از گردان قبلي جا مانديم . رودخانه طغيان كرده بود. بالاخره
در تاريكي مطلق
خط اول دشمن را پيدا كرديم . كانال جلوي
ميدان مين را رد كرديم ولي معبر پيدا نشد. سيم خاردار ميدان
مين را قطع كرده و حركت كردم
بچه ها هم به دنبال من
مي آمدند.
« حسن نقيه » معاون گروهان و « قدمعلي عابدي » پيك
گروهان
دستهاي مرا گرفتند و خودشان جلوتر روي مين ها
دويدند.
دو صداي انفجار
ميدان مين را باز كرد. از دلاوري آنها
شوكه شده بودم . تيربار دشمن شروع به تيراندازي كرد. به خط
دشمن يورش برديم و دشمن زبون پا به فرار گذاشت . خط فتح
شد ولي دل من در ميدان مين جا ماند.
راوي : محمد سلماني

*****
يادها و يادمانها
|
مراسم يادبود شهداي محله مسجد حضرت رقيه (س ) روز
جمعه مورخه 82
9
21 با مداحي براي حاج حسين هوشيار و
سخنراني حجت الاسلام صديقي و همچنين شعرخواني استاد
چاپچيان از ساعت 15 ا لي 17 واقع در خيابان نبرد ـ خيابان
ائمه اطهار(ع ) خيابان شهيد ميرزاده
مسجد حضرت رقيه (س )
برگزار مي گردد.

*****
سردار شاكري :
صددرصد برنامه هاي بسيج در محور
خدمت رساني است
|

گزارشي از عملكرد منطقه مقاومت آذربايجان
غربي
اشاره : آنچه درپي مي آيد گزارشي از عملكرد منطقه مقاومت آذربايجان
غربي و گفت وگوي اختصاصي خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي در اروميه با
سردار; فرماندهي منطقه مقاومت آذربايجان غربي سردار سرتيپ دوم پاسدار
محمد يوسف شاكري است . اميد آنكه در نظر خوانندگان محترم صفحه مقبول
افتد.
5 آذر سال 1358 يادآور درايت و آينده نگري رهبري آگاه و
هوشيار و آشنا به مسائل مختلف يك حركت انقلابي است . در
چنين روزي بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران با تيزبيني خاص
خود
جرقه تشكيل يك نهاد مقدس را زد كه پس از تشكيل و
حضور در ميدان عمل توانست تمامي معادلات جهاني و
كلاسيك جنگ را بر هم زده و تئوري جديدي را ارائه نمايد.
بسيج با دم مسيحايي امام راحل (ره ) تشكيل شد و در كمترين
زمان
آن چنان كارآيي خود را در عرصه هاي مختلف به نمايش
گذاشت كه موجبات بهت و حيرت جهانيان را فراهم نمود.
انقلاب اسلامي ايران كه با غلبه بر رژيمي قدرتمند به پيروزي
رسيده بود
از همان آغازين روزهاي بهار آزادي
انواع توطئه ها
و كارشكني ها را از سوي عناصر داخلي و خارجي در پيش روي
خود ديد كه از جمله سخت ترين آنها
تحميل جنگ نابرابر عراق
عليه اين نظام نوپا بود. اما همانطور كه اشاره شد
امام راحل (ره )
با درايت خاص خود چنين روزهايي را پيش بيني مي كردند لذا
دستور تشكيل بسيج مستضعفين و ارتش 20 ميليوني را صادر
فرمودند تا نقطه اتكاي ملت مسلمان ايران در سخت ترين شرايط
باشد. لذا از آن امام بزرگوار است كه فرمودند : « مملكت اسلامي
همه اش بايد نظامي باشد. » و يا درجايي ديگر مي فرمايند :
« مملكتي كه 20 ميليون تفنگدار دارد
يك چنين مملكتي آسيب
پذير نيست . » و همانگونه كه امام (ره ) پيش بيني كرده بودند
در
سايه الطاف خداوندي و وجود نيروي عظيم بسيج و ساير قواي
مسلح
ملت ايران از اين امتحان الهي نيز سربلند بيرون آمد و به
جهانيان نشان داد كه طبق فرمايش امام (ره ) اگر بر كشوري نواي
دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شد
چشم طمع دشمنان و
جهانخواران از آن دور خواهد گرديد.
