روزنامه جمهوري اسلامي 25/09/1382 صفحه عقيدتي
*****
از التقاط فكري تا ابتذال فرهنگي




  • سيطره مرگبار كليساي قرون وسطي بر جوامع اروپايي كه زشت ترين جلوه و نمودهاي آن عبارت بود از محكمه هاي انگيزيسيون يا تفتيش عقايد به منظور محاكمه اهل علم و دانش و عناد و مخالفت با پيشرفت علوم و فنون « رنسانس » را كه يك حركت علمي و اجتماعي عليه كليسا و رهبران و قدرتمندان مذهبي اين دستگاه مخوف تحريف كننده مسيحيت و خارج كننده « دين » از مسير صحيح الهي محسوب مي شد به ارمغان آورد.
    رنسانس در اروپا جنبش هايي را در دل خود پروراند و به ظهور و بروز رساند كه « لائيسيسم » يكي از آنهاست .
    لائيسيسم در مخالفت و مبارزه با كليساي قرون وسطي و به منظور نفي كامل « دين كليسايي » كه همان مسيحيت تحريف شده و آميخته با خرافات و تعاليم ضد « عقل » و « علم » و « آزادي » بود بنيان نهاده شد و به مرور رشد كرد و در كشورهاي در تنگنا و رنج قرار گرفته آن روز اروپا بال و پرگرفت و گسترش يافت .
    لائيسيسم در ارتباط با « دين » و « دولت » آموزه هايي دارد كه محور اصلي آن عبارت است از « بي تفاوتي دولت نسبت به « دين » . اين آموزه نهادهاي اجتماعي و سياسي لائيك را موظف مي سازد كه به جداسازي دين از دولت اهتمام ورزند و به همه اديان و مذاهب نگرشي مساوي و برابر داشته باشند و با اعتقاد به پلوراليسم ديني و آزادي انتخاب اديان برهرچه كه مي گذرد چشم فرو بخوابانند و افراد را در هيچ گرايش باطل و خلاف عقل و انسانيت نهي نكنند همچنان كه آنان را در پذيرش حق و پايبندي و عمل به ارزشهاي الهي و انساني دعوت و ترغيب نمي كنند!
    از ديدگاه لائيسيسم هر دولتي بايد نسبت به مقولاتي چون دين اعتقادات ارزشها خير وشر افساد و اصلاح راهيابي و گمراهي « بي تفاوت » باشد و در بازار « عرضه و تقاضا » در عرصه هاي فرهنگ و هنر هيچ دخالتي نكند و كنترل و نظارت بر توليد فيلم و كتاب و مجله و روزنامه و ساير كالاهاي فرهنگي را روا و جايز نداند.
    آموزه هاي اين جنبش فكري و اجتماعي و سياسي به مرور زمان از مرزهاي جوامع و كشورهاي اروپايي گذشت و به جهان سوم به ويژه كشورهاي مسلمان راه يافت . در اين جوامع و كشورها جريانهاي روشنفكري لائيك وابسته به غرب با نامها و مشرب هاي مختلف ـ كه همه آنها به آبشخور فرهنگ و تفكر غرب متصل مي شوند ـ چهره نمودند و با حرارت و اشتياق تمام به نشر و ترويج آموزه ها و افكار و ديدگاههاي مبتني بر لائيسيسم اهتمام ورزيدند.
    جريان هاي معتقد به مباني لائيك در مقاطع زماني پيش از انقلاب و پس از پيروزي انقلاب تاكنون در عرصه هاي فرهنگ و سياست فعال بوده اند.
    متاسفانه لايه هايي از اين جريان منحط در بعضي از دستگاهها و تشكيلات دولتهاي پس از انقلاب رخنه كردند و با به دست آوردن مناصب كليدي و با پنهان داشتن عقايد اصلي خود در مخالفت و عناد با اصل « دين » ـ كه با ظاهرسازي ها و چهره هاي موجه و موافق اسلام به خودگرفتن و در دل برخي از مسئولان راه يافتن و با دلسوزي هاي فريبكارانه آنان را پل عبور خودساختن و به اهداف غرب گرايانه خود دست يافتن همراه بوده و هست ـ به فرهنگ اين مرزوبوم ضربه هاي سخت و مهلك وارد كرده اند.
