
نقش سردار شهيد حسن باقري در عمليات
طريق القدس به روايت سرلشكر پاسدار غلامعلي
رشيد
اشاره : عمليات طريق القدس در مورخه 8 آذرماه سال 1360 با
رمز يا حسين (ع ) به مدت 7 روز با فرماندهي مشترك ارتش و سپاه
در جبهه جنوبي (دشت آزادگان ) با هدف آزادسازي شهر بستان و 70
روستاي منطقه و قطع ارتباط و تجزيه قواي دشمن طرح ريزي و
اجرا شد.
قواي خودي علاوه بر آزادسازي اهداف
با تصرف تنگه چزابه
موجب تجزيه و قطع ارتباط بين نيروهاي سپاه سوم دشمن در منطقه
غرب كارون و غرب كرخه گرديدند. تاكتيك ويژه در اين عمليات
(عبور از منطقه تپه هاي رملي ) كه بر پايه خلاقيت
ابتكار عمل و
شجاعت نيروهاي مردمي و انقلابي بود
نقش اصلي و تعيين كننده اي
در كسب پيروزي داشت . آنچه در پي مي آيد تبيين نقش موثر سردار
سرلشكر پاسدار شهيد حسن باقري در اين عمليات است كه توسط
سردار سرلشكر پاسدار غلامعلي رشيد جانشين ستاد كل نيروهاي
مسلح و دبير كنگره احيا تفكر و انديشه هاي شهيد حسن باقري
بيان
گرديده كه از نظر شما خوانندگان محترم صفحه جبهه و جنگ
مي گذرانيم .
پس از ثامن الائمه
مهرماه سال 60 در حالي به پايان رسيده بود كه رزمندگان اسلام
به فرماندهي فرمانده كل قوا
حضرت امام خميني (ره ) و به حول
قوه الهي و با پشتوانه ملت بزرگ ايران متشكل از ارتش و سپاه
اولين ضربه كوبنده خود را پس از گذشت يك سال از آغاز جنگ با
اجراي عمليات ثامن الائمه (ع ) و شكست حصرآبادان در منطقه شرق
كارون بر پيكر دشمن بعثي وارد كرده بودند و اولين پيروزي گسترده
خود را به دشمن و حاميان منطقه اي و جهاني صدام نشان دادند.
اين پيروزي
كه اولين پيروزي رزمندگان بود و موجب درهم
شكستن دشمن در شرق كارون گرديد
بعد از سقوط ليبرال ها و در
راس آنها بني صدر و فرار آنها از كشور كه 10 ماه تمام امكانات و
زمان را از دست داده بودند و هيچ توفيقي به دست نياورده بودند
به
نتيجه رسيده بود.
انتصاب سرنوشت ساز دو فرمانده در راس سپاه و نيروي زميني
ارتش از سوي حضرت امام خميني (ره ) يك عامل مهم و جديد را
وارد عرصه نبرد كرد
در مسير(وحدت بكارگيري تمامي امكانات
اين دو نيرو)
ساير ويژگيهاي متاثر از اين عامل نيز
باعث شد كه
يك استراتژي نظامي موفق در عرصه جنگ ظهور كند.
دو شخصيت ياد شده با توجه به متوسط سن فرماندهان برجسته
هر دو نيرو
بسيار جوان بودند. برادر محسن رضايي (فرمانده كل
سپاه ) 27 سال و شهيد صياد شيرازي (فرمانده نيروي زميني ) 36
سال داشت و نسبت به فرماندهان ارشد در نيروي زميني آن روز
ارتش بسيار جوان بود.
ستاد عمليات جنوب در اهواز از سوي سپاه (كه قرارگاه مقدم
فرماندهي كل سپاه محسوب مي شد) و قرارگاه مقدم نيروي زميني
ارتش
بخش هماهنگ كننده عملياتهاي بعدي را بعده داشتند.
