روزنامه جمهوري اسلامي 20/09/1382 صفحه سرمقاله
*****
تحليل سياسي هفته


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    يكي از روزهاي هفته جاري با « روز دانشجو » همزمان بود و به همين مناسبت تريبونها و برنامه هايي در برخي محافل دانشگاهي برپا گرديد و سخناني بر زبانها جاري شد ولي با گذشت اين روز پرونده اين جمع مهم و تاثير گذار نيز به طاق نسيان رفت تا سال ديگر و همين ايام كه مراسم مشابهي برگزار شود. شايد برخي ها مايل باشند كه روزها بر همين منوال بگذرد و جامعه بدون تعمق و جامع نگري از سر مسائل حياتي عبور كند و به قول معروف آب از آب تكان نخورد ولي واقعيت اينست كه بي توجهي به موضوعات اساسي جامعه در آينده باعث ايجاد معضلات و بحرانهاي جدي در كشور خواهد شد.
    متاسفانه واقعيتهاي موجود در حوزه « دانشگاه » و « دانشجو » چندان خوشايند نيست و تاملي هر چند گذرا بر اين حوزه بويژه در سالهاي اخير بايد دلسوزان نظام را به فكر چاره جويي هدايت كند. از اين رو لازم است كه همه دست اندركاران فرهنگي آموزشي اجتماعي و سياسي با دقت و هوشياري لازم به موضوع « دانشجو » و « جنبش دانشجويي » بپردازند و اوقات شايسته اي را در آن مصروف نمايند.
    شايد امروز همه در اين موضوع متفق القول باشند كه شخصيت دانشجو و هويت جنبش دانشجويي در كشور ما با آفات و تهاجمات حادي مواجه مي باشد ولي ما را چه شده كه نسبت به اين پديده نگران كننده بي تفاوت بوده و يا صرفا با ابراز نگراني از كنار آن عبور كرده و حاضر به تامل و وقت گذاري براي پيدا كردن راه حل و خروج از وضعيت كنوني نيستيم .
    براي ورود به بحث لازم است كه ظرفيت موجود در اين حوزه به دقت مورد بازنگري قرار گيرد. واقعيت اين است كه دانشجويان به لحاظ برخورداري از نشاط و شادابي كه ويژگي دوران جواني است از پويايي و تحرك فوق العاده اي برخوردارند كه اگر به درستي درك نشود و در مسير صحيح قرار نگيرد به جاي اينكه « مشكل گشا » باشد « مشكل آفرين » خواهد شد. انتظار مي رود جوان دانشجو و جنبش دانشجويي متعلق به اين قشر فرهيخته از ويژگي ممتاز آرمان خواهي عدالت جويي تفكر انديشه صداقت صراحت شفافيت صفا خلوص و ادب برخوردار باشد. سرپرشور و شادابي دانشجو از او عنصري مي سازد كه به دليل عدم ورود در گرداب ملاحظات و مصلحت انديشي هاي خود ساخته و دنيا پسندانه انرژي فراواني را در تحقق عدالت و در مسير ظلم ستيزي از خود بروز مي دهد.
    پيشينه درخشان جنبش دانشجويي در سالهاي گذشته و قبل از پيروزي انقلاب از قشر دانشجو تصويري از رسالت ناب حق طلبانه ارائه كرده كه قادر است روشنفكران متعهد و فرهيختگان معتمد به جامعه عرضه كند. از اين رو هم اكنون نيز انتظار جامعه از اين فرهيختگان اينست كه با تكيه بر منطق و گام زدن در مسير عقلانيت به سوي قله هاي كمال علم دانش آگاهي و آرمانخواهي حركت كنند.
    افت سطح آموزشي در دانشگاهها و كاهش انگيزه هاي پژوهشي و تحقيقاتي در ميان دانشجويان از بزرگترين موارد نگراني است كه بايد دست اندركاران نظام ومديران مراكز آموزش عالي را به چاره انديشي وادارد.
    اخلاق و ادب دانشجويي كه همواره مورد اعتماد جامعه بود امروز به طور نگران كننده اي به سوي ابتذال ميل نموده و طهارت و سلامت دانشجويي را در معرض تهديد قرار داده است . قطعا براي دانشجوي ايراني پذيرفته نيست كه شاخص آمارهاي منفي به سمت او نشانه برود و افزايش ميزان جرائم اجتماعي و بي مبالاتي هاي فرهنگي حيثيت و اعتبار اجتماعي او را تهديد كند. اين يك زنگ خطر جدي است كه بايد همگان و قبل از همه خود دانشجويان را به عرصه تفكر بكشاند.
