گراميداشت روز دانشجو
مهدي پورحسين
پيدايش
عده اي نقطه آغاز جريان هاي دانشجويي در ايران را با
پيدايش دانشگاه تهران قرين مي دانند. عقب ماندگي
فوق العاده از چرخه پيشرفت در دهه بيست
به همراه
استبداد رضاخاني و ايجاد فضاي اختناق و سركوب از يك سو
و شرايط مساعد بين المللي
رونق افكار سوسياليستي به
ويژه تكوين طبقه روشنفكر در ايران از سوي ديگر
وضعيتي
را رقم زد كه طبقه تحصيل كرده نسبت به عقب ماندگي كشور
استبداد داخلي و استعمار خارجي
واكنش نشان داده و
حركت هاي نوخواهانه اي را آغاز نمايد. اين حركت ها ابتدائا به
خاطر وضعيت زمانه
ماهيتي ماركسيستي داشته اند اما
بتدريج با نضج نهضت فكري ديني و شكل گيري گروههاي
مذهبي در قالب انجمن اسلامي براي دفاع از هويت ديني
ماهيت اسلامي يافته
روند پرشتاب و رو به تكاملي را طي
نمود . نقطه پويايي اين فرايند 16 آذر سال 1332 مي باشد كه
در آن روز سه تن از دانشجويان دانشكده فني بخاطر واكنش
به برگشت مجدد استعمار انگليس به ايران و آغاز تسلط همه
جانبه آمريكا از طريق مسافرت نيكسون معاون رئيس جمهور
آمريكا به ايران به شهادت رسيدند.
پس از آن جنبش دانشجويي ايران فراز و فرودهاي
بسياري طي كرده
تحولات مختلفي را پشت سر گذاشته است
چنانكه از لحاظ كاركرد نيز از اصلاحات تا انقلاب را تجربه
كرده است و پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز با جامعيت هر
چه بيشتر به مسير خود ادامه داده است . بنظر مي رسد پس از
هفت دهه از فعاليت جنبش دانشجويي در ايران اين جنبش
امروز به يك بازنگري و تامل از درون و بيرون نيازمند است تا
مبادا به سردي گرائيده و يا از اهداف مقدس خود باز بماند.
ماهيت جنبش دانشجويي همچون ديگر پديده هاي
اجتماعي چند وجهي بوده
از ابعاد متنوعي برخوردار است
بدين لحاظ تبيين و تحليل جامع و همه جانبه از آن مشكل
مي نمايد. اما با اين حال دو ويژگي بارز آن را از ديگر
پديده هاي اجتماعي متمايز مي كند.
ويژگيها
جنبش دانشجويي چون از هنر دانشجو بر مي خيزد
بر
اساس طبيعت دانشجو از دو وجهه متمايز برخوردار است :
1 ـ جنبش دانشجويي احساسي است
بدين معنا كه دانشجو جوان است و شاداب
فعال است و
پر جنب و جوش
به همين خاطر از روح حساسي برخوردار
است كه تحريك پذير و منعطف است . اين خصيصه در كنار
عدم تعلق خاطر اقتصادي و احساس رهايي از مسايل زندگي و
نداشتن مسئوليت واقعي در اجتماع باعث مي شود دانشجو
آرمان گرا
عدالت خواه
آزادي طلب
شجاع و بي باك
پرسشگر
نقاد و در عين حال داراي خلوص و بي پيرايه باشد.
گروههاي سياسي و سياستمداران حرفه اي و كهنه كار بخاطر
وابستگي هاي اجتماعي
سياسي و اقتصادي معمولا پيچيده
منفعت طلب و مصلحت جو هستند اما دانشجويان بلحاظ
طبع جواني و زنده بودن سرشت تعالي طلب در آنان از هرگونه
رنگ تعلق و تقيد بدور هستند و به همين خاطر خالصانه
پرسشگر
نقاد و در رفتار خود راديكالند. از همين زاويه براي
كساني كه پايبند به تقيدات سياسي و اجتماعي هستند به
ويژه صاحبان قدرت بي مهار خطر محسوب مي شوند و
غيرقابل تحمل جلوه مي كنند.
