بررسي كارنامه موسسات حوزوي ـ دانشگاهي در گفت و گو با
حجت الاسلام والمسلمين نجف لك زايي
بخش دوم و پاياني
هدف شما از وحدت چيست آيا وحدتي كه مد نظر شما
است ساختاري است يا نه
درباره رابطه حوزه و دانشگاه و اينكه بايد از نوع وحدت
باشد يا اتحاد
بحث هاي مختلفي شده است . بنده ترجيح
مي دهم از اصطلاحات هم گرايي استفاده كنم . بخاطر اينكه
وقتي مي گوئيم وحدت
همانطوري كه شما فرموديد
وحدت
ساختاري به ذهن مي آيد كه يعني تشكيلات حوزه و دانشگاه
در هم ادغام بشوند و يك سازمان بوجود بيايد. البته كساني
علاوه بر وحدت ساختاري
رويكردهاي ديگري را مطرح
كرده اند
بعضي از گروهها از وحدت اخلاقي
صحبت كرده اند
يعني گفتند حوزويان و دانشگاهيان
با تواضع در صحنه
برخوردهاي مختلف اجتماعي
با هم همكاري كنند و به هم
بدبين نباشند يا سوظن نسبت به همديگر نداشته باشند كه
البته توصيه خوبي است و اين تواضع غير از اينكه بين
حوزويان و دانشگاهيان صورت بگيرد بايد در هر شخصيت
علمي از هر پژوهشكده و مركز آموزشي و پژوهشي وجود
داشته باشد. اما روشن است كه اين موضوع تامين كننده
منظور نيست . بعضي وحدت روشي را پيش كشيده اند و
بعضي ها هم از وحدت معرفتي حرف زده اند. يعني گفته اند
پيش فرضهاي حوزويان و دانشگاهيان بايد مشترك باشد و يا
اين دو گروه بايد روحيه علمي داشته باشند يعني بي طرف و
غير جانبدارانه با مسائل علمي برخورد كنند. ولي ما
نمي توانيم حتي در دانشگاهها پيش فرضهاي مشترك پيدا
كنيم يا وقتي مابه درون حوزه نگاه كنيم در خود حوزه هم
وحدت معرفتي وجود ندارد اساسا اگر ما بگوييم اين دو نهاد با
هم وحدت معرفتي پيدا كنند اصلا باب علم بسته مي شود.
بعضي ها نيز از وحدت ايدئولوژيك صحبت كرده اند يعني
گفته اند كه حوزه و دانشگاه هر دو بر اساس دين اسلام
بينديشند. اين راه هم مشكلاتي را بوجود مي آورد بخاطر
اينكه تمامي دانشها ايدئولوژيك نيستند. مثلا دانشهايي كه
ما در حوزه علوم طبيعي داريم اين گونه نيستند و بسياري از
معرفتهايي كه در جهان غير از اسلام توليد شده مسلمانها
مي توانند از آنها استفاده كنند.
بعضي ها از وحدت عملي مي گويند. يعني دانشگاه راه
خودش را برود و حوزه نيز راه خودش را. ولي وقتي نوبت به
عرصه هاي عملي و و اجتماعي رسيد مثلا در مجلس يا در قوه
مجريه دور هم جمع شدند با هم كار بكنند و احساس جدايي
نكنند كه بر مي گردد به همان رويكرد اخلاقي البته يك مقدار
شفاف تر.
بعضي ها از وحدت راهبردي و استراتژيك صحبت كرده اند
و گفته اند كه حوزه و دانشگاه با هر سازمان و روشي كه دارند و
با هر پيش فرضي كه دارند در جهت ايجاد تمدن جديد
اسلامي با هم همكاري كنند.
به نظر من هر چه درون اين بحثهاي ريز مي شويم
مشكلات بيشتر خودنمايي مي كنند مثلا در باره وحدت
استراتژيك اين سئوال جدي است كه به چه طريقي اين
وحدت استراتژيك ايجاد مي شود و حوزه و دانشگاه چگونه
در مسير ايجاد تمدن اسلامي با يكديگر همكاري كنند لذا
من ترجيح مي دهم از اصطلاح هم گرايي استفاده كنيم تا اين
سئوالات بوجود نيايد. در تمام دنيا مخصوصا كشورهاي
پيشرفته اگر نگاه كنيم مي بينيم موسسات آموزشي متنوع و
متكثر فراواني وجود دارد اما اين موسسات با يكديگر اين
مشكلات را ندارند بخاطر اينكه علم وحدت پذير نيست .
