روزنامه جمهوري اسلامي 16/09/1382 صفحه عقيدتي
*****
دو مظهر پارسائي و جهاد از فارس




  • قسمت اول
    دكتر علي مرزبان راد
    بسم الله الرحمن الرحيم
    فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجرا عظيما(1 )
    سلام و درود خالصانه بر امام زادگان شريف : سيد ميراحمد سيد ميرمحمد و سيد علاالدين الحسين ـ صلوات الله عليهم ـ امام زادگان خوشنام كه با خواست خداي رحمن واسطه فيض رحمت بر شيرازيان محب قرآن و عترت بوده اند. و سلام و رحمت خداي بخشاينده : به روان روح الله بنيان گذار جمهوري اسلامي ايران كه پس از سال ها مبارزه و درگيري با حكومت پليد پهلوي سرانجام با ياري الله ـ تبارك و تعالي ـ و حمايت حزب الله سرزمين مسلمان پرور ايران را از لوث وجود طاغوتيان پاكيزه نمود و حكومت جمهوري اسلامي ايران را در زادبوم سلمان فارسي پي افكند ـ ذلك من فضل الله علينا و علي الناس (2 ) ـ به پاس خدمات آن پيشواي خوش فرجام به ايران و اسلام (از زبان سعدي ) هميگوئيم :
    به لطف خويش خدايا روان او خوش دار
    بدان حيات بكن زين حيات خرسندش (3 )
    و سلام و رحمت خداي بخشنده مهربان : بر روان شهيد محراب آيه الله سيدعبدالحسين دستغيب ... يار باوفا و بازوي تواناي آيه الله خميني در پيكار با نظام ستمشاهي .
    ديداري كوتاه
    چند ماهي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در خرم بهار 1358 به قصد ديداري از خويشان و دوستان از تهران به شيراز رفتيم ـ شيراز بي مثال و بدور از زوال ـ خوشترين لحظات آن مسافرت ديداري كوتاه با آيه الله سيد عبدالحسين دستغيب بود : امام جماعت مسجد جامع شيراز. بعد از سلام و تبريك و سپاس فراوان به درگاه الهي از پيروزي انقلاب اسلامي و اضمحلال دستگاه فاسد و دون پرور شاهنشاهي ...
    آيه الله دستغيب قريب بدين مضامين گفت خداي را شكر و سپاس حقيقه در برابر اين نعمت عظيم و موهبت كم نظير كه نصيب ما شده است اگر همه ذرات وجودمان بشوند زبان و هزاران بار بگويند الحمدلله علي الاسلام ... باز از ادا شكر حق تعالي ـ قاصريم . و به قول شيخ سعدي ـ رحمه الله عليه ـ
    گر به هر موئي زباني باشدت
    شكر يك نعمت نگوئي از هزار(4 )
    بيش از پيش
    نعمت و فضل بيكران خداوند بر آن روحاني نستوه كفر ستيز باد كه با موعظه هاي زاهدانه اش در مسجد جامع شيراز در ليالي حكومت ظلمت افزا و ظالم پرور پهلوي توانست نور قرآن را در دل هاي مستعد بتاباند و نمازگزاران به ويژه جوانان را متعهد به اسلام بار آورد. پس از حادثه عظيم و جانگداز 42 3 15 كه روح الله آشكارا پنجه فقيهانه در پنجه اهرمن زمانه افكند! آيه الله دستغيب بيش از پيش شيرازيان حقجو را در مسير انقلاب اسلامي به حركت و خروش درآورد و آنان را در شكستن طلسم كفرآذين شاهنشاهي با ديگر مردم بپا خاسته ايران همدل و همگام نمود. من بنده خدا كه در فاصله سال هاي 22 تا 1328 ش . مقيم شيراز بودم در تابستان ها (فصل تعطيلي فرهنگيان ) شب ها بعداز نماز عشا مخصوصا شب هاي پرفيض جمعه از موعظه ها و دعا كميل آن عبد خالص خدا بهره فراوان بردم .
    دژ استوار در برابر دو آفت زيانبار
    به ياد دارم در آن سال ها كه هموطنان ما سخت گرفتار مصيبت ها و بلاهاي گوناگون بودند! دو آفت زيانبار بيشتر شهرهاي ايران از جمله شيراز را فراگرفته بود! يكي آفت گنه گستري بود به وسيله زناني بي حجاب كه در كوره هاي تبليغات غرب زدگي با نام آزادي زن مسخ و ذوب شده بودند! آفتي عفت سوز كه غالبا از دربار پر ادبار پهلوي سرايت مينمود!
