
اشاره
بحران 21 روزه گرجستان سرانجام در هفته گذشته با
استعفاي « ادوارد شواردنادزه » رئيس جمهوري 75 ساله اين
كشور به جابه جايي قدرت منجر شد.
تحولات سياسي و ناآراميهاي متوالي در گرجستان پس از
انتخابات پارلماني 11 آبان گذشته اين كشور كه با گسترش
اعتراضات گروههاي مخالف دولت به نحوه برگزاري اين
انتخابات همراه بود به حاكميت 11 ساله « ادوارد شواردنادزه » بر
اين جمهوري بحران زده قفقاز پايان داد.
بررسي علل تحولات جاري در گرجستان
علت سقوط
شواردنادزه و عوامل خارجي يا داخلي دخيل در اين تحولات
مي تواند ابعاد بحران اين سرزمين را بنماياند.
گرجستان در يك نگاه
جمهوري گرجستان از جمله جمهوريهاي منطقه قفقاز
است . اين جمهوري از شمال و شرق به روسيه
از جنوب به
جمهوريهاي آذربايجان و ارمنستان
از شمال غرب به درياي
سياه و از جنوب غرب به تركيه محدود مي شود. گرجستان
69700 كيلومتر مربع وسعت و 5
6 ميليون نفر جمعيت دارد . در
بهار سال 1370 استقلال خود را به دست آورده و مردمش اكثرا
ارمني هستند. گرجستان كه در غرب به عنوان « جورجيا » معروف
است
سرزميني كاتوليك نشين است و چون دو جمهوري ديگر
قفقاز يعني ارمنستان و آذربايجان تا قرن نوزدهم يعني تا حدود
150 سال قبل
بخشي از خاك ايران بوده است . گرجستان از
جمله جمهوريهاي شوروي سابق است كه به درياي آزاد راه
دارد. شهر تفليس در جنوب گرجستان
مركز اين جمهوري
است .
شواردنادزه كيست
سرنوشت گرجستان در سالهاي پس از استقلال از كرملين با
عملكرد شواردنادزه گره خورده است . ادوارد آموروسيويچ
شواردنادزه وزير امور خارجه پيشين شوروي سابق به يكي از
بانيان اصلاحات سياسي و اقتصادي در اين كشور بود . او در 25
دي 1306 در گرجستان متولد شد . در 1327 به حزب
كمونيست راه يافت و تا اواخر دهه 1340 پستها و مناسب
مختلفي را در جمهوري گرجستان عهده دار گرديد . از 1348 تا
1351 وزير امور داخله گرجستان (وزارت كشور) بود و در
1351 دبير كل حزب كمونيست اين جمهوري گرديد .
شوادرنادزه اين سمت را در دوران حكومت برژنف
آندروپف و
چرنينكو تا تابستان سال 1364 حفظ كرد . او از دوستان نزديك
گورباچف و از همفكران او در اصلاحات سياسي و اقتصادي
مورد نظرش بود. بعد از مرگ چرنينكو و انتخابات گورباچف به
دبير كلي حزب كمونيست شوروي
در تير 1364 شواردنادزه
جايگزين گروميكو در وزارت امور خارجه شوروي گرديد. وي
اين سمت را تا 29 آذر 1369 حفظ كرد
سپس در اين تاريخ به
نشانه اعتراض به عملكرد گورباچف در به وجود آوردن
بحرانهاي سياسي و اقتصادي و اجتماعي از مقام خود استعفا
كرد. پس از وي الكساندر بسمترنيخ به وزارت امور خارجه
شوروي سابق برگزيده شد.
شواردنادزه كه بيشترين سهم را در توجيه دكترين گورباچف
درباره گلاسنوست و پرسترويكا در صحنه بين المللي برعهده
داشت
پس از استعفا از مقام وزارت امور خارجه شوروي سابق
مشاور سياسي گورباچف شد . وي يك سال پس از استعفا در 28
آبان 1370 مجددا با اعلام اينكه « خطر
حاكميت ملي شوروي
را تهديد مي كند » وزارت امور خارجه شوروي سابق را پذيرفت
و بوريس پانكين كه در پي بركناري بسمترنيخ در جريان كودتاي
ناموفق مرداد 1370 عليه گورباچف به وزارت خارجه شوروي
سابق منصوب شده بود
به عنوان سفير عازم لندن شد.
