در ابتدا فرض كنيم كه در يك جزيره
تنهاي تنها هستيم و
هيچ انساني غير از خود ما در آنجا حضور ندارد. با پذيرش چنين
فرضي مي توانيم در آن جزيره هر كاري انجام دهيم . مثلا
مي توانيم به تنهايي ماهواره اي بسازيم و آن را به فضا بفرستيم .
مي توانيم فيلمي بسازيم و از مشاهده آن هيجان زده شويم .
مي توانيم رماني بنويسيم و با خواندن آن لذت ببريم و هزاران
كار ديگر. اما نمي توانيم تاتر اجرا كنيم . چرا چون حداقل به
يك تماشاگر نيازمنديم تا اجراي تاتر منطقي جلوه كند.
مثال فوق به طور ساده اهميت و ضرورت حضور تماشاگر
در تاتر را خاطرنشان مي سازد. حضور و نقش تماشاگر در تاتر
به قدري اساسي است كه او را به عنوان يكي از ستونهاي اصلي
تاتر در نظر مي گيرند. بخصوص در چند دهه اخير اهميت جايگاه
تماشاگر و مخاطب رشد روزافزوني داشته است . براساس
برداشتهاي جديد
تماشاگر و مخاطب در فرآيند توليد يك اثر
هنري صرفا مصرف كننده نيست
بلكه در كنار هنرمند به توليد
مي پردازد. مخاطب در برابر اثر هنري از خود واكنش نشان
مي دهد و بدين شكل سلايق و علايق خود را به رخ هنرمند
مي كشد و در گام بعد
هنرمند در فرآيند آفرينش اثر هنري بعدي
به سلايق و عقايد مخاطب توجه ويژه اي نشان مي دهد و اين گونه
شكل اثر هنري در ارتباط متقابل هنرمند و مخاطب به پويايي
مي رسد. با توجه به اين برداشت مي توان اثر هنري را ماحصل
انتقال تجربيات و كشمكش مسالمت آميز هنرمند و مخاطب
دانست . البته اين موضوع با ورود سينما و ديگر رسانه ها رشد
روزافزوني داشته است . با توجه به اين نكات :
آيا ضرورت مخاطب شناسي و تلاش براي دست يابي به آن در
تاتر كشورمان احساس شده است
جايگاه تماشاگر در تاتر ما كجاست
چند درصد پژوهشهاي تاتري ما به شناخت تماشاگر
اختصاص داده شده است
آيا مي توانيم نمايشي بيابيم كه هدف از اجراي آن يافتن مسير
ارتباطي جديدي با مخاطب باشد
ابزار ما براي رسيدن به اين شناخت چيست
و...
با كمي تامل پيرامون اوضاع و احوال نمايش در كشورمان به
آساني درمي يابيم كه تاكنون تلاشي در اين مورد صورت نگرفته
است . در طول سال به نمايشي كه با تحول در شيوه هاي روايتي
گذشته و كشف فضايي جديد به كاركردي نو براي حضور
تماشاگر بپردازد برخورد نمي كنيم . اگر صفحات پژوهشنامه ها و
مجلات و فصلنامه هاي تاتري را ورق بزنيم حتي اشاره اي به
جايگاه مخاطب در ميان عنوانها نمي يابيم .
اگر بپذيرم كه جهان هر روز تغيير مي كند و درك ما از جهان
رشد مي يابد لازم است شناخت ما از مخاطب نيز كاملتر شود و
هر روز به شناخت و شيوه هاي تازه تري براي جذب مخاطب
دست يابيم . با تحولات امروز دنيا نمي توان با تئوريها و
شيوه هاي جامعه شناختي و روانشناسي سي يا چهل سال پيش
به قضاوت تماشاگر امروز نشست .
شناخت تماشاگر به عنوان يكي از عناصر اصلي نمايش ـ نياز
به علم نوين دارد كه متاسفانه در اين زمينه توجه چنداني صورت
نمي گيرد.
اما در آن سو شرايط كاملا متفاوت است . در غرب شناخت
تماشاگر بخش اساسي پژوهشهاي هنرمندان تاتر را دربرمي گيرد
و همين امر باعث شده تا هنر تاتر در آن سرزمينها نهادينه گردد.
