شنبه 27 بهمن
خبر مهمي از اوضاع داخلي آذربايجان نرسيده است . هر
قدر كه موعد تخليه قشون روس نزديك مي شود
علاقه مردم
به گفتگو در خصوص چگونگي آتيه و اين كه روس ها به وعده
خود وفا خواهند نمود يا نه بيشتر مي شود. ضمنا علايمي هم
براي تخليه ذكر مي كنند. از آن جمله معروف شده است كه
مريض خانه شوروي ها چند روز است كه مريض قبول
نمي كنند. مي گويند كه مدرسه شوروي ها شاگردها را قبول
نمي كنند و چند عمارت را روس ها تخليه نموده
به دست
صاحبانشان داده اند. الخ
بايد اين دو هفته را هم منتظر شد تا
وفا يا خلف وعده روس ها معين بشود.
شوراي امنيت دو روز است كه به مساله شكايت سوريه و
لبنان از بودن قشون انگليسي و فرانسه در خاك آنها
رسيدگي مي كند. اكثر اعضاي شورا طرفدار نظريات شاكي ها
هستند. مخصوصا مصر و روسيه .
كابينه نگراشي پاشا استعفا داده است . پادشاه مصر
صدقي پاشا را به تشكيل كابينه مامور نموده است . استعفاي
كابينه در اثر حوادث اخير به وقوع رسيده است كه شاگردهاي
مدارس نمايش داده و تخليه مصر را از قشون انگليس
خواستار شدند. پوليس به مقام متفرق نمودن نمايش
دهندگان برآمد و چند نفر از طرفين مقتول و مجروح گرديدند.
در مقابل آن
در تبريز معروف شده است كه بازار را خيال
دارند ببندند و نمايش بدهند كه قشون روس ايران را تخليه
نكند. و بعضي در روزنامه هاي دست چپ طهران تخليه قشون
روس را به اين شرط خواسته است كه انگليس هم بحرين را
تخليه نمايد.
يكشنبه 28 بهمن
آقاي قوام السلطنه امروز كابينه خود را به مجلس معرفي
خواهد نمود و قبل از گرفتن راي اعتماد به طرف مسكو
عزيمت خواهد نمود راديوي آنكارا اسم چند نفر از همراهان
رئيس الوزرا را بيان نمود : سهيلي
متين دفتري
شفق
نماينده مجلس
نيكپور از اعضاي اطاق تجارت اويسي .
همچنين خبر داد كه اعتماد مقدم حاكم نظامي طهران استعفا
داده است . اين همان است كه دو ماه قبل راديوي تركيه خبر
داد كه روس ها استعفاي او را با چند نفر ديگر از دولت ايران
خواسته اند.
در اثناي اين وقايع كه در طهران جريان مي نمايد
حكومت آذربايجان هم به حيات خود ادامه مي دهد و به قدر
قوه در مستحكم نمودن اساس خود مي كوشد و بعضي
تظاهرات هم مي كند كه نشان بدهد كه تحولات اخيره طهران
او را به انديشه نينداخته است . ولي جسته جسته بعضي علايم
نمودار مي شود كه دلالت مي كند بر اينكه بر خلاف آنچه
حضرات تظاهر مي نمايند
در باطن دچار انديشه شده واز
آينده نگران هستند.
روز پنج شنبه گذشته
مجلس عقد آقاي بي ريا در منزل
مشهدي صمد برهان پدر زن ايشان منعقد بود. از عده زيادي
از اهالي شهر براي مجلس جشن عقد دعوت شده بود.
مدعوين كه از هر طبقه بودند
آمده صرف شيريني و چايي
نموده و تبريك گفته مي رفتند. جاي آنها را واردين تازه
مي گرفتند. كارگران يك شيريني بزرگ به اندازه يك ميز
درست كرده و فرستاده بودند.
مديران كارخانه ها هم از قبيل كلكته چي و خويي براي
اينكه از كارگران عقب نمانند
در ارسال شيريني و هديه با هم
رقابت نموده بودند. روز جمعه هم دعوت عمومي بوده است .
