روزنامه جمهوري اسلامي 18/09/1382 صفحه عقيدتي

  • دو مظهر پارسائي و جهاد از فارس
  • آيت الله العظمي گلپايگاني فقيه پارساي اهل بيت
  • *****
    دو مظهر پارسائي و جهاد از فارس


  • قسمت دوم
    دكتر علي مرزبان راد
    حسن سابقه سلمان
    خوش خوئي و خوش كرداري و خوش نامي سلمان كه همه از عنايات رب مهربان است گه گاهي زيور افزاي صفحات تاريخ اسلام شده اند. در اين مقاله برخي از آن ها را ملاحظه مي نمائيد. قبلا گفتيم كه سلمان با پاي جهاد و تلاشي خستگي ناپذير و سير آفاق و انفس سرانجام مطلوب خود را كه اسلام بود يافت و آن را با طيب خاطر و كمال معرفت پذيرفت و تا پايان عمر بر همين آئين آسماني پايدار بماند و در رديف كساني درآمد كه گفتند : ربنا الله ثم استقاموا(14 )
    سلمان با جديت و شوق فراوان و استعداد خدادادي بر آئيني دست يافت كه تنها آئين پذيرفتني نزد خدا است و سرپيچندگان از آن در آخرت مردود و از زيان كارانند.
    سلمان از نخستين مسلمانان ايران
    در كتاب معرفت افزاي خدمات متقابل اسلام و ايران آمده است (15 ) : « در زمان حيات پيغمبر اكرم (ص ) بر اثر تبليغات اسلامي عده زيادي از مردم بحرين كه در آن روزگار محل سكونت ايرانيان بود به آئين مسلماني درآمدند و حتي حاكم آنجا كه از طرف شاه ايران تعيين شده بود مسلمان گرديد. علي هذا اولين اسلام گروهي از ايران در يمن و بحرين بوده است . از نظر فردي شايد اولين فرد مسلمان ايراني سلمان فارسي است و چنان كه ميدانيم اسلام اين ايراني جليل القدر آن قدر بالا گرفت كه به شرف : سلمان منا اهل البيت نائل آمد » .
    نژاد سلمان
    « ... روزي سلمان فارسي وعده ي از اكابر صحابه در مسجد پيامبر نشسته بودند سخن از اصل و نسب به ميان آمد هر كسي در بزرگداشت خود سخني گفت . نوبت به سلمان رسيد اين مرد فرزانه و تربيت شده اسلامي بجاي اين كه از اصل و نسب و افتخارات نژادي سخني به ميان آورد گفت نام من سلمان فرزند يكي از بندگان خدا هستم گمراه بودم و خداوند به وسيله محمد(ص ) مرا راهنمائي كرد فقير بودم و خداوند به وسيله محمد(ص ) مرا بي نياز كرد برده بودم و خداوند به وسيله محمد(ص ) مرا آزاد كرد. اين است اصل و نسب من . در اين بين رسول خدا(ص ) فرارسيد و سلمان ماجري را باز گفت . رسول اكرم (ص ) روبدان جماعت گفت : يا معشر قريش ان حسب الرجل دينه و مروته خلقه و اصله عقله . يعني اي گروه قريش هر آينه نژاد هر كس : دين او مردانگي او : خوي او اصل او : خرد اوست .