در همين مقطع پيشنهادي از سوي برادر محسن رضايي فرمانده
وقت كل سپاه طرح شد و مورد استقبال و تائيد نيروي زميني ارتش
قرار گرفت . پيشنهاد اين بود كه من بعد دو گروه جداگانه طرح ريزي
يكي از ارتش و يكي از سپاه
كار بررسي هاي عملياتي و طرح
ريزي هاي كلان عملياتي را عهده دار شوند و نظريات
نتايج و
پيشنهادات اين دو گروه در جلسه نهايي در حضور فرمانده كل سپاه و
فرمانده نيروي زميني ارتش به بحث گذاشته و تصميم گيري شود.
شهيدحسن باقري
برادر رحيم صفوي و اينجانب (رشيد) هسته
مركزي گروه طرح ريزي عملياتها را از سوي سپاه برعهده گرفتيم .
سرهنگ موسوي قويدل و سرهنگ مفيد به همراه سه تن از اساتيد
دانشگاه فرماندهي و ستاد ارتش هسته مركزي گروه طرح ريزي
عملياتها را از سوي نيروي زميني ارتش برعهده گرفتند.
آغاز شناسايي
از نيمه مهر ماه تا پايان آبان ماه طي 45 روز
كار سخت و
شبانه روزي بر روي طرح عملياتي كربلاي يك در منطقه عمومي
بستان و غرب سوسنگرد
صورت گرفت .
در طي اين 45 روز
بررسي هاي بسيار گسترده و عميقي بر پايه
شناسايي ها
تجارب
آموزشها و محاسبات علمي از بالاترين تا
پايين ترين رده از سوي دستگاههاي عمليات و اطلاعات و
سيستمهاي ده گانه جنگ صورت پذيرفت .
پس از عمليات ثامن الائمه (ع ) شهيدباقري در جهت گسترش
سازمان رزم سپاه
حضور بيشتر مردم در صحنه نبرد و تشكيل
يگانها و واحدهاي تخصصي سپاه تلاش و همت زيادي به خرج داد.
از جمله اين طرح ها سيستم شنود قوي
تقويت واحد مهندسي
جنگ سپاه و واحد تخريب براي عبور از موانع و استحكامات
تقويت اطلاعات و عمليات و شناسايي دقيق
واحد ادوات
تقويت
مخابرات و ارتباطات براي گسترش سازمان رزم
كادرسازي نيروي
انساني براي تشكيل يگانهاي پياده سپاه و تلاش براي حضور
مسئولين در جنگ و توجه اعضا براي حمايت و پشتيباني و اهميت
به طرحهاي عملياتي سپاه را مي توان نام برد.
همچنين با ترغيب
تشويق و راهنماي شهيد حسن باقري
از
تجهيزات زرهي اغتنامي تيپ 8 مكانيزه ارتش بعث كه در عمليات
ثامن الائمه (ع ) به دست رزمندگان اسلام افتاده بود
يگان زرهي سپاه
تشكيل شد كه اين يگان در عمليات آزادسازي بستان توانست با
عبور از رمل هاي محور شمال منطقه
در بستن تنگه چزابه نقش
موثري را ايفا نمايد.
به دليل گستردگي خدمات ارزنده ايشان تنها به دو نمونه از آنها
اشاره مي كنم تا نقش و جايگاه شهداي بزرگي همچون شهيد
حسن باقري و شهيد نياكي و شهيد صياد شيرازي معلوم
گردد :
شناسايي و كار اطلاعاتي سنگين كه پايه هاي اوليه آن از 6 ماه
قبل توسط شهيد حسن باقري گذاشته شده بود
در منطقه شمال كرخه
بين ارتفاعات ميشداغ و جناح چپ دشمن كه بستان را در تصرف
داشت در زمينهاي پوشيده از رمل و تپه هاي ماسه اي
شروع شده
بود.