فرمانده منطقه مقاومت آذربايجان غربي در خصوص
تشكيل بسيج به فرمان امام (ره ) مي گويد : « ادبيات حضرت
امام (ره ) متاثر از ادبيات قرآني پيامبر عظيم الشان اسلام (ص ) و
اجداد طاهرينش ائمه اطهار(ع ) مي باشد و در اين ادبيات
حفظ
اسلام از اوجب واجبات بوده و دفاع
مجاهدت و صيانت از
كيان و هدايت مسلمانان و اعتقادات بر همه و بخصوص رهبر
نظام فرض است و اساسا فلسفه امامت و ولايت هم در همين
است . »
سردار محمد يوسف شاكري افزود : « تدبير حكيمانه براي
حفاظت از انقلاب و دستاوردهاي آن از دغدغه هاي اصلي حاكم
اسلامي است و امام با درايت و كفايت و قبل از شروع جنگ
تحميلي
استراتژي دفاعي را با ضرورت تشكيل بسيج تعيين
فرمودند و در اين استراتژي
دكترين دفاعي
مبتني بر دفاع همه
جانبه
بازدارندگي
خستگي ناپذيري و شكست ناپذيري است
كه كاملا با روحيات مسلمانان متعبد و اهل معرفت قابل تامين و
وصول است . » وي گفت : « امام با تربيت فرزندان مجاهد
ايثارگر
مخلص و از خود گذشته بنام بسيجيان
الگوي فرزندان اسلام
اين مرز و بوم را تعريف كردند و به همين خاطر با شكل گيري
بسيج و ظهور و بروز بسيجيان
مدرسه عشق محصولات خود را
به جهان بشريت عرضه كرد و امام بسيج را براي هميشه تاريخ به
اينگونه تعريف فرمودند : بسيج نهادي است اجتماعي
با ابعاد
مختلف و متعدد
بسيج صرفا يك سازمان نظامي نيست . » وي
افزود : « مفهوم بسيج در كلام امام (ره ) در حيطه هاي اجتماعي
عبادي
سياسي و عشق و عرفان قابل تعريف است « بسيج شجره
طيبه ودرخت تناوري است كه شكوفه هاي آن بوي بهار وصل
طراوت يقين و حديث عشق مي دهد. با آغاز جنگ تحميلي و
ورود نيروهاي داوطلب و بسيجي به عرصه هاي نبرد
تمامي
معادلات دشمن به هم ريخت و اين نيرو در مدت زمان كوتاهي
كارآيي و قدرت خود را در مقابله با دشمن متجاوز به نمايش
گذاشت و كساني كه دوره هاي نظامي كلاسيك و فرماندهان آن
آموزشهاي آكادميك را در حد بالايي تجربه نكرده بودند در
ميدان عمل و نبرد حماسه اي آفريدند كه جهانيان وقدرتهاي
تجاوزگر انگشت حيرت به دهان گرفتند. » سردار شاكري در
خصوص نقش و اهميت بسيج در دوران دفاع مقدس مي گويد :
« علي رغم اينكه جنگ در بدترين وضعيت براي ما بهترين زمان
براي دشمن طراحي و تحميل شد و انصافا هم مردم بويژه
نيروهاي مسلح هر كدام به نوبه خود نقش خود را ايفا و ضمن
پاكسازي خائنين و انجام وظايف متعدد در يك رويارويي
مردانه
دفاع از حريم انجام شد ولي به محض ورود بسيجيان و
مرداني كه مرگ را تسليم خود كرده و آن را شهادت مي پنداشتند
موازنه قوا به نفع نظام رقم خورد و از زمان اعمال مديريت بسيج
در صحنه عمليات
طراحي ها و استراتژي دفاع عمليات همه
جانبه ـ فضاي جبهه ـ فضاي موفقيت ـ فضاي ايمان ـ فضاي
اميدواري و الهي گرديد. » وي افزود : « با ورود بسيج به صحنه
دفاع مقدس
نظام تثبيت
متجاوز تنبيه
نيروهاي خود تشويق
اميدواري قطعي و عنايت و حمايت حضرت حق حتمي و
فرماندهي امامت و ولايت تسريع شد و به همين خاطر درهاي
رحمت الهي و تفضل حضرت دوست نازل گرديد و تا اين
روحيه بوده وهست
سرافرازي و صلابت حاصل و يقينا دشمنان
زبون جايي در ايران اسلامي نخواهند داشت . » وي گفت : « براي
حفظ و استمرار اين فرهنگ كه بايستي عمومي باشد لازم است
فضاي جامعه