    هدف رسول الله (ص ) « اين بود كه مردمان بجاي باليدن به استخوان هاي پوسيده نياكان به دين و مردانگي و خرد خود ببالند . (16 ) »
    در كتاب سلمان پاك از سلمان به عنوان دوست با وفاي علي (عليه السلام ) چنين ياد شده است : « روايات مشترك شيعه و سني سلمان فارسي را يكي از كبار صحابه مي شمارند كه داراي مقامي استثنائي بوده است . وي در شمار غير عرب هائي است كه در اولين بار به اسلام گرويدند و چهره سلمان در خلال روايات داراي خطوط كاملا مشخصي است كه در ايران متولد شد و هنوز كاملا جوان بود كه گرايش شديد وي به زهد او را به مسيحيت كشاند. از خواجه ي به خواجه ي و از شهري به شهري خود را به دامن غربت و بردگي مي افكند نه تنها براي آن كه راه زندگي استوارتري بيابد و توحيد خالصي از آن گونه كه ديگر اهل حنيف مي جويند بجويد بلكه به اين اميد كه به فرستاده ي از جانب خدا كه برايش وصف شده بود بپيوندد تا آن كه گمشده اش را در محمد(ص ) مي يابد و به حلقه خواص او در مي آيد. و در جنگ خندق طرف مشورت وي واقع مي شود و پس از مرگ پيامبر(ص ) دوست وفادار خاندانش يعني آل علي (ع ) باقي مي ماند و از حقوق مشروع و پايمال شده آنان دفاع مي كند » (17 )
    غزوه خندق
    بيشتر مورخان و مفسران نوشته اند كه در سال پنجم هجري كفار پرخاشگر قريش و جهودهاي كينه توز و منافق دست ناميمون اتحاد به هم دادند و با سپاهي انبوه حدود ده هزار جنگجو از هر سو به مدينه روي آوردند تا به گمان باطل خود اسلام كفر شكن را از ريشه بركنند! رسول خدا(ص ) پس از آگاهي از قصد آنان با آن كه خود عقل كل و انسان كامل بود براي آن كه روش فرمانروائي را به فرمانروايان بياموزد و مردمان را در پيش آمدها و مشكلات زندگي انديشمند و شريك و مسئول بار آورد با اصحاب به مشورت پرداخت و پرسيد كه براي مقابله با هجوم كفار بهتر است در مدينه بمانيم يا از آن بيرون رويم هر صاحب نظر سخني گفت تا نوبت به سلمان رسيد. او با تجربه هائي كه از عمر طولاني خود در جنگهاي ميهن خود داشت پيشنهاد كرد شايسته است در شهر بمانيم و گرد شهر خندقي بكنيم و با جنگ فرسايشي دشمن را درمانده و نوميد كنيم و از پاي در آوريم . راي سلمان پذيرفته شد و به اجرا در آمد و متعاقبا غزوه تاريخي خندق پيش آمد. در اين غزوه يكي از نامورترين و نيرومندترين رزمجويان سپاه كفر با نام عمروابن عبدود با ذوالفقار حيدر كرار (ع ) از پاي در آمد. پيروزي علي آن نمايانگر همه ايمان بر عمرو نمايانگر همه كفران در جنگ خندق بيش از پيش بر اقتدار و شهرت اسلاميان افزود و مايه خشنودي خالق منان و خاتم پيمبران گرديد. و آنگاه پس از كشته شدن عمرو بد آئين به خواست خداي قاسم الجبارين طوفاني شديد و بنيان كن وزيدن گرفت و خيمه و خرگاه كفار را در هم كوبيد! چنانكه مهاجمان بي فرهنگ بيش از چهار پنج هفته نتوانستند به محاصره و جنگ ادامه دهند شكست خورده و پريشان به ديار خود بازگشتند. صدق الله العلي العظيم : انا لننصر رسلنا و الذين آمنوا في الحيوه الدنيا...18 و به اعتقاد مولوي
    هر كه بر شمع خود آرد تفو شمع كي ميرد بسوزد پوز او19