به عنوان مثال گروتوفسكي پس از سالها كار و مطالعه بر روي
عنصر بازيگر و ارائه تئوري « تاتر بي چيز » اعلام مي دارد كه
پروش بازيگر را رها خواهد كرد و به پرورش و تربيت تماشاگر
هوشيار خواهد پرداخت . برشت با پي ريزي شيوه تاتر حماسي
كاركردي نوين براي حضور تماشاگر در سالن نمايش ايجاد
مي كند و او را به قاضي و داور تشبيه مي كند. يوجينوباربا در
بخش عظيمي از) ISTA (مدرسه بين المللي مردم شناسي تاتر
پژوهشهاي خود را به مطالعه بازخورد آثار خود بر روي مخاطب
و بررسي واكنشهاي تماشاگران اختصاص مي دهد.
با مقايسه فضاي حاكم بر تاتر كشورمان و ديگر كشورها
درمي يابيم كه چه ميزان اين تفاوتها پررنگند و چقدر به لحاظ
شناخت فضاهاي جديد كم كاريم . در حاليكه مي توانيم با توسل
به فضايي تجربي آن هم با اتخاذ شيوه هاي روايتي و اجرايي
ايراني و يافتن كاركردي نو براي آنها و ارائه آن به تماشاگر و در
ادامه دريافت نظرات تماشاگران به موقعيتهاي تازه اي دست
يابيم و تاتر را به حركت واداريم . در واقع مي توان يكي از علل
عدم استقبال تماشاگر از تاتر را درنظر نگرفتن آرا مخاطبين
دانست .
با توجه به اينكه در دوره اخير
تاتر تحت الشعاع حضور
سينما
تلويزيون
ماهواره و...قرار گرفته
يكي از عواملي كه تاتر
را از اين خطر مصون مي دارد توجه به تماشاگر است .
مركز هنرهاي نمايشي به عنوان سياستگذار مي تواند در اين
زمينه نقش بسزايي ايفا كند. گروه هاي نمايشي نيز مي توانند با
تلاش براي كسب تجارب تازه مسيرهاي ناشناخته را هموار
سازند. گروه هاي نمايشي بايد با كوشش مضاعف تاتر را از
بحران كنوني نجات دهند و لازمه اين امر
شناخت بيشتر
تماشاگر و توجه به نظرات او مي باشد.
ث شهاب پازوكي

*****
نقدي بر نمايش « قهوه تلخ » به كارگرداني
شبنم طلوعي
قهوه اي به تلخي زندگي
|

يك
نمايش قهوه تلخ به نويسندگي و كارگرداني شبنم طلوعي و با
بازي مهرداد ضيايي
كوروش تهامي
احمد مهران فر و... از آبان
ماه سال جاري در سالن سايه مجموعه تاتر شهر به روي صحنه
رفته است . همچنين اين نمايش از سوي مركز هنرهاي نمايش به
عنوان يكي از نمايندگان تاتر ايران در جشنواره جاده ابريشم ـ در
آلمان ـ شركت كرده بود!
دو
آرايش و تركيب صحنه نمايش نمايانگر يك زيرزمين است .
زيرزميني نامرتب و در حال تعمير كه روزها به عنوان كافي شاپ و
شبها نيز به عنوان مكاني براي پاتوق و خواب
تعدادي جوان را
در خود جاي داده است . انتخاب يك زيرزمين به عنوان مكان
اصلي رويداد نمايش اين تلنگر را به ذهن مخاطب مي زند كه
آدم هاي نمايش در شرايط زيستي و اجتماعي مناسب به سر
نمي برند. چنين تصوري با ورود اشخاص نمايش صورت حقيقي
به خود مي گيرد. اين زيرزمين بهانه اي مي شود كه تعدادي جوان
با سرگذشت و آرمانهاي جورواجور كنار هم جمع شوند تا
حادثه اي در مقابل چشمان تماشاگر شكل بگيرد.
ابراهيم كه به تازگي از زندان آزاد شده و همسرش ـ نسترن ـ
از او طلاق گرفته است . اونيك پسر ارمني كه پدرش در زندان به
سر مي برد و خود او نيز با بي تفاوتي نسبت به زندگي روزگار
مي گذراند. احسان
برادر ابراهيم كه در كافي شاپ مشغول كار
است و به خاطر پدر معلول و شرايط سخت زندگي تمام جور و
ستم آقا كمال ـ صاحب زيرزمين ـ را به جان مي خرد و ميثم
دانشجوي اخراجي كه به خاطر اختلاف با خانواده شبهايش را
در اين زيرزمين مي گذراند. دكور به هم ريخته و نامرتب زيرزمين
تصويرگر طبقه
زندگي دروني و حال خراب اشخاص نمايش
است . جواناني كه با آرزوها و آرمانهاي خود كنار هم جمع
شده اند
اما راهي به جز تسليم در برابر ياس ندارند.
