نخستين جشنواره فيلم و عكس در بجنورد برگزار شد
بجنورد ـ خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي : نخستين
جشنواره فيلم و عكس پرديس با همكاري اداره فرهنگ و ارشاد
اسلامي و موسسه فرهنگي هنري پرديس و اتحاديه عكاسان و
فيلمبرداران در محل مجتمع فرهنگي و هنري گلشن بجنورد به
مدت 2 روز برگزار شد . رئيس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي
بجنورد برگزاري اين جشنواره را نمود واگذاري امور به بخش
خصوصي دانست . در اين جشنواره 29 فيلم بلند و كوتاه و
107 قطعه عكس به نمايش درآمد . هيئت داوران در اختتاميه
جشنواره طي بيانيه اي فيلم ها و عكس هاي رسيده را بعضا قابل
تامل دانست و بعضي را در ساخت و پرداخت داراي
كاستي هايي عنوان كرد. بنا به گزارش هيئت داوران عكس هاي
شركت كننده در بخش عكس در دو بخش مسابقه و جنبي و در
بخش مسابقه در دو بخش حرفه اي و خانگي ارزيابي شد.
انصاي راد ـ اماني يگانه و زارعي در بخش حرفه اي
شجاعي و بيدگي مرادحاصلي و كيفاني و اسماعيلي مقام هاي
اول تا سوم دوربين هاي خانگي را كسب كردند. هيئت داوران
جايزه ويژه بخش عكس را به مجموعه عكس هاي ابوذر گرياني
اهدا كرد. به گزارش خبرنگار ما در بخش فيلم هيئت داوران با
بيان اينكه در كليه فيلمها ضعف هاي محسوسي وجود داشت
جايزه اول بخش فيلم را به فيلم (اين فيلمنامه ندارد) به خاطر
روايت داستاني روان اهدا كرد.
بنابر گزارش هيئت داوران جوايز بهترين تصويربردار به
سيدمصطفي مرتضوي
بهترين كارگردان به احسان توكلي و
بهترين فيلمنامه به كشور يزداني اهدا شد و فيلم « اعتماد
كودكانه » ساخته ابوذر گرياني به عنوان فيلم برگزيده جشنواره
انتخاب شد.
مراسم اختتاميه جشنواره با حضور جمشيد مشايخي
هنرمند نام آشناي سينما و تلويزيون برگزار شد و از خدمات
ارزنده اين هنرمند پيشكسوت تجليل به عمل آمد. همچنين
اسلايدهايي از فرهنگ و طبيعت بجنورد كاري از دكتر انصاري
راد به نمايش گذاشته شد.
دو فصلنامه رواق منتشر شد
ششمين شماره دو فصلنامه تحقيقاتي رواق در زمينه
معماري و هنر منتشر شد.
مقالات اين شماره رواق عبارتند از :
ژنو تيپ هاي شكل فضايي در معماري شرق
دو سند در
باره معماران دوره عثماني در مصر
گفت و گوي تمدن ها و
هويت شهري
سفرنامه كمپفر
هم قدم اهل رقم
نگاهي به
كتاب معماري وشهرسازي ايران
فلسفه هنر در قرون وسطي و
شرق .
دوفصلنامه رواق ; نيمسال اول 1382 در 88 صفحه و
قيمت 1200 تومان عرضه شده است .
آثار تاريخي چهار منطقه پايتخت شناسايي شد
رييس ميراث فرهنگي استان تهران گفت
به دنبال اجراي
طرح شناسايي آثار تاريخي استان تهران كه از حدود سه سال
گذشته آغاز شد
تنها آثار و بناهاي تاريخي چهار منطقه از
پايتخت شناسايي شده است .
« ناصر پازوكي » روز سه شنبه در گفت وگو با خبرگزاري
جمهوري اسلامي مركز استان تهران افزود : شهرتهران به دليل
مجاورت با شهرباستاني ري از تاريخچه غني وپرباري
برخوردار بوده و آثار تاريخي بسياري درآن به چشم مي خورد.
وي از ديگر دلايل وجود آثار و بناهاي تاريخي با
معماري هاي منحصر به فرد در اين شهر را انتخاب آن به عنوان
پايتخت در آغاز حكومت قاجاريه ذكر كرد و گفت
در اين
دوران بناهاي بسياري در شهر تهران احداث شد.