    در كتاب فروغ ابديت 20 چنين ميخوانيم : « در ادامه نبرد خندق برخي مورخان نوشته اند كه موقع تقسيم غنائيم جنگي ميان مهاجران و انصار درباره سلمان مشاجره در گرفت و هر دسته ميخواست تفاخرا او را به خود منتسب گرداند. رسول خدا آگاه شد و پيمبرانه نزاع را پايان داد و گفت : سلمان منا اهل البيت »
    در كتاب امام علي ابن ابي طالب در شرافت سلمان چنين آمده : « در شرافت سلمان همين بس كه در ميان گروهي بود كه سخت خواهان خلافت علي (ع ) پس از رحلت رسول خدا(ص ) بودند. سلمان اين مرد حقجو براي رسيدن به آئين حق دل از وطن بركند و اصفهان را ترك گفت و جامه مجوسيت را بيرون افكند و سر به بيابانها گذارد به سوي شام رهسپار شد در هر گوشه و كنار نور هدايت را جست و جو ميكرد تا به مسيحيت گرائيد. به هر شهري رو مي آورد از زبان ترسايان و ديرنشينان و اسقفان بهره ميگرفت و برايمان خود مي افزود تا به عموريه رسيد. اسقف اين شهر بدو گفت آن حقي كه تو ميجوئي از زبان مردي خواهي شنيد كه از سرزمين عرب برخيزد و قوم خود را پيوسته هدايت كند تا سرانجام ناگزير از شهرش هجرت نمايد و به شهر ديگر پناه برد... از اين قرار سلمان را حق همي پيش ميبرد تا او را به سرچشمه هدايت رسانيد كه در راه رسيدن به مقصود چه بيابانها پيمود و چه رنجها كشيد مال و توشه خود را از دست بداد آزادي خود را از دست بداد و كساني او را به بردگي گرفتند و دست بدست فروختند! ولي او به اين اسارت بدني تن در داد تا به آزادي روحي رسيد و سرانجام به ملاقات محمد رسول الله (ص ) نايل آمد و مسلمان شد... »
    در همين كتاب درباره رهائي سلمان از بندگي چنين ميخوانيم : « روزي سلمان به رسول خدا(ص ) گفت يا رسول الله (ص ) من مردي پارسيم جواني نورس بودم كه از كشور خود بيرون آمدم تا آئين حق را بيابم اكنون بردگي مرا از تو بازداشته است . محمد(ص ) پس از اندكي تامل گفت اي سلمان مكاتبه 21 نما و خود را از قيد بندگي برهان . سلمان چنين كرد و از بردگي نجات يافت 22 »
    پي نوشت ها :
    14 ـ الاحقاف .12 15 ـ نگارش شهيد آيه الله مطهري ص .61 16 ـ همين كتاب ص .54 17 ـ نوشته شادروان دكتر علي شريعتي تهران 1365 ش . ص .76 18 ـ الغافر .53 19 ـ تفسير و نقد و تحليل مثنوي قسمت دوم دفتر ششم ص 49 به اهتمام استاد جعفري . 20 ـ فروغ ابديت نوشته آيه الله جعفري سبحاني جلد دوم ص .537 21 ـ مكاتبه قراردادي بوده است ميان برده و مالكش كه برده به كاري ميپرداخت و مزد آن را تدريجا به مالك ميداد تا دينش ادا ميشد و آزاديش فرا ميرسيد . 22 ـ جلد دوم ص 67 تاليف عبدالفتاح عبدالمقصود ترجمه آيه الله سيدمحمود طالقاني ـ رحمه الله عليه ـ تهران 1335 ش .

  • *****
    آيت الله العظمي گلپايگاني فقيه پارساي اهل بيت




  • به مناسبت سالروز رحلت آيت الله العظمي گلپايگاني
    هجدهم آذر سالروز رحلت فقيه بزرگ و مجاهد سترگ حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني است .
    آيت الله العظمي گلپايگاني در سال 1316 قمري در يكي از روستاهاي گلپايگان ديده به جهان گشود. هنوز پنج سالش تمام نشده بود كه تحصيل را آغاز كرد. او در طول تحصيل از محضر بسياري از علماي بزرگ بهره مند شد وسرانجام پس از سال ها تحصيل وتهذيب فقيهي نام آور گرديد.
    آيت الله العظمي گلپايگاني علم وتقوا را با هم در آميخته بود. همچنان كه وجودش سراسر عشق به قرآن كريم واهل بيت عصمت و طهارت بود.
