
جواد حسيني
انقلاب اسلامي ايران همان طور كه زندگي مردان را دگرگون
كرد
زندگي فردي و اجتماعي زنان را نيز دچار تحول نمود. در
رژيم گذشته بيشتر زنان ملعبه دست مردان بوده و هويت مستقلي
از خود نداشتند. اقدامات ضد فرهنگي رضاخان با شعار فريبنده
« آزادي زنان » با هدف دين زدايي از جامعه اسلامي و بي هويت
كردن مسلمانان از طريق بي هويت كردن زنان و به فساد كشيدن
آنان نقش بسزايي در بروز اين وضعيت داشت . به تبعيت از
جوامع غربي زنان مورد توجه سياستمداران و سرمايه داران
واقع شدند تا با سو استفاده از اين قشر همزمان به چند هدف
شوم دست يابند.
يكم كه در عين حال مهمترين آنها بشمار مي آيد
بيرون
كشيدن زنان از محيط خانواده و دور كردن آنان از عرصه « تربيت
انسانهاي با هويت و شخصيت اسلامي » و در نتيجه سپرده شدن
كودكان به شيرخوارگاهها و مهدها تا براساس سياستهاي ترسيم
شده حكومت و سياستمداران سرسپرده تربيت شوند و در مسير
اراده و خواست آنان عمل كنند. امام خميني رهبر فقيد انقلاب با
هوشياري پرده از نقشه مزدورانه بيگانگان و مزدوران داخلي آنها
در اين زمينه برداشته
مي فرمود :
« تبليغ كردند به اينكه زن چرا بچه داري بكند اين شغل
شريف را منحطش كردند در نظر مادرها
براي اينكه مي خواستند
مادرها از بچه ها جدا بشوند
بچه ها را ببرند در پرورشگاه ها
بزرگ كنند
... بچه در پرورشگاه وقتي كه بزرگ شد
يك بچه اي
كه در دامن مادر بزرگ بشود
نيست
عقده پيدا مي كند... بسياري
از اين مفسده هايي كه در جامعه واقع مي شود
از اين بچه هايي
است كه عقده دارند . » (صحيفه نور ج 7
ص 76 )
كودك در آغوش مادر صالح
به انسان صالحي تبديل
مي شود
جدا كردن كودك از دامن پر مهر مادر از او موجودي
خواهد ساخت كه آماده هر اقدام خلافي باشد و در صورت لزوم
حتي بتواند جنايت و خيانت كند.
دوم آنكه زنان را از محيط خانواده دور ساخته و وارد
اجتماع كنند و از جنبه هاي مختلف از او بهره برداري
نمايند.
بهره كشي از نيروي كار او كه معمولا توقعش از مردان كمتر
است
از جمله اين بهره برداري هاست . چون هزينه زندگي زن و
فرزندان بر عهده همسر اوست . زن براي كاري كه انجام مي دهد
حقوق و دستمزد كمتري دريافت مي كند و به دستمزد كمتر قانع
است . علاوه بر آن معمولا قدرت و توانايي كمتري براي احقاق
حق خود دارد و در صورت تضييع حقش از سوي كارفرما از
قدرت دفاعي لازم برخوردار نيست . به اعتراف دانشمندان غربي
اساسا هدف اصلي از شعار فريبنده آزادي زن
بهره كشي
اقتصادي از زنان بود. به راستي هيچ فكر كرده ايد چرا غالب
شركتها و سازمانها در استخدام نيروي مورد نياز به سراغ زنان و
دختران مي روند حتي در جامعه اسلامي امروز ما رغبت
كارفرمايان به استخدام زنان بيش از مردان است . قدري تامل
مي تواند پاسخ اين پرسش را روشن كند. اگر از آنان بپرسي چرا
زنان و دختران را استخدام مي كني چرا اين همه جوانان پسر
بيكار را دعوت به كار نمي كني پاسخ مي دهند : « دردسر زنها كمتر
است
چون خرجشان كمتر است . به حقوق كمتر قانع اند هر
وقت نخواستي بيرونش مي كني . » طبيعت سرمايه دار و كارفرما
اين است كه بدنبال نيروي كار ارزان باشد و با هزينه كمتر سود
بيشتري ببرد. بيچاره آنهايي كه تصور مي كنند زن ها شخصيت
پيدا كرده اند كه دوشادوش مردان به استخدام ادارات و سازمانها
درمي آيند! سوم بهره كشي از وجود زن
هدف ديگر مدعيان
آزادي زن بود. مردان براي آنكه در استفاده از جنس زن
محدوديتي نداشته باشند و براي ارضاي غرائز خود هميشه
راحت باشند
زنان را از محيط خانواده خارج كرده و به اجتماع
كشاندند. و چون نمي توانستند اين هدف را به صورت آشكار به
زبان آورند
شعار آزادي زن را پوشش آن قرار دادند.