    دانشجو و جنبش دانشجويي وظيفه دارد براي مقابله با نارسائيها و كاستي هاي جامعه علاوه بر نقدهاي آگاهانه راه حلهاي عالمانه ارائه كند و دلسوزان نظام را در شناسايي راهكارهاي عملي براي حل مشكلات كمك نمايد ولي با كمال تاسف به جاي طراوت توليد علم و آگاهي در معرض فساد و وسوسه هاي دنيايي و شيطاني قرار گرفته است . دانشجوياني كه بايد موتور محرك جامعه به سوي دانش و افقهاي روشن باشند آنچنان در فضاهاي بسته و منافع زودگذر شخصي گرفتار شده اند كه بايد مورد توجه دلسوزان جامعه قرار بگيرند.
    جنبش دانشجويي كه بايد عرصه جامع نگري باشد و به توليد علم و هدايت جامعه بپردازد آنچنان در فضاي پيروي از احساس و منافع احزاب گرفتار آمده كه دانشجوي حركت آفرين را به پيمانكار پروژه هاي سياسي احزاب خارج از دانشگاه تبديل كرده است .
    طبعا از دانشجو به عنوان يك عنصر پيشرو انتظار مي رود چشم بر بي عدالتي ها در عرصه داخلي و خارجي و مظالم استكبار و جنايات جنايتكاران بين المللي نبندد و هشيارانه در مسير افشاي استكبار جهاني به سركردگي آمريكا گام بردارد. اين رفتار باتوجه به سابقه ديرين و روشن جنبش دانشجويي در ايران پشتوانه محكمي براي حركتهاي امروزي دانشجويي است . درست 50 سال پيش هنگامي كه دانشجويان همه كشورهاي جهان عليه جنايات آمريكا سكوت اختيار كرده بودند خون سه شهيد دانشجو در دانشگاه تهران نهال مبارزات ضد آمريكايي ملت ايران را آبياري كرد. در حاليكه متاسفانه امروز چنان رخوتي بر اين جنبش حادث شده كه خبر مبارزات ضد آمريكايي را بايد از جنبش هاي دانشجويي كره جنوبي شنيد!
    كلام آخر در اين باب اينكه مادام كه جنبش هاي دانشجويي وامدار احزاب سياسي بوده و فارغ از رسالتهاي دانشجويي به عنوان يك حزب سياسي عمل كنند طبعا به دنبال كسب قدرت بوده و منافع عمومي جامعه چندان مورد توجه قرار نخواهد گرفت .
    از رويدادهاي مهم هفته جاري ديدار شهردار مديران شهري و اعضاي شوراي شهر تهران با رهبر انقلاب بود. در اين ملاقات حضرت آيت الله خامنه اي با ابراز خرسندي از تلاش هماهنگ شهردار و شوراي اسلامي شهر تهران در خدمت به مردم به مجموعه مديريتي تهران توصيه كردند خدمت خالصانه به مردم را با توكل به خدا و جديت ادامه دهند و بدانند هيچ چيز بيشتر از خدمت صادقانه مسئولان مردم را خوشحال نمي كند و فضاي زندگي عمومي را شاد و پرنشاط نمي سازد.
    ايشان اقدامات انجام شده براي حل مشكلات شهري تهران را بسيار مفيد ولي ناكافي دانسته و افزودند : « رايحه طيبه تلاش براي خدمت مخلصانه به مردم در فعاليتهاي انجام شده به خوبي استشمام مي شود و همه سازمانهايي كه با مردم تماس دارند بايد خدمتگزاري صادقانه به مردم را هدف اصلي طرحها و اقدامات خود قرار دهند.
    رهبرانقلاب از قانون شكنان و متخلفاني كه در سالهاي اخير جيبهاي خود را با تعدي و تجاوز به بيت المال پر كرده اند به عنوان اژدهاي هفت سر فساد ياد كردند و خواستار برخورد جدي و بدون مماشات با هرگونه فساد بويژه در شهرداري شدند. ايشان به مديران شهرداري موكدا تاكيد كردند اجازه هيچگونه سو استفاده اي را به اژدهاي هفت سرداده نشود و با كساني كه مي خواهند از شهرداري سو استفاده كنند و بيت المال را به تيول مطامع شخصي و گروهي خود تبديل كرده اند به مبارزه برخيزيد.
