مدير جشنواره « سينماي آسيا » : ايران
چهره سينماي جهان را
دگرگون مي كند
بنا به گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي
« ايتالو
اسپينلي » مدير جشنواره « ديدار با سينماي آسيا » در ايتاليا
گفت : ايران با معرفي كارگردانان برجسته اي به سينماي جهان
در حال ايجاد دگرگوني در چهره اين هنر و بهبود سطح آن در
جهت مفاهيم انساني و معنوي است .
اسپينلي روز چهارشنبه در شهر رم به خبرنگار ايرنا اظهار
داشت سينماي ايران جايگاه برجسته اي در جهان پيدا كرده و
فعاليت كارگردانان آن بسيار ارزشمند است .
وي كه علاوه بر كارگرداني و مستندسازي
سابقه 30 ساله
پژوهش در سينماي جهان بويژه آسيا را دارد اظهار داشت كه
كارگردانان ايراني با بينش انديشمندانه و اجتماعي خود از
طريق تصاوير
سينماي انساني و شاعرانه اي را همراه فرهنگ
ايران در سراسر جهان عرضه مي كنند.
مدير جشنواره فيلم آسيايي اظهار داشت : سينماي ايران از
پيشينه نئورئاليسم برخوردار است و اكنون نيز از مرزهاي اين
ديدگاه فراتر رفته است .
اسپينلي با گسترده توصيف كردن استقبال ايتالياييها از
نمايش 20 فيلم ايراني در چهارمين جشنواره ديدار با سينماي
آسيا گفت : داستانهاي بومي مطرح در ايران جاذبه بيشتري
براي مخاطبان دارد.
وي افزود : مباحث مطرح شده از سوي كارگردانان ايران
برخلاف سينماي غرب
داراي جنبه هاي مختلف هويت انساني
و آزادي است .
مدير اين جشنواره
سرمايه گذاري بيشتر براي ارائه آثار
كارگردانان جوان ايراني و برنامه ريزي براي پخش و نمايش
جهاني فيلمهاي توليد شده را ضامن حفظ جايگاه برتر كنوني
سينماي ايران در جهان و ارتقاي سطح آن دانست .
اسپينلي درباره تاثير حضور سينماي ايران در اين
جشنواره گفت : هر سال سينماي يك كشور در كانون توجه
جشنواره قرار مي گيرد كه اين دوره به فيلمهاي ايران اختصاص
دارد كه ضمن ارتقاي كيفي جشنواره بسيار مورد توجه بينندگان
قرار گرفته است .
وي افزود : استقبال گسترده ايتالياييها از مرور ويژه بر آثار
مجيدي و پرسشهاي فراوان و نقادانه مطرح شده از اين
كارگردان در پايان نمايش هر فيلم
از جايگاه ويژه سينماي
ايران حكايت دارد.
نمايش 20 فيلم ايراني بويژه ساخته هاي مجيدي كه با
همكاري رايزني فرهنگي سفارت جمهوري اسلامي ايران در
ايتاليا در اين جشنواره صورت گرفته به گونه اي است كه
بسياري از علاقه مندان براي تماشا آنها مجبورند چندين
ساعت انتظار را تحمل كنند.
« حاجي آقا آكتور سينما » از « اوهانيانس » « دست فروش » و
« ناصرالدين شاه آكتور سينما » ساخته « محسن مخملباف
« اجاره نشينها » از « داريوش مهرجويي » و « تهران ساعت 7
صبح » به كارگرداني « امير شهد رضويان » از جمله آثار سينماي
ايران در جشنواره آسيايي بود.
بخش « مرور » در اين جشنواره با نمايش 6 فيلم از « مجيد
مجيدي » به بررسي آثار اين كارگردان ايراني اختصاص يافت .
بخش ويژه اين جشنواره غيررقابتي نيز به « تهران » گذشته
و حال پرداخت كه در آن دوره هاي مختلف تاريخي شهر تهران
از طريق فيلمهاي سينماي ايران به نمايش درآمد.