    اگر مي بينيم در عرصه « مطبوعات » يك سيل بنيان كن عليه همه مباني ديني و قوانين و احكام اسلام و ارزشها و هنجارهاي الهي به راه مي افتد و آگاهانه و تعمدانه آموزه هاي قرآني را به زير سئوال مي برد و حكومت ديني را نفي مي كند و به ساحت شخصيت والاي پيامبر اكرم (ص ) و ائمه هدي (ع ) اهانت مي نمايد و پس از مواجهات قانوني با مسببان اصلي اين حركتهاي مخرب و ضدحرمت آزادي و عزت و شرف فريادهاي عناصر معتقد به آنارشيسم فرهنگي ناشي از آموزه هاي لائيسيسم بلند مي شود علت اصلي را بايد رخنه لايه هاي اين جريان وابسته به غرب در دستگاههاي فرهنگي دانست .
    اگر مشاهده مي كنيم صنعت فيلم و سينماي ما آنگونه كه شايسته است در مسير اعتلاي يك جامعه پويا و بانشاط اسلامي به حركت در نيامده و از طرفي برخي از آثار توليد شده آن به كم رنگ كردن ارزشهاي اصيل اجتماعي و هتك منزلت والاي زنان و استفاده هاي ابزاري و دون شخصيت انساني آنان مي پردازد و از سويي ديگر مباني نظام و حكومت ديني را به زير سئوال مي برد و در ميدان مسابقه براي توليد آثار مبتذل فرهنگي و ملعبه قراردادن موضوعاتي چون « عشق » رقابت هاي سخت و بدون مهار تداوم مي يابد تفكر حاكم بر بعضي از اين مجموعه ها را بايد با آموزه هاي لائيسيسم پيوند بزنيم .
    همچنين اگر مي بينيم كه بربازار « نشر كتاب » نظارت و كنترل صحيح و قانونمندي حاكم نمي شود و هرج ومرج چنان يكه تازي و ميدان داري مي كند كه كتاب هايي به جامعه راه مي يابند كه علنا و آشكارا به مقدسات اسلامي توهين مي كنند و روابط نامشروع جنسي بين زنان و مردان را با ارائه زشت ترين و هتاكانه ترين واژه ها و عبارات كه قلم از بيان آنها شرم دارد تشريح مي نمايند و بسترساز فساد جنسي جوانان اين مرزوبوم مي شوند به طور طبيعي علت اوليه را بايد در نفوذ جريان فكري و روشنفكرنماي لائيك در تاروپود دستگاههاي فرهنگي اين كشور جستجو نمود كه همه چيز را در چنبره مطامع سياسي خود به محاصره در آورده اند و همه راهها را به پذيرش سلطه فرهنگي و سياسي غرب و آمريكا ختم مي نمايند.
    لائيسيسم كه تفكر معتقد به بي تفاوتي و بي طرفي « دولت » در عقايد و اخلاق و ارزشها و راه وبيراهه ها و حق و باطل ها در جامعه انساني مي باشد توسط جريان هاي فكري لائيك در جامعه ما تبليغ و ترويج مي شود و با يك پشتوانه نيرومندي كه در دستگاههاي فرهنگي و هنري كشور از آموزه ها و خط مشي و تاكتيك هاي خود به وجود آورده است مشكلات فراواني را در سه عرصه مهم و تاثيرگذار و پيوند خورده با « هدايت » يا « شقاوت » انسان يعني « كتاب » « مطبوعات » و « فيلم و سينما » ايجاد كرده است .
