
گرامي داشت شهادت شهيد مفتح
غلامرضا گلي زواره
شهيد آيه الله دكتر محمد مفتح در زمره كاروان معرفت و
معنويت است كه عمر با بركت خويش را در راه احياي معارف
اسلامي و نشر فرهنگ اهل بيت (ع ) بكار گرفت و در سنگرهاي
گوناگون به ستيز با تباهي
جهل
ستم و نفاق روي آورد و
چشمه ايمان را در مزارع انديشه جاري ساخت و در عصري كه
نغمه جدايي دين از دانش ساز گرديده بود
اين دو را با هم
پيوند داد و ارزشهاي معنوي و باورهاي ديني را بر فضاي
دانشگاه حاكم ساخت . او نه تنها در زندگيش اسوه تلاش
اخلاص و فداكاري بود
بلكه شهادتش فرقاني بود براي طالبان
حق تا اسلامي را كه قرآن
نبي اكرم (ص ) و عترت او به
معرفيش پرداخته و حامي و ناشر آن بوده اند از افكار موهوم
خرافي و التقاطي معاويه ها و نهروانيان قرن معاصر بازشناسد.
بر ساحل اقيانوس
دكتر مفتح در حوزه علميه قم
عرفان و دروس خارج فقه و
اصول را در عالي ترين سطح نزد امام خميني آموخت
آن شهيد
علاوه بر روابط شاگردي و استادي
با امام پيوندي صميمانه و
عاطفي داشت و آن روح قدسي تلاش هاي صادقانه اين عالم
وارسته را ارج مي نهاد.
شهيد مفتح هنگامي كه حضرت امام خميني در عراق
دوران تبعيد را سپري مي نمودند و نيز وقتي كه آن رهبر كبير
انقلاب اسلامي در پاريس بسر مي بردند با رهبر و اسوه خويش
ارتباط برقرار كرده بود و مسايل و حوادث نهضت اسلامي
ايران را به نحو مقتضي به استحضار ايشان مي رسانيد . (1 ) و در
اختناق رژيم ستم شاهي چه در جلسات سخنراني و تبليغي و
چه در برنامه هاي علمي
پژوهشي و آموزشي تاكيد داشت نام
امام خميني مطرح گردد
مرحوم مصطفي زماني در اين باره
مي نويسد : « ... در شرايطي كه نمي شد كوچك ترين سخني گفت
و كمتر مطلبي نوشت استاد نه تنها در مطالب خود و انجمن
اسلام شناسي از امام امت و برنامه هايش سخن مي گفت بلكه
اعضاي اين مجمع را تقويت مي كرد تا با كمال شهامت نه تنها
مقاصد او را تقويت كنند بلكه نامش را هم در كتابهاي خود
بگنجانند . » (2 ) همين نويسنده تحت تائيد توصيه هاي دكتر مفتح
نام مبارك امام را در آثارش درج نمود . (3 ) غلامحسين رحيمي
از نويسندگان معاصر
تحت تاثير تاكيدهاي مكرر شيخ مفتح در
موقعيتي كه تمامي دستگاههاي وابسته به طاغوت در نظر
داشتند نام حضرت امام مطرح نگردد. نظر فقهي نه نفر از
مراجع تقليد را در مسايل شرعي به گونه اي ابتكاري در كتابي
تدوين نمود كه در آغاز و انجام اين توضيح المسايل
نام امام
خميني به صراحت آمده بود . (4 )
فرياد اعتراض
شهيد دكتر مفتح علاوه بر آن كه در محضر امام خميني
انديشه هاي علمي خود را غنا بخشيد و صفا داد و از چشمه پر
فيض آن روح قدسي جرعه هايي از حكمت
عرفان و فقه را
نوشيد در پرتو افكار تابناك امام ستيز با استبداد و نفي هرگونه
ستم را يكي از مهمترين برنامه هاي خود قرار داد و در اين راه
از هيچ گونه تهديد و فشاري نهراسيد.