مشهدي صمد برهان گويا شغل رسمي وي دلالي تجارت پشم
است
از مدتي به اين طرف آقاي بي ريا خواستگار وصلت
بوده اند
مردم مي گويند كه بعد از رسيدن آقاي بي ريا به
وزارت
مشهدي صمد حاضر به وصلت گرديده است
در
صورتي كه قبلا رد كرده است . در هر صورت مخالفين اوضاع
فعلي موضوع وصلت و جشنهاي بي ريا را مورد استفاده قرار
داده
از مضحك نشان دادن آن و تفسيرهاي موافق مذاق
خودشان خودداري ندارند. راديوي طهران امروز در نشريه
اخبار دو و ربع ظهر خبر داد كه مجلس مقارن ظهر افتتاح
يافته و آقاي رئيس الوزرا به مجلس رفته است و هيئت دولت
جديد را به مجلس معرفي نموده است .
راديو
جمعيت زيادي در مقابل مجلس ]گفته [بنا به
اجتماع نموده بودند. وقتي كه رئيس الوزرا رسيده است
مردم وي را با هلهله و شادي و زنده باد قوام السلطنه استقبال
نموده اند و رئيس الوزرا را بالاي دست گرفته وارد مجلس
نموده اند. آقاي قوام السلطنه نطقي ايراد نموده است و پروگرام
دولت را گفته است كه بايد عملا نشان بدهم كه چيست . وعده
داده است كه بر عليه مامورين بد دولت و محتكرين اقدامات
شديد به عمل خواهد آورد. راجع به مسائل خارجي هم اشاره
به تلگرافات متبادله مابين وي و روساي سه دولت بزرگ
نموده و گفت كه در اثر وصول جواب مودت آميز از طرف
مارشال استالين در عرض كمتر از بيست ساعت به طرف
مسكو عزيمت خواهدنمود. آنگاه اسامي هيئت دولت را به
مجلس گزارش داده است و در آخر اسامي وزرا
معاون
سياسي خود را به اسم جناب آقاي مظفر فيروز به مجلس
معرفي نموده است كه به عقيده من اين تازگي دارد. بعد از
خارج شدن از مجلس رئيس الوزرا باز هم مورد حسن
استقبال مردم واقع شده است و دوباره مشاراليه را بالاي
دست بلند نموده اند.
امروز اعضاي هيئت كه بنا است همراه آقاي رئيس الوزرا
به مسكو بروند
به حضور شاه معرفي خواهند شد. راديو خبر
داد كه اولين اقدام وزير جنگ جديد منفصل نمودن سرلشكر
ارفع از رياست ستاد (اركان حرب ) بوده است و بجاي وي
سرلشكر فرج الله آق اولي منصوب شده است . سرلشكر ارفع
مدتي بود كه طرف حمله روزنامه هاي دست چپ كه طرفدار
روس ها هستند واقع بود و از آنها بود كه چند ماه پيش راديو
خبر داد كه روس ها انفصال آنها را از دولت ايران خواسته اند.
حالا معلوم مي شود كه رئيس الوزرا جديد انفصال ارفع را به
عنوان ملاقات به مسكو مي برد.
سرلشكر آقي اولي هم در اوايل اشغال ايران از طرف
انگليسي ها توقيف و تا خاتمه جنگ محبوس نگاه داشته
شده بود. حالا اين عزل و نصب ها را روس ها چقدر تقدير
خواهند نمود و چه ارزش به آن خواهند داد
مطلب علي حده
است و شايد بعدها معلوم بشود.
شوراي امنيت كه چند روز بود مساله شكايت سوريه و
لبنان را مذاكره مي نمود
ناگهان بااعمال حق وتوي خود
ويشنسكي جريان مذاكرات شورا را متوقف نمود و دوره
جلسات شورا در لندن به پايان رسيد. دوره بعدي در ماه
مارس در شهر نيويورك شروع خواهد شد. معلوم نشد كه
موضوع شكايت سوريه و لبنان چه شد. ظاهرا همان طور شد
كه اگر اصلا شوراي امنيتي نبود مي شد. دوره جلسات مجمع
عمومي هم شب جمعه گذشته به پايان رسيده بود. دوره بعدي
در ماه سپتامبر آينده در نيويورك شروع خواهد شد.