    اين جريان وعناصر وابسته به آن معتقدند كه « دولت » نبايد در بازار عرضه و تقاضاي عقايد و فرهنگ و اخلاق و ارزشها كه در قالب مجله و روزنامه و كتاب و شعر و داستان و فيلم به توده هاي مردم عرضه مي شود « نظارت » داشته باشد و از ابزارهاي « كنترل » و « هدايت » بهره برداري نمايد و در برابر « حق » و « باطل » ها و « خير » و « شر » ها و « صلاح » و « فساد » و « تباهي » هاي به وجود آمده در اين كالاهاي فرهنگي « حساسيت » نشان دهد و احساس « مسئوليت » نمايد و به « ارشاد » و « هدايت » نظر داشته باشد و « درست » و « نادرست » و « صدق » و « كذب » را از هم مشخص نمايد! همچنين معتقدند دولت موظف نيست از آثاري كه به انحطاط فكري و عقيدتي و اخلاقي افراد جامعه كمك مي كند جلوگيري به عمل آورد و مانع نشر و ترويج آنها در جامعه شود چرا كه اين كار با پلوراليسم فرهنگي و ديني منافات دارد و از آزادي تعدد اديان و مذاهب و تبليغ و ترويج افكار و انديشه ها و تعاليم آنها ـ اگرچه باطل و منحط و خلاف حقيقت باشد ـ جلوگيري مي كند!
    از شگفتي هاي بزرگ روزگار ما اين است كه چنين افكاري از كساني صادر مي شود كه در « حكومت اسلامي » و « جامعه ديني » و « دولت » و « مجلس » و « دستگاه » هايي به كار و تلاش اشتغال دارند كه همه بايد براساس آموزه هاي ديني و تعاليم و قوانين اسلامي عمل نمايند و راههاي هدايت معنوي و ارتقا و اعتلاي فرهنگ و معارف اسلامي را هموار نمايند. و همه بيراهه هاي منتهي به انحطاط فكري و عقيدتي و فساد اخلاقي را مسدود نمايند!
    در تشكيلات و دستگاههاي حكومت ديني و دولت اسلامي حضور داشتن و فعاليت كردن و در عين حال برخلاف مباني نظام اسلامي و تعاليم و قوانين ديني عمل كردن چه توجيهي جز غفلت و سهل انگاري يا تعمد و حركت آگاهانه درباره نفوذ جريان ها و عناصر ناسالم فكري و سياسي در پيكره حكومت و دولت اسلامي دارد !
    برخلاف تصور اين ديدگاههاي غرب گرايانه « هدايت » از موضوعات اساسي قرآن كريم و از اهداف بنيادين و محوري تعاليم مقدس اسلام مي باشد و هدف از انزال كتاب و ارسال پيامبر اكرم (ص ) همانا هدايت و ارشاد انسان به چشمه سارهاي زلال حقيقت ديني و بازداشتن او از سقوط در منجلاب هاي فساد و سرگرداني و تباهي و جهل و جمود مي باشد.
    خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد :
    « ان هدا القرآن يهدي للتي هي اقوم » (1 )
    « همانا اين قرآن شريف بشر را به استوارترين راه سعادت راهنمايي و هدايت مي نمايد. »
    در قرآن كريم به صراحت تمام « صراط مستقيم الهي » به عنوان تنها راه نجات و سعادت و رستگاري معرفي مي شود و از رهسپردن در بيراهه هاي گمراهي و تفرقه و تحير نهي مي گردد :
    « ان هذا صراطي مستقيما فاتبعوه و لاتتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله » (2 )
    « اين است صراط مستقيم من از اين راه برويد و در بيراهه ها كه مايه تفرق و پراكندگي است گام ننهيد » .
    مي بينيم كه براساس اين دو آيه شريفه اولا « هدايت » و « ارشاد » يك « اصل » « قانون » و « واجب الهي » است و فلسفه وجودي « قرآن » و « وحي » و « دين » و « رسالت » بدين وسيله معني و مفهوم پيدا مي كند و اگر غير از اين بود ضرورتي به نزول وحي و احكام و قوانين الهي توسط نبي اكرم (ص ) باقي نمي ماند و مجموعه آموزه ها تعاليم ارزشها و هنجارهاي اسلامي عينيت نمي يافت .
