روزنامه جمهوري اسلامي 15/09/1382 صفحه مقالات

  • « ارمغان سبز » « ارمغان بهزيستي » سابق و « بخت آزمايي » اسبق !
  • بنيادگرايي اسلامي و گذري بر فتنه ها
  • 50 سال با اذان رحيم موذن زاده اردبيلي
  • *****
    « ارمغان سبز » « ارمغان بهزيستي » سابق و « بخت آزمايي » اسبق !


  • چندي است در شبكه هاي مختلف تلويزيوني و سينماها شاهد پخش يك آگهي تبليغاتي تحت عنوان « هديه ارمغان سبز » هستيم . در اين آگهي كودكي ويلچري افرادي نابينا ناشنوا و عقب ماندگان ذهني به عنوان افرادي نيازمند(!) به نمايش گذاشته مي شوند و در پايان به شيوه رقت انگيزي از مردم دعوت مي شود تا با خريد برگه هاي هديه ارمغان سبز به افراد معلول كمك كنند. اين آگهي با همكاري سازمان بهزيستي موسسه هديه ارمغان سبز و بيمه ايران تهيه شده و موسسات تبليغاتي « آمايش هنر » و « بهمن » مسول پخش آن در سينماها هستند. به منظور تبليغ بيشتر « صدا و سيما » نيز به طور پيوسته مبادرت به پخش آن مي كند. تصاويري از اين آگهي در متروها و خيابانها براي جلب توجه مردم نصب شده ودر آغاز سي دي هاي فيلم ها هم اين آگهي ضبط شده است .
    توضيح آن كه سازمان بهزيستي به مناسبت هاي مختلف اقدام به برگزاري سمينارهايي تحت عناويني چون « هفته بهزيستي » « هفته معلولان » « هفته سلامت و بهداشت » « روز جهاني نابينايان » و غيره مي كند و در اين سمينارها آبروي افراد معلول به منظور دريافت كمك هاي مردمي و اعانات توسط بهزيستي به حراج گذاشته مي شود. علاوه بر آن از تعدادي از معلولان عموما تحصيل كرده و متخصص به عنوان نمايندگان معلولان دعوت مي شود تا در اين سمينارها حضور يابند و به بيان توانايي ها و دفاع از حقوق قشر خود بپردازند. در پايان فيلم هاي تهيه شده از اين سمينارها بدون آن كه خود اين افراد معلول بدانند كه قرار است چه استفاده اي از فيلم آن ها بشود به آرشيو بهزيستي انتقال مي يابد و هر گاه كه بخواهند مي توانند از اين فيلم ها آگهي هاي تبليغاتي به منظور پيشبرد اهداف خود تهيه نمايند. آگهي تبليغاتي اخير نيز از آن جمله است كه هدف آن فروش برگه هاي ارمغان سبز (ارمغان بهزيستي سابق يا بليط بخت آزمايي اسبق ) مي باشد. اين برگه ها به دليل نداشتن مجوز از وزارت ارشاد در خارج از كشور چاپ شده است . سوال اينجاست كه اولا هزينه سنگين چاپ اين برگه ها در خارج از كشور از كجا تامين شده است و ثانيا گمرك چگونه مجوز ورود اين برگه هاي چاپ شده بدون مجوز وزارت ارشاد را آن هم با برخورداري از معافيت گمركي صادر كرده است !
    اين برگه ها در دوره اول به تعداد پانزده ميليون به چاپ رسيده كه هر عدد با مبلغ دويست و پنجاه تومان به فروش رسيده است و درآمد حاصل از آن چيزي معادل سه ميليارد و هفتصد و پنجاه ميليون تومان مي باشد كه البته قرار است چاپ و فروش اين برگه ها طي دوره هاي متوالي در آينده نيز ادامه يابد. نكته جالب توجه آن كه موسسه هديه ارمغان سبز به واقع همان موسسه ارمغان بهزيستي سابق است كه تغيير نام داده است . اين موسسه توسط مديران و مشاوران ارشاد سازمان بهزيستي و به موازات سازمان بهزيستي به منظور جمع آوري اعانات با اين ترفند ايجاد گرديده و خود اين موسسه به منظور كسب معافيت از پرداخت ماليات به سازمان بهزيستي وقف شده است چرا كه سازمان بهزيستي به دليل آن كه خود نهادي دولتي است حق اجرا و انجام چنين امور مالي را ندارد. در حقيقت معلوم نيست موسسه هديه ارمغان سبز موسسه اي دولتي است يا خصوصي ! اگر دولتي است چرا در اين بازار مكاره تجارت مي كند و اگر خصوصي است چرا از پرداخت ماليات معاف است ! ادعا مي شود كه ميزان جوايز در اين دوره يك ميليارد و هشتصد و پنجاه ميليون تومان است اما هيچ مرجعي براي تعيين صدق و كذب اين ادعا وجود ندارد!