هر چه شب پرستان كوردل
محيط فعاليت را برايش تنگ
مي نمودند و او را از سنگري محروم مي كردند به عرصه ديگري
مي شتافت و چون آذرخشي
كوير جهل را روشنايي و فروغ
مي بخشيد انسان ها را از خواب غفلت بيدار مي نمود او با وجود
اختناقي شديد و طاقت فرسا خطاب به رژيم شاه فرياد
برمي آورد :
« شما ملتي را كه براي افكار مذهبي اش احترام قائل
نيستيد
انتظار داريد فرياد نزند انتظار داريد آرام باشد
سخني
نگويد. مگر مي شود والله عظيم چه بخواهيد و چه نخواهيد
ملت مسلمان ايران بيدار شده است . مرجع عاليقدر ما پانزده
سال است كه از ميان ما رفته ولي چه عشقي در دل هاي ماست .
چه محبتي در دل هاي ما بوجود آورده . بچه ها
جوان ها
شما
جوان ها كه هفده
هيجده سال داريد با اين كه آن زمان كوچك
بوديد و مرجع بزرگوار (امام خميني ) را نديديد ولي چه
علاقه اي است كه پيدا شده است . علاقه الهي است . عشق به
فضيلت است
علاقه به حقيقت است . (5 )
آن شاگرد مكتب امام خميني وقتي با خبر شد مبدا تاريخ
رسمي كشور ايران را رژيم شاه از هجري شمسي به سال
شاهنشاهي تغيير داده است چون آتشفشان خروشيد و با
جملاتي آتشين فرياد زد :
« چطور ايراني بايد تاريخ پر افتخار هجرت رسول الله يعني
تاريخ اسلام
اين تاريخ باعظمت را كنار بگذارد و تاريخ ايراني
جايگزين تاريخ اسلامي شود. يا رسوالله (ص ) ما از روي تو
شرمنده ايم . براي اين كه در اين كشور تاريخ اسلام به تاريخ
گبرها تغيير كرد. لذا امام خميني در گفته ها
در اعلاميه ها و در
نوارها به ملت ايران هشدار مي دهند به كار بردن اين تاريخ ـ كه
تاريخ غير اسلامي است ـ حرام است . ديگر مراجع تقليد هم
اين فتوا را داده اند ... » (6 )
در مسجد قبا در تهران كه سنگر مهمي براي او به شمار
مي رفت مجدانه و خالصانه به حمايت از امام خميني پرداخت .
در يكي از اسناد ساواك آمده است : ساعت ده روز
1357
6
13 دكتر مفتح در سخنراني خود اظهار داشت : ما
هيچ كس را به عنوان سخنگوي روحانيون قبول نداريم جز امام
خميني و اين خواسته را به خبرنگاران خارجي گفتيم و از مردم
دعوت نمود روز پنج شنبه را به عنوان همدردي با شهدا تمام
مغازه ها و بازارها را تعطيل نمايند و در خاتمه ضمن انتقاد از
دولت و حكومت (پهلوي ) مردم را به نظم و آرامش دعوت كرد
و گفت : اكنون برنامه اي نداريم به خانه هاي خود برويد . (7 )
در خصوص تحريم جشن هاي نيمه شعبان سال 1356 هـ
ش از سوي امام خميني به دليل جنايات رژيم سفاك پهلوي و
به شهادت رسيدن امت مسلمان ايران در شهرهاي گوناگون
شخص فرصت طلبي در قالب بزرگداشت ميلاد امام زمان (عج )
اقدام به برگزاري جشن مي نمايد. يكي از روحانيان مبارز
نامه اي خدمت آيه الله پسنديده (اخوي بزرگ امام خميني )
نوشته
خواهان جلوگيري از اين برنامه مي شود. ايشان هم
قضيه را به آيه الله مفتح منتقل مي نمايد تا وي تصميم نهايي را
در اين مورد بگيرد. شهيد مفتح از برگزاري جشن جلوگيري
مي كند و اين نامه را خطاب به آن روحاني مبارز مي نويسد :
بسمه تعالي ـ حضور محترم حضرت حجه الاسلام آقاي
عاملي (دام عزه ) چون حضرت آيه الله پسنديده نظر دادند و در
اين جريان
(موضوع ) جشن را به اين جانب واگذار فرموده اند
و از آقايان كه نامه حضرت عالي را آورده بودند سئوال كردم
نظر خود شما را گفتند كه آقاي اطهري به پيروي از نظر مرجع
عاليقدر شيعه (امام خميني ) نظر داده اند كه جشن گرفته نشود.