وي بااشاره به عمليات اجرايي شناسايي وكشف آثار
تاريخي اين شهر
افزود
در حدود سه سال است كه اين
عمليات در شهر تهران آغاز شده اما به دليل مشكلات فراوان و
وسعت پايتخت
تنها كارشناسان ميراث فرهنگي توانسته اند
آثار تاريخي چهار منطقه از شهر را شناسايي كنند.
وي گفت : اين طرح همزمان با تهران در11 شهرستان تابعه
اين استان نيز اجرا شد و تمامي آثار تاريخي روستاها و
شهرهاي اين مناطق تا اوايل سال جاري شناسايي شده و
بسياري از آنها نيز در مرحله بازسازي قرار گرفتند.
پازوكي افزود : در شهر تهران تنها حصار ناصري و
قسمت هايي از حصار صفوي شهر و همچنين منطقه هفت
شناسايي شده و موانع بسياري گريبانگير پيشبرد هر چه بهتر
اين عمليات فرهنگي است .
وي مهمترين مشكل سر راه اجراي اين طرح در شهر
تهران را جلوگيري صاحبان بناهاي تاريخي از ورود
كارشناسان ميراث فرهنگي به خانه ها ذكر كرد.
رييس ميراث فرهنگي استان تهران افزود
اكثر اين
خانه هامتعلق به شخصيتهاي حقيقي بوده و ميراث فرهنگي
نمي تواند به راحتي براي شناسايي قدمت و شيوه معماري اين
بناهاي تاريخي اقدامي جدي انجام دهد.
وي گفت
بسياري از بناهاي تاريخي شناسايي شده در
چهار منطقه تهران از روي مشخصه هاي ورودي آنها و نماي
خارجي شناسايي شده و صاحبان آنها از ورود كارشناسان به
املاك خود جلوگيري كرده اند.
اين كارشناس فرهنگي همچنين در اختيار نهادها و ارگان ها
بودن بناهاي تاريخي شهر تهران را از ديگر مشكلات شناسايي
اين آثار ذكركرد وگفت
بسياري ازمسوولين براي اجراي اين
طرح بااداره كل ميراث فرهنگي استان تهران همكاري نكرده و
از ورود كارشناسان به بناها جلوگيري كرده اند.
وي گفت
با توجه به اين مشكلات بسياري از بناهايي كه
از مشخصه هاي بارز ثبت شدن در فهرست آثار فرهنگي
برخوردار هستند تاكنون دراين فهرست ملي جاي نگرفته اند و
ميراث فرهنگي نيز نمي تواند در صورت تخريب اين بناهاي
تاريخي به دادگستري شكايت كند.
نسخه خطي كتاب « شفا » ي بوعلي سينا در مدرسه نمازي خوي
نگهداري مي شود
نسخه هاي خطي دو كتاب ارزشمند « شفا » ي ابوعلي سينا و
« مكارم الاخلاق » شيخ عطار نيشابوري در كتابخانه مدرسه
نمازي شهرستان خوي نگهداري مي شوند.
مديرمدرسه نمازي خوي روز چهارشنبه با اعلام اين
مطلب درگفت وگو با خبرگزاري جمهوري اسلامي افزود :
كتابخانه مدرسه نمازي با داشتن 18 هزار عنوان كتاب و دو
مخزن كتب خطي و كتابهاي تاريخي از كتابخانه هاي غني كشور
است .
حجت الاسلام « سيدرضي شكوري » گفت
وجود بيش از
يك هزار جلد كتاب خطي دراين كتابخانه به اهميت و غناي آن
افزوده است .
وي اضافه كرد
كتابهاي خطي كتابخانه مدرسه نمازي
خوي درموضوعاتي چون فقه
فلسفه
اصول
منطق
رياضيات و پزشكي هستند كه سالهاست به عنوان مرجع مورد
استفاده طلاب و دانشجويان قرار مي گيرند.
وي يادآور شد
قدمت كهن ترين كتاب نگهداري شده در
اين كتابخانه به قرن چهارم هجري قمري مي رسد.