جمع اين تعداد آدم شكست خورده در زندگي
صحبت از
پدراني كه هيچ گاه بر صحنه ظاهر نمي شوند و در ادامه جبر
حاكم بر زندگي اين آدمها بي درنگ انسان را به ياد رمانهاي ناتو
راليستي مي اندازد كه هيچ راه بازگشت و نجاتي براي قهرمان آنها
نمي توان تصور نمود.
سه
بي گمان هدف اصلي كارگردان از چنين شيوه اجرايي بناي
توهم واقعيت و غرق تماشاگر در روند اجراي نمايش بوده است
تا بدين شكل مخاطبش را به هم ذات پنداري و درك احساساتي
اشخاص نمايش خود وادار كند. او به اين منظور به پرورش و
نمايش برشهايي از زندگي مشترك اين آدم ها اكتفا مي كند. آنچه
بر صحنه نمايش مي گذرد
حاكي از آن است كه شبنم طلوعي چه
در مقام نويسنده و چه در مقام كارگردان قصه پرداز و قصه گوي
قابل و توانايي نيست . زيرا در نمايشهاي اين چنيني قصه و
گره هاي ناشي از آن به عنوان عنصري اساسي در همراهي و
همگامي تماشاگر نقش ويژه اي ايفا مي كند. اما قصه اين نمايش
به دليل برشهاي فراوان نمايشي
سردرگمي شخصيتها
درخواسته هايشان
روشن نبودن علل بعضي از كشمكشها
تمركز
كارگردان بر موقعيتها و گزافه و پراكنده گويي شخصيتها تلف
گرديده است . به طوري كه بسياري از سوالها و ذهنيتهاي
تماشاگران درباره ماجراي نمايش و روابط آدم ها بي پاسخ باقي
مي ماند. آنچه در مشاهده اثر به خوبي خودنمايي مي كند
اين
است كه شبنم طلوعي با توجه به نقش دوگانه خود ـ هم به عنوان
نويسنده و هم به عنوان كارگردان ـ در مقام كارگرداني نتوانسته
است احساسات و شور و هيجان خود را به عنوان نويسنده كنار
گذاشته و به عنوان كارگرداني مستقل با نمايشنامه برخورد كند
به طوريكه مي توان كارگرداني او را ادامه كار نوشتنش به حساب
آورد و همين عدم تفكيك موقعيتها ضربه اي اساسي بر پيكره
كارش وارد كرده است . در لحظات زيادي از نمايش شاهد
پراكنده گويي هايي هستيم كه حاصلي جز مغشوش كردن ذهن
مخاطب ندارد و به آن وحدت و انسجامي كه لازمه يك اثر
واقع گر است
خدشه وارد مي كند. البته بخشي از اين
اضافه گويي ها به منظور خنداندن تماشاگر و كاهش تلخي فضا در
نمايش گنجانده شده است اما غافل از اينكه كلامي كه در جاي
خود جاري نشود ديگر عناصري را كه مي توانند تماشاگر را
همراه سازند در زير فضاي ايجاد شده خود محو مي كند.
كارگردان در آفرينش خود دچار سطحي نگري و يك سويه نگري
شده است و عدم يكسان سازي تحليل بازيگران در پردازش
موقعيتها باعث شده كه نمايش در لحظاتي دچار هرج و مرج در
فضا سازي گردد. به عنوان مثال به جاي رفت و آمدها
دويدن ها
دادوفريادهاي اضافي و بي مورد بازيگران در لحظات پرتشنج
مي شد با سكوت يا ساير ترفندهاي اجرايي ديگر تاثير عميق تري
ايجاد كرد. از سوي ديگر برخورد بيروني و يك سويه با ماجرا و
شخصيتها و عدم برخورد دروني و چند وجهي كه لازمه يك اثر
مدرن است نمايش را از هر نشانه پردازي
استعاره و كنايه تهي
كرده و آن را به فرآيندي ساده و بدون تاثيرپذيري عميق تبديل
كرده است . هرچه از ابتدا به انتهاي نمايش مي رسيم
ضرباهنگ
صحنه ها و وقايع
نه تنها عطش تماشاگر را به تعقيب داستان
افزايش نمي دهد
بلكه تماشاگر را دچار تعارض مي كند.