    شرم آور آن كه اين آقايان از عواطف و احساسات مردم براي دريافت اعانات و جلب مشاركت هاي مردمي سو استفاده مي كنند و با استفاده و ميكس تصاوير و مصاحبه هاي معلولان كه به مناسبت هاي مختلف از آن ها گرفته شده اقدام به تحريك حس نوع دوستي مردم مي كنند. سوال اين است كه چرا بعد از هتك حرمت و حيثيت معلولان و دريافت اعانات نظارتي بر چگونگي مصرف اين مبالغ هنگفت اعمال نمي شود و اصلا كسي از اين آقايان نمي پرسد و مدرك نمي خواهد كه اين درآمدها در چه راهي و چگونه به مصرف مي رسند آيا جمع آوري اين مبالغ به منظور آمادگي مالي برخي كانديداهاي دوم خردادي براي نمايندگي مجلس هفتم نيست چرا كه تعدادي از دست اندركاران اين امر خير (!!) خود از اعضاي احزاب دوم خردادي يا از وابستگان درجه اول آن ها هستند. توزيع يك سري بن هاي مالي بين نمايندگان مجلس و همچنين ساختن فرهنگسراها در برخي استان هاي كشور توسط اين آقايان آن هم در زماني كه ما در شرف برگزاري انتخابات دوره هفتم مجلس هستيم خود جاي تامل دارد.
    اين جانب خود از افراد نابينايي هستم كه بدون آگاهي من و كسب اجازه تصويرم در اين آگهي به نمايش گذاشته شده و حرمتم حيثيتم و حقوقم پايمال شده است . بنده با داشتن مدرك فوق ليسانس تاريخ از دانشگاه تهران از پرسنل سازمان بهزيستي هستم و مدت چهال سال به صورت قراردادي ساعتي بدون هيچ گونه برخورداري از مزايايي نظير بيمه اضافه كاري عيدي سابقه كار و غيره در خدمت بهزيستي بودم و پس از اين مدت اخيرا به عنوان كارمند شركتي به ادامه كار در اين سازمان مشغولم . بنده متاهل هستم و در مدت چهار سالي كه به صورت قراردادي براي بهزيستي كار مي كردم همان حقوق اندكي را كه قرار بود دريافت كنم با چند ماه تاخير دريافت مي كردم و در شرايط بسيار سختي به سرمي بردم . اكنون هم كه پس از چهار سال كارمند شركتي شده ام با وجودي كه به عنوان يك فرد متخصص در خدمت بهزيستي هستم حقوق يك ديپلمه را دريافت مي كنم .
    بنده مكررا به منظور توقف پخش تصوير خود به روابط عمومي بهزيستي دفتر رياست سازمان بهزيستي و دفتر حقوقي سازمان مراجعه كردم و موضوع را كتبا با وزير بهداشت كه بهزيستي زير مجموعه آن وزارت خانه است در ميان گذاشتم اما نه تنها از آنان جواب سربالا شنيدم بلكه مورد تهديد نيز واقع شدم . اين جانب از مراجع تقليد مراجع ذي صلاح قضايي و بازرسي كل كشور براي دخالت در اين مساله استمداد مي طلبم چرا كه اين مساله اشكال دارد. زيرا اولا آبرو و كرامت افراد معلول به حراج گذاشته شده است . ثانيا اين عمل چيزي شبيه به قمار است . ثالثا اين قضيه داراي شبهات مالي بسيار است .
    لازم به ذكر است كه هيچ ارتباطي ميان من و موسسه ارمغان سبز وجود نداشته وندارد و من مطمئن هستم كه صاحبان ديگر تصاوير نيز همچون من هستند و حتي اگر آن ها نيازمند هم بودند به هيچ وجه حاضر نمي شدند كرامت و آبروي خود را به حراج بگذارند كه آن چنان دلالاني و اين چنين منتفعاني دارد. طرفه آن كه اين دلالان و منتفعان همان افرادي هستند كه هميشه با سردادن شعارهايي نظير « برابري فرصت ها » « حقوق معلولان » « امنيت اجتماعي » « عدم ترحم به معلولان » و هزار و يك شعار ديگر خود را حاميان دلسوز معلولان و حقوق آن ها معرفي كرده و مي كنند!!