    ثانيا در همه عصرها و نسل ها بايد ارشاد و هدايت انسان به صراط مستقيم الهي كه مجموعه احكام و قوانين و تعاليم اسلامي راهنماي حركت در اين راه پاك و الهي است به عنوان يك اصل و تكليف و مسئوليت به ظهور و عينيت برسد و به هيچ وجه و در هيچ شرايطي اين وظيفه حياتي به ضعف و غفلت و تعطيلي نگرايد.
    قرآن كريم به صراحت و روشني درباره وظيفه و مسئوليت هدايت و ارشاد توده هاي مردم به صراط مستقيم حق و عمل به « نيكي » ها و اجتناب از « ناپاكي » ها چنين مي فرمايد :
    « ولتكن منكم امه يدعون الي الخير و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون » (3 )
    « بايد همواره گروهي از شما باشند كه ديگران را به امور پسنديده دعوت كرده و به انجام نيكي ها امر نمايند و از ارتكاب اعمال بد و ناشايست باز دارند و آنان از رستگاران مي باشند. »
    به طور طبيعي كساني قادرند به مسئوليت سنگين هدايت و امر به معروف و نهي از منكر در جامعه اهتمام ورزند كه از شناخت و آگاهي هاي لازم نسبت به فرهنگ و تفكر اسلامي و تعاليم و قوانين و ارزشهاي الهي برخوردار باشند تا عامران به معروف و ارزشهاي الهي محسوب شوند. و نيز بايد به مهالك و بيراهه هاي مختلف فكري و فرهنگي و عقيدتي و اخلاقي و سياسي و اجتماعي وقوف و بينش هاي كافي را كسب نموده و صلاحيت هاي لازم را براي نفي و نهي و روشنگري به دست آورده باشند.
    عالمان و انديشمندان ديني نويسندگان و پژوهشگران و هنرمندان و فرهيختگان دين پژوه و بصير و آگاه نسبت به جامعيت معارف اسلامي متوليان فرهنگي در دستگاههاي دولتي از جمله افراد و عناصري هستند كه مخاطبان آيه شريفه مزبور مي باشند و بايد در عرصه هاي مختلف فرهنگي و اجتماعي و سياسي به گشودن راه و روشهاي نيل به حقيقت دين و مسدود ساختن مهالك و بيراهه هاي تباهي آفرين اهتمام ورزند.
    اكنون پرسش اساسي از صاحبان تفكر غلط بي طرفي و بي تفاوتي دولت در بازار عرضه و تقاضاي كالاهاي عقيدتي و فكري و فرهنگي و خودداري از هرگونه هدايت و ارشاد و راهنمايي و رها ساختن توده هاي مردم در برابر فسادها و گمراهي ها و انديشه و تفكرات انحطاط آفرين اين است كه وظيفه و مسئوليت سنگين هدايت و امر به معروف و نهي از منكر ـ كه قرآن كريم در آيات مختلف به صراحت به آن فرمان مي دهدـ به عهده چه كساني گذاشته شده است
    آيا در حكومت ديني و نظام سياسي مبتني بر تعاليم و قوانين اسلام و در جامعه اي كه براساس دين و دين باوري و ارزشها و هنجارهاي الهي بنيان نهاده شده است مي توان نسبت به « حق » و « باطل » و « راه » و « بيراهه » ها بي طرف و بي اعتنا بود
    آيا « دولت اسلامي » نبايد به وسيله وزارتخانه ها و دستگاهها و بودجه هاي كلاني كه به امر « فرهنگ » و « ارشاد » اختصاص داده است بر بازار عرضه و تقاضاي كالاهاي فرهنگي « نظارت » كند و با ابتذال و تباهي و فساد گستري هاي فكري و جنسي كه اساس و بنيان جامعه را با خطر هدم و نابودي مواجه مي سازد مقابله نمايد !