    آيت الله العظمي گلپايگاني علاوه بر آن كه در تربيت طلاب و هدايت مردم به سوي دين پرتلاش بود در مبارزات سياسي نيز از مراجع پيشگام محسوب مي شد.
    مبارزه ايشان با رژيم ستمگر پهلوي از زمان رضاخان آغاز شد و با برنامه هاي ضد اسلامي آن رژيم مقابله كرد. او گاهي شخصا با برنامه هاي ضد اسلامي رژيم رضاخان مقابله مي كرد و با ماموران رضاخان درگير مي شد. ايشان در اين زمينه خاطره اي نقل كرده مي گويند :
    هنگام كشف حجاب شبي براي شركت در مجلس عزاداري و سوگواري امام حسين (ع ) همراه با خانواده ام حركت مي نموديم . ناگهان پاسباني پيش آمده وبا اعتراض گفت : چرا اين خانم با حجاب بيرون آمده است
    من عصباني شدم و دست پيش برده كه تفنگش را بگيرم او مي كشيد و من مي كشيدم كه گفت : اين تفنگ پر است و خطرناك است و ممكن است بيرون برود.
    گفتم : باشد! بيرون برود تا يكباره از دست شما خلاص بشويم . آخر اين وقت شب چه كسي به تو مي گويد كه متعرض شوي و ما را ناراحت كني
    خلاصه از هم جدا شديم واو مرتب مي گفت : شما مملكت را خراب كرده ايد و منهم هرچه مي گفت . جوابش را مي دادم تا از هم دور شديم .
    از همان زمان كه مبارزات امام خميني با رژيم شاه آغاز شد آيت الله گلپايگاني با جديت امام را همراهي كردند و هر زمان كه لازم مي شد با صدور اعلاميه با صلابت تمام وحشي گريهاي رژيم شاه را محكوم مي كردند واز مردم مي خواستند در برابر اعمال ضد اسلامي رژيم شاه مقاومت كنند. در تمام دوران مبارزه مردم ايران با رژيم شاه به ويژه در سالهاي 1356 و 1357 شمسي همواره نام آيت الله العظمي گلپايگاني به عنوان يك مرجع مجاهد مطرح بود.
    پس از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي نيز آيت الله گلپايگاني با تمام وجود به انقلاب اسلامي ياري رساند. در كتاب ديدار با ابرار به بخشي از حمايت ها و ياري هاي آيت الله گلپايگاني نسبت به انقلاب اسلامي در دوره پس از پيروزي چنين اشاره شده است :
    مرجع بزرگوار كه از دير باز شاهد ظلمها و جنايتها و حق كشيها و بي عدالتيهاي فراوان بود واز وجود يك نظام سياسي ناشايست وبدون صلاحيت در راس هرم سياسي كشور رنج مي برد واز بدو حركت توفنده و گسترده روحانيت به رهبري حضرت امام در جهت محو رژيم استبدادي از هيچ كوششي فروگذار ننموده بود وبرپايي نظام عدل اسلامي را دقيقه شماري مي كرد اينك كه در سايه جانفشانيهاي ملت مسلمان ايران و روشن بيني مراجع تقليد و روحانيت پيروزي نهضت را به چشم مي ديد از هر گونه حمايت و پشتيباني و جهت دهي وراهنمايي دريغ نورزيد ودر اين راستا اقداماتي را به شرح ذيل انجام دادند :
    1 ـ هماره در جهت تاييد مواضع حضرت امام و حفظ موقعيت ايشان گام برداشته وايشان را به عنوان رهبر نظام تثبيت مي نمودند و مكرر مردم را به پيروي از دستورات ايشان مي خواندند و تمام اقدامات ايشان را صحه گذاشته و تصويب مي كردند. از جمله پس از تكفير امام و حكم به ارتداد جبهه ملي معظم له نيز بلافاصله اين حكم را مورد تاييد خويش قرار دادند.