چهارم
فاسد كردن جامعه و مردان و زنان تا به خود سرگرم
بوده و از پرداختن به سياست بپرهيزند. يكي از شگردهاي
سياستمداران مشغول كردن قشر جوان و فعال جامعه به اموري
است كه مجال و فرصت دخالت در مسائل سياسي را از آنان
سلب كند. اين مهم يكي ديگر از اهداف مدعيان آزادي زنان در
غرب بود كه توسط مزدوران آنها در شرق نيز دنبال شد. جامعه
فاسد نه فرصت انديشه در مسائل مهم را پيدا مي كند و نه
صلاحيت رشد و پيشرفت دارد. يكي از مهمترين ابزارهاي
استعمارگران براي بي خاصيت كردن ملل مسلمان فاسد كردن
جامعه از طريق زنان بوده است
امام خميني هدف از توطئه
كشف حجاب را چنين ترسيم مي كرد :
« نقشه اين بود كه با توطئه كشف حجاب مفتضح در زمان
قلدر نافهم
رضاخان
اين قشر عزيز را كه جامعه را بايد بسازند
تبديل كنند به يك قشري كه فاسد كنند جامعه را و اين نقشه نه
اختصاص به شما بانوان داشت
بلكه جوانان مرد را هم همين
طور بكشانند به مراكز فساد
آنطور كه مي خواهند آنها را تربيت
كنند. اگر چنانچه كشورشان به دست هر كس بيفتد. بي تفاوت
باشند يا مويد »
(صحيفه نور ج 14
ص 130 )
پيروزي انقلاب توانست تا حد زيادي زنان مسلمان را به
جايگاه واقعي خود بازگرداند
رهبر فقيد انقلاب با بيانات
مختلف خود اين قشر عظيم از جامعه را بيدار كرد و از نقشه هاي
شومي كه برايش كشيده اند
آگاه ساخت . زنان نيز حقيقتا با
تحول مهمي كه در خود ايجاد كردند
منشا خدمات فراواني
شدند كه بيان مفصل آن از حوصله اين نوشته خارج است .
حضور در عرصه مبارزه با ظلم و ستم
گرايش وسيع به
ارزشهاي اسلامي همچون حجاب و عفاف
پشتيباني گسترده از
رزمندگان اسلام در دفاع مقدس
حضورفعال در عرصه هاي
اجتماعي و فرهنگي و.... نمونه ايي از ابعاد تحول در قشر زنان
بشمار مي رود.
متاسفانه پس از پايان دوران با افتخار دفاع مقدس
آفاتي كه
به سراغ جامعه اسلامي آمد
قشر زنان را هم در برگرفت و آنان را
از ارزشهاي اسلامي دور ساخت . مسئولان و دست اندركاران نيز
به هر دليل در آن نقش داشتند. به گمان نويسنده برخي از
سياستها و برنامه ها كه گاه براي جلب نظر سازمانهاي بين المللي
به اجرا گذاشته مي شد
در بروز اين وضعيت موثر بودند. كه به
اهم آنها اشاره مي شود.