اين شناسايي و كار دقيق اطلاعاتي را شهيد بزرگوار سيدعلي
حسيني (1 )
جواني از خطه خراسان زير نظر مستقيم شهيد
حسن باقري برعهده داشت . او توانسته بود به همراه واحد
شناسايي اش با استقرار در رمل هاي مورد اشاره با حداقل امكانات و
با خفاي كامل از ديد دشمن با چند دستگاه موتور و دو راس قاطر و
امكانات مختصري از سلاح و نقشه
كار خود را بنحو احسن انجام
دهد.
شهيد حسن باقري به طور روزانه به كار او و نفرات همراهش
نظارت مي كرد و او را هدايت مي نمود. شهيد سيدعلي حسيني با
راهنمايي هاي شهيد حسن باقري موفق شده بود در جناح 25
كيلومتري دشمن كه بر رمل ها تكيه داده بود
سه ديدگاه ايجاد كند و
تا عمق دشمن را زيرنظر بگيرد. اين ديدگاههاي مخفي بر تمامي
تحركات و فعل و انفعالات دشمن مسلط بود و از چزابه كه نقطه ورود
دشمن به خاك ايران بود تا تپه سبز در شمال سوسنگرد و در حاشيه
شمالي رودخانه كرخه را پوشش مي داد.
به هنگام ارائه نهايي بحث ها از سوي دو گروه طرح ريزي ارتش
و سپاه كه در سطور گذشته در مورد آنها توضيحاتي ارائه گرديد
در
قرارگاه فرماندهي مشترك ارتش و سپاه متاثر از اين شناسايي ها
سپاه پيشنهاد تك احاطه اي يكطرفه را ارائه نمود.
به اين ترتيب كه با استفاده از اين رمل ها
در اولين دقايق حمله
به خطوط مقدم دشمن
همزمان نيرويي از سپاه و ارتش به عمق و
عقبه اصلي دشمن در چزابه تك نمايد و عقبه دشمن را بسته و مانع
مقاومت دشمن شده و او را وادار به تسليم كند. براي اجراي اين امر
شهيد باقري در شناسايي ها تا تنكه چزابه و عقبه دشمن پيش رفته
بود.
فرمانده تيپ سوم از لشگر 92 زرهي
اعتقادي به اين نوع
مانور(تك احاطه اي يكطرفه ) نداشت و لذا بحث در قرارگاه به
مناقشه اي در فضاي بحث هاي تخصصي عملياتي كشيده شد. شهيد
باقري پيشنهاد داد كه شهيد نياكي فرمانده لشگر 92 زرهي به همراه
اينجانب و خود شهيد باقري از منطقه رمل ها و ديدگاههاي مسلط بر
دشمن به عمل آوردند و اگر در اين شناسايي شهيد نياكي به اطمينان
رسيد
عمليات به تصويب برسد. شهيد صياد شيرازي (فرمانده وقت
نيروي زميني ارتش ) بلافاصله اين پيشنهاد را پذيرفت و به شهيد
نياكي دستور اقدام داد.
اينجانب (رشيد) به همراه شهيد باقري شب به قرارگاه تاكتيكي
لشكري كه شهيد نياكي عهده دار فرماندهي آن بود در شمال كرخه
رفتيم و شب را آنجا خوابيديم تا صبح زود به منطقه مورد نظر حركت
كنيم
صبح كه براي نماز بلند شديم
شهيد نياكي را آماده در حالي كه
پوتين و لباس نظامي برتن داشت جلوي در قرارگاه مشاهده كرديم كه
قدم ميزد.
بعد از نماز صبح با يك دستگاه جيپ ميول حركت كرديم . گاهي
كه جيب در رمل ها از حركت مي ايستاد (شهيد باقري راننده بود)
شهيد نياكي 58 ساله بلافاصله به پائين مي پريد و خودرو را هل
مي داد.