مدير مدرسه نمازي خوي افزود
اكثر كتابهاي خطي
موجود در كتابخانه مذكور توسط دانشمندان و علماي اين
شهرستان نوشته شده است .
وي فراهم كردن زمينه هاي تصحيح و چاپ متون خطي
موجود در كتابخانه را از برنامه هاي آينده ذكر كرد و گفت
به
منظور توسعه اين كتابخانه
درصدد جمع آوري نسخه هاي
خطي كه در منازل نگهداري مي شوند نيز هستيم .
حجت الاسلام شكوري اضافه كرد
17 هزار كتاب با
موضوعات تاريخي نيز در اين كتابخانه نگهداري مي شود.

*****
ترانه ها و ضرب المثل هاي
قاليبافي روستاي طغان
|
ث مريم ميرزايي
در قسمت نخست مقاله حاضر ـ 82
8
28 ـ به ويژگيهاي
فرهنگ عامه پرداخته شد و آواز يا ترانه خواندن هنگام بافت قالي و
ترانه ها و ضرب المثل هاي قاليبافي به عنوان بخش مهمي از هنرهاي
شفاهي مورد توجه قرار گرفت .
پژوهشگر آوازها
ترانه ها و ضرب المثل ها در روستاي طغان
از
توابع بخش جوادآباد ورامين را نمونه اي كوچك و مناسب در اين
زمينه تشخيص داده وبه بررسي آن پرداخته است .
اوستاي من ديونه
منو نشونده « ميونه »
) بخش اصلي قالي است كه در ميان حاشيه miune « ميونه » (
قرار مي گيرد. هرچند بافت ميونه به دليل بزرگ تر بودن نگاره ها
و معمولا داشتن رگ هاي ساده (بدون نگاره ) آسان تر از بافت
حاشيه است . اما چنانچه شاگرد از نحوه و ميزان تقسيم بافت
توسط اوستا ميان شاگردان ناراضي باشد عبارت فوق را بيان
مي كند. برخي اوقات بخش محول شده بر عهده شاگردي كه در
« ميونه » مي بافد بيشتر از بخش شاگردي است كه در حاشيه
مي بافد.
شاگرد و پايان تعهد او
كي باشه كه امروز و فردا سر آيه
كه « پس فردا » همين موقع بيايه
از زبان شاگردي كه از بافت قالي براي « اوستا » خسته
شده
در حالي كه نزديك اتمام تعهد او براي بافت قالي است .
به گفته يكي از قاليبافان شاگرد به جهت اينكه تنها براساس
تعداد روزهاي كارش مزد مي گيرد و سود حاصله از فروش قالي
نصيب او نمي شود
زودتر از اوستا خسته مي شود. از اين رو
عبارت فوق اغلب توسط شاگردي خوانده مي شود كه مزد بافت
را قبل از شروع به كار دريافت كرده است ولي مجبور به انجام
تعهد خويش است .
پيش پرداخت مزد شاگرد توسط اوستا به دلايل چندي
صورت مي گيرد. گاه به دليل اينكه « اوستا » شاگرد را موظف
كند
تا پايان موعد مقررشده به كار خويش ادامه دهد و گاه به
دليل اينكه « اوستا » به « بدحساب بودن » در پرداخت مزد
شناخته شده است
شاگرد مزد را قبل از انجام كار
مي گيرد.
قالي ما سر اومداوستاي مانيومد
مي ترسم اوستا ياغي باشه فكر سر كاريمون نباشه
شعر يا مثل فوق نگراني شاگرد را از عدم پرداخت به موقع مزد
توسط « اوستا » نشان مي دهد.
« اوستا » و خستگي شاگرد
بزن بزن بزن آرام جونم
بزن بزن بزن دردت بجونم
بزن بزن بزن اي مهربونم
بزن زودتر بزن (اسم شاگرد) « معصومه » جونم
هنگامي كه « اوستا » خستگي شاگرد را در حين بافت متوجه
مي شود
براي تشويق او به ادامه كار اين اشعار را مي خواند.
فعل « بزن » يعني « لوف » بزن و تكرار آن سرعت بيشتري در بافت
ايجاد مي كند. به عبارت ديگر آواي كلمه « بزن » برابر با يك
« لوف » زدن زمان مي برد.