دانشجويان چون هنوز در چنبره مصلحت انديشي هاي
خود ساخته در زندگي و پيچيده اجتماعي گرفتار نيامده و بر
فطرت سالم خود باقي مي باشند به كوچكترين ظلم و تعدي
بي عدالتي و حق سوزي در تمامي عرصه هاي حيات اجتماعي
واكنش نشان مي دهند از اين رو مي توان گفت حركت هاي
دانشجويي در نقطه آغاز
غرض آلود و شيطاني نيست اما اين
روحيه لطيف در عين بالندگي در معرض انحراف نيز قرار دارد.
اين خصيصه بخاطر احساسي و غيرعميق بودن مي تواند
دانشجو را در ورطه افراط و تفريط گرفتار نمايد و يا
سواستفاده كنندگان سياسي را نسبت به بهره برداري
جهت دار و سودجويانه از آنان وسوسه نمايد. اينجا است كه
بايد از عنصر عقلانيت دانشجويي بهره گرفت .
2 ـ جنبش دانشجويي عقلاني است
چرا كه دانشجو در عرصه علم و دانش فعال است و با
انديشمندان و فرهيختگان و اساتيد علم و معرفت سر و كار
دارد. دانشجو از طريق ارتباط با روشنفكران و صاحبان
انديشه معمولا با ريشه هاي كاستي ها و مشكلات جامعه آشنا
مي شود
از اين رو مي تواند معضلات واقعي جامعه پيرامون
خود را با تعقل دريابد و راهكارهاي علمي و عملي آن را نيز در
حد مقدورات نشان دهد. تفاوت دانشجو با ديگر جوانان كه
سرشار از احساس و نشاطند در همين خصيصه است كه
دانشجو اهل فكر و انديشه است و آرمان خواهي جوانانه خود
را آگاهانه پي مي گيرد. عناصري چون صداقت
صراحت
شفافيت
صفا و خلوص اگر در خدمت فكر و انديشه قرار گيرند
براحتي بر كاستي ها فائق مي آيند و راه تكامل را سريع تر طي
مي نمايند.
اين ويژگي نيز مي تواند براي جنبش دانشجويي در عين
روشنگري و واقع بيني نقطه انحراف پديد آورد چرا كه
دانشجو بخاطر طبع دانشجويي و متعلم بودن قبل از اينكه
توليد كننده فكر باشد .توزيع گر كالاي علمي انديشمندان
است . قابل انكار نيست كه دانشجو در دوره دانشجويي تحت
تاثير اساتيد و فرهيختگان صاحب نظر مي باشد اما از آنجايي
كه رسالت جنبش دانشجويي علاوه بر مصرف و آگاهي بخشي
به توده مردم است
تاثير پذيري آگاهانه و عادلانه از
روشنفكران و فرهيختگان جامعه براي اتقان كار و اطمينان
بخشي لازم است اما اين تاثيرپذيري نبايد به حد تبعيت و
دنباله روي برسد. « تبعيت » عنصر متمايز كننده جنبش
دانشجويي رااز آن سلب مي كند و آن را بتدريج در خدمت
منابع گرايش هاي خاص و منفعت طلب قرار مي دهد.
تعامل احساس با انديشه
انتظار از جنبش دانشجويي پويا و بالنده اين است كه اين
دو ويژگي را كه از طبيعت جواني و دانش پژوهشي بر مي خيزد
در هم آميزد و حركت هاي عدالت طلبانه آزادي خواهانه و
استقلال جويانه خود را با عقلانيت همراه سازد.
بخاطر همين ظرفيت است كه از جنبش دانشجويي
انتظار مي رود جامع نگر باشد. گاهي احساس مي شود
گروههايي كه حركت هاي دانشجويي را هدايت مي كنند و
گرايش هاي سياسي فقط با بهره گيري از احساسات زودگذر و
روحيه لطيف جواني در صددند اين جنبش را تك ساحتي
نشان دهند در حالي كه جنبش دانشجويي در متن نهضت
روشنفكري قرار دارد و يك روشنفكر براي توسعه و پيشرفت
كشور و تعالي فرهنگ بومي حال و آينده را با هم مي بيند.
