بسم الله الرحمن الرحيم
هفته جاري با نام بسيج و حماسه سازان بي نام و نشاني
عطرآگين بود كه بي هيچ چشمداشت مادي و فقط براي اعتلاي
اسلام و تجلي آرمان شهيدان
يار و ياور انقلاب در گردنه هاي
سخت و طاقت فرسا بوده اند. در اين هفته گرچه برنامه هايي در
تجليل از خدمات بسيجيان در بسياري از بخشهاي جامعه برگزار
گرديد ولي جاي خالي بررسي منصفانه پيرامون جايگاه بسيج در
جامعه و نقد عملكرد مسئولان و مديران در برخورد با بسيج و بها
ندادن به تفكر بسيجي
بيش از هميشه احساس شد. شايد يكي از
مهمترين سئوالاتي كه در هفته بسيج و در سالروز تشكيل بسيج
مستضعفين بي پاسخ ماند
عدم توجه به پشتوانه بسيج 20
ميليوني در تصميم گيري مسئولين در عرصه هاي بين المللي و
پذيرش تعهدات پادماني بود. همچنين اين سئوال كه در شرايط
عدم اشاعه تفكر بسيجي و ميدان ندادن به بسيجيان دلسوز در
عرصه هاي اجرايي
آيا چيزي جز رواج ضد ارزشها و رشد
گرايشهاي ماديگرايانه در ميان مديران جامعه مي توان انتظار
داشت
ذهن ها را به خود مشغول كرده است .
واقعيت اينست كه بسيج
ذخيره پايان ناپذير ملت
رهگشاي
معابر به بن بست رسيده و بازكننده گره هاي كور است . بسيج 20
ميليوني به لحاظ پشتوانه مردمي در رويارويي با فتنه هاي داخلي
و خارجي از همه آزمايشها سربلند بيرون آمده و بزرگترين
پيروزيها را در تاريخ انقلاب رقم زده و به فرموده بنيانگذار
جمهوري اسلامي ايران و بسيجي بزرگ نظام
« اگر در كشور
نداي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شود
چشم طمع دشمنان
و جهانخواران از آن دور خواهد شد
والا هر لحظه بايد منتظر
حادثه اي باشيم . »
واقعيت روشن و شفاف كه هيچكس حتي دشمنان انقلاب
نيز نمي توانند آنرا انكار كنند
اينست كه در پشت سرگذاشتن
عقبه هاي خطير و استراتژيك و براي مواجهه با توطئه هاي
خطرناك پيش روي نظام
هيچ راهكاري جز تداوم حركت
نشاط آفرين بسيج وجود ندارد و رمز سرزندگي انقلاب و روحيه
انقلابي در احياي تفكر بسيجي نهفته است .
همه مسئولان و مديران جامعه بايد اين معنا را درك كنند كه
بسيج
مولفه اي مطمئن براي نيروهاي نظامي كشور و مايه حيات
و پويايي ارزشهاي انقلاب و عمق استراتژيك نظام است . بسيج
به واسطه مردمي بودن
انرژي نهفته و عميقي را در لايه هاي
اجتماع سازماندهي كرده كه بايد به خوبي در خدمت تحقق
آرمانها و اهداف بلند انقلاب اسلامي قرار گيرد. به همين دليل
رهبر معظم انقلاب در ديدار با فرماندهان بسيج
آنرا به رودي
جاري و هميشه خروشان تشبيه كردند كه موج فراگير آن بايد در
رگهاي جامعه جريان يابد. حضرت آيت الله خامنه اي فرمانده
كل قوا خطاب به بسيجيان فرمودند : « بسيجي ها بايد در محيط
كار
مدرسه
حوزه
دانشگاه عرصه سازندگي
خدمات
اجتماعي
محيطهاي ورزشي و يا هر محيط ديگر كه فعاليت
مي كنند
با رفتار و گفتار خود
فضاي معطر بسيجي را بوجود
آورده و روحيه و بينش و تفكر صحيح را به اطرافيان منتقل
كنند. » بنابراين
مسئولين و مديران نظام نيز بايد همپاي بسيجيان
در جهت ترويج تفكر و روحيه بسيجي گام بردارند و فضا را براي
تحقق آرمانهاي بسيجي بزرگ دوران
امام خميني (ره ) آماده
سازند.