در اين جشنواره يك هفته اي همچنين 35 فيلم از 9 كشور
چين
كره جنوبي
ژاپن
هند
اندونزي
تاجيكستان
سريلانكا
سنگاپور و ويتنام نمايش داده شد.
« تصويري نو از بهشت » در سمپوزيوم هنر چين
سمپوزيوم هنر چين با عنوان « لبه هاي زمين » از اول آذرماه
در محل جديد آكادمي هنر چين با حضور هنرمندان ايراني
افتتاح شد.
روابط عمومي موزه هنرهاي معاصر تهران با اعلام اين خبر
افزود : سمپوزيوم هنر چين با همكاري آكادمي هنر چين و موزه
هنرهاي معاصر تهران به مناسبت هفتادوپنجمين سالگرد
تاسيس آكادمي هنر چين و افتتاح محل جديد اين آكادمي
برگزار مي شود.
بنابرهمين گزارش اين سمپوزيوم به منظور نشان دادن هنر
6 كشور اصلي آسيا از جمله ايران
تايلند
ژاپن
هند
چين و
تركيه و شناساندن خود به دنيا مي باشد و ايران را با عنوان
« تهران مرزهاي جديد هنر اسلامي » معرفي كرده اند. بدين
منظور در حاشيه برگزاري اين سمپوزيوم 18 اثر از هنرمندان
ايران سيدمحمد احصايي (8 اثر)
خسرو سينايي (با فيلم 3
هنرمند3 نقاش )
بهنام كامراني (3 اثر
فرح اصولي (2 اثر) و
گيزلار وارگاسينايي (5 اثر) شركت دارند و همچنين يك فيلم
در طول برگزاري سمپوزيوم از روند فعاليتهاي موزه هنرهاي
معاصر تهران به نمايش درمي آيد.
همچنين بابك توسلي مدرس دانشگاه هنر
مترجم و
هنرمند شركت كننده در نخستين نمايشگاه هنر مفهومي با
عنوان « تصويري نو از بهشت » در اين سمپوزيوم به ايراد سخن
مي پردازد.
يادآوري مي شود سخنراني ادوارد لوسي اسميت تحت
عنوان « 3 شكل از پيشروگرايي » در اين سمپوزيوم برگزار
مي شود.
حريم مسجد هفتاد و دو تن مشهد مي بايست حفظ گردد
مشهد ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : روابط
عمومي اداره كل ميراث فرهنگي خراسان اعلام كرد مسجد
هفتاد و دو تن واقع در ابتداي بازار بزرگ
مشتمل بر يك ايوان
اصلي ورودي
دو مناره در گوشه بنا
يك فضاي چهار تاقي در
مركز با گنبد در پوشه و سالنها و راهروهايي در اطراف تالار
مركزي است از ويژگيهاي اين بنا مي توان به كارگيري كاشي در
قالب نقش و كتيبه اشاره كرد.
اين بنا در سال 855 هجري قمري توسط شمس الدين
محمد تبريزي تجديد بنا و مرمت شده است . اين مسجد ظاهرا
در ابتدا مقبره اي بود كه امير ملكشاه اميرلامرا و سپهسالار
توس
در زمان حكومت الغ بيك بين سالهاي 807 تا 817
هجري قمري براي خود ساخته بود . وي در سال 829 هجري
قمري در خوارزم درگذشت و بنابر وصيتش جسد او به شهر
منتقل و در مقبره اش دفن شد. با توجه به متون تاريخي
نقشه
بنا و سنگ قبرهايي كه در زير گنبد ظاهر گرديده مي توان
پذيرفت آن كه مقبره در دوره هاي بعد به مسجد تبديل شده
است . اين بناي تاريخي چند سال است كه با همكاري آستان
قدس رضوي در حال مرمت و بهسازي است و رعايت حريم
بنا در تمامي ساخت و سازها و فعاليتهاي عمراني اطراف آن
الزامي است .