ضرباهنگ ناهماهنگ و ناموزون نمايش بخصوص در انتهاي
نمايش ـ به هنگام ورود نسترن به بعد ـ همچون نقطه ضعفي
اساسي بر چهره اثر خودنمايي مي كند.
چهار
يكي از ويژگيهاي كلام در يك نمايش واقعگرايانه اين است كه نه
تنها بايد برگرفته از كلام جاري جامعه باشد بلكه بايد جنبه هاي
نمايشي و دراماتيك آن را نيز در نظر گرفت و آن را براي صحنه و
اجرا تنظيم كرد. عدم توجه به وجه دراماتيك كلام
نمايش را به
اثري روزمره و عدم توجه به جنبه هاي واقعي آن
نمايش را به
اثري نامانوس و ناآشنا تبديل خواهد كرد. نويسنده « قهوه تلخ »
در بهره گيري از كلام تنها به وجه كوچه و بازاري آن توجه كرده و
جنبه نمايشي آن را كمتر در نظر داشته است . استفاده مستقيم و
بدون دخل و تصرف كلمات
تكيه كلامها و حتي ناسزاهاـ هر
چند كه ممكن است در جامعه رواج داشته باشد ـ در صحنه نه
تنها ارزش متن ادبي را كاهش مي دهد
بلكه به موقعيت ارزش
مداري نمايش نيز ضربه وارد مي كند. چنين فضايي مبين آن است
كه هنرمند به جاي اينكه جامعه را از روزمره گي رها كند و براي
فرآيندها
رفتارها و كلام كاركرد جديد و نمايشي بيابد
خود با
جو موجود همراه شده و دچار روزمره گي شده است .
پنج
از جمله نكات اساسي كه نمي توان از آن چشم پوشي كرد
بازي خوب بازيگران است . بخصوص احمد مهران فر در نقش
اونيك كه با بازي روان خود طراوت ويژه اي به نمايش بخشيده
است . بازيگران اين اثر با توجه به سوابق گذشته و تجارب
حاصل از آنها جاني مضاعف به نقشها بخشيده اند. اما توانايي
آنها به دليل هدايت نامطلوب و ناهماهنگي ميان عناصر نمايش
بازتاب شايسته اي نمي يابد.
شش
اين پرسش باقي است كه آيا نمايش قوي تر و جاندارتري
وجود نداشت كه مركز هنرهاي نمايشي
اين اثر را به آلمان
فرستاد
آيا مركز هنرهاي نمايشي نمي توانست به جاي حمايت از
نمايش معرف تيره روزي هاي جامعه ما
از نمايشي حمايت كند
كه معرف فرهنگ والا و ارزشمندتري باشد در چنين شرايطي كه
جامعه ما دوران گذار را طي مي كند هنر ما نيز به جاي پرداختن به
كاستيها و بدبختيها بايد بتواند اميد و خودباوري را در دل مردم
و مخاطبين زنده كند نه اينكه جبر و ناتواني را تبليغ نمايد. به
اميد كارهاي بهتر اين گروه نمايشي .
ث ش
كاوان
آيا مركز هنرهاي نمايشي نمي توانست به
جاي حمايت از نمايشي كه معرف
تيره روزي هاي جامعه است
از نمايشي
حمايت كند كه معرف فرهنگ والا و
ارزشمندتري باشد

*****
رويدادهاي فرهنگي هنري
|
22 فيلم در بخش مسابقه بين المللي جشنواره روستا
علي مهام دبير بخش بين المللي فيلم جشنواره روستا اعلام
كرد تاكنون 22 اثر سينمايي از كشورهاي فرانسه
يونان
مكزيك
برزيل و سازمان خواربار و كشاورزي (فائو)
اندونزي به دبيرخانه جشنواره ارسال شده است و كشورهاي
فيليپين
هند
پاكستان
كره جنوبي
تاجيكستان
استراليا
سوريه جهت ارسال فيلم اعلام آمادگي كرده اند. دبير بخش
بين الملل جشنواره روستا افزود آخرين مهلت ارسال آثار
بيستم آذر ماه است .