آموزش عالي و اشتغال
فراخواندن اين قشر به آموزش عالي و اشتغال
به گونه اي كه
هر دختري ورود به دانشگاه و تحصيل در سطوح عالي را حق
خود مي داند كه اگر بدان دست نيابد در زندگي دچار شكست
شده و بايد نزد همسالان خود احساس شرم كند. در جامعه
جواني مثل ايران كه با مشكلات فراوان اقتصادي دست و پنجه
نرم مي كند و مردان براي تشكيل زندگي به تحصيلات و شغل
مناسب نياز دارند
بيش از نيمي از فرصتهاي آموزشي و شغلي را
در اختيار زنان قرار دادن نه با فرهنگ ديني و ملي ما تناسب
داشت و نه با مقتضيات روز جامعه .
در فرهنگ ديني و ملي ما اداره خانواده بر عهده مرد است
اوست كه خود را موظف مي داند مخارج زن و فرزندان را تامين
كند
و زن در اين زمينه وظيفه اي ندارد. آيا نبايد بين حقوق و
تكاليف توازني برقرار باشد اگر تكليف اداره زندگي بر عهده
مرد است نبايد حق استفاده از فرصتهاي تحصيلي و شغلي در
وحله اول از آن او باشد
نويسنده نه مخالف تحصيل قشر بانوان است و نه با اشتغال
آنان مشكلي دارد. هر قدر سطح معلومات زنان بيشتر باشد نشانه
رشد و تعالي جامعه بوده و اتفاقا در تربيت فرزندان شايسته تاثير
مستقيم دارد. بلكه سخن در اين است كه با وجود چند ميليون
جوان بيكار مجرد كه بايد تشكيل خانواده داده و آن را اداره
كنند.واگذاري فرصتهاي شغلي به زنان كه چنين مسئوليتي را بر
عهده ندارند
با كدام منطق عقلي و شرعي سازگار است
تحصيل دختران در رشته هايي كه نه با شخصيت زن تناسب دارد
و نه ضرورتي به تحصيل زن در آن رشته ها احساس مي شود و
متقاقبلا پسران زيادي از دستيابي به آن رشته ها باز مي مانند
بر
چه استدلالي استوار است اتخاذ اين سياست كه همه دختران
را به عرصه تحصيل سطوح عالي و در نتيجه اشتغال سوق داده
به لحاظ ناسازگاري با فرهنگ ديني و ملي ما پيامدهاي ناگواري
از خود بجا نهاده كه به بعضي از آنها اشاره مي شود :
.1 افزايش سن ازدواج
يكي از پيامدهاي اشغال مشاغل و فرصتهاي تحصيلي
توسط زنان
سن تحصيل و اشتغال مردان بالا رفته و آمادگي
مالي آنان براي ازدواج به تاخير افتاده است . بخصوص كه
تحصيل و اشتغال دختران آمادگي آنان براي ازدواج را نيز به
تاخير انداخته و توقعاتشان را بالا برده است . هر قدر توقع
دختران و خانواده هاي آنان بالا رود
طبعا پسران براي رسيدن به
سر حد توقعات آنان بايد كار بيشتري كرده و آمادگي مالي لازم را
پيدا كرده باشند و به حسب متعارف امروزه چنين آمادگي قبل از
سن سي و چند سالگي امكان پذير نيست . آيا نظام طبق قانون
اساسي وظيفه ندارد « نيازهاي اساسي : مسكن
خوراك
پوشاك
بهداشت
درمان
آموزش و پرورش
و امكانات لازم براي
تشكيل خانواده براي همه » را فراهم كند (اصل 43 )
آيا سياستهاي مجلس و دولت در زمينه آموزش عالي و
اشتغال تامين بخشي از اين نيازها را با مشكل روبرو ساخته
است
اصل دهم قانون اساسي چنين است :
« از آنجا كه خانواده واحد بنيادي جامعه اسلامي است
همه
قوانين و مقررات و برنامه ريزيهاي مربوطه بايد در جهت آسان
كردن تشكيل خانواده
پاسداري از قداست آن و استواري روابط
خانوادگي برپايه حقوق و اخلاق اسلامي باشد. »
آيا قوانين و مقررات مربوطه به آموزش عالي
اشتغال در
جهت آسان كردن تشكيل خانواده و پاسداري از قداست و
استواري روابط خانوادگي است
2 ـ افزايش آمار طلاق
سياستها و قوانين و مقررات ياد شده و نيز قوانيني كه در
سالهاي اخير با هدف دفاع از حقوق زنان به تصويب رسيده نه
تنها « در جهت آسان كردن تشكيل خانواده » نبوده
بلكه
خانواده هايي را نيز از هم پاشيده است .
