روزنامه جمهوري اسلامي 15/09/1382 صفحه سياسي

  • يك كارشناس برجسته روسيه :
    آمريكا برگ برنده را در عراق از دست داده است

  • موسسات اسرائيلي در عراق اشغالي
  • *****
    يك كارشناس برجسته روسيه :
    آمريكا برگ برنده را در عراق از دست داده است




  • آقاي « كريمينيوك » معاون موسسه تحقيقاتي آمريكا و كانادا در آكادمي علوم روسيه در مصاحبه اي با واحد برون مرزي صداي جمهوري اسلامي ايران به بررسي ريشه هاي بن بست آمريكا در بحران عراق پرداخته است . با هم اين مصاحبه را مي خوانيم .
    آقاي كريمينيوك اوضاع كنوني كه آمريكا و متحدانش پس از اشغال عراق با آن مواجه هستند را چگونه ارزيابي مي كنيد
    اوضاع بسيار وخيم است براي اينكه مقاومت در مقابل اشغالگري آمريكائيان در حال افزايش است و اين مسئله براي آمريكا بسيار گران تمام شده و اين كشور با تلفات جاني و فني زيادي مواجه مي باشد. به نظر مي رسد كه به زودي پيروزي آمريكا در عراق جنبه مثبت خويش و ارزش برگ برنده براي دولت آمريكا را از دست مي دهد و اثرات منفي ببار خواهد آورد.
    به نظر شما تا چه اندازه تقصير متوجه رهبران آمريكاست و تا چه حد دليل اين بي ثباتي مقاومتي است كه در داخل عراق عليه آمريكا صورت مي گيرد
    مسلما تقصير اصلي متوجه دولت ايالات متحده آمريكاست . براي اينكه عمليات نظامي را بدون اينكه اهداف واضح سياسي براي خويش مشخص نمايد آغاز نمود.
    بهانه براي آغاز جنگ يعني وجود سلاح هاي كشتار جمعي نزد صدام ساختگي و نادرست بود. ولي با اين وجود اين مسئله دستاويز قرار گرفت و آمريكا عمليات نظامي خويش را بر اين مبنا آغاز كرد. براي عراقي ها مشكل اينجاست كه كشورشان را نيروهاي خارجي اشغال كرده اند نيروهائي كه بدون هيچ مجوز قانوني به آنجا پا گذاشته اند بنابراين آنها هم در مقابل اين نيروها به مبارزه مي پردازند و اين مسئله دورنماي بسيار خطرناكي نه تنها براي آمريكا بلكه براي خود عراق و كشورهاي همسايه دارد. اكنون آمريكائي ها در صدد انجام كاري هستند كه نيروهاي آنان در عراق ديگر نيروهاي اشغالگر تلقي نشوند و اين امكان فراهم شود كه اوضاع عراق براي برقراري رژيمي جايگزين رژيم سابق آماده شود.
    ولي ما شاهد هستيم كه در قطعنامه 1483 شوراي امنيت آمريكا رسما بعنوان اشغالگر معرفي شده است
    مردم عادي عراق لزومي براي پذيرفتن مسائلي كه در قطعنامه ها به تصويب مي رسند نمي بينند. تنها يك مسئله براي آنها مهم است و آن اينكه در كشورشان نيروهاي مسلح خارجي حضور دارند و اين نيروها هيچگونه نقشي در بهبودي وضعيت زندگي مردم عراق ندارند.
    اكنون با وجود مشكلات متعددي كه در عراق وجود دارد نيروهاي آمريكايي فعاليت خاصي نمي كنند فقط وعده مي دهند كه ارگان هاي عراقي بوجود خواهند آمد و به مسائل مردم خواهند پرداخت . ولي معلوم نيست اين سازمان ها چگونه بوجود خواهند آمد و چرا بايد به اين مشكلات بپردازند حتي بسياري از مردم اين ارگان ها را قبول ندارند.
    بنابراين اوضاع به گونه اي مي شود كه آمريكائيان به جاي اينكه اوضاع مناسبي را در عراق بوجود آورند با حضور خويش بر مشكلات مي افزايند.
    اگر اشتباه نكنم شما معتقديد كه مقصر اصلي اوضاع بوجود آمده در عراق دولت آمريكاست .