نظر من هم همان نظر شماست
در پيروي از دستور امام
خميني
اميد است خداوند همه ما را در راه انجام وظايف
ديني موفق بدارد و از شر افراد فرصت طلب كه از هر جريان به
نفع مقاصد شخصي و جاه طلب خود استفاده مي كنند به دور
دارد . (8 )
روشنگري و افشاگري
شهيد مفتح از همان آغاز حركت هاي هماهنگي سياسي
مسافرت هاي تبليغي خويش را به منبرهاي افشاگرانه و
روشنگرانه تبديل ساخت و سخنراني هاي آن عالم عامل چنان
اثر وسيع و عميقي در بيداري افكار مردم داشت كه اكثر آنها از
سوي ساواك تعطيل مي گرديد. و خود دكتر مفتح دستگير
مي شد . در سالهاي دهه 1340 هـ . ش كه همزمان با قيام امام
خميني مي باشد اغلب به شهرهاي استان خوزستان مي رفت و
در اين مناطق تلاشهاي تبليغي گسترده اي در خود بروز مي داد.
هم زمان با ايامي كه قرار شد امام خميني به ايران تشريف
بياورند شهيد آيه الله مفتح با همكاري شهيد مطهري و افراد
ديگري
كميته استقبال از رهبر را تشكيل دادند و در اثر
تلاش ها و برنامه ريزي هاي اين دو متفكر به خون خفته بود كه
استقبال بي نظيري از امام امت ترتيب يافت .
شهيد مفتح در سخنان پرشوري كه در سيزدهم بهمن ماه
سال 1357 ايراد نموده است به ورود امام خميني به تهران و
استقبال بي نظير مردم اشاراتي در خور توجه دارد. تشريف
فرمايي رهبر بزرگ با اين شوكت
عظمت و هيجان
بار ديگر
اين آيه كريمه « قل جا الحق وزهق الباطل ان الباطل كان
زهوقا » را مصداق عملي داد. واقعا چنين هيجاني در تاريخ
بي سابقه است . ما در اتوموبيلي جلوتر از ماشين امام بوديم
مي ديديم كه مردم اصلا مالك خودشان نبودند. اين همه شور و
احساسات
نشانگرعشق و علاقه به حقيقت است .دوستان ما
در بهشت زهرا ناظر بودند و ديدند كه چگونه آن كثرت جمعيت
بي تاب همين كه نگاهشان به آقاي مي افتاد گريه كردند. منقلب
مي شدند. ديروز در بهشت زهرا كه بنده هم افتخار داشتم در
محضرشان باشم . تا آنجايي كه توانايي ما اجازه مي داد سعي
مي كرديم كه هجوم نشود به آقا
من خودم از پا درآمدم و حالم
بهم خورد
آقا هم همين طور. عمامه ايشان افتاد
واقعا خدا
رحم كرد... بدون علت نيست كه يك فرد اين قدر در دنيا
عظمت پيدا مي كند. اين نمودار همان آيه كريمه است كه
مي گويد : « حق پايدار است » همين سخن معروف و حديث
معروف ان الباطل جوله و للحق دوله
باطل چند روزي جولان
دارد و نابود مي شود و حق ثبات دارد . (9 )
وحدت حوزه و دانشگاه
شهيد دكتر مفتح به عنوان روحاني دانشور در كسوت استاد
دانشگاه و حوزه نقش موثر و ارزنده اي در جهت يكي از
بلندترين اهداف امام خميني يعني پيوند روحاني و دانشجو
داشت
اين تفاهم و ارتباط براي رهبر كبير انقلاب اسلامي آن
قدر اهميت دارد كه در سخني گهربار مي فرمايند : « اگر خاصيت
اين نهضت را فقط پيوند روحانيت و دانشجويان بدانيم اين
بزرگترين نعمت آن بوده
اگر بگذاريد كه نتيجه آن باقي
بماند » (10 ) امام خميني در اين باور بودند كه : « اگر دانشگاه از
روحانيت جدا بشود و روحانيت از دانشگاه و هر دو از مردم
جدا بشوند
اين نهضت به ثمر نمي رسد)(11 ) از اين جهت
توصيه امام بر آن بود كه : « دانشگاه پيوند خودش را با فيضيه
محكم كند و فيضيه محكم كند پيوستگي خودش را با دانشگاه .