معضلات و نارسائيهاي وضعيت موجود جامعه را بصورت دقيق
شناسايي و تحليل مي كند. وضعيت مطلوب را ترسيم مي كند و
راهكارهاي مناسب و مسيرهاي برون رفت از مشكلات موجود
را براي رسيدن به نقطه مطلوب نشان مي دهد. چنانكه در
تمام عرصه هاي زندگي و زواياي حيات اجتماعي حرف دارد
لذا دانشجويان كشور بعنوان قشر فرهيخته بايد نسبت به
تمام تحولات عمده اجتماعي در همه ساحات جامعه
حساسيت به خرج دهند. يك جنبش فكري زنده نمي تواند
آنقدر محدود باشد كه ريزترين كاستيهاي سياسي را ببيند اما
نسبت به اساسي ترين معضلات فرهنگي و يا اقتصادي غافل
بماند و از كنار آن بي تفاوت بگذرد.
عرصه هاي جامع نگري
جنبش دانشجويي مي تواند با هدف قرار دادن حفظ
منافع ملي
ارزشهاي اسلامي و هنجارهاي اجتماعي
عرصه هاي مختلفي را با ديد جامع نگر تحت پوشش قرار دهد
و تمام زواياي آنها را مد نظر داشته باشد :
1 ـ نقادي همراه با ارائه راهكار : اشكال و ايراد و نقادي
وضعيت موجود و بيان كاستي ها اگر چه در جاي خود لازم و
مفيد است اما جنبش فكري نمي تواند در همين حد متوقف
شود و با فرصت سوزي جامعه را مشغول دارد. جنبش
دانشجويي بايد علاوه بر شناخت نارسائيها و كاستيهاي فعلي
و نقادي آگاهانه و عالمانه و البته صريح و شفاف
بعنوان يك
قشر مطلع شرايط ايده آل را ترسيم نمايد و دلسوزان نظام را
در شناسايي راهكارهاي علمي براي حل مشكلات ياري
رساند. با توجه به الگوهاي ارزشي غني كه در فرهنگ اصيل
اسلامي ما وجود دارد اين امر نبايد براي قشر انديشمند
دشوار باشد.
2 ـ اقتصاد
فرهنگ و سياست : جنبش دانشجويي علاوه
بر موشكافي مسائل سياسي بايد نسبت به مسائل فرهنگي و
ارزش هاي بومي كشور و متزلزل شدن بنيان هاي فكري جامعه
نيز حساس باشد چنانكه بايد نسبت به مسائل اقتصادي
اينطور باشد و براي ريشه كن كردن فقر
فساد و تبعيض كمر
همت ببندد.
3 ـ ارزشهاي انقلابي : شعار اصلي انقلاب اسلامي
استقلال
آزادي جمهوري اسلامي بوده است كه پايه هاي
چهارگانه اين نظام را تشكيل مي دهند. دانشجويان بايد به
يك اندازه نسبت به اين ارزشها حساس باشند. جنبش
دانشجويي همان گونه كه در آزادي خواهي و عدالت طلبي
جلودار است بايد نسبت به استقلال كشور و روحيه استكبار
ستيزي پيشرو باشد. همان طور كه بر جمهوريت تاكيد
مي ورزد بايد نسبت به اسلاميت آن دل مشغول باشد و
استقلال كشور بسته به دانش روز و فناوري مدرن است كه تا
اندازه زيادي به تلاش علمي دانشگاه و دانشگاهيان و حمايت
جنبش دانشجويي بستگي دارد.
دانشجويان چون هنوز در چنبره
مصلحت انديشي هاي خودساخته در زندگي پيچيده
اجتماعي گرفتار نيامده و بر فطرت سالم خود باقي
مي باشند
به كوچكترين ظلم و تعدي
بي عدالتي و
حق سوزي در تمامي عرصه هاي حيات اجتماعي
واكنش نشان مي دهند.
جنبش دانشجويي بايد علاوه بر شناخت
نارسائيها و كاستيهاي فعلي و نقادي آگاهانه و
عالمانه و البته صريح و شفاف
بعنوان يك قشر مطلع
شرايط ايده آل را ترسيم نمايد و دلسوزان نظام را
در شناسايي راهكارهاي علمي براي حل مشكلات
ياري رساند.