فضاي معنوي اخلاقي توام با جديت و تلاش
آگاهانه و استقامت حكيمانه گردد و با وجود گردانهاي عاشورا
فتح
الزهرا
پايگاههاي مقاومت
گروههاي امر به معروف و نهي
از منكر
گروههاي گشت و بازرسي و انجام رزمايش متعدد و
متنوع
نه تنها امنيت جامعه تامين مي شود
بلكه عمليات
بازدارندگي بعنوان استراتژي دفاعي انجام مي گردد. »
سال 82 از سوي مقام معظم رهبري بعنوان سال نهضت
خدمت رساني به مردم نامگذاري شده و به مسئولين سفارش
شده كه ارائه خدمت و خدمت رساني بيشتر و بهتر به مردم
سرلوحه امور قرار گيرد. خدمتگزاري و خدمت رساني يكي از
ماموريت ها و وظايف بسيج است . حال اين ماموريت و وظيفه در
سال نهضت خدمت رساني به چه صورت انجام مي گيرد
فرمانده منطقه مقاومت آذربايجانغربي در اين زمينه معتقد است :
« اگر ذهنها مخشوش نشود و فضا
فضاي سالمي باشد
در اين
مفاهيم هم اتفاق نظر دارند چه قبل از پيروزي انقلاب و چه حين
و بعد از پيروزي انقلاب
خدمات بسيجيان فراموش شدني
نيست چرا كه انديشه
فرهنگ و عمل بسيجي همه در جهت
كسب رضايت خدا و انجام تكليف و منويات و فرامين الهي
است و كسي كه خود را متعبد و ملتزم به اجراي احكام الهي
مي داند چيزي غير از خدمت به مردم ندارد و بسيجيان در اين
فرهنگ ياد گرفته اند كه بايستي خود را فراموش كنند و به مردم
خدمت كنند ما امروز مفتخريم كه اعلام كنيم صد درصد
برنامه هاي بسيج در محور خدمت رساني است . امروز خدمتي كه
در حوزه سالم سازي
پاكسازي جامعه
خدمتي كه در بعد
معنويت
اخلاقيات
اعتقادات و ايمان مردم از طريق بسيج
انجام مي شود
قابل انكار نيست و خدمتي است كه در بعد امنيت
اجتماعي
فرهنگي و علمي و ساير ابعاد انجام مي شود و قابل
تعمق و تامل است كه در سال جاري با بيش از 210 برنامه در امر
خدمت رساني
بسيج پيش قدم است .
وي در خصوص تقويت نيروهاي بسيجي و گسترش فرهنگ
بسيج گفت : « سرچشمه همه فيوضات در محضر خداوند منان
مقرر شده و اين تفضل پيوسته
فراگير
عام و شامل همه ابعاد
زندگي است و در حيات سياسي و اجتماعي ما مسلمانان همه
چيز در حكمت الهي تعريف شده است . يك مسلمان متعبد
حقيقي
يك مبارز است . اهل زندگي و اميدواري است و اهل
بصيرت
فهم صحيح ووظايف و انجام درست وظايف در
راستاي هدفها و جامعه آرماني مي باشد
بنابراين بديهي ترين
وظيفه بسيج و بسيجيان در ايفاي نقش فرهنگ سازي و گسترش
آن اولا تقويت ايمان
صبر
روحيه
استقامت و بصيرت خود و
ثانيا خود و ثالثا تعميم و تعميق آن با تشخيص اولويت ها و
توجه به نقطه اصلي هدايت و حركت است . الحمدالله نكته
اصلي پرگار چون خورشيد درخشان عالمگير است و با تمسك
به آن ; يعني ولايت
پيروزي قطعي است انشاالله و ليكن
برنامه هاي پيش بيني شده متناسب با روحيه ـ فطرت و آرمانها و
در حوزه هاي انديشه
معرفت
معنويت
هنر وورزش و... در
قالب طرحهاي معرفت
بصيرت
ولايت
ميثاق
سازندگي
اردويي زيارتي ورزمي با تنوع و تفكيك سطوح مختلف در طول
سال در كانونها و پايگاهها و مراكز علمي و ورزشي اجرا مي گردد.
خدمات بسيجيان فراموش شدني نيست چرا كه
انديشه
فرهنگ و عمل بسيجي همه در جهت كسب
رضايت خدا و انجام تكليف و منويات و فرامين الهي
است و كسي كه خود را متعبد و ملتزم به اجراي احكام
الهي مي داند چيزي غير از خدمت به مردم ندارد.