*****
بسيج و تفكر بسيجي
|

موسسه فرهنگي قدر ولايت كتاب « بسيج و تفكر بسيجي
در آيينه رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي » را در 3100
نسخه و 132 صفحه منتشر كرده است .
درباره بسيج
اگرچه سخن بسيار گفته شده است ليكن
بي گمان برترين سخن كه با ويژگيهاي بسيج و بسيجي منطبق و
به زيبايي صورت و سيرت اين دليرمردان عرصه عشق و ايمان
را ترسيم نموده است
از آن امام راحل عظيم الشان
است :
« بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پرثمري است كه
شكوفه هاي آن بوي بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق
مي دهد. بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان
گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته هاي رفيع آن
اذان شهادت
و رشادت سر داده اند. بسيج ميقات پابرهنگان و معراج انديشه
پاك اسلامي است كه تربيت يافتگان آن
نام و نشان در گمنامي
و بي نشاني گرفته اند. بسيج لشكر مخلص خداست كه دفتر
تشكل آن را همه مجاهدان از اولين تا آخرين امضا نموده اند. »
از آن هنگام كه به امر و اشاره بزرگ بسيجي انقلاب
اسلامي
حضرت امام خميني (قدس سره )
بسيج شكل گرفت
و دهها هزار انسان مومن از پير و جوان
زن و مرد
عاشقانه در
اين مدرسه ثبت نام كردند تا به امروز
هجمه هاي ناجوانمردانه
برخي خرده هاي ره گم كرده و دشمنان قسم خورده مستكبر
خارج از انقلاب اسلامي
نتوانسته است
جذبه و شيريني و
عاشقي و نورانيت اين مدرسه را
آسيبي برساند. آخر مگر
مي شود
مدرسه اي را از رونق انداخت كه حضرت علي (ع )ـ
گمنام ترين بسيجي ـ مدير و عضو اين مدرسه باشد مگر
مي شود مدرسه اي را از نگاهها برگرفت و دلها را از آن روي
گرداند كه سيدالشهدا(ع )
رهگشا و داعي و حامي آن باشد و
شاگردان را با محبت و عشق خود در كلاسها
بپروراند
مدرسه اي كه حضرت امام خميني قدس سره
بزرگترين
افتخارش
عضويت در آن است
چگونه با نفسهاي آلوده و
متعفن و رسواي خودباختگان و مستكبران
حريمش شكسته
مي شود اين مدرسه هزاران عاشق به قله ي رفيع شهادت
رسيده را در خود پرورانده است . اين مدرسه هزاران نوجوان و
جوان جوياي رضاي حق تعالي و تشنه محبت و زيارت
حسين بن علي (ع ) را در خود جاي داده است . اين مدرسه و
دانش آموزان آن نقطه اميد و اتكا و الگوي جهان اسلام و
مسلمانان و جوانان عدالت جوي دنياست . اين مدرسه
با عشق
سيدالشهدا(ع ) عجين شده است و همچون سيد و سالارش
روز به روز بر رونق و نام آوري و تاثيرگذاريش افزوده مي شود.
بسيجي پرورش يافته در اين مدرسه و در كوره عشق
حسين (ع )
انساني است منطقي
فداكار
با انگيزه
متخلق به
اسلام
عامل به احكام الهي
آگاه به زمانه
منظم و با انضباط
گوش به فرمان رهبر
خدمتگزار ملت
مدافع آرمانها و
ارزشهاي انقلاب اسلامي
خار چشم دشمنان ملت . انساني
است كه خاكريزهاي دفاع از نظام اسلامي را در ميدانهاي نبرد
نظامي
سياسي
امنيتي
فرهنگي و سازندگي پر كرده است و هر
جا بوجود او نياز است مخلصانه و بي ادعا و گمنام
ايثار مي كند
و گره ها را مي گشايد.
بسيج نقطه اميد و اتكا و نشاط ملت است . جوانان همين
ملت در اين مدرسه جوياي عشق حسين
به معرفت زلال
بسيجي مي رسند و تفكر بسيجي را به آحاد جامعه و ملتهاي
مسلمان و جوانان جهان عرضه مي كنند. مسئولان و مديران
نظام خود يابد بسيجي باشند و وظيفه خود را در قبال اين
مدرسه بزرگ و گسترده را بدانند و از آن غافل نباشند كه امام
عزيز
غفلت كنندگان از بسيج را به خشم الهي انذار فرمود.
