48
دوشنبه 6 اسفند
خبر تازه از مذاكرات مسكو نرسيده است . در تبريز
قضيه اي كه بيشتر اسباب اشغال اذهان است گرفتن نظام
اجباري است كه هم طبقات عاليه و هم طبقات پائين تر را
علاقه دار مي كند. مشمول هاي زيادي من سراغ دارم كه مخفي
شده اند. آنچه به نظر مي آيد آن است كه مردم شهر عمدتا به دو
جهت از خدمت در نظام موقت آذربايجان تكاهل مي نمايند :
يكي اينكه به استقرار قطعي دولت جديد هنوز باور نمي كنند.
ديگر آنكه دولت جديد وسايل اداره و اعاشه سربازان را ندارد
و فصل زمستان هم در آذربايجان براي مسافرت جنگي بي لباس
و بي كفش و بي غذاي صحيح فصل مناسبي نيست .
مي گويند كه مشمول ها را كه مي گيرند
مي برند بحمام بعد
از فارغ شدن از حمام
همان لباس ها را كه كنده بودند
بعد از
بخور دادن و درانفكنه نمودن به آنها پوشانده و همان طور
مي برند. چند نفر از مشمولين به اولياي خود سفارش نموده
پول خواسته اند
گفته اند اگر پول به ما نرسانيد در اينجا از
گرسنگي تلف مي شويم .
از جمله اشخاصي كه در زمينه نظام اجباري گرفتاري
دارد
حاجي ميرزا مهدي آقا ملك است . پسر كوچكش كه
مشمول است مخفي شده است . ديروز مشاراليه را توقيف
نموده بودند كه جاي پسرش را بگويد. از خلاص شدنش اطلاع
ندارم . حاجي ميرزا مهدي آقا ملك از محترمين و رئيس
خانواده ملكي ها است . سنش بيشتر از هفتاد سال است . خليل
ملكي همشيره زاده مشاراليه است .
ميرزاتقي بيت الله هم كه پسرش مشمول و مخفي است
توقيف شده است . بيت الله تقريبا دوماه قبل هم توقيف شده
بود. اين دفعه ماليات بردرآمد هنگفتي هم از مشاراليه
مي خواهند.
باز هم برف
اكنون كه اين سطور را مي نويسم ساعت ده
صبح است . برف قريب يك ساعت است كه شروع به باريدن
نموده است و بشدت مي بارد. اين جور كه مي بارد تا ظهر برف
سنگيني خواهيم داشت . دو روز قبل راه ما بين تبريز و زنجان
كه به واسطه برف مسدود بود
باز شده بود. ماشين هاي زيادي
به طرف زنجان و طهران حركت نمودند. حالا اين جور كه برف
با دانه هاي درشت مي بارد خطر مسدودشدن راه دوباره
برمي گردد. اين جور برف درشت دانه را در آذربايجان قوش
باشي مي گويند
يعني كله مرغي
دانه هاي درشت برف را در
حال باريدن از آسمان به كله هاي مرغ تشبيه نموده اند.
از امروز دولت آذربايجان ترتيب كاركردن را در ادارات
دوسره نموده است . اجزاي ادارات ظهر به منزل آمده ناهار
خورده
عصر دوباره به اداره مي روند. ساعت هفت كه در ماه
اسفند يك ساعت از شب گذشته مي شود
به منزل مي آيند. تا
حال يك سره بود تا دو ساعت از ظهر گذشته در اداره مشغول
مي شدند
به منزل مي آمدند و ديگر تا آخر روز آزاد بودند. اگر
چه وقت ناهار با اين ترتيب دير مي شد
ولي از بسياري از
جهات اين ترتيب يك سره به ترتيب جديد دوسره ترجيح
دارد. مامورين دولت طرفدار ترتيب سابق هستند.
سه شنبه 7 اسفند
برفي كه ديروز مي باريد مدتي ادامه داشت
چون هوا
ملايم بود برفها آب مي شد. برفي را كه پارو نمودند خيلي
ضخيم نبود. شب هم قدري برف باريده و هوا هم مستعد است .
خبر تازه نيست . چند روز بود كه به مناسبت بيست و
هشتمين سال تاسيس قشون سرخ جشن ها و تظاهرهايي از
طرف روس ها و اشخاص طرفدار روس به عمل مي آمد. در
طهران هم چندين مجلس براي تجليل مقام قشون سرخ تشكيل
شده است . در يكي از آنها كه گويا در كلوپ افسران تشكيل
شده بود
سرلشكر جهانباني نطق مفصلي در تمجيد و تعريف
قشون سرخ و روساي آن ادا نمود. روزنامه هاي تبريز
آذربايجان و آزاد ملت و وطن يولوندا مقالات غرايي در تمجيد
قشون سرخ و رهبر داهي آن مارشال استالين نوشتند. اين
مقالات را اگر كمي به فارسي ترجمه نمايد و بجاي قشون سرخ
و استالين
قشون ايران و پهلوي بگذارد
عينا مثل مقالات
روزنامه طهران مي شود. نام هاي اشخاص و محل و تاريخ
قضايا عوض شده است
اما روح تملق و خوش آمد گويي و
پرده پوشي و خلط مبحث به جاي خود مانده است .