لازم به ذكر است جشنواره روستا اوايل دي ماه در تهران
برگزار مي شود و بخش فيلم يكي از بخشهاي اين جشنواره
است كه به آثاري با مزمون كشاورزي مي پردازد.
انتشار كتاب « تاريخ ادبيات فارسي » در چين
چاپ دوم كتاب « تاريخ ادبيات فارسي » به قلم پروفسور
« جان هوئين » استاد بازنشسته زبان و ادبيات فارسي دانشگاه
پكن و مترجم شاهنامه
از سوي انتشارات كوئلون در پكن
چاپ و منتشر شد.
به گزارش روابط عمومي سازمان فرهنگ و ارتباطات
اسلامي
در اين كتاب 450 صفحه اي كه از آن در دانشكده
ادبيات دانشگاههاي مختلف چين (بخش ادبيات خارجي ) به
عنوان متن درسي استفاده مي شود
تاريخ تحولات زبان و ادب
فارسي از دوران باستان تا دربار پادشاهان مختلف ايران
همچون سلسله هاي غزنوي
سلجوقي
مغولها و... تا دوران
معاصر و ادبيات پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و
همچنين شخصيت و سبك ادبي و ميزان تاثيرگذاري شعرايي
همچون فردوسي
عمرخيام
خاقاني
انوري
نظامي
گنجوي
اميرخسرو دهلوي
خواجوي كرماني
عبيدزاكاني
حافظ و
جامي صوفيانه و نثر فارسي در دوران ميانه و دوران مشروطيت
و پس از آن و ظهور ادبيات جديد و نهضت داستان نويسي
معاصر و ادبيات پس از انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي
در
22 بخش جداگانه مورد بحث و بررسي قرار گرفته است .
اين كتاب ابتدا در سال 1996 منتشر شد كه در آن به
ادبيات پس از پيروزي انقلاب اسلامي پرداخته نشده بود
ولي
در چاپ دوم با همكاري رايزني فرهنگي سفارت جمهوري
اسلامي ايران در پكن
بخشي با عنوان « نگاهي به ادبيات
فارسي پس از پيروزي انقلاب اسلامي » به آن اضافه شد كه در
آن روند كنوني ادبيات فارسي و تاثير جنگ تحميلي بر ادبيات
فارسي و ورود شعراي جوان در عرصه ادبيات فارسي نيز مورد
بررسي قرار گرفته است .
در استقبال از همايش بين المللي كمال الدين بهزاد برگزار مي شود
همايش يكروزه كمال الدين بهزاد در اصفهان
در استقبال از همايش بين المللي كمال الدين بهزاد
نگارگر
قرن نهم هجري قمري
كه در آذرماه جاري در تهران و تبريز
برگزار مي شود
همايش يكروزه كمال الدين بهزاد به همت
فرهنگستان هنر و با همكاري دانشكده هنر اصفهان برگزار
مي شود.
به گزارش روابط عمومي فرهنگستان هنر
اين همايش
يكروزه يكشبه 9 آذرماه
با افتتاح نمايشگاه موزه هنرهاي
تزئيني و با سخنراني صاحبنظران ادامه خواهد
يافت .
همايش بين المللي كمال الدين بهزاد 24 تا 27 آذرماه در
تهران و تبريز برگزار مي شود.
شرايط شركت در مسابقه بين المللي عكاسي محيط زيست « اسلواكي »
اعلام شد
« آژانس عكس ايران » وابسته به انجمن سينماي جوانان
ايران
با انتشار جزئيات شركت در نوزدهمين مسابقه
بين المللي عكاسي محيط زيست « اسلواكي » از عموم هنرمندان
عكاس دعوت بعمل آورد تا به منظور حضور در اين مسابقه
آثار خود را حداكثر تا تاريخ اول بهمن ماه 1382
به دفتر اين
آژانس ارسال نمايند.
به گزارش روابط عمومي انجمن سينماي جوانان ايران
موضوع اين نمايشگاه بين المللي عكاسي « محيط زيست » اعم
از طبيعت
جنگل و درختان در محيط اكولوژيك مخصوص
هرگونه گياهي با يك ديد هنري است .
گفتني است كه اين مسابقه
در دو بخش عكس هاي « رنگي »
و « سياه و سفيد » برگزار مي شود و هر عكاس مي تواند حداكثر
40 * 30 را ارسال نمايد . cm 4 قطعه عكس در ابعاد

| | |