    رهبر انقلاب همچنين با اشاره به اهميت فراوان مسائل اجتماعي شهر تهران خواستار مقابله با بي بند و باري فرهنگي و اخلاقي در مراكز شهري شدند و به مسئولين توصيه كردند « روح ديانت و اخلاق اسلامي را در مكانها و مراكز فرهنگي شهر تهران جاري كنند » كه اين همان نكته اي است كه شهروندان و مومنين تهراني سالهاست به واسطه اعوجاجات فرهنگي در سازمان فرهنگي هنري شهر تهران از آن رنج مي برند.
    ستاد انتخابات كشور در هفته جاري با صدور اطلاعيه اي شرايط و تاريخ ثبت نام از داوطلبان نمايندگي مجلس هفتم را اعلام كرد. براساس اعلام وزارت كشور ثبت نام داوطلبان از روز شنبه به مدت يك هفته انجام مي شود و بدين ترتيب اولين قدم اصلي و رسمي در زمينه انتخابات مجلس هفتم برداشته خواهد شد. بدين ترتيب افرادي كه مايل به حضور در مجلس قانونگذاري هستند به مراكز ثبت نام مراجعه كرده ودر كوران قضاوت عمومي قرار مي گيرند. اينكه همه ثبت نام كنندگان صلاحيت احراز كرسي نمايندگي را داشته باشند توقع دور از انتظاري است لكن مراجع ذيصلاح قانوني با ضوابط اعلام شده به بررسي صلاحيت نامزدها پرداخته و گام نخست را در انتخاب افراد شايسته برمي دارند. طبعا جايگاه نمايندگي مجلس از موقعيت ويژه اي برخوردار است و افراد و جريانات مختلف در صدد كسب اين جايگاه هستند. برخي از زاويه منافع شخصي و گروهي و كسب مواضع قدرت به كرسي نمايندگي نظر دارند و بعضي ديگر از ديد خدمتگزاري و قدرت آفريني براي نظام اسلامي به اين موقعيت خطير روي مي آورند. آنچه در اين ميان حائز اهميت است احساس مسئوليت افراد شايسته صالح و خدمتگزار و ورود آنها به صحنه انتخابات است تا ضمن ايجاد شور و شوق انتخاباتي قدرت انتخاب مردم را در گزينش افراد لايق افزايش يابد.
    افشا نقش اطلاعاتي و راهبردي رژيم صهيونيستي در برافروختن آتش جنگ آمريكا و انگليس عليه عراق حملات وحشيانه وشبانه به خانه شيعيان بي دفاع عراق و آزار آنان و بالاخره ادامه مخالفت « پل برمر » حاكم آمريكايي عراق با خواست و اراده مردم و مراجع اين كشور در زمينه تدوين قانون اساسي و تعيين ساختار حكومت آينده عراق عواملي بودند كه در هفته جاري سبب افزايش نفرت ملت مسلمان عراق از نظاميان آمريكائي گرديدند. در اين هفته از يكسو بر ميزان جنايات آمريكائيها عليه جان و مال و هستي مردم عراق افزوده شد و از سوي ديگر گام هاي بلندتري در جهت جلوگيري از به ثمرنشستن اراده مردم عراق در تعيين سرنوشت سياسي و اجتماعي اين كشور برداشته شد. اين پديده همراه با نقش افشاگرانه علما و مراجع ديني عراق در افشا چهره استكباري نظاميان اشغالگر آمريكائي در اين كشور موجب تشديد بحران داخلي عراق گرديد و جامعه جهاني را بيش از گذشته به اين نتيجه رساند كه نيروهاي اشغال كننده سرزمين اسلامي عراق نه تنها ناجي ملت اين كشور از ظلم و ستم رژيم صدام نيستند بلكه وضعيتي به مراتب خطرناكتر با جنايات و آزارهائي به مراتب افزونتر عليه مردم عراق بوجود آورده اند.
    تلاش آمريكا براي كشاندن ساير دولتها و ارتش ها به صحنه جرائم جاري نظاميان اين كشور در عراق كه در هفته جاري دولت ژاپن را نيز به فهرست كشورهاي فريب خورده و شريك جرم يانكي ها درعراق افزود از جمله رويدادهائي است كه در نشان دادن صف دشمنان مردم عراق و مخالفين استقلال و آزادي آنان نقش بسزائي دارد. نقشي كه مي تواند تعيين كننده نوع روابط آينده ملت عراق با كشورهاي جهان باشد. قدر مسلم اين است كه در بحران 8 ماهه عراق آمريكا و هم پيمانان غربيش سهم اصلي در آتش افروزي داشته اند.