    مسلما به نظر من اين جنگ تصميم غلطي بود كه پايه و اساس نادرستي نيز داشت و منجر به وضعيت نامعلومي هم شده است . آنچه كه سياستمداران آمريكائي در رابطه با عراق به آن نياز دارند مشخص كردن اهداف سياسي دقيق است كه ايالات متحده خواهان دست يابي به آن مي باشد مسئله سرنگوني رژيم صدام بعنوان يك هدف كافي نبود. اكنون اين سئوال مطرح است كه ايالات متحده در عراق بدنبال چه چيزي است و چگونه به خواسته خويش مي رسد ولي متاسفانه كسي پاسخي براي اين سئوالات ندارد هر چند اين سئوالات بسيار مهم هستند. به همين دليل ما در عراق شاهد وضعيت بحراني و در واقع نوعي بن بست هستيم .
    شما به اين نكته اشاره كرديد كه آمريكا هدف سياسي مشخص در عراق ندارد. آيا آمريكايي ها بدون آگاهي از اهداف جنگ را در عراق آغاز كردند
    به نظر من به احتمال زياد جنگ به خاطر اهداف تبليغاتي آغاز شد. بوش نياز به يك جنگ موفقيت آميز داشت تا چهره يك رئيس جمهور توانا را از خود نشان بدهد و تمايالات شوونيستي را در مردم ترويج دهد و آمادگي خويش را براي ايفاي نقش پليس بين المللي و ژاندارم جهاني نشان دهد. دلايل مشخص زيادي براي ضرورت اين جنگ اعلام شده است .
    يك مطلب مهم ديگر را نيز بايد اضافه كرد و آن ارزيابي كاملا غلط از اوضاع و نداشتن آگاهي از وضعيت عراق و ساده انديشي آشكار در اين خصوص بود كه سرنگوني صدام و تشكيل نوعي دولت محلي و تحت كنترل درآوردن عراق را كار ساده اي تلقي كرده بودند. ولي ظاهرا مسئله به اين سادگي نبود و معلوم شد كه آمريكائيان هر كاري كه اراده كنند قادر به انجام دادن آن نيستند. آنها اشتباه كردند كه سازمان ملل را از صحنه بيرون راندند. آمريكايي ها خود وضعيتي را بوجود آورده اند كه در آن گير افتاده و نمي توانند از آن خلاصي يابند. اكنون پيشنهاد مي كنند كه سازمان ملل در اجراي وظايف با آنها شريك شود.
    من اگر جاي سازمان ملل و ساير كشورها باشم در ارائه كمك به آمريكا عجله نمي كردم .
    آقاي كريمينيوك برخي كارشناسان و تحليلگران بر اين عقيده اند كه اوضاع بوجود آمده در عراق و هرج و مرج و ناامني در واقع به نفع ايالات متحده و توجيهي براي حضور آنهاست و حتي بوجود آمدن يك جنگ داخلي در عراق به اين قضيه كمك خواهد كرد. نظر شما در اين رابطه چيست
    من با اين مسئله موافق نيستم .زندگي سياسي هر كدام از روساي جمهور آمريكا از يك انتخابات تا انتخابات ديگر طول مي كشد. بوش نيز تمايل دارد تا يك سال ديگر در انتخابات مجدد شركت كند و از هم اكنون فعاليت هاي انتخاباتي در امريكا آغاز شده است پس چطور مي توان خواستار جنگي در عراق بود كه آمريكائيان در آن حضور دارند و برخي از آنها كشته مي شوند اين غير ممكن است كه رهبران آمريكا بدون اينكه بدانند چه مي خواهند جنگ بي نتيجه اي را آغاز كنند و جوانان خود را به كشتن بدهند. به نظر من در اينجا قضيه چيز ديگري است و آن نداشتن ارزيابي صحيح از اوضاع و توانايي هاي خود است .
    صحبت هايي هم شنيده مي شود مبني بر اينكه اختلافاتي ميان ارتش آمريكا و استراتژيست هاي پنتاگون در خصوص جنگ در عراق و وضعيت كنوني در اين كشور از لحاظ نظامي وجود دارد. در اين مورد چه اطلاعاتي داريد و وضعيت را چگونه مي بينيد
    در عمليات نظامي كه بدون ترديد فوق العاده انجام گرفت نيروهاي مسلح عراق ظرف سه هفته تار و مار شدند عليرغم اينها امروزه يك سئوال اساسي وجود دارد و آن اينكه ضرورت اينها در چيست و اين قضيه چه نفعي براي ايالات متحده دارد هدف ايالات متحده در عراق چيست و به چه دليل آمريكائيان به پيروزي نظامي در آنجا نيازمندند
    استراتژيست هاي پنتاگون و شوراي امنيت ملي آمريكا قادر به پاسخ دادن به اين سئوالات نيستند. چرا كه بهانه آغاز جنگ دروغين بود و در حقيقت صدام هيچ نوع سلاح كشتار جمعي در اختيار نداشت و حالا كه جنگ صورت گرفته و هيچ سلاحي نيز در عراق يافت نشده اين سئوال مطرح شده است كه بايد چه كرد در اينجا پيشنهاد ديگري مطرح است و آن اينكه رژيم ديگري را در عراق برسركار آورند. رژيمي دموكراتيك كه به آزادي و دموكراسي احترام بگذارد. البته اين سئوال نيست كه نظاميان به آن پاسخ بگويند. ارتش وظيفه خويش را در عراق انجام داده و بايد از آنجا خارج شود و اداره امور را بايد به سازمان ملل يا واحدهاي غير نظامي دولت آمريكا واگذار نمايد.