*****
در ميز گرد « بررسي نقاشي معاصر ايران »
مطرح شد :
تعدد تمايلات عرصه نقاشي معاصر ايران همان
است كه در غرب وجود دارد
|

ميزگرد « بررسي نقاشي معاصر ايران » در نگارخانه « خيال »
و با حضور انبوهي از علاقمندان
دانشجويان
هنرمندان و
اصحاب مطبوعات برگزار شد.
به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر
در اين ميز گرد
كه عصر دوشنبه
19 آبان ماه برگزار شد
اساتيد و منتقدان
هنرهاي تجسمي
آيدين آغداشلو
حبيب آيت الهي
حبيب
درخشاني
مرتضي گودرزي
محمد خزايي و مهرداد احمديان
حضور داشتند و حول محور « بررسي نقاشي معاصر ايران » به
بحث و گفتگو پرداختند.
در ابتداي اين جلسه دكتر احمديان
محور اول بحث را
تعريف « معاصر بودن » عنوان كرد و اين كه ويژگي هاي معاصر
بودن نقاشي چيست در ادامه حبيب آيت الهي ـ نقاش تعريف
« معاصر بودن » در ايران را نوعي خلط مبحث دانست و گفت :
« ما سه اصطلاح در هنر داريم
مدرن
معاصر و پست مدرن
اصطلاحي است كه از كهن ترين ايام در فلسفه اروپا رواج
داشته
مدرن در هنر از زمان « داويد » مطرح شد و طي آن هر
جرياني را كه در آن زمان به وجود مي آمد و غير از نئوكلاسيك
بود
مدرن مي ناميد
يعني امروزي و چون هر كدام از هنرمندان
چون گوگن
سزان و... به طور مستقل عامل يك جريان شدند
اصطلاح مدرن بيشتر رواج پيدا كرد تا جايي كه خواستند
جرياني را ايجاد كنند كه نسبت به آنچه بوده مدرن باشد و
» را به وجود آورند . بعد اين شيوه به « آرت Style شيوه « مدرن
» تبديل شد و ... اما همه به معني هنري بود Art Moderne مدرن
كه در روز مورد قبول عامه قرار مي گيرد. »
وي افزود : « از سال 1974 كه يك نقاش فرانسوي
نمايشگاهي به نام « آبي » برگزار كرد كه همه چيز در آن گالري از
جمله نقاشي ها و در و ديوار آبي بود
اصطلاح هنر معاصر
مطرح شد و فعاليت هايي از اين نوع باعث جرياني شد كه
اساس معيارهاي زيبا شناسانه اي كه در هنر مدرن بود را كنار
بگذارند.
آيت الهي ادامه داد : ( « معاصر بودن » همان ادامه مدرن
است
بدون معيار. پس از آن آثار نقاشاني كه در اين شيوه ها كار
مي كردند و شبه جرياناتي كه بوجود آمد
جزو « هنر معاصر »
محسوب شد. »
در ادامه جلسه حبيب درخشاني ـ نقاش و منتقد هنري ـ با
مفصل خواندن بحث هايي چون مدرن
پست مدرن و... گفت :
« لزوما هر اثري كه معاصر است
به اين معنا نيست كه مدرن يا
پست مدرن است . مدرن از كلمه « مدرنوس » مي آيد و طي
تغييراتي در معني غير از معني خودش به كار گرفته شد. مدرن
به دوره هايي مابعد رنسانس اطلاق ميشود
ولي اين دوره خود
تقسيمات ديگري دارد. پس
مدرنيته را ما يك دوره تلقي
مي كنيم كه اساس بر تفكر « كوكيتو دكارتي » (من مي انديشم
پس هستم ) استوار است كه نوعي سوبزكتيويسم است .)