    به قول يكي از مفسران سياسي عرب آمريكائيها ملت ستم كشيده عراق را از چاله اي كه صدام طي 24 سال ديكتاتوري خود در عراق بوجود آورده بود بيرون آورده و در چاه مهلك خود فرو انداخته اند. چاهي كه نجات از آن به مراتب دشوارتر از رها شدن از چنگ رژيم بعثي است » مع الوصف اين تفسير را بايد بدينگونه اصلاح كرد كه رهائي از چاه آمريكائيها و نجات از سلطه جابرانه آنان در عراق پديده اي است كه تحقق آن در سايه وحدت اسلامي و مستحكم ساختن رشته هاي ارتباط ملت عراق با مراجع دلسوز ديني در اين كشور امكان پذير خواهد بود. ملت عراق امروز گرفتار تجاوز خارجي و تفكر وابسته عناصر لائيكي است كه در داخل كشور از آبشخور متجاوزين آمريكائي يا انگليسي تغذيه مي كنند. عراق يك كشور اسلامي با اكثريتي شيعه است و بر خلاف تصور نظريه پردازان غربي و سياستمداران دست آموز آنان در منطقه خاورميانه از جمله شاه اردن واگذاري اختيار اداره اين كشور اسلامي به عهده جامعه اسلامي وشيعه اين كشور نه تنها لطمه اي براي ثبات و امنيت جامعه عراق نمي باشد بلكه زمينه ساز آرامش و جبران حقوق از دست رفته ملت اين كشور نيز هست . زيرا ناامني و بي ثباتي در عراق عاملي است كه هم در دوران حاكميت صدام و هم پس از آن از بيرون از مرزهاي اين كشور و از مراكزي مانند واشنگتن لندن يا تل آويو هدايت شده است .
    تشكيل اجلاس ژنو و همچنين نشست قاهره حلقه هاي جديد توطئه اي بود كه در هفته جاري متوجه ملت فلسطين گرديد. اين دو نشست اگر چه در برگيرنده هياتهائي از گروههاي فلسطيني وابسته به تشكيلات خودگردان يا بعضي سازمانهاي لائيك فلسطيني بود ولي اكثر سازمانها و گروههاي اسلامي از جمله حماس جهاد اسلامي و گردانهاي شهداي الاقصي با اين دو نشست مخالفت ورزيده و آنها را مراحل جديدي از توطئه مشترك آمريكا و رژيم صهيونيستي براي متوقف ساختن قيام اسلامي انتفاضه قلمداد كردند. در پاسخ به اين دو نشست شيخ احمد ياسين رهبر جنبش اسلامي حماس در بيانيه اي تاكيد كرد كه ملت فلسطين هيچ دولت يهودي را در خاك اين سرزمين به رسميت نخواهد شناخت و صهيونيستها اگر دنبال آرامش و ثبات مي گردند بايد به اروپا و آمريكا و به همان نقاطي بازگردند كه از آنجا براي غصب فلسطين وارد اين سرزمين شدند.
    به نظر مي رسد واشنگتن و تل آويو سرخورده از ادامه مبارزه بي حاصل با انتفاضه اكنون به طور جدي راههائي را براي ختم بحران مد نظر قرار داده اند كه در آن صهيونيستها بتوانند با دادن حداقل امتياز حداكثر بهره برداري سياسي را از بحران فلسطين داشته باشند. اين توطئه اي بود كه در دو اجلاس هفته جاري در فلسطين نمود عيني داشت . هر چند كه هشياري گروههاي اسلامي فلسطين اين ترفند را نيز نقش برآب خواهد ساخت .