از سوي ديگر ابراز محبت و صميمت از سوي « اوستا »
بهترين وسيله رفع خستگي شاگرد و ايجاد نيرويي دوباره براي
بافت مي باشد.
دل من بي قراره (اسم شاگرد) معصومه قصد فراره
در صورتي كه اظهار خستگي شاگرد به گونه اي باشد كه
نشان اتمام كار توسط او زودتر از موعد مقرر باشد يا اينكه
شاگرد دست از بافتن بكشد
شعر فوق توسط اوستا خوانده
مي شود. با اتمام كار
زودتر از ساعت معمول
اوستا يا بافت را
متوقف مي كند يا خود به تنهايي به بافتن ادامه مي دهد و در هر
صورت بافت قالي كندتر از حد پيش بيني شده صورت
مي گيرد.
« اوستا » و بي دقتي شاگرد
نذركردن قالي براي اماكن مقدسه همانند امام زاده هاي
منطقه
مسجد روستا
حرم امام رضا « ع » و... ازجمله رفتارها و
انگيزه هاي بافت براي برخي از بافندگاني است كه در زندگي با
مشكلي بزرگ مواجهند و اين انگيزه بافت قالي در ترانه فوق
نمايان است . علاوه بر آن شيوه سفر در گذشته را براي اين مردم
نشان مي دهد. اغلب اهالي روستاي طغان در گذشته و تا قبل از
ورود خودرو به روستا
از شتران خويش براي سفرهاي دور
استفاده مي نمودند.
توصيف قاليباف از زبان همسر
) قاليچه بافم باريك الله vele ول 5 (
حرير تيرمه بافم باريك الله
در ترانه فوق شوهر
بافته همسرش را به ظرافت پارچه
ترمه ابريشمي تشبيه مي كند.
خواندن اين شعر از زبان بافنده
تصويري خوشايند از
قدرداني شوهرش را به ذهن مي آورد و اگرچه ممكن اين خيال
هيچ گاه به واقعيت تبديل نشود.
ول من دختر حاجي غلامه
) نقشش تمامه Kaellegi مي بافه كلگي (
حاجي غلام كه نام شخصي خاص در گذشته بوده است
امروزه به مفهوم شخصيتي است كه جايگاه اقتصادي ـ
اجتماعي بالايي در روستا دارد و نسبت دادن همسر توسط
شوهر به اين شخصيت به منزله احترام به همسر است .
ول قاليچه بافم دست مريضاد
حبيب سينه صافم دست مريضاد
دمادم مي زني شانه به قالي
همان شانه زدنت دست مريضاد
اين ترانه را امروزه زنان بافنده از زبان مردان خويش
مي خوانند و در مفهوم قدرداني مردان از همسران خويش به
جهت زحمت و تلاش در قاليبافي است . برخي از قاليبافان
مي گويند
در گذشته (دو دهه پيش ) كه برخي از مردان در كنار
همسرانشان قالي مي بافتند.
اين آواز توسط هر يك براي
ديگري خوانده مي شد. بنابراين شايد بتوان گفت اشعار فوق
سروده همين مردان بافنده بوده است كه معمولا شب هاي بلند
زمستان نزد زنان قاليباف خويش
« شاگردي »
مي نمودند.
قاليباف و توجه به رنگ
قالي
يك لوف آبي مي زنم
كنارش قرمز مي زنم
قرمز و سبز و قهوه اي بافت گل آبي (آبي رنگ ) مي زنم
) آبي zaenjile به قالي ميندازم زنجيله (
ول شيرين زبان جاي توخالي
« زنجيله » به معني حاشيه قالي است و فعل انداختن براي
بافتن هر بخش از قالي به كار مي رود. شعر فوق از زبان مردان
بافنده اي است كه در گذشته قالي مي بافتند.
ترانه هاي موسم به بيابوني
آوازهاي غمگين بافنده كه اغلب هنگام دلتنگي نسبت به
عزيزانش يا غم و اندوه او هنگام بافت قالي خوانده مي شوند
در « طغان » به آوازهاي « بيابوني » معروف هستند.