شما دو قشري هستيد كه اگر اصلاح بشويد اصلاح مي شود
ملت هالله(12 )
شهيد مفتح براي عملي ساختن انديشه هاي امام خميني و
براي ايجاد روح تفاهم و دوستي بين حوزه و دانشگاه به
گام هاي اساسي و عملي برداشت و با تلاش اين متفكر و برخي
شخصيت هاي ديگر دانشگاه كوشيد انسان هاي متعهد و صديق
تربيت كند كه علم و تخصص خود را در راه اعتلاي اسلام و
سعادت جامعه
استقلال
عظمت و عزت كشور بكار گيرند و در
برنامه هاي درسي دانشگاه دروسي تدوين شود كه هم جنبه هاي
معنوي و ارزشي رعايت شودو هم نيازهاي واقعي و اصلي
جامعه و كشور برآورده گردد و محيط دانشگاه به عرصه بحث و
تحقيق
كوشش علمي و فكري تبديل شود. او وحدت حوزه و
دانشگاه را در اين واقعيت مي دانست كه اين دو كانون تعليم و
تعلم را از لحاظ سازماندهي حاكم بر آنها و محتوا به هم
نزديك كند يعني درس خواندن در دانشگاه يك وظيفه الهي
تلقي شود و حوزه نيز به جنبه هاي تخصصي و توانايي هاي
علمي و فني دانشگاه توجه كند و روش هاي علمي و پژوهشي
مراكز تحقيقاتي را در جهت اهداف والاي خود بكار گيرد.
شهد شيرين شهادت
سرانجام در صبح روز 27 آذر 1358 هـ ش دكتر مفتح در
دانشكده الهيات دانشگاه تهران توسط گروه فرقان و به فيض
شهادت نائل گرديد و پيكر پاكش پس از تشيعي باشكوه در
تهران به شهر مقدس قم انتقال يافت
در ساعت چهار
بعدازظهر روز 28 آذر 1358 هـ ش حضرت امام خميني در
جمع تشييع كنندگان بدن آيت الله مفتح و دو پاسدار شهيدش
حضور يافت و پس از تشييع با شكوه پيكر اين عزيزان به صحن
مطهر حضرت فاطمه معصومه انتقال يافت و حوالي اذان
مغرب در حجره 23 اين بارگاه مقدس دفن گرديد . امام خميني
به مناسبت شهادت دكتر مفتح و دو محافظ او پيامي صادر
فرمودند
كه در فرازي از آن آمده است : جناب حجت الاسلام
دانشمند محترم آقاي مفتح و دو نفر پاسدار عزيز اسلام به
فيض شهادت رسيدند و به بارگاه ابديت بار يافتند و در دل
ملت و جوانان آگاه ما حماسه آفريدند و آتش نهضت اسلامي
را افروخته تر و جنبش ملت را متحرك تر كردند. خدايشان در
جوار رحمت واسعه خود بپذيرد و از نور عظمت خود بهره
دهد. اميد بود از دانش استاد محترم و از زبان و قلم او بهره ها
براي اسلام ... برداشته شود ... » (13 ) و در بياناتي ديگر به مردم
توصيه فرمودند : « اين روزهاي بزرگ را بزرگ بشماريد و
اربعين ها را عاشوراها و امثال اين ها را بزرگ بشماريد و در
موارد شهادت عزيزان ما
آن ها را هم بزرگ بشماريد مثل روز
(شهادت ) مفتح (ره ) اين هايي كه در خدمت اسلام بودند و
دشمنان اسلام آنها را شهيد كردند . (14 )