    آفت ديگر تبليغات شيفتگان آئين اشتراكي بود كه سرانشان چشم بسته بر آستان كاخ كرملين سرميسائيدند! پذيراي اين تبليغات همانا توده هاي مردم مخصوصا فرهنگياني بودند كه از حكومت شاهنشاهي جز فساد و تباهي نديده بودند! دبيرستاني دخترانه موسوم به دبيرستان مهرآئين و حزب توده در شيراز در آن روزگار يكي مروج فساد و گنه گستري و ديگري مبلغ مرام اشتراكي بود! دو مركز نامبرده همگام با ديگر عوامل فساد از قبيل سينما تماشاخانه باشگاه كتاب روزنامه و مجله ... جوانان را گروه گروه به دام بي عفتي و بي ديني مي انداختند! و به سرابي شيطان ساخته ميكشانيدند! اما به فضل پروردگار دژ استوار در برابر هجوم اينان همانا آيت الله دستغيب بود كه از حربگاه محراب و منبر در فرصت هاي مناسب از يك طرف با تيغ زبان به معارضه و مبارزه با دشمنان خدا و خلق ميپرداخت و از سقوط جوانان به ورطه غربزدگي و شرقزدگي جلوگيري مينمود و از طرف ديگر با موعظه هايي كه از ژرفاي جان سرشار از ايمانش برميخاست هر دم رشته پيوند قرآن و عترت را با نمازگزاران استوارتر ميساخت .
    عند ربهم ...
    براستي شهيد شهر شيراز عالمي با عمل بود مجاهدي نستوه بود مظهر زهد و تقوي بود يار پرتلاش و صديق روح الله بود. بي نياز از سيم و زر بود بي اعتنا به جاه و مقام بود سدي استوار در برابر اسلام ستيزان بود مخالف سرسخت شاه ستمكار بود دشمن آمريكاي جبار بود تا زنده بود دل و زبانش همزمان تحميد و تسبيح خداي سبحان ميگفتند. تا آنجا كه من ديده و شنيده ام زبان آيه الله دستغيب بيش از هر موعظه گري مستمعان را به صلوات بر محمد و آل محمد برمي انگيخت . به يادش و نثار روحش بگوئيم : اللهم صل علي محمد و آل محمد. آن عالم پرهيزكار عمري را با افتخار در بندگي پروردگار و خدمت بندگان بسر آورد و سرانجام در آخرين روز حيات ساعتي پيش از ظهر كه عازم اقامه نماز جمعه در مسجد جامع شيراز بود در تاريخ 60 9 20 به دست عفريته ي تبه كار از خيل هند جگرخوار شربت گواراي شهادت نوشيد! تبارك الله از آن شربتي كه وي نوشيد! شهادتي كم يافت كه حقا شايستگي آن را داشت . چونان جد بزرگوارش سيدالشهدا ـ عليه الاف التحيه و الثنا ـ پيكرش پاره پاره شد! تكه پاره هاي تنش نقش بر در و ديوار شدند و گوشه ي از قتلگاه كربلا را بعد از چهارده قرن در چند قدمي خانه اش در شيراز (كوچه شمالي مدرسه خان انتهاي خيابان لطفعلي زند) بار ديگر به تصوير كشيدند! گمان نرود زبان تحميدگوي و تهليل گوي آن شهيد بعد از شهادتش به خاموشي گرائيد! گويا هر پاره تنش ده ها زبان شدند و بر حقانيت خمينيان فداي دين بيش گواهي دادند و از جنايات منافقين ضد دين مزدوران آمريكاي لعين بيش پرده برداشتند و چه نيك از عهده هر دو ماموريت برآمدند! مضافا آنكه در آن حادثه دلخراش نه تن از همراهان آيه الله دستغيب هم به درجه شهادت رسيدند ـ رحمت خالق منان بر آنان باد ـ آري شهيد دستغيب و ديگر شهدا محراب (آيه الله قاضي آيه الله مدني آيه الله صدوقي آيه الله اشرفي اصفهاني نيز ديگر شهدا انقلاب اسلامي : (آيه الله مطهري دكتر محمد مفتح سيد عبدالكريم هاشمي نژاد دكتر آيه الله بهشتي رجائي دكتر باهنر...) را از شهادت در راه خدا چه باك ما براين باوريم كه آنان پس از شهادت به مولاي خود اميرمومنان علي (ع ) پيوستند و در زمره زندگان ( ... عندربهم يرزفون (5 ) درآمدند . به زبان حافظ شيرازي :