بالاخره به ديدگاههاي مورد نظر رسيديم . شهيد سيدعلي
حسيني از روي زمين و شهيد حسن باقري از روي نقشه و زمين
توضيح مي دادند و شهيد نياكي با قرارگرفتن در ديدگاه با دوربين
دشمن
تجهيزات و نوع آرايش آنها را نگاه مي كرد
وقتي به ديدگاه
سوم كه در عمق و مسلط بر منطقه عمومي تنگه چزابه بود رسيديم
پس از نگاه كردن به منطقه
شهيد نياكي غلتي زد و در حاليكه پشت
به رمل ها به حالت نيمه نشسته قرار داشت گفت : « برادر رشيد : من
پذيرفتم !.. »
برگشتيم و شب به قرارگاه فرماندهي در اهواز رسيديم . نتيجه
شناسايي ها گزارش شد و اين جمله اي بود كه شهيد نياكي خطاب به
شهيد صياد بر زبان جاري كرد : « قربان : من قبول كردم ! مانور عمليات
به اين شكل كه سپاه پيشنهاد ميدهد موفق خواهد بود » .
بنابر اين به اطمينان رسيديم و ابتكار و خلاقيت شهيد
حسن باقري كه عهده دار اطلاعات رزمي سپاه در جبهه جنوب و
بنيانگذار اطلاعات رزمي سپاه بود
با كمك انسان هايي مثل شهيد
سيدعلي حسيني كه همت بزرگي داشتند
نتيجه داد و نتيجه زحمات
و تلاش هاي اين شهداي بزرگ در امر اطلاعات و شناسايي و
اطلاع رساني به بار نشست و فرماندهان سپاه و نيروي زميني ارتش
متكي بر چنين كار عملي و دقيقي
به ياري خداوند
تصميم خود را
گرفتند و طرح عمليات به تصويب رسيد.

از آنجا كه اين عمليات اولين عملياتي بود كه رزمندگان اسلام
به مرز بين المللي مي رسيدند و ان شائبه وجود داشت كه در صورت
تعقيب دشمن در داخل خاك عراق
اقدام به تبليغات و جنگ رواني
عليه جمهوري اسلامي ايران نمايد
به پيشنهاد برادر شمخاني و
اينجانب
نامي كه خواسته همه مسلمانان بود
يعني طريق القدس بر
اين عمليات نهاده شد.
شهيد حسن باقري علاوه بر مسئول اطلاعات عمليات در
جنوب
جانشين اينجانب بعنوان مسئول عمليات جنگ در اين نبرد
نيز بود. اين عمليات دومين عمليات مشترك و گسترده اي بود كه
توسط رزمندگان اسلام و به صورت فرماندهي مشترك انجام
مي گرفت
از سوي ارتش شهيد منفرد نياكي و از سوي سپاه اينجانب
فرماندهي عمليات را بعهده گرفتيم .
در اين عمليات سه تيپ از ارتش با سه تيپ از سپاه بصورت
ادغامي عمل مي كردند. البته سپاه با شروع عمليات دو تيپ ديگر نيز
به صحنه نبرد آورد كه در عمليات شركت كردند.
و بدين ترتيب در قرارگاه مركزي كربلا
طرح هاي ارائه شده از
سوي ارتش و سپاه
به بحث گذاشته شد و به دليل اطمينان هايي كه
در عمل به فرماندهان دست داده بود( شناسايي فرماندهان از نزديك
متكي بر كار اطلاعاتي دقيق ) و اعتماد به نفس فرماندهان بزرگي
چون برادر محسن رضايي و شهيدعلي صياد شيرازي
طرح عملياتي
طريق القدس به تصويب رسيد و شوراي عالي دفاع نيز آن را تاييد
نمود.
آذرماه سال 60 همزمان بود با ايام ماه محرم و تاثير عاشورا و
ماه محرم بر روحيه نيروها و رزمندگان اسلام كه در اين شرايط
برجسته ترين ويژگي نيروها انگيزه شهادت طلبي آنها
بود.