اوايل پهلوي
همراه تمجيداتي كه از پهلوي و قزاق ها و
اوضاع فعلي مي شد
بدگويي و فحش و افترا هم فراوان به
سلطان احمدشاه و قاجاريه و اوضاع سابق نثار مي شد. حالا
هم آلمان
هيتلر
فاشيست و چند كلمه ديگر موضوع بدگويي و
فحش همراه مدح و ثناهاي متملقين فعلي در حق روس و
روسي واقع شده اند. تاريخ تكرار مي شود.
راديوي لندن امروز صبح از روزنامه اطلاعات نقل نمود كه
ششصدنفري دموكرات كه با توپ ها و تفنگ هاي مسلسل مسلح
بودند
از آستارا به طرف بندر پهلوي در حال هجوم هستند و
بنابه اطلاعات اين پارتيزان ها مابين آستارا و پهلوي يك شهر
را در ساحل بحر خزر تصرف نموده و مقدار زيادي خط تلفون
را قطع نموده اند. اسم شهري را كه پارتيزان ها اشغال نموده اند
درست نتوانستم اخذ بكنم
گويا اسم شهر گرگانرود بود.
امروز جلسه ادبي در منزل ما منعقد شد. دكتر مجتهدي كه
امروز خداوند بوي دختر عطا نموده است
نتوانست در جلسه
اشتراك نمايد. مطلبي در يك رومان فرانسوي كه جلب توجه
مرا نموده بود
يادداشت نموده بودم
براي حاضرين خواندم .
مهدي مجتهدي هم مقاله مفصلي در انتقاد كتاب مستوفي بنام
زندگاني من نوشته بود. مقاله را خواند. آقاي فروغ خيلي
پسنديدند.
چندي قبل كه عده اي از خوانين قره داغ با دولت جديد
طرفيت مي نمودند
حالا مدتي است كه گرفتار شده اند.
عبدالله خان نام كه از آن جمله بود در اهر خودكشي كرده است .
چندنفر ديگر كه سيدعبدالصمد خان و حسن خان با عده اي از
اتباع خودشان از آن جمله هستند. فعلا محبوس هستند. امروز
راجع به اين محبوسين در روزنامه آذربايجان دومقاله آتشين و
شديداللحن نوشته شده بود و مبلغي از سيئات اعمال و فجايع
محبوسين شرح داده بود و اشاره به تشكيل شدن محكمه
صحرايي كه به محاكمه اين محبوسين و امثال آنها مشغول
خواهد شد
نموده بود
و همچنين در مسامحه نمودن بعضي از
آقايان قضات و مستطقين و تبرئه نمودن آنها اين قبيل مجرمين
را شكايت شده بود و اين جور قضات را تهديد به اخراج
نموده بود.
لحن شديد مقاله ها و مبالغه در شمردن فجايع
گرفتارشدگان و مذمت قضات اين ظن را در ذهن آدم توليد
مي كند كه زمامداران خيال دارند كه احكام سخت درباره
مجرمين صادر نموده و به موقع اجرا بگذارند و اين مقاله ها
براي حاضر كردن افكار عامه و ايضا براي تشجيع خودشان به
خونريزي نوشته شده است . از گرفتارشدگان
سيدعبدالصمدخان در قره داغ خيلي موجه است
بلكه در
قره داغ محبوب عامه است . قتل مشاراليه ممكن است نتيجه
معكوس براي دولت ملي بدهد.
قضيه نظام اجباري يك ابتلاي عمومي شده است . خيلي ها
از ترس اينكه در كوچه دستگير شده و بلافاصله به محل
مامورين كه غالبا مراغه است به عنوان نظامي اجباري فرستاده
شوند
درخانه خود يا جاهاي ديگر مخفي مي شوند. حاجي
ميرزا مهدي آقاملكي كه به جهت مخفي شدن پسرش تحت
تعقيب قرار گرفته بود
با التزام به اين كه تا سه روز پسرش را
پيدا نموده و تحويل بدهد رها شده است . جلو اداره نظام
وظيفه زن هايي كه جوان هاي آنها را سرباز اجباري گرفته اند
ازدحام نموده و براي برگرداندن آنها گريه و زاري مي نمايند و
صداي شيون آنها در آن حوالي شنيده مي شود. مي گويند كه
سربازهاي اجباري كه به مراغه ارسال مي شوند در آن شهر
شده اند.]داده [منزل نتوانسته اند پيدا بكنند
در باغها اسكان
ممكن است كه اينها همه از اخبار مجعوله باشد
ولي انتشار
اين اخبار نگراني مردم رادر خصوص وضع زندگاني مشمولين
در اين فصل زمستان زياد مي نمايد. فراري از خدمت از
سربازخانه تبريز و اين اطراف هم نادر نيست .

|