    هرگز نميرد آن كه دلش زنده شد به عشق
    ثبت است بر جريده عالم دوام ما(6 )
    ديگر بنده ي خوش فرجام
    اينك گاه آن است كه به ديگر بنده ي پارسا و خوش فرجام با نام نامي سلمان فارسي بپردازيم و رشته سخن را با خوي خوش و كردار نيكش بيارائيم . بيشتر مورخان : او را دهقان زاده و زادگاه او را احتمالا در يكي از اين سه جا نوشته اند : جي از توابع اصفهان . رامهرمز از سرزمين خوزستان . دشت ارژن در مسير شيراز به كازرون . نام نخستين وي را روزبه نوشته اند. عمري بس دراز بيش از صد سال بدو نسبت داده اند. وي به پيروي از پدر و مادرش چندي بر آئين زرتشتي بود. پس به كيش مسيحيت گرائيد. سپس با تحقيق و سير آفاق و انفس به تنها دين پذيرفتني نزد خدا (دين اسلام ) درآمد. ما را در اين نوشتار با زادگاه زادروز نخستين يا دومين نام عمر بس دراز نام پدر و مادر... چندان سر و كاري نيست . زيرا پيدا است هر كسي در زماني و مكاني متولد ميشود والدين بر وي نامي مينهند مدتي كوتاه يا دراز ميزيد و سرانجام ميميرد. هيچ يك از اين موضوعات براي آدميان نه مايه كرامت است و سعادت نه موجب دنائت است و شقاوت . بلكه به گفته رب العالمين (... ان اكرمكم عندالله اتقيكم ... (7 ))
    از سلمان تا سلمان
    در اينجا براي مثال و عبرت به دو همنام اشاره مي كنيم : يكي محبوب ديگر مبغوض ! يكي شايسته رحمت ديگري سزاوار عقوبت ! يكي با پاي جهاد در راه شناخت حق به سرچشمه سعادت رسيد ديگري با پاي جهالت و قلب آگنده و انبوه از چرك و شقاوت از بندگي خدا گريخت و در حلقه شياطين درآمد!... يكي تا آنجا به درگاه خداي ـ تعالي ـ تقرب يافت كه رسول الله (ص ) او را از خانواده خود شمرد و ديگري تا بدانجا اندر كفر سقوط كرد و اندر ارتداد فرو رفت كه نائب الامام خميني (رحمه الله عليه ) حقا و بجا فتواي مرگش را صادر نمود! يكي با خواست خداي بنده پرور و ياري عقل هدايتگر و استفاده از نيروي خدا داده يعني اختيار همراه با تلاش پيگير... از قيد و بند ثنويت و تثليث نجات يافت و به شرف يكتاپرستي نائل آمد ديگري با خواست دل و وسوسه شيطان مضل افزون بر اين ها تشويق و تطميع و تحميق عفريته استعمار از آئين آسماني اسلام روي برتافت و به مبارزه با خدا و رسول خدا پرداخت ! بعد مكاني بين اين دو سلمان از ايران خميني پرور است تا انگليس ماواي ابليس ! بعد مكاني بين اين دو سلمان از ايران خميني پرور است تا انگليس ماواي ابليس ! ولي فاصله ايماني بعدالمشرقين ! يكي در راه يابي و راه نمايي پيرو موسي كليم الله و ديگري در گمراهي و گمراه سازي پليدتر از سامري عدوالله ! يكي مصداق بارز اين آيه كريمه گرديده : انما المومنون الذين اذا ذكر الله و جلت قلوبهم و اذا تليت عليهم آياته زادتهم ايمانا و علي ربهم يتوكلون (8 ) يعني هر آينه مومنان آنانند كه چون نام خدا آورده شود دل هايشان لرزان گردد و هنگامي كه آيات او خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد و بر پروردگارشان توكل كنند.