درخشاني افزود : « مدرن » با « معاصر » از جهاتي تمايز دارد
و از جهاتي تشابه . معاصر يعني هم عصر بودن . اما هميشه اين
سئوال پيش مي آيد كه ما با چه چيزي هم عصر هستيم آيا ما
ايراني ها مي توانيم با « مدرن » كه پديده اي است غربي
خودمان
را معاصر بدانيم وقتي ما مي گوييم مدرن يعني ما با دوره
مدرنيته كه در غرب اتفاق افتاده و مراتبي را طي كرده كه به
دوره پست مدرن رسيده
بتوانيم خودمان را همراه كنيم . اما
سئوال اصلي اين است كه در جامعه اي كه هنوز نتوانسته خود
را با زمان معاصر تطبيق بدهد
طرح مسئله مدرنيته چگونه
است
درخشاني ادامه داد : (براي اينكه ما وارد بحث مدرنيته
شويم بايد خصوصيات دوره مدرن و پست مدرن را تا حدي
دريافته باشيم . پس به نظر مي رسد ما بايد در « هنر معاصر »
درك موقعيت زمان را مورد توجه قرار دهيم .)
سپس دكتر مرتضي گودرزي درباره سبك هاي غالب نقاشي
معاصر ايران و اينكه وضعيت نقاشي معاصر ايران چگونه است
و آيا در دنيا مرتبه اي دارد يا نه
در ادامه بحث گفت : (چيزي كه
تحت عنوان نقاشي معاصر ايران از آن نامبرده ميشود
از مرگ
كمال الملك و تاسيس دانشكده هنرهاي زيبا تا به الان است .
شايد بتوان اين تعريف را پذيرفت
چون به خاطر حاكميت
بي چون و چراي مكتب كمال الملك و تسلط ايشان بر جو آن
زمان جامعه هنري ما و فقدان ناگهاني اين شخصيت و ورود
سيستم آكادميك هنري توسط « آندره كودار » به داخل اين
كشور
تغيير و تحول جدي در هنر نقاشي معاصر ايران به
وجود آمد.

وي افزود : (تا آن موقع نوعي « ناتوراليسم » همراه با
« رئاليسم » بر نقاشي ايران حاكم بود و جريانات ديگر چون
نگارگري و نقاشي قهوه خانه اي هم در كنار اين پيش مي رفتند
اما با تاسيس دانشكده هنرهاي زيبا و ورود اساتيد خارجي به
داخل كشور جرياني شروع شد كه گرايش ها و تمايلات هنري
در داخل كشور را به سمت آنچه از غرب آمده بود
سوق داد
از
گرايشات « امپرسيونيستي » گرفته تا تمايلات
« اكسپرسيونيستي » و در اين اواخر هم تمايلات آبستره » )
گودرزي ادامه داد : (پس تعدد تمايلات عرصه نقاشي
معاصر ايران همان است كه در غرب وجود دارد
البته با كمي
اغماض
چون هر هنرمند به هر حال تحت تاثير جامعه و
فرهنگ خودش است .
آيدين آغداشلوـ نقاش ـ درباره اين سوال احمديان كه
نقاشان معاصر در ايران از مكاتب غربي يك نوع اقتباس
داشته اند يا صرفا يك ) Parady (روشنفكرانه به شكل پارودي
نوع كپي برداري عاري از دغدغه هاي زيبايي شناسي يا
انجام داده اند ضمن ) Pastiche (فيلسوفانه به شكل پاسيتش
ابراز اينكه اين اقتباس آني نيست و ما در يك لحظه تصميم
نگرفته ايم كه از هنر غرب اقتباس كنيم
گفت : (اين امر
عمومي تر و دامنه دارتري است . فرهنگ و هنر ايران در دوره اي
با فرهنگ و هنر غرب هم مرز مي شود و شروع به برگرفتن از آن
مي كند كه اين حدود 300 سال به طول مي انجامد . اولين
نمونه ها در دوره صفويه و قرن « هجري قمري است بعد آن
مي بينيم كه اين سرعت اقتباس بيشتر مي شود
البته اين مسئله
اقتباس و برگرفتن آن موقع آنقدر مسئله ناهنجاري براي فرهنگ
ايران نبوده كه الان براي ما هست . نقاشي ايراني از نقاشي
چيني و بيزانسي هم تاثير گرفته بود و جهاني بود كه چنين
خط كشي هاي واضحي نداشت . »
آغداشلو افزود : (اما از نيمه قرن سيزدهم هجري
اين
جهاني كه از هر سو اثر مي گرفت و ثمر ميداد
آرام آرام جاي
خود را به جهاني داد كه اقتباس در آن قابل سراغ كردن است و
مي توان ديد
به خصوص در آثار كمال الملك . اما شايد شدت
اين اقتباس در زمان خودش آزار دهنده نبوده و حالا كه ما به آن
دوره تاريخي نگاه مي كنيم . نسبت به آن لب به اعتراض باز
مي كنيم
چون از ياد مي بريم كه اين كل فرهنگ غربي و كل
تمدن رو به گسترش غربي است كه با استعمار و اقتصاد و فن
شناسي جديد مجهز شده و در كار تسخير تمام جهان متمدن
است .)
