روزنامه جمهوري اسلامي 23/09/1382 صفحه سرمقاله
*****
لويه جرگه و سرنوشت افغانستان


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    افغانستان روزهاي سرنوشت سازي را پشت سر ميگذارد. قرار است از امروز به مدت 10 روز مجمع بزرگ ريش سفيدان كه به « لويه جرگه » معروف است به بررسي پيش نويس قانون اساسي جديد افغانستان بپردازد و در نهايت آنرا تصويب كند.
    اين موضوع از دو نظر حائز اهميت است يكي خود ملت افغان كه بعد از يك دوره طولاني مبارزه و جهاد عليه الحاد و استعمار و تجاوز خارجي اكنون قرار است صاحب يك نظام حكومتي دلخواه باشد. اين نظام فقط درصورتي كه متناسب با فرهنگ سنت ها اعتقادات ديني و مطالبات ملي مردم افغان باشد ميتواند خواسته ملت را برآورده نمايد و افغانستان را به سوي ثبات استقلال آزادي و عدالت اجتماعي به پيش ببرد. اين ويژگي ها بايد در قانون اساسي پيش بيني شود و راه كارهائي در نظر گرفته شود تا چنين نظام مطلوبي قابل پياده شدن باشد.
    دوم آنكه نوع نظام حكومتي كه در كشور افغانستان به عنوان همسايه شرقي جمهوري اسلامي ايران مستقر مي شود براي امنيت ملي كشور ما اهميت بسزائي دارد. اگر اين نظام حكومتي مستقل آزاد و منطبق با فرهنگ و سنت ها و اعتقادات و منافع ملي مردم افغان باشد با امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران هيچ تعارضي نخواهد داشت ولي اگر فاقد اين ويژگي ها باشد علاوه براينكه منافع ملي ملت افغان را تامين نخواهد كرد با امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران نيز در تعارض خواهد بود.
    اخباري كه از كابل مي رسد حكايت از تلاش شديد اما پنهان يك جريان سياسي وابسته براي سلطه بر « لويه جرگه » به منظور عملي ساختن اهداف مورد نظر آمريكا دارد. اين جريان سياسي تلاش مي كند قانون اساسي افغانستان را به طرف ساختاري سوق دهد كه به موجب آن همه قدرتها در رئيس جمهور متمركز شود و ساير ارگانها فاقد هرگونه قدرت در هدايت كشور و نظام سياسي و حكومتي بسوي اهداف جمعي باشند.
    خطر بزرگي كه از ناحيه چنين تمركز قدرتي پيش خواهد آمد در واقع استبداد داخلي است كه بي درنگ منجر به نفوذ خارجي خواهد شد البته در مورد افغانستان به دليل اينكه اصولا جريان سياسي متمايل به تمركز قدرت با حمايت آمريكا چنين راهي را در پيش گرفته است اصولا درصورتيكه چنين خواسته اي عملي شود استبداد داخلي زائيده و نفوذ خارجي است و در دامان وابستگي و استعمار متولد ميشود و در همين بستر رشد خواهد كرد.
    بنابر اين همه تلاش ها چه تلاش علماي ديني نخبگان دانشگاهها شخصيت هاي سياسي و احزاب داخل افغانستان و چه همسايگان اين كشور بايد در اين مرحله اين باشد كه جريان سياسي وابسته به آمريكا موفق به نهادينه كردن تمركز قدرت در رئيس جمهور نشود. قطعا تفرق قدرت در افغانستان به نفع ملت افغان و ملتهاي همسايه خواهد بود و ثبات و آزادي و استقلال افغانستان در گرو تفرق قدرت مي باشد.
    افغانستان تنها درصورتي به ثبات كامل دست خواهد يافت كه از استقلال برخوردار باشد. استقلال افغانستان فقط در سايه يك قانون اساسي مترقي كه در آن با هرگونه وابستگي مقابله شده باشد تحقق خواهد يافت . در يك نظام حكومتي با قدرت متمركز از آزادي و استقلال خبري نخواهد بود زيرا آنكس كه قدرت كامل را دردست دارد براي حفظ قدرت خود به هر چيزي متوسل خواهد شد از جمله سركوب مخالفان داخلي و توسل به قدرتهاي خارجي .
    علاوه بر اينها در پيش نويس قانون اساسي افغانستان هرچند نام اين كشور « جمهوري اسلامي افغانستان » در نظر گرفته شده ولي خبري از حاكميت اسلام و مقررات ديني در نظام حكومتي پيش بيني شده در اين قانون اساسي نيست . نمونه هائي از اين قبيل نظام ها كه نام اسلام را برخود دارند ولي در عمل نظام حكومتي ديني نيستند وجود دارد كه اتفاقا به شدت دچار استبداد و خفقان داخلي و وابستگي خارجي هستند.
    اگر استقلال و آزادي افغانستان طرفداراني در داخل و خارج از اين كشور دارد كه قاعدتا مردم افغانستان و همسايگان خيرخواه اين ملت چنين هستند بايد تا دير نشده تلاش هاي فشرده اي براي جلوگيري از غلبه جريان سياسي وابسته به آمريكا بعمل آورند و اجازه ندهند خواسته هاي آمريكا بر قانون اساسي افغانستان تحميل شود. افغانستان فقط با يك قانون اساسي كه از روح تفرق قدرت برخوردار باشد و فرهنگ اعتقادات سنت ها و منافع ملي مردم افغان در آن متجلي باشد به ثبات خواهد رسيد.