كتاب بسيج و تفكر بسيجي در پنج فصل و گفتارهاي متعدد
تدوين شده است . عناوين فصول و برخي مطالب كتاب مذكور
چنين مي باشد : تشكيل بسيج بر اساس نيازهاي جهان اسلام
بسيجي كيست و چه تفكري بر او حاكم است جايگاه بسيج و
بسيجيان
بسيج سرمايه ملي كشور و راه علاج دردها
بسيج
عامل ايجاد و حفظ امنيت در كشور
بسيج بهترين مدافع
انقلاب و اسلام و كشور
وظايف و مسئوليتهاي بسيج
توطئه ها و ترفندها عليه بسيج و...
در برخي صفحات كتاب بسيج و تفكر بسيجي مي خوانيم :
برادران و خواهران ! مساله ي بسيج
يك مساله ي اساسي و
اصولي انقلاب است . اگر شما ملاحظه مي كنيد كه امام بزرگوار
ما اين قدر روي بسيج تكيه مي كردند
ناشي از همان فكر
اصولي حاكم بر انقلاب اسلامي ماست . بر اساس آن فكر
اگر
بگوييم قوام انقلاب به بسيج است
حرف گزافي نگفته ايم . »
بسيج
نياز جمهوري اسلامي ايران و دنياي اسلام است .
جدايي حكومتهاي اسلامي از مردم و فساد جوانها
دو آفتي
است كه دنياي اسلام را تهديد مي كند و راه درمان هر دو آفت
بسيج است ...
« بسيج
يك حركت بي ريشه و سطحي و صرفا از روي
احساسات نيست ; بسيج يك حركت منطقي و عميق و اسلامي
و منطبق بر نيازهاي امروز دنياي اسلام و ـ به طريق اولي ـ
جامعه ي اسلامي است . قرآن كريم مي فرمايد : « هو الذي ايدك
بنصره و بالمومنين » : اي پيامبر
خداي متعال تو را
هم به
وسيله ي نصرت خودش و هم از طريق مومنين
مويد قرار داد و
كمك كرد. اين خيل عظيم مومنيني كه در اينجا مورد اشاره ي
آيه ي قرآن قرار گرفته اند
عبارت ديگري است از آنچه كه
امروز به نام « بسيج » در جامعه ي ما وجود دارد. آيات ديگر
قرآن هم
آنجا كه اشاره به مردم و آحاد مومن و انسانهاي با
اخلاص مي كند; بسيج عزيز كم نظير زمان ما را كه محصول فكر
و درايت امام بزرگوار است
نشانه مي گيرد...
بصيرت بسيجي اين است كه بداند امروز با تكيه ي به چه
ايماني و در مقابل چه كسي ايستاده است . خيال نكنيد مخالفان
شما چهار نفر آدمي هستند كه به ظاهر ممكن است با اخم به
شما نگاه كنند; نه
اينها برادرها و خواهرهاي شما هستند;
حداكثر اين است كه در زمينه يي اشتباه مي كنند. مخالفان و
دشمنان شما قدرتهاي استكباري و غارتگران بين المللي و
كمپانيهاي بزرگ اقتصادي دنيا هستند كه تقريبا به طول كامل
همه ي رسانه هاي جمعي را در اختيار دارند...
« بيسجي
يك عنوان ارزشمندن و والا است . بسيجي
يعني
دل با ايمان
مغز متفكر
داراي آمادگي براي همه ي ميدانهايي
كه وظيفه يي انسان را به آن ميدانها فرا مي خواند. اين معناي
بسيجي است .
همه ي جوانها
همه ي انسانها و همه مردان و زناني كه در
اين كشور
دلشان با نور ايمان
منور است
در قبال مسئوليت
عظيمي كه بر دوش ملت ايران نهاده شده است
احساس
وظيفه مي كنند. اين پرچم پرافتخاري كه دست ملت ايران
سپرده شده است
يعني پرچم سربلندي اسلام
پرچم عزت
اسلام
پرچم نام آوري و شكست ناپذيري اسلام ; اينها امروز
دست ملت ايران است . همه ي كساني كه نسبت به اين وظيفه ي
بزرگ
احساس مسئوليت مي كنند
در حقيقت بسيجي هستند.