اين نقاش معاصر ادامه داد : « ما اگر گمان مي كنيم قادر بوده
و هستيم كه انتخاب اصلح بكنيم و هر چيزي را كه به دردمان
مي خورد را برداريم و بقيه را دور بريزيم
با يك چالش تاريخي
اساسي و جدي مواجه هستيم
چه چيز به درد مي خورد و چه
چيز به درد نمي خورد هويت اصلي ما چيست آيا اين به
راحتي و به وضوح تعريف شده آيا ما مي دانيم چه چيز دقيقا
ايراني است بنابراين در اين دوران كه خيلي از مسائل تعريف
نشده اند
ما ناچار يا بايد شعار بدهيم و يا اينكه بدون تعريف
جامع و مانع
فقط در سود بر گفتني چيزي باشيم كه به نفع
فرهنگ ما است . »
آغداشلو در ادامه گفت : « من قصد ندارم در حرفهايم
بلافاصله راه حل ارائه دهم
بايد و نبايدي را هم نمي شناسم
براي اينكه نمي دانم يك هنرمند جوان چگونه مي تواند بايد و
نبايدها را شكل بدهد و يا تعريف كند
چون هويت دقيقا
تعريف نشده است . من دوست دارم از بزرگترهاي خودم
تعريف هايي را بياموزم كه تا حالا فكر مي كردم به تعريف در
نيامده اند مشخصه هايي كه به نظر من مشخص نبوده و نيستند.
پس چطور مي توانم در اين ميان درباره معناي ايراني يا مضموم
ايراني در زمان معاصر صحبت بكنيم
در صورتي كه از صدر تا
ذيل جايي كه نشسته ايم با مباني و معيارهاي تمدن غربي
ساخته شده اند! اين نياز به تعريف هاي اولين
يافتن
هدف مندي هاي نخستين و نياز به اين دارد كه ما فقط به شعارها
دلخوش نكنيم و واقعا ببينيم چه چيزي را جدا مي كنيم »
سپس محمد خزايي
و مدرس دانشگاه
درباره نقاشي
معاصر ايران دو نظريه را بيان كرده و گفت : اولين نظر را
« بوركهارت » مي گويد كه نقاشي ايراني يا مينياتور ايراني در
دوران صفوي به محض برخورد با هنر غرب
چون حبابي
تركيد و نابود شد او معتقد است ما ديگر چيزي به نام نقاشي يا
مينياتور ايراني نخواهيم داشت . »
وي افزود : « در مقابل اين نظر هم نظريه « بازيل گري » است
كه مي گويد مطمئن هستم در آينده نزديك يك رستاخيز مجدد
در نقاشي ايران به وجود خواهد آمد.
اين جلسه در نگارخانه خيال وابسته به فرهنگستان هنر
واقع در خيابان طالقاني
خيابان برادران شهيد مظفر
پلاك
53 برگزار شد .
با تاسيس دانشكده هاي هنرهاي زيبا
و ورود اساتيد خارجي
جرياني شروع
شد كه گرايش ها و تمايلات هنري در
داخل كشور را به سمت آنچه از غرب
آمده بود
سوق داد.
چطور مي توان در اين ميان درباره
معنا يا مضمون ايراني در زمان معاصر
صحبت كرد
در صورتي كه از صدر تا
ذيل جايي كه نشسته ايم
با مباني و
معيارهاي تمدن غربي ساخته شده اند!

| |