    فرهاد صبوري فر

  • *****
    بنيادگرايي اسلامي و گذري بر فتنه ها


  • در شرايطي كه انسان قرن بيستم سرخوش از آمال برآمده و متاثر از تحولات صنعتي غرق در اوهام و خيالات و آزادي هاي پوشالي با شتابي مثال زدني در سراشيبي انحطاط اخلاقي به پيش مي رفت و خود را در لبه پرتگاه پوچي نظاره گر بود و در حاليكه بحران هويت ناشي از دين گريزي و فقدان هر گونه ايدئولوژي و انديشه ي متاثر از وحي جوامع غرب را به سمت انفجار اجتماعي هولناك رهنمون مي ساخت سالهاي نخستين قرن بيست و يكم بارقه هايي از اميد بازگشت انسان به معنويت را با خود به همراه داشت و در اين ميان نقش اسلام به عنوان پيام آور صلح و آشتي و آيين كرامت و ارزش والاي انساني از بازتاب وسيع تري نسبت به ديگر مذاهب و اديان برخوردار بوده است . رجعتي كه براي بسياري از جوامع اسلامي نيز پيامدهاي روشني چون كاهش عمومي آستانه تحمل ملت ها در برابر سلطه گري و روند رو به افزايش مقاومت هاي مردمي در قبال سلطه پذيري را در پي داشته است كه جلوه هايي از آن در اخراج رژيم صهيونيستي از جنوب لبنان آغاز انتفاضه دوم و ورود گردان هاي استشهادي جنبش هاي فتح جهاد و حماس در شاهراه مقاومت مردم فلسطين قابل مشاهده است . از اين رو مبارزه با بنيادگرايي اسلامي به عنوان جرياني كه منافع نظام هاي چپاولگر و داعيه داران كدخدائي بر جهان را در جاي جاي عالم به چالش كشانده و همچون كابوسي هولناك خواب را از چشم دشمنان انديشه ديني و شبكه هاي اختاپوسي و صهيونيستي حاكم بر جهان ربوده است به عنوان استراتژي نخست جهان سرمايه داري در اين برهه زمان در دستور كار طراحان تامين سياست هاي غرب و در راس آنها آمريكاي جهانخوار جاي گرفته است .
    علي ايحال با احتساب ناكامي هاي چندين و چند ساله غرب در جهت به انفعال كشيدن بنيادگرايي اسلامي كه عمدتا با ابزارها و اعمال فشارهاي متفاوتي همراه بود به نظر مي رسد پرده ي نهايي سناريوي از پيش طراحي شده براي زمين گير كردن اين جريان شناسايي و بهره گيري لايه اي از عناصر مرعوب سرسپرده و انفعالي از بطن جوامع و كشورهاي هدف به مثابه كليدي در جهت دست يابي به منافع شرك آلود خويش بوده است لايه هايي كه به دليل تجديد نظر در بنيان هاي فكري دل در گرو جلوه هاي كاذب و مكاتب فريبنده غرب به اصطلاح متمدن بسته و بار اجرائي و عمليات پروژه ي مذكور را به دوش مي كشند و نمونه هايي از آن در عملكرد حاكمان سرسپرده ي بسياري از دول عربي عرفات سر تا پا منفعل ابومازن مزدور و جمعي از دلباختگان تندرو و سينه چاكان رابطه با آمريكا در ايران كه كعبه آمال خويش را در نوكري استكبار و ايادي آنها و سينه زدن در زير پرچم آمريكا مي بينند مشهود بوده است . از اين رو آنچه كه مي تواند در بازار پر نيرنگ معادلات جهاني ضامن بقاي نهضت هاي آزادي خواه و حفظ تماميت هاي ارضي و ارزشي آنها باشد لزوم بازشناسي فتنه ها و بهره گيري از ساز و كارهاي موجود در جهت مرزبندي بين فعالان سياسي و پالايش اين قبيل جريانات انحرافي . از اعماق اين جوامع خواهد بود.