بعدازظهر روز هفتم آذرماه 1360 در حياط سپاه سوسنگرد
برادر محسن رضايي و برادر علي شمخاني در حالي كه تمام قامت
ايستاده بودند مصاحبه اي كوتاه (راديويي و تلويزيوني ) داشتند و
يادم مي آيد كه برادر شمخاني باتاكيد بر ماه محرم و تاثير آن
بيان
مي داشت كه ان شاالله در اين عمليات يكي از سلسله درس هاي
عاشورا و محرم را به تاسي از حضرت اباعبدالله الحسين (ع ) به
دشمنان اسلام نشان خواهيم داد و دشمن بعثي را مي كوبيم .
به سرعت قرارگاه كوچكي در روستاي برديه در غرب سوسنگرد
در منطقه عمومي دهلاويه ايجاد كرديم . چيزي شبيه همان سنگرها و
استحكامات خط مقدم بود. بلوك هاي سيماني را با ملات گل و
و به اندازه T سيمان روي هم چيده بوديم . قرارگاه كوچك به شكل
سه اتاق 12 متري بود و هيچ استحكامي نداشت
چون چاره اي نبود
زيرا در شرايط تعجيلي احداث گرديد. در روزهاي انجام عمليات با
هر بمباران
قرارگاه چنان به تلاطم مي افتاد كه گويي در درون قايقي
شناور بر آب هستيم !...
لازم به توضيح است كه از تپه هاي الله اكبر تا محل چاه
واحدهاي مهندسي جهاد توسط شهيد باقري توجيه شدند كه 20
كيلومتر جاده خاكي در داخل رمل ها ايجاد نمايند تا رزمندگان بتوانند
تپه هاي غيرقابل عبور را پشت سر بگذارند و بصورت اضطراري و
براي همان شب عمليات و اجراي مانور تك احاطه اي يكطرفه
از آن
استفاده كنند و خودروها و ادوات زرهي و شني دار قادر به حركت بر
روي آن باشند.
اين جاده كه با تلاش و سخت كوشي رزمندگان مهندسي رزمي
جهاد به سرعت احداث شد در روز استتار مي شد تا دشمن از طريق
گشت هلي كوپتري به آن پي نبرد و بر روي عكس هوايي دشمن نيز
ظاهر نگردد.
آغاز عمليات
شب از نيمه گذشت و 30 دقيقه بامداد 8 آذرماه سال 1360 رمز
عمليات با نام مبارك يا حسين (ع ) از سوي اينجانب به واحدهاي
عمل كننده اعلام گرديد.
در قرارگاه در حاليكه در كنار برادر محسن رضايي نشسته بودم
و شهيد باقري نيز حضور داشت و دوربين اين لحظه تاريخي را ثبت
و ضبط مي كرد اعلام كردم : بسم الله الرحمن الرحيم ـ اينجانب رشيد
بنا به دستور فرمانده كل سپاه كلمه رمز عمليات را به واحدهاي
عمل كننده اعلام مي كنم : از رشيد به كليه واحدها
يا حسين
يا
حسين
ياحسين !...
و عمليات طريق القدس شروع شد و با پيروزي قاطع رزمندگان
اسلام بر دشمن متجاوز پس از شش شبانه روز از 8 آذر آغاز و تا 14
آذر خاتمه نبرد با دشمن
بستان در آستانه فتح و آزاد سازي قرار
گرفته بود. شهيد باقري كه بعدها در نقش يك استراتژيست و
نظريه پرداز فهيم نظامي ظهور كرد در اين عمليات با تيزهوشي و
درايت يك فرمانده بزرگ اما با تواضع و فروتني كه در شان يك
انسان بزرگ است به اينجانب در هدايت و فرماندهي عمليات كمك
مي كرد. در روز سوم يا چهارم عمليات بود كه براي سركشي به تيپ
25 كربلا كه پل سابله را تصرف كرده بود و باعث قطع ارتباط شمال
جنوب دشمن شده بود
رفت . شب بود وهمه جا تاريك و دشمن نيز
در 2 كيلومتري جنوب پل سابله هنوز مقاومت مي كرد . او در همين
مسير به شدت مجروح و از ناحيه سر آسيب ديده بود
ناگزير به عقب
انتقال يافت و سر از بيمارستان درآورد.