در هفته جاري رهبر معظم انقلاب همچنين طي نامه اي
خطاب به آقاي خاتمي رئيس جمهور
براساس اصل 110 قانون
اساسي
سياستهاي كلي برنامه چهارم توسعه را ابلاغ كردند كه
مشتمل بر سرفصل هاي « امور فرهنگي
علمي و فناوري »
« امور
اجتماعي
سياسي
دفاعي و امنيتي »
« امور مربوط به مناسبات
سياسي و روابط خارجي » و « امور اقتصادي » مي باشد و داراي
52 بند و يك ملاحظه است . حضرت آيت الله خامنه اي در اين
ابلاغيه خواستار تدوين برنامه اي جامع و عملياتي براي دوره
پنج ساله و اهتمام رئيس جمهور و هيات دولت در اين امر شده و
تصريح كردند « برخي از سياستهاي كلي مصرح در برنامه سوم از
توجه كافي در تقنين و اجرا برخوردار نگشته و لذا اين نقيصه
بايد به نحو شايسته اي در برنامه چهارم جبران شود. »
دهم آذر هر سال در سالروز شهادت آيت الله سيدحسن
مدرس كه به نام « روز مجلس » نامگذاري شده
فرصت مناسبي
بدست مي آيد كه با نگاهي به ويژگيهاي اين مرد دين و سياست
كه « جمهوريت » و « اسلاميت » را به عنوان دو ركن استقرار نظام
اسلامي در يك جا جمع كرده بود
كارنامه مجلس مورد بازبيني
قرار گيرد.
آيت الله مدرس به حق
ستاره تابناكي بود كه در سياه ترين
دوران ها بر تارك كشور و مجلسي كه مالامال از ظلم و جور شاهي
بود
درخشيد. شجاعت مثال زدني
صراحت لهجه
ساده زيستي
وارستگي
نقش آفريني
تسليم ناپذيري و
ظلم ستيزي اين شخصيت مجاهد
از او الگويي ارائه مي كند كه
مجلسيان بايد همواره به او تاسي كنند. آيت الله مدرس مي تواند
الگوي شايسته اي براي وكلاي مجلس در برابر زياده خواهي هاي
خارجي و عدالتخواهي ها و ظلم ستيزي ها باشند زيرا در اين راه
ذره اي ترس به خود راه نداد و همانگونه كه خود مي گفت
« خداوند دو چيز به مدرس نداده است
يكي ترس و ديگري
طمع . »
به همين دليل امام راحل از يكسو همواره به مردم توصيه
مي كردند كه وكلايي همچون مدرس را انتخاب كنند و از سوي
ديگر شهيد مدرس را به عنوان الگويي براي نمايندگان مجلس
معرفي كرده و از وكلاي مردم مي خواستند راه اين آزادمرد را
بپيمايند و او را سرمشق گفتار و كردار خويش قرار
دهند.
متاسفانه در سالهاي اخير فاصله ميان « مجلس » و « مدرس »
بيش از پيش نمايان شده و كارنامه مجلس ششم نيز نشان مي دهد
كه اين مجلس
مجلسي نيست كه ظرفيت پيمودن راه مدرس را
در خود ايجاد كرده باشد. نمايندگان مجلس ششم كه با داعيه
اصلاحات به مجلس راه يافتند بايد بدانند كه آيت الله سيدحسن
مدرس
اصلاحگري وارسته بود كه همه زندگي اش بر محور
اصلاحات ديني
اخلاقي
اجتماعي و سياسي دور مي زد و
سرانجام نيز همه موقعيتش را در راه انجام اصلاحات ديني فدا
كرد. مع الاسف مجلس ششم به جاي انجام اصلاحات واقعي
وقت زيادي را صرف مسائل جناحي و بازيهاي سياسي كرد كه
همين امر باعث شد ظرفيت هاي مجلس به هدر رفته و نتواند
خواسته ها و نيازهاي مردم را تحقق بخشد.
در اين هفته جنايات بي رحمانه نظاميان آمريكائي عليه ملت
عراق چنان ابعاد بي سابقه اي يافت كه حتي مطبوعات آمريكا و
بعضي شخصيتهاي سياسي اين كشور نيز از تداوم اين جنايات
بعنوان گواه تازه اي بر شكست نظاميگري بوش در عراق ياد
كردند. كشتار فجيع مردم شهر مقدس سامرا و قتل عام دست كم
60 نفر از مردم بي دفاع اين شهر نقطه اوج ددمنشي و توحش
نظاميان ميگسار آمريكا در هفته اي بود كه پشت سر مي گذاريم .