    و ديگري مصداق آشكار اين آيات بينات : و اذا قرات القرآن جعلنا بينك و بين الذين لايومنون بالاخره حجابا مستورا و جعلنا علي قلوبهم اكنه ان يفقهوه و علي آذانهم و قرا و اذا ذكرت ربك في القرآن و حده و لوا علي ادبار هم نفورا(9 ) ...اي پيامبر زماني كه قرآن را ميخواني ميان تو و ناباوران به آخرت پوششي ناپيدا قرار ميدهيم و بردل هايشان پرده ي مي افكنيم و برگوش هايشان سنگيني تا قرآن را در نيابند و هنگامي كه پروردگارت را در قرآن به يكتائي ياد ميكني (آن بيماردلان ) به حال تنفر پشت برمي گردانند!...(پايان ترجمه آيات )
    بجاست بگوييم سلام و رحمت خداي غفار بر سلمان فارسي و پويندگان راهش و لعن و عضب خداي قهار بر سلمان رشدي و ليره دهندگان و هوادارانش !
    مولود كعبه
    گفتيم زادگاه زادروز... را براي كسي مزيتي نيست اما بنده ي خالص محب و محبوب خدا را مي شناسيم كه زادگاهش استثنا نشاني از عظمت و عزت اوست و او نخست پيشواي شيعيان امير مومنان پرورده دامن خاتم پيامبران است . بزرگ پيشوائي كه در خانه خدا ديده به جهان گشود و هم از ديگر خانه خدا به نزد خدا فرا خوانده شد. در ستايش علي نخستين امام برحق از زبان شادروان استاد سخن سعدي شيرازي بگوئيم :
    كس را چه زور و زهره كه وصف علي كند
    جبار در مناقب او گفته هل اتي
    زور آزماي قلعه خيبر كه بند اوي
    در يك دگر شكست به بازوي لافتي
    باشناخت اجمالي كه از علي (عليه السلام ) داريم معتقديم آن امام همام خوش ندارد كسي او را بستايد مگر آنكه قبلا از خاتم النبيين ستايشي برتر نموده باشد. ستايش از پيامبري كه رب العالمين خوي خدا دادي او را چنين ستوده است : وانك لعلي خلق عظيم (11 ) .
    و خود امام علي در نهج البلاغه اش چنين : و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و سيد عباده (12 )
    نيز استاد سخن سعدي شيرازي پيش از توصيف امام علي بدينگونه رسول الله را ستوده است :
    چندين هزار سكه پيغمبري زده
    اول به نام آدم و آخر به مصطفي
    الهامش از جليل و پيامش ز جبرئيل
    رايش نه از طبيعت و نطقش نه از هوي (13 )
    خلاصه كلام جهت مسرت خاطر آن امام محبوب ميگوئيم كه امير مومنان علي مرتضي پرورش يافته دامن محمد مصطفي همتاي فاطمه الزهرا با همه فضل و كرامت و عزت خدادادي مرتبه امامتش بعد از مقام شامخ نبوت است . گرچه هر دو از يك شجره طيبه اند. صلوات و تحيات خالق منان به شماره نعمت هايش بر آنان و بر فرزندان معصومشان .
    پي نوشت ها :
    1 ـ السنا .97 2 ـ يوسف .38 3 ـ كليات سعدي قصائد ص 87 به اهتمام فروغي تهران 1320 ش . 4 ـ گلستان سعدي قصائد ص 3 به اهتمام فروغي تهران 1320 ش 5 ـ آل عمران .163 6 ـ ديوان حافظ ص .9 7 ـ الحجرات .13 8 ـ الانفال .2 9 ـ الاسرا آيات 47 و 48 و .49 10 ـ كليات سعدي قصائد ص .3 11 ـ القلم .4 12 ـ نهج البلاغه جلد دوم ص .666 13 ـ كليات سعدي قصائد ص .2
    شهيد آيت الله دستغيب عالمي با عمل مجاهدي نستوه مظهر زهد و تقوا يار پرتلاش و صديق روح الله بي نياز از سيم و زر بي اعتنا به جاه و مقام و سدي استوار در برابر اسلام ستيزان بود.
    سلمان فارسي مردي پارسا خوش فرجام داراي خوي خوش و كردار نيك بود و تا آنجا به درگاه خداوند متعال تقرب يافت كه رسول اكرم (ص ) او را از بيت و خانواده خود شمرد.