*****
يك جرعه حكمت (8 )
نقد علمي انديشه ها
|
جواد محدثي
عيساي مسيح « ع » فرمود :
خذوا الحق من اهل الباطل و لا تاخذواالباطل من اهل
الحق ...
حق را از اهل باطل بگيريد
اما باطل را از اهل حق نگيريد.
المحاسن 359
1 )
« حق مداري »
آموزه ارزشمند دين اسلام است .
آنكه « حق » را بشناسد
حرف ها و آدم ها و گروهها و
گرايشها را با آن مي سنجد و به ميزان تطابق آنها با حق
مي پذيرد يا رد مي كند.
در آشفته بازار « عرضه انديشه ها » خيلي مطالب
نادرست
با رنگ و لعابي از حق به خورد جامعه داده
مي شود. آنكه « معيار » و « ميزان » داشته باشد
فريب
نمي خورد و منحرف نمي شود.
اما آنكه فاقد معيار است
دچار حيرت و ضلالت مي شود.
هر كس خود را بر حق مي داند و مطالب و ايده هاي
خويش را به نام حق مطرح مي كند
پس بايد مجهز به شناخت
حق بود و آن را از دل باطل بيرون كشيد و حق و باطل به هم
آميخته را جدا كرد.
كسي كه « فرقان » نداشته باشد
گيج مي شود.
گاهي حرف درست
از زبان يك فرد كج فهم نيز ممكن
است بر آيد و در يك مكتب انحرافي هم ممكن است
نكته هاي درستي يافت شود.
توصيه حضرت مسيح « ع » اين است كه اگر اهل باطل
مطلب حقي گفت
بپذيريد و اگر اهل حق
مطلب باطلي
گفتند
نپذيريد. اين همان « حق محوري » است كه اشاره شد.
در ادامه كلام حضرت عيسي چنين است :
اهل نقد سخن باشيد و با حرفها نقادانه برخورد كنيد
چه
بسا يك « ضلالت »
با آيه اي از كتاب آسماني تزيين مي شود.
آنگونه كه يك سكه مسي را نقره اندود مي كنند كه گول
زننده است
نگاه به هر دو (سكه نقره و مس نقره اندود)
يكسان است
ولي افراد بصير و بينا آگاهند و آن دو را از هم
باز مي شناسند.
و اين
حقيقتي است تكراري و حكمتي است كه عميقا هر
روز مي توان آن را مشاهده كرد و نمونه هايش نيز فراوان
است .
مگر نه اينكه بسياري از انديشه هاي باطل
با چاشني آيه و
حديث
عنوان مي شود و باطل را با تقلب به جاي حق
مي نشانند
با رنگ و لعابي فريب دهنده
اهل فكر و دانش
بايد حق شناس باشند
تا باطل را هم
در لباسها و چهره هاي رنگارنگش بشناسند.
« نقد علمي »
نقاب ها را كنار مي زند و فريب را بي رنگ
مي سازد.

*****
سروش بيداري
|
رهبر معظم انقلاب :
همانطور كه هميشه گفتيم و امام فرمودند
در مسايل
سياسي بايد پيشگام باشيد. من هميشه به شما برادران و
خواهران دانشجو مي گفتم كه شما يك ديروزي داريد
يك
امروز و فردايي ; و تحليل مي كردم كه دانشجو هميشه در فعاليت
و تلاش سياسي بوده است . در گذشته هم اينطور بوده
در آينده
هم بايد همينگونه باشد. اصولا در هر برهه يي از زمان
دانشجو
بايد مقدم بر قشرهاي ديگر
فعاليت سياسي و تلاش سياسي
كند.
دانشگاه و دانشجو در آئينه رهنمودهاي مقام معظم رهبري
ص
216

*****
معرفي مجله
|

چهل و هفتمين شماره « مجله تخصصي كلام اسلامي » ـ
شماره پاييز 82 ـ منتشر شده است . اين فصلنامه مدت دوازده
سال است كه با مديريت آيت الله سبحاني منتشر مي گردد.