علوم مختلف و دانشگاههاي مختلف داريم . انسانها نيز
علائق مختلفي دارند و در جامعه هم نيازهاي مختلفي وجود
دارد. هر انساني با توجه به علاقه اي كه دارد وارد يك رشته و
حوزه اي مي شود كه بخشي از نيازهاي جامعه را تامين كند.
وقتي آمديم نظام اسلامي را ايجاد كرديم هم حوزه در خدمت
نظام اسلامي است و هم دانشگاه . مثل اينكه در رابطه با
دانشگاه بحث مي شود كه دانشگاههاي دولتي با دانشگاههاي
آزاد چه نسبتي دارند. يعني وقتي دو سازمان شد فورا اين
سئوال پيش مي آيد كه اين دو سازمان چه نسبتي با هم دارند.
من گمان مي كنم ما نبايد نسبت اين دو يا سه سازمان را با هم
بسنجيم بلكه بايد نسبت اين سازمانها را با نظام اسلامي
بسنجيم . هم حوزه در خدمت برآورده كردن نيازهاي نظام
اسلامي و دين اسلام است . و هم دانشگاه در خدمت نيازهاي
نظام اسلامي
چه دانشگاه دولتي و چه دانشگاه آزاد. اما در
بخش حوزه يك وظيفه بيشتري وجود دارد و آن اينكه حوزه
غير از آن كه نيازهاي نظام اسلامي را برطرف مي كند موظف
است
نيازهاي ديني مسلمانان بلكه انسانها را تامين كند.
وظيفه هدايت ديني مردم بر عهده حوزه مي باشد كه بايد
خوب انجام بدهد. بنابراين من معتقدم اگر از وحدت صحبت
بشود خواه ناخواه اين سئوال هم پيش مي آيد كه فوائد و
معايب آن چيست . اما اگر از همگرايي صحبت بشود. اين
همگرايي مي تواند در اهداف خودش را نشان بدهد
مثل
ساختن تمدن اسلامي يا همكاري در جامعه يا در مباحث
اخلاقي و...
احساس نمي كنيد لفظ همگرايي چندان شفاف نيست .
يعني همگرايي در چه چيزي منظور شما است آيا همگرايي
مثبت است يا خير و درچه سطحي مطرح است . به نظر شما آيا
دانشگاهي كردن حوزه ها به اين شكلي كه الان رواج پيدا كرده
يعني ايجاد مجمع الجزاير مختلف در حوزه يك امر مثبت
است يا خير
من مايلم قبل از اينكه اين سئوال را جواب بدهم يكي از
پيش فرضهاي خودم را توضيح بدهم . پيش فرضي كه وجود
دارد اين است كه حوزه مي خواهد مستقل از دانشگاه بماند و
حتي مستقل از دولت باشد يعني بعد از انقلاب همواره اين
سئوال مطرح بود كه آيا حوزه مي خواهد دولتي بشود يا نه
پاسخي كه هم حوزويان به اين سئوال دادند و هم دولتيان و
حضرت امام (ره ) اين بود كه حوزه هابايد هم چنان استقلال
خودشان را حفظ كنند وقتي اين پيش فرض را داريم يعني
حوزه يك نهادي است مستقل از دولت بنابراين نمي تواند در
دانشگاه ادغام بشود از طرف ديگر دانشگاه هم يك نهاد
مستقل است . وقتي ما قبول كرديم كه اينها دو نهاد مستقل
باشند پس وحدتي را كه ما مي گوييم چه نوع وحدتي است
اينجاست كه من مي گويم همگرايي باشد. همگرايي جائي
مطرح مي شود كه ما دو سازمان و نهاد داريم و مي گوئيم اين دو
نهاد با هم همكاري مي كنند يا اينكه از همديگر فرار مي كنند.
من مي گويم در پيشينه حوزه و دانشگاه قبل از انقلاب تعارض
وجود داشت زيرا هم در دانشگاه كساني بودند كه دانشگاه را
مقابل و مخالف حوزه مي ديدند و هم در حوزه كساني بودند كه
دانشگاه را در مقابل خودشان مي ديدند. اما بعد از انقلاب
ديگر چنين چيزي معني ندارد. الان با يكديگر همكاري
مي كنند. البته جاهايي كه زمينه همكاري وجود داشته باشد
مثلا حوزه وارد مسائل فيزيك و شيمي و علوم طبيعي
نمي شود بنابر اين زمينه همكاري هم وجود ندارد اما در
قسمت علوم انساني كه وظيفه حوزه ها است حوزه مي تواند با
دانشگاهها همكاري كند. گمان من اين است كه مفهوم
همگرايي مساله را يك مقدار روشنتر مي كند و با
پيش فرضهاي ما بيشتر سازگار است .