    آمريكائي ها در هفته اي كه پشت سر مي گذاريم در افغانستان نيز منشا ترور و ناامني و ويرانگري بودند. اگر چه دولت دست نشانده آنها در كابل در اين هفته تلاش كرد با برگزاري انتخابات ملي جهت گزينش نمايندگان لويه جرگه و همچنين آغاز دور جديدي از خلع سلاح گروههاي افغاني چنين وانمود كند كه با حمايت آمريكا در حال ايجاد زمينه هاي ثبات و آرامش در كشور است ولي اقدام جنايت بار نظاميان آمريكا در بمباران خانه هاي مسكوني مردم كه تنها در يك مورد 9 كودك خرد سال را در يك خانه به كام مرگ فرستاد تبليغات بي حاصل و دروغين حكومت كابل را نقش بر آب ساخت و نشان داد كه آمريكائيها در افغانستان نيز مانند عراق صرفا منشا جنايات و فساد و ناامني هستند. امروزه خيل عظيمي از مردم افغانستان بويژه نخبگان و ريش سفيدان اين كشور معتقدند لويه جرگه افغانستان كه قرار است روز شنبه هفته آينده رسما در كابل كار خود را آغاز نمايد بايد موضوع احساس عمومي ملت اين كشور براي خاتمه دادن به تجاوز خارجي را در صدر موضوعات خود قرار دهد. ملت افغانستان در طول تاريخ سه دهه اخير خود همواره بيشترين خسارات را از مداخله نيروهاي خارجي تحمل كرده و به همين دليل به ملت « اجنبي ستيز » مشهور شده است . اين ويژگي ايجاب مي كند صاحب منصباني كه در اين كشور به مردم متعلق هستند و نه به بيگانگان بطور جدي راههاي اعاده استقلال آزادي و حق حاكميت ملي اين كشور اسلامي را در دستور كار خود قرار دهند.
    در هفته جاري اتحاديه اروپا در اقدامي خصمانه و با هدف ايجاد فشار برجمهوري اسلامي ايران جهت امضاي پروتكل الحاقي مذاكرات تجاري با مقامات كشورمان را به تعويق انداخت . اين تصميم كه با تهديدات محمد البرادعي مدير كل آژانس بين المللي انرژي اتمي در مورد احتمال احاله پرونده فعاليتهاي هسته اي كشورمان به شوراي امنيت سازمان ملل توام بود نشان دهنده اين واقعيت است كه اروپائيها بر خلاف شعارهاي استقلال طلبانه خود براي تنظيم مناسبات اقتصادي خويش با جمهوري اسلامي ايران تحت تاثير فشارهاي محافل آمريكائي و صهيونيستي هستند. در اين تاثيرپذيري ذليلانه انگليس و آلمان جايگاه ويژه اي دارند و بدون مشورت بالابي هاي صهيونيستي خويش چندان قادر به تصميم گيري در عرصه روابط خارجي خويش نمي باشند.
    در تاريخچه 25 ساله انقلاب اسلامي ايران كمتر مقطعي را مي توان يافت كه روابط دولتهاي اروپائي با دولت و ملت ايران و با نظام جمهوري اسلامي كاملا بي دغدغه و مثبت بوده باشد. اروپائي ها در بخش اعظم اين مدت رابطه متوازن و سالمي با جمهوري اسلامي ايران نداشتند. رفتار آنان با ايران اسلامي نوعا با توقعات غيرمنطقي توام بوده است . رفتاري كه زائيده غرور استكباري آنان در برابر ملتهاي انقلابي جهان است .
    تجارب سودمند حاصل از روابط پرنشيب و فراز دولتهاي اروپائي با جمهوري اسلامي ايران نشان مي دهد كه آنان هر بار با اغماض هاي سياسي و گذشت هاي بي دليل مسئولان كشورمان در عرصه سياست خارجي مواجه شده اند در تعرضات خويش يك گام جلوتر آمده اند و گستاخ تر مداخله جوتر و پرتوقع تر شده اند. رفتار ما در مقوله فعاليتهاي هسته اي نيز از اين قاعده مستثني نمي باشد. در اين رابطه نيز هر اندازه خود را مرعوب و تابع مقررات دست و پاگير و ظالمانه مورد نظر غربيها نمائيم در مناسبات خارجي خود مجبور خواهيم شد از موضع ضعيفتري عمل نمائيم . استقلال تسليم ناپذيري در برابر فشارهاي ظالمانه بيگانگان و حفظ سربلندي و عزت انقلاب پديده اي نيست كه بتوان با مماشات و مغازله هاي زيان آور سياسي آنها را حفظ كرد.
    ما كشور مستقلي هستيم كه نظام سياسي . اقتصادي و فرهنگي خود را با اراده خود و مستقل از تفكر ديگران اداره مي كنيم . مشروعيت نظام ما نيز منوط به تاييد دولتهاي غربي نيست و اتفاقا اگر روزي مورد حمايت و تاييد آمريكا و اروپا قرار گرفتيم بايد در صحت راه خود شك كنيم .