وقتي شنيدم كه ايشان مجروح شده است سخت نگران شدم در
حالي كه روي تخت بيمارستان بود تماس گرفت و اوضاع عمليات و
آخرين وضعيت را جويا شد. آنقدر به كمك او نيازمند بودم كه گفتم :
حسن ! اگر مي تواني با همين وضعيت كمك كني خودت را به قرارگاه
برسان ! و او با شجاعت و مردانگي و سعه صدر برخواست و در
حاليكه هنوز سر او باندپيچي بود به قرارگاه آمد و در حالي كه هنوز
عليرغم كسالت شديد خود نياز به استراحت داشت
همكاري و
معاونت را مجددا با روحيه اي باز برعهده گرفت . او تسلط كاملي بر
اطلاعات داشت و در هر عمليات و فرماندهي نيز هيچ كم نداشت .
شهيد حسن باقري قبلا نيز در عمليات دارخوين ( عمليات فرمانده
كل قواـ خميني روح خدا) در 60
3
23 و نيز فرماندهي در محور
شمالي عمليات در شرق كارون (عمليات شكست حصرآبادان ـ
حضرت ثامن الائمه « ع » 60
7
5 ) درخشيده بود و آنجا هم
برجستگي خود را نشان داد. به همين دليل در طريق القدس در قامت
يك فرمانده تيزهوش و مسلط و با درايت ظهور كرد. براي اجراي
عمليات طريق القدس شهيد باقري معتقد بود كه علاوه بر فرماندهان
تيپ و گردان
فرماندهان گروهان و دسته نيز بايد كاملا نسبت به
طرح مانور توجيه شوند
بنحوي كه ايشان با تمام گردانها تا رده دسته
جلسه توجيهي گذاشت
و هنگام اجراي عمليات
دقيقا مي دانست كه
هر گردان چگونه بايد عمل كند تا به هدف برسد.
و در اين عمليات (طريق القدس ) نيز متاثراز تدبير و ابتكار و
خلاقيت شهيد باقري در امر اطلاعات و شناسايي دقيق از وضعيت و
توانايي دشمن و تاثير آن در مانور عمليات و چگونگي انجام اين
نبرد
دشمن در محور شمالي كاملا غافلگير شد و رزمندگان اسلام با
استفاده از اين تاكتيك ويژه (مانور تك احاطه اي يكطرفه ) در همان
دقايق اوليه آغاز عمليات با يك تك سريع و غافلگيركننده
سر از
تنگه چزابه در آوردند.بدين ترتيب عقبه دشمن در شمال كرخه بسته
شد و در حقيقت رده هاي دوم و سوم دشمن در عمق دور زده شدند و
متاثر از اين تاكتيك
19 قبضه توپ سنگين 152 ميلي متري به
محاصره رزمندگان اسلام درآمد و آتش دشمن خاموش شد و جبهه
شمالي دشمن فرو ريخت . در محور شمالي منطقه عملياتي
طريق القدس
تيپ تقويت شده شامل تيپ 26 زرهي از لشكر 5
مكانيزه بود و تي 93 پياده از لشكر 3 و تيپ 31 نيرو مخصوص و
چندين گردان كماندويي و دفاع الواجبات داشت .
در اين منطقه متاثر از اين تاكتيك ويژه رزمندگان خودي
فقط
فرمانده تيپ موفق به فرار شد و مقر تيپ 26 زرهي كه فرماندهي
جبهه شمالي منطقه عمليات رانيز در نزديكي شهر بستان برعهده
داشت به تصرف درآمد.