اما مجمع الجزاير دانشگاهي كه فرموديد باز اين دقيقا به
همان خاطر است كه حوزه استقلالش را از دست ندهد لذا
نمي توانست به دانشگاههاي دولتي تبديل بشود ولي از طرفي
حوزه ها براي اينكه به خلاهايي كه وجود داشت و به
پرسشهايي كه فرارويشان بود پاسخ بدهند
ناگزير شدند
علوم جديد بخصوص علوم انساني جديد را بشناسند. لذا
براي فرا گرفتن علوم انساني دو راه در پيش بود يا اينكه
طلبه ها وارد دانشگاهها مي شدندكه دانشگاهها بدين منظور
برنامه ريزي نكرده بودند بلكه برنامه هاي خود را اجرا
مي كردند و اين ممكن بود به درسهاي حوزوي طلاب آسيب
برسد. راه ديگر اين بود كه موسساتي دانشگاهي براي تامين
اين اهداف در دل حوزه تاسيس گردد كه شد و در اين
موسسات و مراكز دانشگاهي كه در درون حوزه طراحي شد
اين مسائل پيش بيني شده است . بطوري كه طلبه ها در كنار
درسهاي دانشگاهي به درس هاي حوزوي هم
برسند.
گمان مي كنم تعبير مجمع الجزاير دانشگاهي را بايد با
تسامح پذيرفت بخاطر اينكه واقعا اينها جزيره نيستند يعني
در يك تبادل علمي و رفت و آمد دائمي با حوزه قرار دارند و
قوانين حوزه براي آنها اصل است . هدف از تاسيس اين مراكز
اين بود كه احساس كرده اند طلبه ها يك سري آموزشها و
دانشها را بايد بياموزند تا بتوانند كارآيي بيشتري داشته
باشند. لذا اين مراكز خودشان را جداي از حوزه نمي دانند
بلكه خود را زير مجموعه حوزه مي بينند و به همين خاطر فقط
طلبه پذيرش مي كنند. به عنوان مثال اهدافي كه براي
دانشگاه باقرالعلوم (ع ) ذكر شده از اين قبيل است :
1 ـ رشد و تعالي در زمينه علوم انساني
اسلامي
ارتقاي
آگاهيهاي علمي
پرورش قدرت ابداع
روح تتبع و تحقيق و
كارآيي در جامعه اسلامي ايران .
2 ـ تربيت نيروي انساني متخصص با توجه به نيازهاي
عيني جامعه اسلامي ايران .
3 ـ فراهم آوردن زمينه ها و امكانات آموزشي و تحقيق در
زمينه مسائل علوم انساني اسلامي و ديني در حوزه هاي
علميه .
كه اين اهداف آن نكاتي را كه قبلا گفتم تاكيد و تاييد
مي كند. البته اينها اهداف دراز مدت هستند. خاصيت كارهاي
فرهنگي اين است كه ثمره اش در بلند مدت آشكار مي شود و
آن مسائلي كه در كوتاه مدت يا در ميان مدت خود را نشان
مي دهد بيشتر كارهاي جنبي و فرعي مي باشد.
اگر برمجمع الجزاير دانشگاهي توافق بكنيم ! به نظر
شما بهتر نيست دانشگاههايي كه در سطح حوزه علميه قم
وجود دارند
دچار يك بازسازي يا همگرايي بشوند و يا اصولا
چه اشكالي دارد كه وحدت ساختاري داشته باشند در قالب
يك دانشگاه بزرگ علوم انساني ـ اسلامي
پاسخ اين سئوال منوط به روشن كردن اين نكته است
كه آيا براي گسترش علم و توليد دانش و حدت مراكز علمي را
مفيد مي دانيم يا مضر. به نظر من درعرصه توليد
توزيع و
مصرف علم ودانش
وحدت مفيد نيست بخاطر اينكه اين
وحدت باعث مي شود كه يك سليقه و يك نظريه غالب گردد و
به مسائل و خلاها نيز نگاههاي متعارف نشود. در حالي كه در
توليد دانش هر چه مراكز متعدد و متنوع باشند و از اختيارات
بيشتري برخوردار باشند
چون با نيروهاي فرهيخته و آگاه
روبرو هستند
مفيدتر خواهد بود. وحدت ساختاري را در
جايي بايد توصيه بكنيم كه با نيروهاي آگاه و متخصص روبرو
نباشيم اما در جاهايي كه با نيروهاي آگاه و فرهيخته مواجه
هستيم
مراكز مختلف بخصوص در عرصه علم مفيد است . در
دنيا نيز به همين صورت است .