اين كشتار هولناك سه روز پس از آن صورت گرفت كه مطبوعات
آمريكا مدعي شدند سفر مخفيانه بوش رئيس جمهور آمريكا به
بغداد براي تقويت روحيه سربازان آمريكائي مستقر در عراق
صورت گرفته است . آن سفر و اين جنايت به روشني بيان كننده
نوع ماموريت بوش به عراق بوده و نشان مي داد كه وي با هدف
تحريك و تشويق نظاميان آمريكائي به كشتار ملت بي دفاع عراق
راهي بغداد شده بود. اين جنايت اگر چه در مجموعه جنايات
نظاميان آمريكائي در عراق طي 8 ماه اخير كم سابقه يا بي سابقه
بوده ولي به نوبه خود انگيزه مردم عراق براي تشديد مبارزات
ضد اشغالگري و بويژه ضد آمريكائي را تقويت كرده است . به
طوري كه در هفته جاري دو ديپلمات ژاپني
هفت جاسوس
اسپانيائي
يك تبعه كلمبيائي
دو نظامي كره اي و چند سرباز
آمريكائي در نقاط مختلف اين كشور قرباني قهر انقلابي ملت
بپاخاسته عراق شدند و به هلاكت رسيدند. منابع خبري
كشورهاي غرب منطقه
از اين حوادث و ترورها به عنوان تشديد
روحيه انتقامجوئي ملت عراق ياد كردند و اين كشور را « قتلگاه
اشغالگران خارجي » خواندند. در پي همين حوادث بود كه
كاندوليزارايس مشاور امنيت ملي رئيس جمهور آمريكا در
مصاحبه با شبكه تلويزيوني العربيه تصريح كرد كه عراق به مكان
بسيار خطرناكي براي نظاميان آمريكا و هم پيمانان ائتلافيش
تبديل شده است .
در اين هفته ملت فلسطين يكبار ديگر با اتحاد خويش
مخالفت صريح خود را با هرگونه مظاهر سازشكاري در عرصه
بحران اين سرزمين اعلام كرد و بر لزوم ادامه مبارزه قهرآميز با
غاصبان فلسطين و قدس شريف تا آزادي اين سرزمين اسلامي از
لوث وجود غاصبين تاكيد كرد. تشكيل كنفرانس ژنو با شركت
معدودي از گروههاي فلسطيني وابسته به تشكيلات خودگردان و
با حضور هيات صهيونيستي و همچنين عناصري از آمريكا
مصر
اردن و ديگر دولتهاي متمايل به سازش با اسرائيل فرصتي
بود تا جنبش هاي اسلامي فلسطين از جمله حماس
جهاد
اسلامي
جنبش الاقصي
فتح و غيره ضمن ابراز مخالفت صريح
خويش با اين كنفرانس مراتب انزجار خود را نسبت به روند
سازش در فلسطين اعلام نمايند. ناظران سياسي معتقدند اجلاس
ژنو نيز مرحله ديگري از پروژه هاي شكست خورده اي است كه از
پيمان اسلو در شهريور 1372 آغاز شد و مرحله به مرحله در
قاهره
اسكندريه
واي ريور
امان
شرم الشيخ
وادي عقبه و...
اشكال تازه تري به خود گرفت ولي با مقاومت و پايمردي ملت
فلسطين و تاكيد آنان بر ادامه مبارزه و انتفاضه
ناكام گذارده شد.
واقعيت اين است كه مبارزه مقدسي كه از پائيز سال 1379 و از
مبدا بيت المقدس با نام انتفاضه الاقصي شكل گرفت ناقوس
مرگ را براي تمامي پيمانها و معاهداتي كه به نوعي هدف
رسميت بخشيدن به موجوديت نامشروع و غيرقانوني اسرائيل را
در اينجا و آنجا دنبال مي كند
به صدا درآورده و سرمايه گذاري
سياسي و تسليحاتي آمريكا و رژيمهاي دست آموز آن كشور در
منطقه نيز نمي تواند جنازه متعفن سازشگري و مصالحه با دشمن
را در عرصه متلاطم خاورميانه زنده كند.

|