امام خميني در ديدار با خانواده شهيد مفتح بياناتي
فرمودند كه در فرازي از آن آمده بود : « من نمي دانم اول به
شماها كه بستگانش هستيد تبريك بگويم براي يك چنين
شخصيتي كه داشتيد و افتخاري كه براي شما حاصل شد يا
تسليت بگويم براي اينكه ما كسي را از دست داديم كه اميد اين
بود كه بيشتر از اين ها خدمت كند. در هر حال اين شهادت
دنباله آن شهادت هايي است كه در اسلام از اول تا به حال واقع
شده است ... و اميدوارم مرحوم آقاي مفتح كه من سوابق با
ايشان دارم
ملحق شوند به آن شهيداني كه در صدر اسلام
بودند. اين ها اين شخصيت ها را يكي بعد از ديگري ترور
مي كنند به خيال اين كه ضربه مي زنند در صورتي كه بازار
نهضت گرم تر مي شود . (15 )
پي نوشت :
1 ـ مصاحبه با شهيد آيت الله بهشتي
ويژه نامه شهيدان
روزنامه جمهوري اسلامي
27 آذر 1359 ص 12
2 ـ افكار استاد شهيد دكتر محمد مفتح ص 10 ـ 9
3 ـ نك : كودك نيل يا مرد انقلاب
مصطفي زماني
ص 15
4 ـ نك : افكار شهيد مفتح
ص 10
5 ـ سخنراني شهيد مفتح كه در سال 1357
ماه مبارك رمضان
سال 1398 هـ ق ايراد شده است
6 ـ مجله پيام انقلاب
شماره 177
سخنراني شهيد مفتح
تحت عنوان « ايجاد وحدت در امت »
7 ـ روزنامه اطلاعات
شماره 19217
شهيد مفتح تكبير
وحدت
ص 125
8 ـ ويژه نامه شهيدان
روزنامه جمهوري اسلامي
آذرماه سال
1359
ص 11
9 ـ ويژگي هاي زعامت و رهبري ص 75 ـ 65
10 ـ مجله دانشگاه انقلاب
شماره 30
11 ـ همان
شماره 18
12 ـ روزنامه اطلاعات
شماره 19217
13 ـ صحيفه نور
ج 11
ص 39
14 ـ همان
ج 15
ص 266
15 ـ آيات اصول اعتقادي قرآن
بخش ضمائم
ص 74 ـ 69
شهيد مفتح تكبير وحدت
ص 195
شهيد آيت الله مفتح علاوه بر آن كه در محضر
امام خميني انديشه هاي علمي خود را غنا بخشيد و
صفا داد واز چشمه پرفيض آن روح قدسي
جرعه هايي از حكمت
عرفان وفقه را نوشيد در پرتو
افكار تابناك امام
ستيز با استبداد و نفي هرگونه
ستم را يكي از مهمترين برنامه هاي خود قرار داد
ودر اين راه از هيچ گونه تهديد و فشاري نهراسيد
شهيد آيت الله دكتر مفتح به عنوان روحاني
دانشور در كسوت استاد دانشگاه و حوزه نقش موثر و
ارزنده اي در جهت يكي از بلندترين اهداف امام
خميني يعني پيوند روحاني و دانشجو داشت

*****
وحدت حوزه و دانشگاه
از آرمان تا واقعيت
|
امام خميني « ره » :
« من بزرگترين پيروزي را آشتي بين دانشگاه و مدارس
علمي ـ حوزه هاي علمي ـ مي دانم
اگر ما هيچ پيروزي پيدا
نكرده بوديم الا همين معنا كه بين دانشگاه و طبقه روحاني
نزديك كرديم و تفاهم حاصل شد... و اين دست خيانتي كه
سالهاي طولاني جدايي انداخته بود بين اين دو طبقه قطع شد.