در پيشينه حوزه و دانشگاه قبل از انقلاب تعارض
وجود داشت زيرا هم در دانشگاه كساني بودند كه
دانشگاه را مقابل و مخالف حوزه مي ديدند و هم در
حوزه كساني بودند كه دانشگاه را در مقابل
خودشان مي ديدند. اما بعد از انقلاب ديگر چنين
چيزي معني ندارد.

*****
نرم افزارها و پايگاههاي اسلامي (4 )
|
كتابخانه اصول فقه
اين اثر اولين كتابخانه اصول است كه شامل 75 عنوان كتاب
در 176 جلد از 51 نويسنده معتبر مي باشد .
اين برنامه داراي :
1 ـ نمايش متون :
1 ـ از طريق فهرست درختي كتاب ها 2 ـ نام كتاب ها 3 ـ
نام مولفين
ب ـ كتابنامه :
در اين قسمت اطلاعات اجمالي پيرامون كتاب و مولف آن
را ملاحظه خواهيد كرد.
ج ) آوردن عبارتهاي شعري در قالب شعر
هـ) انتقال پاورقي به جايگاه مناسب .
. ] BOOK MARK [و) نشانه گذاري
. ] INDEX [ز) نمايه گذاري بر متن
. ] GLOSS [ح )حاشيه نويسي
ط ) رنگي كردن متن منتخب
ي ) تقسيم بندي متون
ت ) تغيير واحد نمايش
ل ) حاكم كردن فهرست يك كتاب .
م ) تطبيق متقابل متن با فهرست .
ن ) افزايش قابليت هاي حركت در فهرست درختي .
2 ـ شرح و متن
از قابليت هاي بسيار مهمي كه براي بار اول در اين برنامه
گنجانده شده است پيوند يا لينك كردن بين شرح و متن
مي باشد.
كتابهايي كه بين متن و شروح آنها پيوند داده شده است
عبارتند از :
1 ـ « كفايه الاصول » با 9 شرح
2 ـ « فرائدالاصول » با 6 شرح
3 ـ « معالم الدين » با 3 شرح
4 ـ « قوانين الاصول » با 1 شرح
5 ـ « دررالفوائد للحائري » با 1 شرح
قابل ذكر است كه علاوه بر اين شروح
پاورقي ها نيز در
متن كتاب آورده شده اند.
3 ـ جستجو
جستجو مشتمل بر دو قسمت است : 1 ـ جستجو در متن
2 ـ جستجو در فهرست قابليتهاي جستجو در متن .
الف ) جستجوي تك واژه :
محقق مي تواند كلمه دلخواه خود را در خط و روي كلمه
بنويسد و جستجو كند.
ب ) انواع جستجوي تركيبي
محقق مي تواند در اين قسمت انواع جستجو تركيبي يا
عبارت يا تك واژه به صورت دقيق يا غير دقيق انجام
دهد.
قابليت هاي ديگر جستجو :
الف ) قرار گرفتن جواب جستجو در معرض ديد كاربر
ب ) امكان محدود كردن جستجو به كتب يا جلدهاي
خاصي از يك كتاب
4 ـ اصطلاحات اصولي :
براي آشنايي كاربر با اصطلاحات اصولي
كتاب
« اصطلاحات الاصول » تاليف آيت الله مشكيني در ا ين برنامه
به ترتيب حروف الفبايي آورده شده است تا محقق بتواند
سريع به اصطلاحات اصولي دست يابد و از آنها بهره ببرد.
بايد يادآور شد كه ياد داشت
چاپ
راهنما و اطلاعات
جانبي برنامه بخش هاي ديگر اين نرم افزار را تشكيل مي دهد.
« كاري از مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي »

*****
يك جرعه حكمت (9 )
دانش
تكرار
حفظ
|
جواد محدثي
امام علي (ع ) فرمود :
من اكثر مدارسه العلم
لم ينس ما علم
و استفاد ما لم يعلم .