البته در اين محور نيرويي از سپاه با دشمن مي جنگيد كه يكي
از قوي ترين يگان هاي سپاه بود و آن تيپ 14 امام حسين عليه السلام
(ع ) كه با كادر قوي و كارآمدي چون شهيد خرازي
شهيد كردآبادي
شهيد فروغي و شهيد رداني پور كه در دو محور به استعداد2 تيپ در
كنار يك تيپ از ارتش حركت مي كردند
از درون رمل ها روانه تنگه
چزابه و بستن عقبه دشمن شدند و توانستند به خوبي و قدرتمندانه
عقبه دشمن را ببندند.
برادر رحيم صفوي نيز در همين محور با تمايل خودش و علاقه
وافري كه بين ايشان و رزمندگان يگان امام حسين (عليه السلام ) بود
بر عمليات در نيمه شمالي كرخه نظارت مي كرد و هدايت عمومي
عمليات را در نيمه شمالي كرخه برعهده داشت . تلاش هاي شجاعانه
ايشان و شهداي عمليات بود كه در ساعت 9 صبح روز 8 آذر 60
باعث آزادي بستان و محاصره كامل دشمن گرديد.
به هر حال در هفته اول
60 درصد منطقه عملياتي از جمله
بستان آزاد شد و دشمن در نيمه جنوبي كرخه بين رودخانه سابله و
نيسان همچنان مقاومت مي كرد. در نيمه جنوبي استعداد دشمن
تقريبا دو برابر استعداد دشمن در نيمه شمالي بود. در اين بخش از
منطقه عمليات دشمن سه تيپ زرهي و يك تيپ مكانيزه و دو تيپ
پياده داشت كه از قرارگاه فرماندهي لشكر 6 زرهي دشمن در غرب
جفير در حاشيه هورالهويزه و جنوب هويزه هدايت و كنترل و
فرماندهي مي شدند.
دشمن در برابر مقاومت رزمندگان اسلام قدرت ايستادگي در
نيمه جنوبي را نيز در خود نديد و وقتي درك كرد كه فرماندهي جبهه
ايران طرح ريزي خود را آماده كرده و قصد عمليات و انهدام
باقي مانده نيروي دشمن را دارد
براي اولين بار اقدام به عقب
نشيني نمود و به اين ترتيب شمال رودخانه نيسان را (در حقيقت
نيمه جنوبي منطقه عمليات طريق القدس را) نيز زير فشار خردكننده
رزمندگان اسلام كه هر لحظه آماده حمله مي شدند رها كرد و در
جنوب كرخه كور مستقر شد.
ويژه گيهاي عمليات طريق القدس
بدين ترتيب عمليات طريق القدس با پيروزي كامل به اتمام
رسيد در حاليكه دشمن در نيمه دوم آذرماه 60 از مقابل سابله
عقب نشيني كرد به گونه اي كه شهيد حسن باقري در صحنه تعقيب
دشمن حضور داشت . اين عمليات اولين عملياتي بود كه در آن به
مرزهاي بين المللي ايران و عراق دست يافتيم . ويژگي سياسي و
نظامي اين عمليات حضور نيروي بسيج مردمي پس از فرار بني صدر
و بهبود شرايط سياسي در نيمه اول سال 60 بود و عبور از رمل ها با
تك احاطه اي يكطرفه كه بخش اعظم پيروزي عمليات متاثر از اين
تاكتيك ويژه بود.