شواردنادزه سرانجام با تغييرات وسيعي كه در ساختار سياسي
حكومت شوروي سابق در آذر 1370 به وجود آمد
از پست
وزارت خارجه كنار گذارده شد. وي پس از فروپاشي شوروي و
استقلال جمهوري گرجستان
در راس مخالفان گامسا خورديا
رئيس جمهور منتخب مردم به مبارزه با وي پرداخت و به عنوان
رئيس شوراي دولتي با سركوبي هواداران خورديا
زمام امور را
به دست گرفت و بدين ترتيب حكومتي نزديك به مسكو
جايگزين حكومت ضد روسي خورديا گرديد. وي اين سمت را
به مدت 11 سال تا هفته گذشته حفظ كرد .
ارزيابي نقش عوامل اقتصادي وسياسي درتحولات گرجستان
روند تحولات سياسي گرجستان در دوره پس از انتخابات
پارلماني 11 آبان اين كشور قابل پيش بيني بود و به همين دليل
كشورهاي ذينفوذ از اين امر استقبال كرده و استعفاي شواردنادزه
را ستودند.
گروههاي پيروز در گرجستان كه رهبران آنها عمدتا از
همراهان شواردنادزه بودند
اگر چه دولت را به تقلب در
انتخابات پارلماني متهم كردند
ولي به گفته « ميخاييل
ساآكاشويلي »
قبل از آن به ترويج رشوه خواري و فساد
اقتصادي و همچنين چگونگي انتصابات دولتي در كشور انتقاد
داشتند.
تحولات گرجستان را صرفا نبايستي در چارچوب
سياستهاي غربگرايي و يا شرقگرايي مورد بررسي قرارداد
بلكه
در اين ميان مشكلات اقتصادي و شرايط سياسي و اجتماعي را
نيز لحاظ كرد.
از يك سو رخدادهاي اين كشور را نمي توان صرفا عليه غرب
تحليل كرد
چرا كه « ميخاييل ساآكاشويلي » در روزهاي اخير
اعلام كرد كه سياست شواردنادزه با كشورهاي غربي
مبناي
مناسبات دولت آتي گرجستان با اين كشورها خواهد بود.
علاوه بر آن رهبران اصلي گروههاي پيروز در گرجستان
داراي گرايشهاي غربي هستند و در ساماندهي اعتراضات مردمي
عليه حكومت نيز تلاش كردند از الگوهاي غربي استفاده و از
توسل به روشهاي خشونت آميز دوري كنند.
از سوي ديگر
تحولات گرجستان را با توجه به بسترهاي
سياسي و اجتماعي آن نمي توان صرفا شرق گرايانه و روسي تلقي
كرد
اگر چه روسيه نقش اصلي را در بهره برداري از اين حوادث
بعمل آورد.
بنابراين وضعيت داخلي گرجستان شامل بحران اقتصادي و
افزايش بدهيهاي خارجي
وجود اختلافات قومي
فقر و رشد
آگاهيهاي سياسي و اجتماعي مردم از جمله زمينه هاي دگرگوني
سياسي و تغيير قدرت در اين كشور به حساب
مي آيند.
« ولاديمير پوتين » رئيس جمهوري روسيه بحران اقتصادي و
عدم توجه رئيس جمهوري گرجستان به واقعيتهاي ژئوسياسي
را يكي از مشكلات اساسي اين كشور اعلام و تصريح كرد :
شواردنادزه تنها با دريافت صدقه از خارج به اداره امور
مي پرداخت و اين كشور تنها به روسيه 2 ميليارد دلار بدهي دارد
و مردم آن نيز در فقر بسر ميبرند.
« نينو بورجانادزه » كفيل رياست جمهوري گرجستان نيز
اوضاع اقتصادي اين كشور را وخيم توصيف و اعلام كرد كه براي
رهايي از اين وضعيت از سازمانهاي بين المللي استمداد خواهد
كرد.