در اين شماره به موضوعات ذيل پرداخته شده
است .
آزادي در گستره ي بيان و عقيده
اسلام و اومانيسم
مدرنيته و اومانيسم
كميات متصله در انديشه ي ما
نظريه ي
معتزله درباره ي خلق افعال
لغزشهاي ابن تيميه
ماتريدي
رقيب گمنام معتزله و اشعري
اختيار و اراده در عالم
برزخ
انتظار از دين با دين پژوهان
امام
قلب امت .
پايان بخش مطالب اين شماره « گزارشهايي از موسسه »
است كه در ضمن گزارشات
به بازديد دكتر عبدالله عبدالوهاب
ابراهيم ابوسليمان
استاد فقه و اصول دانشگاه « ام القري »
عربستان سعودي
از موسسه امام صادق ; و مباحثاتي كه
صورت گرفت پرداخته شده است .
سر مقاله و سخن هيئت تحريريه شماره 47 فصلنامه كلام
اسلامي به مسئله انديشه ي « دين زدگي » يا « دين گريزي »
پرداخته است .
اين نوشته پندار دين زدگي را مسئله اي مي داند كه توسط
افرادي با سه رويكرد متفاوت بيان و تكرار مي شود.
برخي بر اين توهم مي باشند كه عصر و زمان دين سپري
شده است و هر چند دين در گذشته خدماتي به جامعه بشري
داشته و احيانا مبدا علم و تمدن و اخلاق و آرامش بوده است
ولي امروز ديگر بشر از طريق علم و دانش تجربي خود
خويشتن را اداره مي كند و خود سامان شده است . عده اي ديگر
بر اين پندارند كه دين يك امر اصيلي در زندگي انسان است
ولي بايد در آن نوسازي صورت گيرد تا با فرهنگ ها و آداب و
اخلاق و خواسته هاي جامعه تطبيق كند. گروه سوم مشكلات
ديني را متوجه پيام رسانان ديني مي دانند و عملكرد آنان را
مايه ي نارضايتي مردم و در نتيجه دين گريزي آنان مي دانند.
در ادامه سخن آغازين فصلنامه پاسخ هايي به هر سه
رويكرد داده مي شود : گروه نخست از اين اصل غافلند كه دين
متاعي نيست كه شبه روزي از آن بي نياز گردد بلكه نداي فطرت
است كه انسان را به جهان غيبت فرا مي خواند و گرايشي ذاتي
براي او به دين درست مي كند. بنابراين سپري شدن روزگار اين
خيال باطلي بود كه در مغرب زمين نيز ديري نپاييد و خيلي زود
رنگ باخت .
گروه دوم هم بايد توجه داشته باشند كه اين انسانها هستند
كه بايد زندگي خويش را بر قوانين دين استوار سازند نه اينكه
دين مطابق ميل آنان دگرگون شود; چرا كه خداي خالق عالم و
آدم با علم به عوامل سعادت انسان دين را براي زندگي
سعادتمندانه او مقرر داشته است .
صاحبان رويكرد سوم هم خوب است توجه كنند كه
همچنانكه در اصناف مختلف جامعه وظيفه شناس و مجرم
درستكار و خيانتكار پيدا مي شوند
پيام آوران دين نيز از اين
اصل مستثني نيستند و بر همين اساس در قرآن و حديث از
عالم بدون عمل انتقاد و بدگويي شده است . ولي اكثريت اين
قشر پاك ترين و بي آلايش ترين افراد جامعه هستند كه حافظ و
نگهبان معنويت و اخلاق مي باشند و ارزنده ترين خدمات را
ارائه مي كنند.
پس براي علاج مشكلات و درمان دردهاي جامعه بايد دين
گرايي را عمق بخشيد; چرا كه دينداري افراد مايه ي سر زندگي
و سعادت آنان خواهد بود « يا ايها الذين امنوا استجيبوالله و
للرسول دعاكم لما يحييكم » اي مومنين به نداي خدا و رسول
او پاسخ مثبت دهيد
آن هنگام كه شما را به آنچه مايه ي حيات
شما است دعوت مي كنند.

| | | |