« سرم سنگ كه بالينم زمينه
خدا گفته كه تقديرم همينه
خدا گفته كه من تنها بگردم
چو مرغابي لب دريا بگردم
چو مرغابي لب درياي كوثر
همه جفتند كه من بي يار بگردم »
« پري حالم خوابم گر بداني
جگر بندم كبابه گر بداني
به روي سينه ام حاصل بكاري
كه اشك چشم من درياست بداني »
« هرون كس بعد من با يار نشينه
الهي بر دلش خنجر نشينه
به ولله كه فايز نيست راضي
اگر با دوست پيغمبر نشينه »
) چو لام و ميمه velaem « سر زلف ولم (
چو بسم الله و رحمان و رحيمه
به هفتادو دو ملت برده حسنش
قدم از هرج او مانند جيمه »
) همون مرد شب خيز Fayez « منم فايض (
سر راهم گرفته ماه پرويز (معشوقه )
منم زنجير غم در گردن و دارم
نه در اينجا
نه در شيراز
نه در تبريز »
« سر كوه بلند من باشم و تو
بلور با رفتن من باشم و تو
در آن وقتي كه بر خاك مي سپرندم
ميان يك كفن من باشم و تو »
از زبان دختري كه بي برادر است و آرزوي برادر دارد :
« برادر پشت
برادرزاده ام پشت
درخت بي برادر كي كند رشد
درخت بي برادر كه پشت نداره
مثال كنده اي كه رشد ندارد »
« بگو عزيزم بده « چاقو » به دستم
ببرم اين دل غربت پرستم
ببرم اين دل و بي دل بگردم
كه عاقبت اين دل مي ده كاري به دستم »
« فلك در آسمان شيشه تراشه
ندونم شيشه عمركي باشه
برو فائض
برو بيچاره فايز
كه شايد شيشه عمر تو باشه »
نتيجه
مردم شناسي علمي است كه فراز از توصيفات فرهنگ مورد
مطالعه به تجليل دست مي يابد. بنابراين توصيف واقعيت يك
فرهنگ مبناي رسيدن به تحليل سنن و وقايع خواهد بود و
دريچه اي به جامعه و مشكلات و دردها مي گشايد. مردم
شناسي علمي كاربردي است و اگرچنين نباشد تلاشي بيهوده
است .
آنچه از ترانه ها و ضرب المثل هاي اين مردم برآمد خود
روايتي است از مشكلات اين جامعه كوچك
همچون درآمد
محدود قاليبافي نسبت به مشاغل ديگر
عدم امكانات
بهداشتي و ايمني كار و در نتيجه بروز بيماري ها و آسيب هاي
جسمي ناشي از آن
عدم استقلال شغلي برخي بافندگان و
كارگري (شاگردي ) براي قاليبافان ديگر و همين طور باورها
تصورات و اعتقادات اين مردم حاصل تفكر اين مثل ها و
ترانه ها خواهد بود.
اما آنچه از مشكلات قاليبافان ناشي خواهد شد
فراموشي
سنن قاليبافي منطقه توسط اين مردم مي باشد. مشكلات فوق
بافنده را ناگزير مي نمايد براي افزايش توليد از ريسيدن پشم
گوسفندان خود (سنت پشم ريسي ) و رنگ نمودن الياف با مواد
گياهي محيط خويش همچون روناس
برگ مو
پوست انار و
پوست گردو كه همگي رنگدانه هايي مناسب
رايگان و بدون
آلودگي هستند (سنت رنگرزي ) چشم مي پوشد و به اميد كاهش
هزينه و افزايش سرعت بافت خريد الياف شيميايي را جايگزين
آنها مي نمايد. او نقوش اصيل روستاي خويش ميناخاني
شاه
عباسي پاشتري
شاه عباسي بندي
داراخلي
ظل السلطان .
شكاري و افشار را با همه نگارهايشان كه براي او معاني اي
خاص دارند و يادآور خاطرات هستند در پستو مي نهد و با
انديشه سود بيشتر به نگارهاهاي نقوشي جديد چشم مي دوزد.