    راستي ما به كجا مي رويم
    اين كژراهه ها و برداشت هاي غرب گرايانه كه ريشه در مكتب هاي فلسفي و اجتماعي و سياسي « غرب » دوانده است چه همخواني و قرابت و پيوندي با آموزه هاي ديني و قوانين حياتبخش و زندگي ساز اسلام دارد !
    چه نسبتي ميان مسيحيت تحريف شده و خرافه گرا و دستگاههاي مذهبي كليسا با اسلام جامع و علم پرور و خردگرا و حوزه هاي علميه وفقها و عالمان فرهيخته ما وجود دارد كه برداشت هاي سطحي و سخيفه و مسيحيت گرايانه دنياي غرب را به « اسلام » تعميم مي دهيد و بر آن اساس در دستگاههاي « دولت اسلامي » بر اريكه هاي قدرت تكيه مي كنيد و با اهرمها و ابزارها و امكانات دولتي به چهره اسلام چنگ مي زنيد !
    تا چه وقت مي توان بانام اسلام به اسلام ضربه زد
    تاكي مي توان به اسلام از دريچه آموزه هاي غربي نگريست و در اين مرداب « التقاط فكري » و منجلاب « ابتذال فرهنگي » به توليد مفاهيم و ديدگاههاي نافي حقيقت دين پرداخت
    آيا هنوز وقت آن نرسيده است كه مردم مسلمان ما كه با بازگشت به خويشتن اسلامي خويش وبا جهاد و مبارزه خستگي ناپذير و قهرمانانه خود از درياي خون گذشتند تا به ساحل نجات رسيدند شاهد و ناظر باشند كه بودجه و امكانات بيت المال كه در مراكز فرهنگي رسمي كشور جمع آمده است در مسير هتك ارزشهاي ديني و اشاعه ابتذال و بي هويتي و فساد فكري و جنسي هزينه نمي شود
    چه كسي بايد به اين پرسش ها پاسخ گويد و به جاي « توجيه » و « پرخاش » و « نفي مسئوليت از خود » و « فضاسازي » و « غوغا سالاري » واقعيت هاي تلخ و ناگوار و عملكردهاي تباهي آفرين و اشتباهات فاحش را پذيرا گردد و براي اصلاح و سامان دهي اين آشفتگي ها و هرج و مرج هاي فكري و فرهنگي قيام كند

    پاورقي :
    1 ـ قرآن كريم سوره اسرا آيه 9
    2 ـ سوره انعام آيه 153
    3 ـ سوره آل عمران آيه 104
    آموزه هاي لائيسيسم با تكيه بر پلوراليسم ديني بر هرچه كه مي گذرد چشم فرو مي خواباند و افراد را در هيچ گرايش باطل و خلاف عقل و انسانيت نهي نمي كند همچنان كه آنان را در پذيرش حق و پايبندي و عمل به ارزشهاي الهي و انساني دعوت و ترغيب نمي نمايد!
    لائيسيم كه تفكر معتقد به بي تفاوتي و بي طرفي « دولت » در عقايد و اخلاق و ارزشها و راه و بيراهه و حق و باطل مي باشد در جامعه امروز ما مشكلات فراواني را در سه عرصه مهم و تاثيرگذار و پيوند خورده با « هدايت » يا « شقاوت » انسان يعني « كتاب » « مطبوعات » و « فيلم و سينما » ايجاد كرده است .
    برخلاف ديدگاههاي غرب گرايانه « هدايت » از موضوعات اساسي قرآن كريم و از اهداف بنيادين و محوري تعاليم مقدس اسلام مي باشد و هدف از انزال كتاب و ارسال پيامبر اكرم (ص ) همانا هدايت و ارشاد انسان به چشم سارهاي زلال حقيقت ديني و بازداشتن او از سقوط در منجلاب هاي فساد و سرگرداني و تباهي و جهل و جمود مي باشد.