*****
مقاومت در ارتفاعات كله قندي
|

خاطرات عمليات والفجر 3
از زبان سردار سرتيپ دوم پاسدار
« سيدصادق كاكي » فرمانده تيپ يكم حضرت
اميرالمومنين (ع )
اشاره : مهران يكي از پرحادثه ترين مناطق در طول جنگ و قبل از آن و
ارتفاع 243 در شمال مهران معروف به كله قندي شاهد درگيري بسياري بوده
است . مهران در 1359
7
2 اشغال گرديد و پس از عقب نشيني سراسري عراق
در خرداد 1361
تخليه شد; ليكن با استقرار قواي عراق روي ارتفاعات مرزي
شهر غيرقابل استفاده بود تا آنجا كه با اجراي عمليات نيمه گسترده والفجر 3 در
مورخه هفتم مردادماه سال 1362
رزمندگان با مقاومت شديد عراقي ها
به خصوص روي ارتفاع 243 قائق آمده و منطقه مهران را آزاد كردند . آنچه
درپي مي آيد گوشه هايي از خاطرات اين عمليات است كه توسط سردار سرتيپ
دوم پاسدار « سيدصادق كاكي » فرمانده تيپ يكم حضرت اميرالمومنين (ع );
يكي از يگانهاي عمل كننده در اين عمليات بيان گرديده كه از نظر شما
خوانندگان محترم صفحه جبهه و جنگ مي گذرانيم .
بدون ترديد اگر شهر و يا منطقه اي در تيررس و ديد مستقيم
دشمن باشد مي گويند آن شهر و يا منطقه در تصرف دشمن است
و شهر مهران قبل از عمليات والفجر 3 در چنين وضعيتي بود .
دشمن در ارتفاعات « قلاويزان » و « كله قندي » كه ارتفاعات
معروف و نام آشنايي نيز مي باشد
مستقر بود و كاملا شهر مهران
را زير نظر داشت . به همين جهت براي اينكه شهر مهران از اين
حالت نجات پيدا كند و ارتفاعات مرزي بازپس گرفته شود
عمليات والفجر 3 به منظور آزادسازي كامل شهر مهران طراحي
گرديد و يگانهاي عمل كننده در اين عمليات به ترتيب زير
مشخص شدند.
در اين عمليات لشكر 41 ثارالله
لشكر 5 نصر
تيپ 21
امام رضا(ع ) تيپ 114 اميرالمومنين (كه امروز به عنوان لشكر
اميرالمومنين سپاه مي باشد) و لشكر 84 خرم آباد يگانهاي عمل
كننده بودند. هدف عمليات هم تصرف قلاويزان
ارتفاعات
كله قندي و ارتفاعاتي به نام نيمه كلانبوه و پاسگاههاي دوراجه
محمدقاسم در روبروي فرخ آباد بود.
تيپ ما(اميرالمومنين ) اولين بار بود كه به صورت مستقل
بعنوان يك تيم وارد عمليات مي شد.
در ابتداي عمليات و بعد از آن لشكر 41 ثارالله در جنوب
منطقه عمليات بايد تك مي كرد و بعد و حين عمليات لشكر 17
علي بن ابيطالب (ع ) و لشكر 27 حضرت رسول (ص ) به صورت
ناقص به جمع رزمندگان ملحق شدند به اضافه توپخانه و
هوانيروز از ارتش نيز ما را پشتيباني مي كردند.
در اين عمليات تيم ما بالغ بر 50 نفر شهيد و 150 نفر
مجروح و جانباز تقديم انقلاب كرد.
شب عمليات پنجاه درصد با موفقيت روبرو بوديم و چون
در چنين عملياتي تاكنون موفقيتي نداشتيم در ارتفاعات
قلاويزان پيشرفتي نكرديم لذا دشمن به راحتي رخنه كرد ولي
موفق نشد.
