكه به طور عادي و كما ينبغي استوار
نيست . در هر صورت رسيدن كار به اين جا چيزي نيست كه
بتوان آن را به اصطلاح جديد به كردي شاه نوشت . از تمام
كارهاي پهلوي فقط چند تا را مي توان شمرد كه مهم و عالي بوده
و از يك يا چند ملاحظه , مفيد به حال ايران باشد. وصلت با
خانواده سلطنتي مصر يكي از آن كارهايي است كه در زمان
پهلوي انجام يافت و يك اقدام عالي و علاوه بر آن هم براي
استحكام سلسله غاصب تاج و تخت وهم براي ازدياد روابط
ايران با ملل عربي و اسلامي بسيار مفيد بود. حالا با اين شكل كه
آن وصلت بخود گرفته است آن فوايد از بين مي رود يا به
مفاسدي از همين قبيل مبدل مي گردد. اساسا در اول كار در همان
اثناي جشن هاي عروسي در طهران پهلوي عدم لياقت خود را به
اين وصلت ثابت نمود تا حدي كه از مهمان هاي خود قهر كرده به
مازندران رفت . در خداحافظي مادر پادشاه مصر حاضر نبود.
جرايد مصر هم آن وقت مقالاتي بر عليه اين وصلت نوشتند.

|