هر جا وظيفه يي باشد
انسان بسيجي در ميدان آن وظيفه
حاضر است . »
بسيج
يعني حضور بهترين و با نشاط ترين و با ايمان ترين
نيروهاي عظيم ملت در ميدانهايي كه براي منافع ملي
براي
اهداف بالا
كشورشان به آنها نياز دارد; هميشه بهترين و
خالصترين و شرافتمندترين و پرافتخارترين انسانها اين
خصوصيات را دارند. بسيج در يك كشور
معنايش آن زمره يي
است كه حاضرند اين پرچم افتخار را بر دوش بكشند و برايش
سرمايه گذاري كنند; آسان هم كه نيست ...
بسيج به معنوي حضور و آمادگي در همان نقطه يي است كه
اسلام و قرآن و امام زمان (اروحنا فداه ) و اين انقلاب مقدس
به آن نيازمند است ; لذا پيوند ميان بسيجيان عزيز و حضرت
ولي عصر (ارواحنا فداه )
مهدي موعود عزيزـ يك پيوند
ناگسستني و هميشگي است . »
رهبر معظم انقلاب اسلامي : بسيج
يك حركت
بي ريشه و سطحي و صرفا از روي احساسات نيست ;
بسيج يك حركت منطقي و عميق و اسلامي و منطبق
بر نيازهاي امروز دنياي اسلام و به طريق اولي
جامعه اسلامي است .
رهبر معظم انقلاب : بصيرت بسيجي اين است كه
بداند امروز با تكيه به چه ايماني و در مقابل چه
كسي ايستاده است . مخالفان و دشمنان شما
(بسيجي ها) قدرتهاي استكباري و غارتگران
بين المللي و كمپانيهاي بزرگ اقتصادي هستند.
رهبر معظم انقلاب : بسيج يعني حضور بهترين و با
نشاط ترين و با ايمان ترين نيروهاي عظيم ملت در
ميدانهايي كه براي منافع ملي
براي اهداف بالا
كشورشان به آنها نياز دارد. هميشه بهترين و
خالص ترين و شرافتمندترين و پرافتخارترين
انسانها اين خصوصيات را دارند.

*****
درس هاي اسفار
|

انتشارات صدرا جلد اول « درس هاي اسفار » شهيد آيت
الله مرتضي مطهري را در 272 صفحه منتشر كرده است . در
فهرست كتاب مذكور عناوين متعددي به چشم مي خورد كه
برخي از آن ها چنين است : حركت و سكون
معناي وجود
تدريجي
تحقيق درباره چگونگي وجود حركت
اثبات محرك
اول
پاسخ اشكالات مربوط به اصل نيازمندي متحرك محرك
تقسيمات قوه مجريه و اثبات محرك عقلي
هر حادثي مسبوق
به قوه و ماده است
تقدم فعل بر قوه و... در بخشي از مقدمه
اين كتاب مي خوانيم :
اين سلسله دروس
در فاصله سالهاي 1354 تا 1357 در
شبهاي پنجشنبه و جمعه براي گروه كثيري از فضلا و طلاب در
حوزه علميه قم القا گرديده است . انتخاب اين مباحث طبق
ممشاي هميشگي استاد براساس نياز شديد آن روزگار بوده و
ايشان را بر آن داشته كه براي مقابله با ادعاهاي پرطمطراق
مادي گرايانه آن دوران به تحليل مباحث « حركت » بپردازند. در
عين حال اين كتاب به جهت تبيين يكي از مباحث مهم حكمت
متعاليه توسط يكي از اساتيد مسلم فن
يك گنجينه غني به
شمار مي آيد كه همواره مي تواند براي دانش پژوهان و محققين
فلسفه اسلامي راهگشا باشد
بويژه آنكه در طي اين دروس به
مناسبت
از مباحث منطقي و فلسفي بي شماري مانند عرض و
عرضي
اثبات نفس
اصل تضاد
اصل عدم تناقض
نفس كلي
عالم
رابطه مادي و مجرد
خير و شر
كلي طبيعي و مانند آن
سخن به ميان آمده است . آنچه بر غناي اين مباحث افزوده يكي
توجه خاص استاد به نظرات مرحوم استاد علامه طباطبايي
قدس سره است و ديگر اشاره استاد به نظرات خودشان در
مواردي است كه ايشان نظري متفاوت از مرحوم
صدرالمتالهين اختيار كرده اند. اين خصوصيات به همراه
ويژگيهاي ديگر مانند درجه بندي كردن اهميت پاره اي از
مباحث فلسفي توسط استاد در ضمن برخي جلسات كه
خوانندگان تيزبين آنها را درخواهند يافت اين كتاب را به
مجموعه اي ارزشمند مبدل ساخته است ...