    قريب به يكصد سال پيش نظريه پردازان و پايه گذاران مباني فكري اخوان المسلمين در مصر در جهت ايجاد شناخت و مرزبندي نسبت به آنچه كه در ابتدائي ترين اشكال كلمه دوست و دشمن ناميده مي شدند دكتريني را پيش روي اذهان مخاطب خويش قرار دادند كه در واژه ي « دارلاسلام » و « دارلكفر » به عنوان بنيان هاي تئوريك اين تفكر مبين بهره گيري طراحان آن از آموزه هاي ديني و تاثيرپذيري آنها از تعليمات مكتبي بوده است . نظريه اي كه طي پيماني اعتقادي مرزهاي سرزميني بين ممالك اسلامي را خط حائل ميان كفر و ايمان و معياري براي جنگ و صلح معرفي نموده و به تبع آن موضع گيري هاي مختلفي را به سمت خود برانگيخته است . اما آنچه كه در تقابل بين نقاط قوت و ضعف و كاركردهاي احتمالي اين نظريه مهم جلوه مي نمايد انتقادهاي گسترده اي است كه به موجب عدم فراگيري و انحصاري بودن اين تفكر در ظروف مكاني خاص آن را به نظريه اي محدود در سرحدات جغرافيايي مسلمين مبذول نموده است به طوري كه باگذري به كارنامه ي نه چندان موفق طراحان آن عدم موفقيت در جذب اقبال عمومي جهاني براحتي قابل مشاهده است .
    آنچه كه دكترين اخوان المسلمين را عملا به حاشيه رانده و به عنوان نسخه اي تاريخ مصرف گذشته روانه كتابخانه نموده ظهور روند تازه اي در راستاي مرزبندي هاي ايدئولوژيك است كه متاثر از افق وسيع سياسي امام خميني (ره ) همراه با مفاهيمي چون « مستضعفين » و « مستكبرين » مي باشد.
    نظريه اي كه همه ي مرزهاي زماني ومكاني را در مي نوردد و فراتر از هر نوع قانون دست و پاگير بشري و هر رنگ نژاد و زباني گسترده ترين تقسيم بندي هاي جهاني را در دو جبهه ي حق و باطل به نمايش گذاشته و عمده ترين كاركردهاي آن در افزايش سطح خودباوري ملت ها و به تبع آن خيزش جهاني ضد استكباري جلوه گر بوده است .
    در شرايطي كه دكترين امام (ره ) با حفظ مواضع اوليه وكاركردهاي روشن و شفاف خود در پيچ و خم ايام همچنان به راه خويش ادامه مي داد تاثير مجموعه ي مولفه هايي چون بروز حساسيت هاي خاص منطقه اي و اعمال تغييرات راهبردي در روند منازعات جهاني كه با ورود انبوهي از ساز و كارهاي پشت پرده و پيچيده و به كارگيري اپوزيسيون داخلي كشورهاي هدف همراه بود نياز به ارائه الگويي تازه در جهت مرزبندي و تعيين خطوط را در ميان جوامع گوناگون بالاخص نظام هايي چون جمهوري اسلامي ايران آشكار ساخت كه به دليل مواضع خاص خود پيكان تيز حملات را همواره متوجه خويش ساخته اند.
    الگويي كه به فراخور نيازهاي زمان در غالب بيانات رهبر معظم انقلاب و مفاهيم گسترده اي چون « خودي » و « غيرخودي » پديدار گشته و عمده ي توان خود را بر پر رنگ نمودن خطوط قرمز در جهت اعمال برخوردهايي محكم و انقلابي با صفوف و لايه هاي پنهان نفاق قرار داده است .
    از اين رو آنچه كه در اين مقطع حساس از تاريخ پرفراز و نشيب انقلاب و نزديك به انتخابات مجلس هفتم پيش از هر چيز ديگر مهم جلوه مي نمايد بهره برداري از فرصت باقي مانده از سوي جمعي از عقلا معتدلين و نيروهاي اصولگراي احزاب و تشكلهايي است كه سالهاي اخير را خواسته يا ناخواسته فرصت سوزي كرده و همسو با منافع دشمنان نظام و در خلاف جهت مصالح عمومي گام برداشته اند.
    اين افراد كه نتايج انتخابات شوراها را نيز چشيده و با آگاهي از ميزان مقبوليت خويش در افكار عمومي و بالاگرفتن اختلافات تشكيلاتي و درون سازماني شان به حدي از خود آگاهي رسيده اند بايد از فرصتهاي باقيمانده حداكثر استفاده را بنمايند.
    احمد وسكره

  • *****
    50 سال با اذان رحيم موذن زاده اردبيلي


  • رحيم موذن زاده گوينده اذان ايراني مشهور و تاريخي جهان اسلام در گفتگو با خبرگزاري دانشجويان ايران نقش ايمان و تقوي را در خودسازي و جامعه سازي حائز اهميت فراوان دانست . وي همچنين به نقش پرهيزگاري و تقوي در خلق آثار هنري اشاره كرد و رازمانائي اين قبيل آثار را بسته به ايمان و خلوص ذكر كرد.