و بحمدالله
هم روحاني فهميد كه دانشگاهي آنچه اجانب
گفته اند
نبود و هم طبقه جوان و دانشگاهي فهميدند كه
روحاني آنطور كه براي اينها توصيف كرده بودند
نبود. »
صحيفه امام
ج ششم
ص 21
يكي از دغدغه ها و آرزوهاي ديرينه بنيانگذار جمهوري
اسلامي ايران
امام خميني كه از حدود بيش از يك دهه قبل از
پيروزي انقلاب اسلامي همواره بر آن اهتمام و تاكيد داشتند
ايجاد تفاهم و وحدت ميان دو قشر وطايفه مهم و تاثير گذار
در جامعه و كشور يعني حوزه و دانشگاه بود. در اين راه تلاشها
و اقدامات عملي انجام داده و توصيه ها و بيانات راهگشا و
مفيدي را به مناسبتهاي مختلف ارائه نمودند.
ايشان از همان سال هاي اوليه تبعيد به تركيه در ديدار با
دانشجويان و روحانيون و يا در پيام هايي كه براي آنان ارسال
مي كردند ضمن بيان مضرات تفرقه و جدايي ميان اين دو قشر
و بهره برداري هايي كه دشمنان از اختلافات مي برند
بر
ضرورت اين اتحاد و همدلي تاكيد و سفارش
مي كردند.
رهبر انقلاب در تاريخ 20 فروردين 1347 در ديدار
گروهي از دانشجويان دانشگاه بصره در عراق مي فرمايند :
« عوامل استعمار به ما كه مي رسند مي گويند تيپ چوان و
تحصيلكرده و دانشجو فاسد شده اند
عقايد مذهبي و ملي خود
را از دست داده اند و سر به بيراهه نهاده اند و چشم و گوش
بسته
مقلد بيگانگانند
و به شما كه مي رسند مي گويند مراجع و
روحانيون
خرافي و مرتجعند
و واقعيات زمان را درك
نمي كنند و متابعت از آنها سير قهقرايي و عقبگرد است و شراط
تعالي و ترقي اين است كه از اين عناصر فناتيك و امل و
عقايدشان چشم بپوشيم و فاصله بگيريم ! ما و شما در اين بين
وظيفه داريم
علي رغم خواست و كوشش تفرقه جويان و
مستعمرين
روابط معنوي و فكري خود را عميقتر نموده در هر
حال تفاهم كنيم و متفقا با استفاده از تجارب و اطلاعات و
نيروي يكديگر
موجبات ثبات و عظمت و سعادت و ترقي و
تعالي خود را فراهم نمائيم . » صحيفه امام
ج دوم
ص 177
خوشبختانه با توجه به تاكيدات آن بزرگوار وحدت ميان
روحانيون و دانشجويان ونيز اساتيد حوزه و دانشگاه در دوران
اوج نهضت اسلامي مردم ايران در سال هاي 56 و 57
تا حد
زيادي تحقق يافت و حوزه و دانشگاه به دو سنگر در كنار هم
براي مبارزه عليه رژيم شاه تبديل گرديد. و نيروهاي اين دو
مركز مهم و حساس
دست در دست هم و يكپارچه و متحد تا
سرنگوني حكومت پهلوي به مبارزه ادامه دادند. و شهيدان
بسياري را تقديم انقلاب اسلامي نمودند تا نهضت به پيروزي
كامل رسيد.