اهدافي كه در اين عمليات بدنبالش بوديم و به طور كامل به آنها
دست پيدا كرديم انهدام قواي دشمن در اين بخش از منطقه اشغالي
بود و رسيدن به مرزها و آزادسازي شهرها و روستاهاي منطقه به
خصوص بستان و ايجاد شكاف در خطوط به هم پيوسته دشمن از
دهلران تا خرمشهر
كه با تصرف اين منطقه محقق شد و به اين
ترتيب امكان پشتيباني متقابل نيروها در شمال و جنوب منطقه
اشغالي خوزستان از داخل خاك ما
از دست دشمن سلب شد و
هرگونه تهديد اهواز از محور سوسنگردـ حميديه براي هميشه مرتفع
گرديد.
بزرگترين نتيجه و دست آورد نظامي اين عمليات
گسترش توان
نظامي و سازمان سپاه بود كه براي اولين بار در قالب تيپ ظهور كرد.
و در عرصه امنيت داخلي نيز
تشديد عمليات عليه ضدانقلاب
مسلح در داخل و فروپاشي آنها پيروزي برجسته ديگري بود كه متاثر
از اين پيروزي بزرگ و در آستانه عمليات طريق القدس حاصل شد.
اما فراموش نكنيد كه اين همه بزرگي روح و شجاعت و خلق
كريم و ذهن خلاق و اراده قوي و نبوق و خلوص در وجود امثال شهيد
عالي مقام حسن باقري بود. اين شهيد والامقام پرتوي از خورشيد
وجود حضرت امام خميني (ره ) بود كه خود در بوستان معطر اسلام
ناب محمدي (ص ) تعليم ديده و حلاوت تربيت معصومين
عليهم السلام را چشيده بوده . ياد امام راحل گرامي و راهش مستدام و
مقامش متعالي باد خداوند ما را با شهيدان عالي مقام انقلاب اسلامي
و دفاع مقدس و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين (ع )
محشور گرداند.
پاورقي ها :
1 ـ شهيد سيدعلي حسيني از ابتداي جنگ به همراه نيروهاي استان
خراسان در جبهه شمال كرخه در عمليات الله اكبر و بعد در شمال
چزابه در بهمن ماه 1360 مستقربود . و
در عمليات بيت المقدس مسئول اطلاعات قرارگاه قدس در جبهه
كرخه كور(سمت شمال عمليات ) بود.
در عمليات رمضان كه ق نصر به خراساني ها تحويل شد
مسئول
اطلاعات بود. در عمليات والفجر مقدماتي و والفجر يك به بعد به
قرارگاه خاتم (ص ) آمد.
در هنگام تشكيل نيروي زميني
مسئول طرح و برنامه نيروي
زميني بود . سپس در سال 65 به عنوان فرمانده تيپ اطلاعاتي 313
حر در عمليات هاي شمال غرب در منطقه بانه و سردشت با اصابت
گلوله خمپاره به شهادت رسيد.
ويژه گي سياسي و نظامي اين عمليات حضور نيروي
بسيج مردمي پس از فرار بني صدر و بهبود شرايط
سياسي در نيمه اول سال 1360 بود و عبور از رمل ها
با تك احاطه اي يكطرفه كه بخش اعظم پيروزي
عمليات متاثر از اين تاكتيك ويژه بود.
در اين عمليات با تشويق و راهنمايي شهيد حسن
باقري
از تجهيزات زرهي اغتنامي تيپ 8 مكانيزه
ارتش بعث كه در عمليات ثامن الائمه (ع ) به دست
رزمندگان اسلام افتاده بود
يگان زرهي سپاه شكل
گرفت كه اين يگان در عمليات آزادسازي بستان
توانست با عبور از رمل هاي محور شمال منطقه
در
بستن تنگه چزابه نقش موثري ايفا نمايد.
شهيد باقري كه بعدها در نقش يك استراتژيست و
نظريه پرداز فهيم نظامي ظهور كرد در اين عمليات
با تيزهوشي و درايت يك فرمانده بزرگ اما با تواضع
و فروتني كه در شان يك انسان بزرگ است به
اينجانب در هدايت و فرماندهي عمليات كمك
مي كرد.

|