نگاره هايي كه براي او نمي توانند معنا و باور بيافرينند. او اگرچه
به آنها انس ندارد و ذهنش از آنها تهي مي باشد
اما براي كسب
درآمدي هرچند اندك از قاليبافي
چاره اي جز بافت قالي هاي
سفارشي بازار ندارد.
بنابراين « قالي » كه زماني فرزند هنر او بود و سرشار از
انديشه ها
خاطرات
معاني و اعتقادات
امروز همچون كالايي
ماشيني است كه تنها با دست بافته مي شود اما بدون ارتباط با
سازنده خويش ساخته مي شود.
ضمائم
آنچه در زير آمده است
متني است كه توسط يكي از
دختران قاليباف روستاي طغان براي محقق نوشته شده است .
اين دست نوشته بدون هيچ تغييري نقل مي گردد :
« به نظر من قالي مثل يك دل پر از راز است كه هم از
دردهاي دل بافنده با خبر است و هم از روزهاي شاد او. چون
خود من وقتي يك قاليچه را شروع مي كنم
در موقع بافتن به
خيلي از چيزها فكر مي كنم و اگر در موقع بافتن در حال
فكركردن باشم از چيزي كه ناراحتم مي كند
دائما و گاه گاهي با
خود روي قالي آه مي كشم و خدا را صدا مي كند و قالي من
مي فهمد كه من دلي پر دارم . و شروع به خواندن اشعار بياباني
مي كنم . تمام اين چيزها را فقط قالي مي داند و با خود نگه
مي دارد. مي خواهم بگويم شايد قاليچه من ده ها بار شاهد
ريختن اشك هاي چشم من بوده شايد از همه بيشتر عقده هاي
دل مرا تحمل كرده
شايد بارها سرم را روي شطه هايش
گذاشتم و گريه كردم
خدا را صدا كردم
آه كشيدم براي
ناراحتي هايم در زندگي . وقتي دست هايم را با تمام قدرت
مي فشردم
در حاليكه شطه هاي قالي لابلاي انگشتانم بود و
قالي مرا تحمل مي كرد.
مي خواهم بگويم كه تنهاترين دوست روزهاي تنهاييم
قالي من بود و رازدارترين . شايد يك انسان به انسان ديگر كمال
اعتماد داشته باشد و چيزهايي برايش بگويد ولي بعدها بگذرد
و طرف مقابل قابل اعتماد نباشد و هر آن بترسد كه مبادا
حرف هايم را بازگو كند. ولي هيچ وقت يك قالي حرف هاي دل
بافنده را هر كجا كه برود بازگو نمي كند.
يكروز من خيلي شاد هستم و با اشعار ترانه قالي مي بافم و
دائم مي خوانم ولي يكبار اين قالي اعتراض نمي كند كه سرم را
به درد آوردي و با من پيش مي آيد. به نظر من هر يك از گل هاي
قالي يك خاطره است . خاطراتي كه شايد يك روز من از ياد
ببرم ولي قالي آنها را از ياد نمي برد.
مي خواهم در آخر بگويم يك قالي فقط يك قالي نيست
بلكه صندوقچه راز ونياز و خاطره و يك شاهد بي زبان در همه
اعمال روزگار است و از همه قاليباف ها مي خواهم هر روزشان
را در اول در سر قالي با سوره قرآن شروع كنند. »
زهرا شاهسوند
دختري هفده ساله است كه به تدبير مادر
دبستان را به اتمام نرساند و قاليبافي را جايگزين تحصيل
نمود
همانند بسياري از دختران ديگر روستا. او هنوز در
آرزوي ادامه تحصيل است .
منابع
1 ـ فاضلي
نعمت الله
مقاله فرهنگ عامه و ادبيات فارسي
كتاب ماه هنر
ش 44 ـ43
.1381
2 ـ عسگري
اصغر و شريف كمالي
محمد
انسان شناسي
عمومي
انتشارات سمت
تهران
.1378
3 ـ عناصري
جابر
مردم شناسي و روان شناسي هنري
انتشارات اسپرك
تهران
چاپ اول
.1367
5 ـ اغلب به مفهوم زن مي باشد . اما گاه مفهوم مرد « شوهر » نيز مي دهد .
6 ـ منظور چاقوي قاليبافي (قلاب ) است .

| |