    حضور ارتش در عراق با افزايش تلفات همراه است براي اينكه جنگ پارتيزاني و شهري در اين كشور بوجود آمده است كه ارتش آمريكا نمي تواند برنده آن باشد. آنها از سياستمداران خويش مي خواهند به اين سئوال پاسخ واضحي دهند كه وظيفه ما در چنين وضعيتي چيست ولي پاسخي براي سئوالشان وجود ندارد.
    به نظر شما بازتاب اوضاع عراق در سياست داخلي اطلاعات متحده چگونه خواهد بود و چه تاثيري بر اعتبار بوش خواهد داشت
    پاسخ به اين سئوال دشوار است چرا كه در اينجا دو جريان در مقابل هم در حركتند.
    اول آن كه بوش در صدد ايجاد عرصه مناسب براي فعاليت هاي خود پيش از انتخابات است . اظهارات اخير وي درباره حضور نظاميان آمريكا مبني بر ترويج شوونيزم امريكايي تقويت توانمندي و قدرت آمريكا و مبارزه با دشمنان آزادي و دموكراسي كه طرفداراني هم دارد نشان دهنده جريان نخست است .
    ولي عده اي نيز چنين سئوالي را مطرح مي كنند كه ما در عراق چه مي كنيم اصلا براي چه به آنجا پا گذاشته ايم و اصلا قصد داريم چه سياستي را در قبال عراق به كار بگيريم آيا واقعا مي خواهيم نقش پليس جهاني را ايفا كنيم در حال حاضر اين دو موضعگيري مخالف در آمريكا وجود دارد اظهار نظر در خصوص اينكه كداميك از اين دو موضعگيري پس از يك سال و با نزديك شدن انتخابات رياست جمهوري بر ديگري فايق گردد مشكل است .
    ولي اگر ميزان تلفات نيروهاي آمريكايي همچنان افزايش يابد و راه حل واضح سياسي در خصوص مسئله عراق وجود نداشته باشد به احتمال قوي اوضاع به نفع بوش نخواهد بود و بسياري از امريكائيان وي را مقصر اصلي اين ماجراجويي خواهد دانست .
    من اگر جاي سازمان ملل باشم به آمريكا براي نجات از بحراني كه در عراق به آن گرفتار شده است كمك نمي كنم
    بحران عراق نشان داد اين فرضيه غلط است كه تصور كنيم آمريكائيها هر كاري را كه اراده كنند قادر به انجام آن هستند
    جنگ آمريكا در عراق براساس يك تصميم غلط آغاز شد. آمريكائيها محاسبه درستي از اوضاع عراق و ميزان توانائي هاي خود نداشتند

  • *****
    موسسات اسرائيلي در عراق اشغالي


  • اشاره
    منابع خبري چندي پيش اعلام كردند مركز مطالعات خاورميانه اي وابسته به رژيم صهيونيستي كار خود را در روز اول آگوست 2003 (10 مرداد) در بغداد آغاز كرد . در اين رابطه آقاي مجيد صفاتاج محقق و نويسنده مسائل مربوط به بحران خاورميانه مصاحبه اي با واحد برون مرزي صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران انجام داده كه توجه خوانندگان گرامي را به آن جلب مي كنيم :
    آقاي صفاتاج در رابطه با افتتاح مركز مطالعات و تحقيقات رژيم صهيونيستي در بغداد اگر اطلاعات بيشتري داريد بفرماييد :
    اين مركز در ساختمان بزرگي در بغداد و در خيابان ابونواس مشرف بر رودخانه دجله قرار دارد و اولين مركز رژيم صهيونيستي است كه به طور علني بعداز سقوط بغداد در اين شهر فعاليت خود را آغاز كرده و توانسته است مجوزهاي مربوطه را از نيروهاي اشغالگر آمريكا و وزارت دفاع آمريكا (پنتاگون ) دريافت كند . همچنين چندين محافظ آمريكايي براي حفاظت از اين مكان مشغول به كارند. اين مركز وابسته به يك موسسه رژيم صهيونيستي به نام « ميمري » به معناي مركز مطالعات روزنامه هاي عربي است كه ده سال پيش تاسيس شده و مركز اصلي آن در واشنگتن پايتخت آمريكاست و شعبه هايي از آن در لندن برلين و قدس غربي مستقر است .