همانطور كه در اصل فوق آمده استواري روابط خانوادگي بر
دو پايه استوار است : حقوق و اخلاق . تاكيد بر حقوق زن يا
شوهر و به فراموشي سپردن اخلاق از گرفتاريهاي امروز جامعه
ماست .
تصويب قوانيني در جهت دفاع از حقوق اقتصادي زن تا
آنجا پيش رفته كه گلايه برخي از حقوقدانان برجسته كشور را كه
قاعدتا بايد از تصويب قوانين ياد شده خشنود باشند
برانگيخته
است . تشويق همه جانبه زنان به حضور در اجتماع و اشتغال و بر
هم زدن كانون بسياري از خانواده ها از يك سو و تصويب قوانيني
به بهانه دفاع از حقوق زن از سوي ديگر
و به فراموشي سپردن
اخلاق در روابط خانوادگي باعث افزايش روزافزون آمار طلاق
شده است .
دست كم گرفتن رسالت مادري و نقش همسري در محيط
خانواده و تحقير زناني كه عمري را با تربيت فرزندان شايسته
تدبير مطلوب محيط خانه سپري كرده اند
موجب شده كه زنان
خانه دار نزد زنان شاغل احساس حقارت كنند. در حاليكه
بسياري از زنان شاغل به اين واقعيت معترفند كه آسايش و
راحتي از آنان سلب شده و عليرغم ميلشان بخشي از وظايف
مردان را برعهده گرفته اند. چون بسياري از آنان براساس ايمان و
فرهنگ ديني و ملي خود نمي توانند نسبت به وظايف مادري و
رسالت همسري خود بي تفاوت باشند
از اين رو
بار مضاعفي بر
دوششان نهاده شده و از اينكه بيش از توان خود تلاش مي كنند
ناراضي اند. اما تبليغات رسانه اي در ترغيب زنان به اشتغال به
حدي است كه بسياري را ناخواسته به اين سمت و سو هدايت
مي كند. امام خميني همواره با تاكيد بر اينكه « مادري » نقش اول
زنان است و با تكريم اين نقش و تشبيه آن به شغل انبيا مي فرمود :
« اينكه خانمها را بازي مي دهند مي گويند كه خير
چرا ما
بنشينيم در خانه تربيت بچه بكنيم ما هم بايد برويم در جامعه
وارد شويم
اگر نظر صحيح داشتند
خيلي اشكال داشت
لكن
نظر اينها نظر فاسد است ... مادر بودن را در نظر مادرها منحط
كردند در صورتي كه اشرف كارها در عالم مادر بودن است و
تربيت اولاد.... شما هستيد كه مي توانيد مملكت را نجات بدهيد
با تربيت اولاد. »
(صحيفه امام ج 7
ص 7 ـ445 )
نقل عباراتي ـ هر چند طولاني ـ از يكي از حقوقدانان با
سابقه در خصوص ماهيت روابط خانوادگي و نقش حقوق و
اخلاق در اين عرصه ما را از هرگونه توضيحي در اين زمينه
بي نياز مي كند. قبل از نقل عبارات وي
يادآوري اين نكته
ضرورت دارد كه تا سياستها و برنامه ها و نگاه به مقوله جايگاه و
نقش و حقوق زن در بسياري از دولتمردان ما تصحيح نشود
تدوين قوانين پي درپي در دفاع از حقوق زنان مشكلي از زنان
جامعه اسلامي ما نخواهد گشود. برخي از سياستگزاران و
برنامه ريزان كشور تحت تاثير نسخه هايي هستند كه مجامع
بين المللي براي زن پيچيده اند
نسخه اي كه متكي بر نگاه مكاتب
مادي مغرب زمين به زن است . آنها كمال و شخصيت زن را در
اين مي دانند كه زن دوشادوش مردم در كنار او بدون هيچ
محدوديتي فعاليت اجتماعي داشته باشد.