امام خميني كه در دوران طولاني مبارزه براي اين هدف
تلاش هاي بسياري كرد و در آستانه پيروزي انقلاب ثمره آنرا
مشاهده كرد
پس از ورود به ايران نيز از اين امر غافل نبوده و با
توجه به اهميت و توجه زيادي كه براي آن قائل بود و اثرات
مثبت آن را به خوبي آگاه بود
در اولين روز ورود به ايران در
سخنراني خود در جمع اعضاي كميته برگزاري استقبال در
مدرسه رفاه
بزرگترين پيروزي را آشتي بين حوزه و دانشگاه
دانسته و سخناني كه در طليعه نوشتار آمد را مطرح فرمودند كه
اين امر نشانگر اعتقاد قلبي ايشان به ضرورت و اهميت وحدت
حوزه و دانشگاه است .
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و حاكميت يافتن
نظام جمهوري اسلامي از طرفي ضرورت اين اتحاد بيش از
گذشته احساس مي شد و از سوي ديگر زمينه هاي مناسبي براي
وحدت حوزه و دانشگاه به وجود آمد.
در اين راستا برخي از شخصيتهاي انقلابي و مبارز از
جمله شهيد مطهري و شهيد مفتح
تلاش ها و اقدامات زيادي
را آغاز كردند و به نتايج مثبتي نائل شدند. ولي متاسفانه به
مرور زمان از اهميت اين امر كاسته شد و تا حد زيادي به دست
فراموشي سپرده شد كه امروز شاهد پي آمدهاي آن هستيم .
امروزه در حالي كه حدود چهار دهه از اولين دغدغه هاي
رهبر كبير انقلاب اسلامي
امام خميني مي گذرد و مدت يك
ربع قرن از تشكيل نظام جمهوري اسلامي سپري شده است
هنوز اقدام اساسي و مناسب در راستاي ايجاد وحدت حوزه و
دانشگاه و نزديك ساختن دو قشر روحاني و دانشگاهي بعمل
نيامده است . و در واقع يكي از دغدغه هاي مهم ايشان جامه
عمل نپوشيده است .
البته ناگفته نماند قدم هايي از سوي برخي شخصيتها و
نهادها و سازمان ها در سالهاي طولاني پس از انقلاب صورت
گرفته است ولي انتظارات و توقعات بيش از اين مقدار است
چرا كه امسال در آستانه برگزاري جشنهاي بيست و پنجمين
سال پيروزي انقلاب اسلامي قرار گرفتيم و اين زمان كمي براي
ايجاد تفاهم و همدلي ميان حوزه و دانشگاه و كم كردن
فاصله ها و تحقق آرزوهاي رهبر فقيد انقلاب
نمي باشد.
حال بايد پرسيد چه علل يا عواملي موجب عدم تحقق اين
خواسته بحق و منطقي شده است و چرا نبايد اين عوامل
مورد بررسي دقيق قرار گيرد تا پس از آن براي رفع موانع و
دشواري ها
اقدامات اساسي صورت گيرد
در اين ميان نبايد توطئه ها و نقش دشمنان و مخالفان
انقلاب اسلامي را در جهت ايجاد فاصله ميان روحانيون و
دانشگاهيان ناديده گرفت و از سوي ديگر اعتقاد برخي دوستان
نادان در حوزه و دانشگاه مبني بر عدم ضرورت وحدت ميان
اين دو قشر و اشكال تراشي آنان را بي تاثير دانست وليكن
مساله بايد فراتر از اين دو نكته مورد تجزيه و تحليل قرار گيرد
تا بتوان به نتايج مثبت و مهمي رسيد.
دل خوش كردن به برگزاري مراسم و جلسات متعدد
تشريفاتي و تعريف و تجليل هاي زباني هرساله در سالروز
وحدت حوزه و دانشگاه يعني 27 آذر ماه
مشكلي را از ميان بر
نميدارد.
اين امر همت بلند و تلاش هاي دلسوزانه از سوي تمامي
متوليان و دست اندركاران حوزه و دانشگاه را مي طلبد و بايد
همان گونه كه امام خميني معتقد بود و مي انديشد و به ضرورت
وحدت واقف بود
در اين راه قدم برداشت تا به نتيجه مطلوب
و مورد نظر آن بزرگوار رسيد.انشاالله

| |