    س : اين مركز چه فعاليت هايي را دنبال مي كند
    ج : مركز به طور ظاهري پيگيري اخبار و مقالات روزنامه هاي عربي منتشر شده در كشورهاي عربي و دولت هاي اروپايي و خصوصا انگليسي را برعهده دارد به طوريكه به ترجمه مقالات مهم منتشر شده در روزنامه اين مناطق به زبان هاي عبري انگليسي آلماني فرانسوي و ايتاليايي مي پردازد و آن را در بين مشتركين خود توزيع مي كند. همچنين اين موسسه به ارسال اين ترجمه ها به موسسات رسمي اسرائيل اقدام مي ورزد.
    چه كساني از اين خدمات برخوردار مي شوند
    البته افرادي كه اين خدمات را دريافت مي كنند براساس معيارهاي مركز انتخاب مي شوند. در حال حاضر تعداد مشتركيني كه خدمات اين مركز را از آمريكا دريافت مي كنند 35 هزار مشترك هستند. در مركز اصلي دهها كارمند در شاخه هاي مختلف مشغول به كار هستند و اين سازمان در اصل با هدف سودآوري و سوددهي تاسيس نشده است و از محل كمك هاي مالي و اعانه هاي سازمان هاي يهودي و صهيونيستي مستقر دراقصي نقاط جهان نيازهاي مالي خود را تامين مي كند.
    شما در اظهارات خود اعلام كرديد كه فعاليت ظاهري اين مركز پيگيري اطلاعات و اخبار خاورميانه است . آيا هدف پنهاني هم در پشت اين قضيه نهفته است
    بله اين مركز در واقع به دنبال اهداف ديگري غير از آن چيزي است كه علنا اعلام كرده است . ما همه مي دانيم كه رژيم صهيونيستي در منطقه اهداف پنهاني بسياري دارد. نزديك به دو دهه است كه رژيم صهيونيستي در انديشه تسلط بر چاه هاي نفت خاورميانه و شمال آفريقا است و اكنون بهترين فرصت براي دستيابي به اين هدف مي باشد. علاوه بر اين رژيم صهيونيستي در منطقه هدف هاي بلندمدت سياسي اقتصادي و فرهنگي را دنبال مي كند. در واقع اين مركز وابسته به موسسات امنيتي و جاسوسي رژيم صهيونيستي است كه از پشتيباني موساد برخوردار است و با عناوين مختلف در سراسر دنيا پراكنده شده است .
    به نظر شما شوراي انتقالي عراق مي تواند با اين مقوله چه برخوردي داشته باشد
    شوراي انتقالي عراق بايد فورا از تشكيل و تاسيس چنين مراكزي در عراق جلوگيري كند. زيرا اگر اكنون از آن جلوگيري نكنند اين مراكز مانند علف هرز در سراسر منطقه رشد مي كنند و پس از آن مقابله با چنين مراكزي بسيار مشكل خواهد بود من به شوراي انتقالي عراق و مردم اين كشور مي گويم آيا باور مي كرديد كه روزي بر روي زمين بغداد موسسه اي ايجاد شود كه در خدمت منافع رژيم صهيونيستي و طرح هاي آن باشد. در سرزمين عراق جايي كه هرگز كلمه اسرائيل را به كار نمي برند بلكه واژه رژيم صهيونيستي را ترجيح مي دهند. عراق قبل از سقوط بغداد و رژيم صدام حسين تنها كشور در جهان عرب بود كه اگر با تاجر يا شخصي مواجه مي شد كه احتمال مي داد كالاي اسرائيلي وارد كشور مي كند به سرعت او را به چوبه دار مي كشيد و يا تيرباران مي كرد. افتتاح مراكز وابسته به رژيم صهيونيستي در عراق اولين ثمرات اشغال عراق توسط آمريكا است و اين حقيقت را آشكار مي كند كه آمريكا و اسرائيل هر دو در يك جبهه هستند. من از جهان اسلام خصوصا ملت عراق مي خواهم كه از تاسيس چنين مراكز و نفوذ رژيم صهيونيستي در اين كشور كه مغاير با منفعت و مصلحت مسلمانان است جلوگيري كنند.
    افتتاح مراكز وابسته به رژيم صهيونيستي در عراق اولين ثمرات اشغال عراق توسط آمريكا است و اين حقيقت را آشكار مي كند كه آمريكا و اسرائيل هر دو در يك جبهه هستند