*****
ثنقدي بر شماره جديد مجله « نقد و
نظر »
|

شماره 39 و 30 فصلنامه نقد و نظر در 496 صفحه از سوي
دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم منتشر شده است . اين
شماره از فصلنامه نقد و نظر
اختصاص به موضوع « معناي
زندگي » دارد
همچنان كه طبق آن چه در سر مقاله اين شماره
آمده است
شماره بعدي مجله مذكور نيز به همين موضوع
(معناي زندگي ) اختصاص خواهد يافت . آنچه در وهله اول
توجه خواننده را جلب مي كند
اين است حدود 80 درصد
مقالات و مطالب شماره 29 و 30 مجله نقد و نظر
ترجمه
مقالات و مطالب بيگانه و يا گزارش مكتوبات بيگانگان
است .
گرچه در سر مقاله اشاره شده است در شماره حاضر عمدتا از
منظر متفكران غربي به « معناي زندگي » نگاه شده است و در
شماره آينده با رويكرد ديني و اسلامي به موضوع مذكور نگاه
خواهد شد
ولي اين اشاره نمي تواند مجوزي براي پركردن
مجله از مقالات ترجمه اي و مطالب و انديشه هاي وارداتي
باشد. به ويژه آن كه اين مجله نام حوزه علميه قم را در
پيشاني دارد
حوزه اي كه در هر زمينه
بخصوص در
زمينه هايي مثل معناي زندگي
هدف زندگي
سرانجام زندگي
چرايي زندگي و... بايد كانون توليد انديشه و نشر آن باشد.
انباشته كردن يك شماره مجله از انديشه هاي غربي و مطالب
ترجمه و حواله دادن نقد آن ها به شماره بعدي مجله
به
دلايلي كه در ذيل خواهد آمد
چندان مناسب نيست . اصولا از
منظر عمومي و از منظر كسي كه مجله شماره مذكور را در
دست مي گيرد
چندان خوشايند و پسنديده نيست كه آن را
انباشته از مطالب بيگانه و تقريبا خالي از مطالب و مقالات
خودي ببيند. هر چند كه قرار باشد در شماره بعدي چنين و
چنان شود. هر كس مجلس را با اين وضع مشاهده كند
به طور
طبيعي اين سئوال به ذهنش مي آيد كه پس سهم حوزه و سهم
داخلي ها در اين مجله چه اندازه است . و چون اين سهم را
ناچيز ببيند
چه بسا اين گمان برايش پيش آيد كه اساسا
داخلي ها و اهل حوزه چيزي در اين زمينه نداشته اند وتوليد و
ثمري به سامان نرسانده اند تا مطرح كنند و سهم بگيرند
و در
نتيجه سهم غربي ها در مجله اي كه نام حوزه علميه قم را بر
سينه دارد
80 در صد و سهم داخلي ها به زور به 20 درصد
مي رسد. اين ذهنيت زماني قوت بيشتر مي گيرد كه خواننده
مشاهده كند دست اندركاران مجله حداقل در سه جا به طور
مستقيم و غيرمستقيم براي سامان دادن شماره بعدي مجله
دعوت به ارسال مقاله كرده اند و از شوق و ذوق خود براي
همراهي و ياري ديگران جهت غني كردن شماره بعد سخن
گفته و استمداد جسته اند در يكي از اين دعوت ها
دست اندركاران مجله در چند صفحه فهرست بلندي از
موضوعات مختلف ارائه داده و از ديگران خواسته اند پيرامون
آن موضوعات كه همگي با « معناي زندگي » مرتبط است
مقاله
و مطلب بفرستند و در بحث مطرح شده شركت جويند.