هر كس بازخواني و بررسي دانش را زياد انجام دهد
آنچه
آموخته
فراموشش نمي شود و آنچه را ندانسته
بهره
مي گيرد.
(غرر الحكم
حديث 8916 )
ث ث ث
از دير باز گفته اند كه : درس يك بار تكرار هزار بار.
اين يكي از رموز كاميابي در آموختن دانش و به خاطر سپرده
آموخته ها و بهره وري از علوم است .
از آفت هاي علم
« فراموشي » است .
بسياري از آنچه از راه خواندن و آموختن
به صورت كتبي و
شفاهي فرا مي گيريم
در معرض زدوده شدن از صفحه ذهن و
بايگاني حافظه است . بسياري نيز از اين نكته گله دارند كه از
آنچه مي خوانيم و مي شنويم و مي آموزيم
چيزي چندان در ذهن
ما باقي نمي ماند و با مرور زمان
از ياد مي رود.
چاره چيست راه ماندگار سازي دانسته ها كدام
است
خود شما نيز قطعا دريافته ايد كه اگر آنچه را مي شنويد
يا
مطلبي را كه مي خوانيد
يا خاطره و حكايتي را كه در ذهن داريد
يا آيه و حديث و شعر و لغتي را كه حفظ كرده ايد
وقتي براي
ديگران بازگو مي كنيد
در ذهنتان نقش مي بندد و ديرتر از يادتان
مي رود.
اين
يعني تاثير بازگويي و مرور و تكرار
در تثبيت ذهني
علوم و آموخته ها.
آنچه در حديث
با عنوان « مدارسه » يادشده است
همين
بازخواني و مرور مجدد و درس و بحث و گفتگو پيرامون مباحث
علمي است .
نخستين ثمره آن
مصونيت از « فراموش شدن معلومات »
است .
ثمره ديگرش
روشن شدن مجهولات و نادانسته ها!
اين حقيقت نيز براي شما روشن و تجربي است كه از رهگذر
بحث و گفتگوهاي علمي و مباحثات درسي
زواياي پنهان
موضوع
براي انسان آشكار مي شود و بخش هاي مبهم و فهميده
نشده آنها
روشن مي گردد.
اگر دانش
گذرگاهي براي كشف مجهولات است
يكي هم به
همين صورت است و با مبنا قرار دادن « دانسته ها »
مي توان
« مجهولات » را حل كرد و برطرف ساخت .
پيش شرط تحقق اين دو هدف
يعني « حفظ معلومات » و
« رفع مجهولات »
داشتن صبر و حوصله براي تكرار و درس و
بازخواني و گفتگوي علمي است .
و... كدام هدف است كه بي صبر و شكيبايي و تحمل
به
دست آيد !

*****
ماهنامه دانشجويي « پرسمان »
|
جديدترين شماره ماهنامه دانشجويي « پرسمان » با
موضوعات متنوع فرهنگي و اجتماعي منتشر شد. « راه ديگري
هست
يعني آرام گرفتن »
« پيشگيري از افسردگي با نماز صبح »
« زندگي را در تبلوري رنگارنگ مي يابم »
« دجال و آخرالزمان »
« دانشجويان و مساله ازدواج »
« شادماني به كسي هديه
نمي شود » و « خاطرات دانشجويي » از جمله مطالب متنوع شماره
آذر ماه مي باشد.
« پرسمان » ويژه نامه اين ماه را به بهانه گراميداشت روز
دانشجو به « حرفاي خودموني » اختصاص داد كه « روشنفكري
ودموكراسي » و « دانشجو در دنياي امروز » از مطالب خواندني اين
ويژه نامه است .
« براي كسي بمير كه برايت تب كند » عنوان يكي از مقالات
اين شماره است كه به قلم نويسنده توانا جواد محدثي به رشته
تحرير درآمده است . در بخشي از اين مقاله مي خوانيم : « اگر
« دوست يابي » و « نفوذ در دل ها » را هنر به شمار آورده اند. چندان
هم بي حساب نيست . مهرورزي به ديگران
آميخته به ايثار و از
خود گذشتگي و نديدن « خود » و برگزيدن « ديگري » است . آنكه
اسير « خودخواهي » است
نمي تواند دوست دار ديگران باشد. در
نتيجه خود خواهان مغرور و خود پسندان متكبر
از راه يابي به
دل مردم محرومند و از چشيدن شهد محبوبيت ناكام »

| | | |