    2 ـ با پيروزي انقلاب موضوعات بحث خويش را تغيير داده و مباحث بيع را نيمه تمام گذارده و به بحث پيرامون قضا حدود و شهادات پرداختند (كه تقريرات اين دروس به چاپ رسيده است )
    3 ـ ايشان همواره در جهت تاييد نظام و پشتيباني از آن گامهاي موثر برداشته ديگران را نيز بدين امر توصيه مي نمودند. از سخنان ايشان است :
    « دولت را بايد در اين برهه حساس زماني كه بيشترين هزينه ها را صرف امور جنگ تحميلي مي نمايد كمك بيشتري نمود واز هر طريقي كه امكان دارد سعي شود كه باري از روي دوش دولت برداشته شود. »
    4 ـ اشخاص صالح وشايسته را به شركت در پستهاي كشور ـ از قبيل : امامت جمعه نمايندگي مجلس قضاوت شوراي نگهبان ـ توصيه نموده و از آنها مي خواستند كه تصدي اين گونه امور را بر عهده بگيرند.
    5 ـ معظم له براي تقويت نظام در مراسم گوناگون راي گيري از اولين سال پيروزي تا كنون شركت نموده وبا دادن راي مثبت در همه پرسيها دولت را تاييد نموده و مكرر ارگانها ونهادها و مسئولين كشوري را به حضور پذيرفته وبا رهنمودهاي خويش راه روشن را در پيش پاي آنان مي نهادند.
    6 ـ ايشان در جواب استفتائات مردم آنان را به عدم تخطي از مقررات نظام و پيروي از دستورات دولت فراخوانده ودر اين راستا آنان را از فروش اجناس قاچاق نهي مي فرمودند. ودر مواقع مختلف با دادن بيانيه ها آنانرا به شركت در همه پرسيها وراهپيمائي ها دعوت مي نمودند.
    7 ـ با شروع جنگ تحميلي مرجع عاليقدر با كوششهاي فراوان درصدد حمايت مادي و معنوي از رزمندگان اسلام ودولت اسلامي برآمده واين كارها را به انجام رسانيدند :
    الف ـ به مقلدين خويش اجازه فرمودند تا ثلث از سهم مبارك امام را به مصرف جبهه هاي نبرد برسانند.
    ب ـ هر از چندگاه يكبار هيئت هايي را براي ديدار با رزمندگان اسلام و بررسي مشكلات آنان وعيادت از مجروحين راهي جبهه ها مي كردند.
    ج ـ هر چند وقت يكبار هداياي جنسي و نقدي همراه با كاميونهايي مملو از مواد غذايي مختلف به سوي جبهه ها مي فرستادند.
    د ـ در مواقع حساس همچون عمليات بيت المقدس و فتح خرمشهر پيامهايي حماسي صادر نموده و رزمندگان اسلام را ستوده و مورد تشويق قرار مي دادند.
    هـ ـ براي پاسخگويي به مسائل شرعي مورد نياز سپاه توحيد كتابي كه در بر گيرنده احكام نماز و ساير مسائل بود ترتيب دادند.
    و ـ بسيار اوقات پس از حمله ها بود كه بيمارستان معظم له از بيماران عادي تخليه شده وبطور دربست در اختيار رزمندگان اسلام و مجروحين قرار مي گرفت .
    آيت الله العظمي گلپايگاني علاوه بر آن كه در تربيت طلاب و هدايت مردم به سوي دين پرتلاش بود در مبارزات سياسي نيز از مراجع پيشگام محسوب مي شد
    از همان زمان كه مبارزات امام خميني با رژيم شاه آغاز شد آيت الله العظمي گلپايگاني با جديت امام را همراهي كردند و هر زمان كه لازم مي شد با صدور اعلاميه با صلابت تمام وحشي گريهاي رژيم شاه را محكوم مي كردند.