اما عبارت ياد شده : « حقوق براي نفوذ در اين كانون هميشه
با موانع روبرو بوده است . حكيمان رخنه دولت در اين سراي
مردمي را زيانبار و خطرناك شمرده و با جداسازي « تدبير منزل »
از « سياست مدني » مرز قاطع و طبيعي ميان دولت و خانواده را
نمايان ساخته اند.... حقوق به دشواري به درون اين مامن طبيعي
راه مي يابد. زيرا وسيله تضمين قواعد خود را ندارند. آنچه در آن
مي گذرد
از خصوصي ترين و عاطفي ترين چهره هاي زندگي
است .... ولي دروازه هاي اين قلعه هميشه به روي قواعد اخلاقي
باز است چرا كه خود نيز ساخته همين قواعد است . »
(ناصر كاتوزيان
گامي به سوي عدالت ج 1 ص 48 )
اين حقوقدان با تاكيد بر اينكه « قوام خانواده به سنتها و
آرمانهاي مذهبي » است
مي افزايد :
« آنان كه در پي يافتن قواعد حاكم بر خانواده يا اصلاح آن
هستند
خواه در مقام قانونگرايي يا دادرس يا استاد بايستي در
كنار كاوشهاي حقوقي
از جامعه شناسي خانواده نيز ياري
بخواهند تا آنچه را به واقع حاكم بر خانواده است
دريابند. از
سنتها غافل نمانند. در تفسير قواعد
آرمانهاي مذهبي و انساني
را از عوامل موثر بشمارند. زيرا استحكام خانواده برپايه همين
سنتها و آرمانها نهاده شده و ريشه بسياري از قواعد در آنها
نهفته است .
خانواده را نمي توان در رديف اداره آبياري يا ثبت اسناد
نوسازي كرد و نمونه غربي براي آن برگزيد و دگرگون ساختن آن
با از دست دادن هويت ملي همراه است به ويژه اگر بنيان
خانواده
جنبه مذهبي و روحاني داشته باشد. دريغ است كه
روابط زن و شوهر و مادر و فرزند را به جاي اخلاق و سنتهاي
مذهبي
قوانين اداره كند. »
(همان
ص 48 )
وي در ادامه پايه گذاري خانواده براساس حقوق را نكوهش
كرده
مي گويد :
« طبع خانواده با حقوق و احكام آمرانه آن سازگار نيست ....
آنگاه است كه زن و شوهر چون دو مدعي در برابر هم ظاهر
مي شوند
زن در برابر اداره منزل از شوهر دستمزد مي خواهد و
بسان ساير مزدوران كارشكني و اعتصاب مي كند
شوهر نيز در
برابر ولي كه مي دهد
سروري و حكومت مي خواهد و گاه نيز با
پيروي از الگوي غربي معشوقه داشتن را حق خود مي داند.