با توجه به اين وضع كه گويا هنوز نقدهاي غني و
شايسته اي براي پاسخ گويي به مقالات و نظرات مطرح شده
غربي و همچنين ساير مطالب و مقالات شماره بعدي مجله
چندان آماده نيست و نقدهايي كه قرار است در شماره ديگر
بيايند
همگي بر اساس حواله هاي نامطمئن و اميد است
آيا
سزاوار مي باشد از قول غربي ها مطالبي مثل : « افراد بدون هيچ
ديني مي توانند زندگي با شكوه و بسيار خوبي داشته باشند.
عده كثيري از ما مي توانند بدون دين زندگي هاي آبرومند
داشته باشند و متمدن حقيقي شوند و روياهاي كودكانه ! را
كنار بگذارند. انسان هاي جديد مي توانند با فقدان بينش
ديني كنار بيايند و به زندگي خود معنا ببخشند. هيچ كس
براي دست زدن به كار به اميد نياز ندارد. هيچ كس به يمن
پشتكار كامياب نمي شود. جهان خودش داراي معنا و هدفي
نيست و در نتيجه آدمي كه چيزي غير از يك جز كوچك از
اين جهان نيست
معنا و هدفي ندارد. اگر معنا و هدفي
در زندگي انسان به چشم مي خورد
چيزي است كه خود
انسان آن را جعل كرده است و... » مطرح گردد و پاسخي به آن
داده نشود.
فرض اين كه همه آن حواله ها و اميدها را به اطمينان
تعبير كنيم و « آماده نبودن ها » راهم « آماده » تصور نماييم
با
اين حال آيا سزاوار است مطالبي كه فقط نمونه هايي از آن ها
ذكر شد
در مجله مطرح نماييم و پاسخ آن را چند ماه ديگر به
دست خواننده بدهيم . آيا مطمئن هستيم كسي كه اين شماره
مجله به دست او رسيده است
شماره بعدي آن هم كه
مي خواهد چند ماه ديگر منتشر شود
به دست او خواهد
رسيد و پاسخ اين مطالب را دريافت خواهد كرد
اساسا چرا مجله اي كه در شناسنامه اش نام حوزه علميه
قم را به عنوان پشتوانه و هويت خود مطرح مي كند و علم
« تبليغات اسلامي » را بالاي سردارد
بايد به تبيين معناي
زندگي از ديدگاه غربي ها بپردازد و مبلغ مستقيم و
غيرمستقيم انديشه هاي آن ها شود مگر وظيفه اصلي چنين
مجله اي نبايد تبيين و تفسير معناي زندگي از ديدگاه اسلامي
و ديني باشد و اگر هم به افكار ديگران مي پردازد
متعادل
در
حد نمونه و محدود به دو ـ سه مورد باشد نه اين كه يك مجله
500 صفحه اي انباشته از نظرهاي بيگانگان و تهي از
ديدگاههاي خودي ها و داخلي ها به خوانندگان ارائه گردد. به
طور كلي به نظر مي رسد كه در اين شماره مجله نقد و نظر
گرايش به مطرح كردن ديگران و انديشه هاي ديگران از حد
متعارف غليظ تر است
زيرا علاوه بر آن چه ذكر شد
حتي در
سرمقاله و « سخن آغازين » آن وقتي خودشناسي مطرح
مي شود
تنها به يك سخن از امام علي (ع ) بسنده مي شود
ولي نظر و سخن سازندگان معبد آپولو
آكهارت و.. بي دريغ ذكر
مي شود. بالاخره
سخن پاياني ما
همان سخن و شعر مولوي
است كه در مطلع سر مقاله مجله مذكور درج شده
است :
لحظه اي در خود نگر تا كيستي
از كجايي
وز چه جايي
چيستي
آري
دست اندركاران محترم مجله نقد و نظر طبق همين
شعر كه آن را در صدر سخن خود درج كرده اند
بايد تامل كنند
كيستند و در كجا براي انتشار نشريه نشسته اند.
علي وزوايي

| | | |