    رحيم موذن زاده كه حدود هشت دهه از عمر خود را پشت سرگذاشته گفت : من سال 1304 در اردبيل به دنيا آمدم . در آن دوران ما عوض مدرسه . مكتب مي رفتيم . همه هم متدين بودند. خانواده ها در دوره ما در ابتداي امر بچه ها را با قرآن مانوس مي كردند. ماهم پس از طي اين مرحله به مدرسه حاج ابراهيم آمديم . طلبه بوديم به اصطلاح امروز ولي در حين طلبگي اين اذان با ما همراه بود.
    صبح و ظهر و عصر و شب در مسجد و اماكن مذهبي هر روز اذان مي خوانديم تا اينكه پدرم مجبور شد منزلي را در خيابان ايران اردبيل اجاره كند. او هميشه عادت داشت حتي اگر به ميهماني هم مي رفت صبح به پشت بام رفته و اذان بگويد صبح آن روزي كه پدرم در منزل جديد اذان گفت امام جمعه اردبيل گفته بود كه من صداي ملكوتي مي شنوم ببينيد اين صدا از كجا مي آيد. آن ها همه محله را گشته بودند تا اينكه صاحب خانه ما گفته بود شيخ عبدالكريم اردبيلي اينجا آمده و اوست كه اذان گفته است . ما را خواستند و آوردند به مسجد و در داخل مسجد به ما دو اتاق براي سكونت دادند.
    مرحوم پدرم سال 1322 براي نخستين بار اذان را در راديو تهران گفت و همين طور تا 1326 كه برنامه سحر ماه رمضان را به صورت زنده اجرا مي كرد . او در سال 1329 سكته كرد و من قبول كردم جاي او اذان بگويم و تا الان كه با اين سن و سال هنوز مشغولم و افتخار دارم كه با گفتن آن يك اذان براي اسلام و مملكتم كاري كرده ام .
    وي افزود : ما كه نه ثروت داريم و نه مكنت و همين يك اذان برايمان بهترين خير است .
    وي افزود : هر روز تلفن مي زنند و مي گويند كه اين اذان خيلي زيبا گفته شده است مي دانيد چرا من جوابتان را مي دهم براي اين كه اين اذان را با دهن روزه گفتم و قربه الي الله گفتم .
    اين يك كار مادي نبود بلكه معنوي بود و نتيجه اش را هم مي بينيد. واعظ تهران در جايي گفته بود اذان همه قبول باشد اذان است اما اين اذان موذن زاده آدم را وادار مي كند كه به مسجد بيايد.
    وي در ادامه گفت : اذان گفتن در خانواده ما موروثي است . 150 سال است كه خانواده ي ما اذان مي گويند. حتي زماني كه در اردبيل آن موقع ها شناسنامه مي دادند به تناسب شغل و حرفه نام خانوادگي انتخاب مي كردند. به پدرم هم گفته بودند تو چيكاره اي گفته بود موذن .گفته بودند نام خانوادگي شما موذن است .
    سال 1329 كه پدرم فوت كرد و من جاي او براي اذان به راديو رفتم گوينده ها مي گفتند اذان اذاني كه به وسيله استاد موذن زاده اردبيلي » گفته شده است . لذا اين « زاده اردبيلي » از آن موقع به اسم ما اضافه شد.
    استاد رحيم موذن زاده گفت : روزي تصميم گرفتم تا يك اذان يادگاري بگويم در استوديو شماره شش راديو بودم . اذان را به هر گوشه اي زدم نشد تا اينكه آن را در روح الارواحي آواز بيات ترك به اين شكل كه بيش از 50 سال پخش مي شود گفتم ما ايراني هستيم و اذان ما بايد برخاسته از خودمان باشد. الان موذن هايي هستند كه تقليد مي كنند از عربستان و اين پسنديده نيست و خود ما بايد ابتكار به خرج دهيم .
    وي افزود : الان 50 سال است كه كسي نتوانسته روي اين اذان من اذان بگويد حتي برادرم سليم كه صداي گيرا و زيبايي دارد.
    وي در پايان گفت : البته 20 سال پيش مي خواستم يك اذان ديگر به مدت 15 دقيقه كه در وسط آن دعاست را پركنم اما نگذاشتند و گفتند كه اذان 6 دقيقه بيشتر نمي شود . ولي در كل مي خواهم بگويم در هركاري كه خدا و اخلاص در نظر گرفته شود آن كار جواب مثبتي خواهد داشت .