در ادامه لشكر 41 ثارالله با دادن تلفاتي عقب نشيني كرد و
تيپ 114
تيپ 21
لشكر 5 نصر و لشكر 84 خرم آباد به بخشي
از اهدافشان رسيدند و پاسگاه محمد قاسم به تصرف درآمد و در
جبهه جنوبي هيچ گونه تحركي نداشتيم و به خاطر اينكه بتوانيم
اين منطقه را حفظ كنيم همه امكانات ماشيني و ماشين آلات
مهندسي را وارد منطقه كرديم و خاك ريزهاي بريده
بريده اي در
حاشيه رودخانه كنجيان جم و جلوتر از پاسگاه دراجه احداث
كرديم اما نتوانستيم بين پاسگاه محمدقاسم كه گرداني از تيپ ما
و گرداني از تيپ امام رضا(ع ) بطور تلفيقي عمليات انجام داده
بودند الحاق كنيم .
علتش هم اين بود كه دشمن شب قبل از عمليات به علت
ديد كاملي كه بر ماداشت در جريان عمليات قرار گرفته بود و
سرهنگي را به نام « جاسب » كه از نزديكان صدام بود به منطقه
فرستاد و او هم با آرايشي خاص در منطقه مستقر شد و در
مناطقي كه در روز به علت ديد دشمن نمي توانستيم در آن تحركي
داشته باشيم را بست و سبب شد كه ما در شب هم نتوانيم به آن
مناطق حمله كنيم . اما بعد از مدتي قريب به 500 نفر از نيروهاي
دشمن به سركردگي « سرهنگ جاسب » در ارتفاعات 243 در
محاصره ما قرار گرفتند و به همين علت دشمن براي نجات اين
سركرده رژيم بعث و هم اينكه بتوانند اين ارتفاعات مهم را به
دست بياورند فشار زيادي روي اين منطقه وارد مي كردند كه
هفت شبانه روز رزمندگان اسلام مقاومت كردند و علي رغم اينكه
اينها بخاطر استقرار در ارتفاعات نسبت به ما برتري داشتند
نتوانستند كاري از پيش ببرند و رزمندگان اسلام با سلاح ايمان
در مقابل تجهيزات پيشرفته آنها همچون گذشته مقاومت كردند.
نهايتا در روز هفتم عراقي ها پاتك شديدي كردند و از
فرخ آباد با تجهيزات زرهيشان از رودخانه عبور كرده و تا
سيدحسن آمدند و آنجا را تصرف نمودند. همان روز امير سپهبد
شهيد صياد شيرازي و فرمانده محترم وقت سپاه سرلشكر
رضايي آمدند روي همين جاده اي كه الان دفتر بنياد حفظ آثار در
اينجا احداث شده است و جلسه اضطراري برگزار كردند و
تصميم بر آن شد لشكرهايي كه در منطقه مستقر هستند مانند
لشكر 17 علي بن ابيطالب و لشكر 27 وارد عمل شوند .
لذا لشكر 17 علي بن ابيطالب از همان تپه شني معروف پشت
شهر مهران خاكريزي احداث كردند و وارد عمل شدند و لشكر
27 حضرت رسول (ص )
هم آماده شد تا شب به كله قندي بزند
و اين بحراني كه در منطقه بوجود آمد را حل نمايد.
شب هشتم سرهنگ « جاسب » وقتي مي بيند كاري از پيش
نخواهد برد اقدام به فرار مي كند و در كنار رودخانه توسط
بسيجيان اسير مي شود. عراقي ها هم وقتي متوجه مي شوند او
اسير شده تلاش مي كنند تا نجاتش بدهند ولي موفق نمي شوند و
عده اي به هلاكت رسيده و عده اي نيز به اسارت نيروهاي مادر
مي آيند و نهايتا « سرهنگ جاسب » نيز به درك واصل
مي گردد.
بعداز اين نيز عراق به نقطه ضعيفي بين الحاق ما و ارتش
مي زند كه خوشبختانه موفق نمي شوند و نهايتا عمليات به هفتاد
درصد از اهدافش مي رسد و منطقه عمومي اي كه در شمال و
شرق منطقه مورد نظر بود به دست رزمندگان اسلام فتح مي گردد.
شب هشتم « سرهنگ جاسب
وقتي مي بيند كاري از
پيش نخواهد برد اقدام به فرار مي كند و در كنار
رودخانه توسط بسيجيان اسير مي شود. عراقي ها هم
وقتي متوجه مي شوند او اسير شده تلاش مي كنند تا
نجاتش بدهند ولي موفق نمي شوند و عده اي به
هلاكت رسيده و عده اي نيز به اسارت نيروهاي ما
در
مي آيند و نهايتا « سرهنگ جاسب » نيز به درك واصل
مي گردد.

| | | |