كودكان در ميانه نزاع يا به حساب نمي آيند يا وسيله تهديد و
ارعاب مي شوند. »
اين حقوقدان در ادامه از ايثار و فداكاري به عنوان اساس
خانواده ياد كرده
مي افزايد :
« خانواده به چيزي بيش از نظم و رعايت حقوق يكديگر نياز
دارد. فداكاري و غيرخواهي شرط نخست و سنگ زيرين اين
بناست . فرزند بايد درس فداكاري را در اين مكتب فراگيرد.
نخستين درس را مادر به او مي آموزد كه شيره جانش را به رايگان
تقديم مي دارد تا استخوان فرزند را استوار سازد و شب بر بالين
او نمي خوابد تا گهواره نورديده را به نظم بجنباند و خواب نازش
را شيرين تر كند.
پدر نيز براي او تلاش مي كند
هر چه دارد به پايش مي ريزد
تا نهال نوخاسته را برومند سازد.... »
(همان
ص 49 )
آيا وقت آن نرسيده است كه گروهي
هيئتي
سازماني به
مطالعه پيرامون ناهنجاريهايي كه خانواده هاي ما با آن گريبانگير
است
به پژوهش بپردازد و سهم هر يك از سياستها
برنامه ها
قوانين
مقررات
عادات و سنن را در بروز اين ناهنجاريها
شناسايي نمايد چقدر بايد آنقدر نظاره گر بالا رفتن سن ازدواج
دختران و پسران و سرمايه هاي عزيز اين ملت ماند آيا مسئولان
و متوليان خبر ندارند كه همين يك مقوله چه آثار و پيامدهاي
زيانباري از خود بجا مي گذارد تا چه زماني شاهد بر هم خوردن
كانون گرم خانواده ها بود آيا سهم هر يك از عوامل اقتصادي
اخلاقي
اجتماعي در افزايش آمار طلاق شناسايي
شده اند
اين نوشته در صدد ناديده گرفتن عوامل پيچيده اجتماعي
اقتصادي و اخلاقي در اين عرصه نيست
تنها يادآوري نكته اي
است كه معمولا در ارزيابيها كمتر مورد توجه قرار مي گيرد و آن
نوع نگاه به مقوله خانواده
زن
حقوق زن
اشتغال و تحصيل
زن
برابري زن و مرد و استيفاي حقوق و شخصيت زن و امثال
آن است . بنظر مي رسد كه ريشه اصلي فراموش شده و به شاخ و
برگها پرداخته مي شود.
حضرت امام خميني : تبليغ كردند به اينكه زن چرا
بچه داري بكند اين شغل شريف را منحطش كردند
در نظر مادرها
براي اينكه مي خواستند مادرها از
بچه ها جدا بشوند
بچه ها را ببرند در پرورشگاه ها
بزرگ كنند... بچه در پرورشگاه وقتي كه بزرگ شد
يك بچه اي كه در دامن مادر بزرگ بشود
نيست
عقده پيدا مي كند... بسياري از اين مفسده هايي كه
در جامعه واقع مي شود
از اين بچه هايي است كه
عقده دارند
پيروزي انقلاب توانست تا حد زيادي زنان مسلمان
را به جايگاه واقعي خود بازگرداند
رهبر فقيد انقلاب
با بيانات مختلف خود اين قشر عظيم از جامعه را بيدار
كرد و از نقشه هاي شومي كه برايش كشيده اند
آگاه
ساخت . زنان نيز حقيقتا با تحول مهمي كه در خود
ايجاد كردند
منشا خدمات فراواني شدند
آيا وقت آن نرسيده است كه گروهي
هيئتي
سازماني به مطالعه پيرامون ناهنجاريهايي كه
خانواده هاي ما با آن گريبانگير است
به پژوهش
بپردازد و سهم هر يك از سياستها
برنامه ها
قوانين
مقررات
عادات و سنن را در بروز اين ناهنجاريها
شناسايي نمايد

|