روابط شواردنادزه با احزاب مخالف
صرفنظر از عوامل اقتصادي
اصولا يكي از دلائل شكل گيري
بحران جاري در گرجستان نوع روابط شواردنادزه با احزاب
سياسي فعال در عرصه اين كشور است .
مناسبات ميان رئيس جمهوري گرجستان با مخالفانش از
جمله « ميخايل ساآكا شويلي » رهبر ائتلاف سياسي « جنبش
ملي گرايان »
« نينو بورجانادزه » رئيس اتحاديه « بورجانادزه ـ
دموكراتها » و « زوراب ژوانيا » رئيس سابق پارلمان اين كشور كه
از شاگردان وي به شمار مي روند
در سال 1380 رو به تيرگي
گذاشت .
مخالفان شواردنادزه
اطرافيان نزديك وي از جمله مسئولان
ارگانهاي انتظامي گرجستان را به رشوه خواري و فساد اقتصادي
متهم مي كنند.
« ميخايل ساآكاشويلي » يكي از مخالفان سرسخت
شواردنادزه و رهبر ائتلاف سياسي « جنبش ملي گرايان » كه متولد
سال 1346 شهر تفليس است
در سال 1374 به پارلمان
گرجستان راه يافت و در مهر سال 1379 به سمت وزير
دادگستري اين كشور منصوب شد.
ساآكاشويلي در بيانيه هاي خود بارها فعاليت حزب
كمونيست در گرجستان را مغاير با قانون اساسي اين كشور اعلام
كرده و خواستار منع فعاليت آن بود.
وي كه به هواداري از آمريكا و ضد روسي شهرت دارد
از
عضويت گرجستان در « ناتو » حمايت مي كند
ولي معتقد است
ابتدا بايد مشكلات داخلي اين كشور را حل كرد.
رئيس ائتلاف « جنبش ملي گرايان » قبل از اختلاف با
شورادنادزه يكي از وارثان سياسي وي معرفي مي شد و در حال
حاضر نيز يكي از نامزدهاي احتمالي رياست جمهوري اين
كشور به حساب مي آيد.
« نينو بورجانادزه » رئيس پارلمان گرجستان كه در پي
استعفاي « ادوارد شواردنادزه » كفيل رياست جمهوري اين كشور
شد
در سال 1343 در شهر كوتايسي گرجستان به دنيا آمد و در
سال 1365 در رشته حقوق از دانشگاه دولتي تفليس
فارغ التحصيل گرديد. وي سپس مدرك فوق اليسانس خود را در
رشته حقوق بين الملل از دانشگاه مسكو اخذ كرد و از سال
1374 وارد فعاليتهاي سياسي شد و در همان سال به مجلس
گرجستان راه يافت .
بورجانادزه در سال 1380 در حالي به رياست پارلمان
گرجستان انتخاب شد كه با سياستهاي شواردنادزه در مورد اداره
كشور مخالفت مي كرد.
پس از انتخابات 11 آبان گرجستان گروههاي مخالف با
طرح بروز تقلب در اين انتخابات
دولت را مسئول آن معرفي
كرده و خواستار برگزاري انتخابات دوباره و استعفاي رييس
جمهوري اين كشور شدند.
در اين ارتباط تعدادي از مسئولان دولتي و طرفداران
شواردنادزه با انتقاد از وي
راه را براي حضور بيشتر مخالفان در
صحنه هموار ساختند.
بحرانهاي قومي در گرجستان
اگر چه جا به جايي قدرت در گرجستان از نگاه برخي
انقلاب آرام توصيف مي شود
ولي كناره گيري شواردنادزه از
قدرت
نگرانيهاي زيادي از جمله بروز تحركات تجزيه طلبي در
كشور كوچك منطقه قفقاز را كه داراي 5
6 ميليون جمعيت و
نزديك به 70 هزار كيلومتر مربع مساحت است
در پي
دارد.
به دنبال فروپاشي شوروي سابق تحركات تجزيه طلبي در
گرجستان سرعت گرفت و جمهوريهاي خود خوانده آبخازيا و
اوستياي جنوبي كه قبل از فروپاشي در قلمرو گرجستان بودند
جدايي خود را از دولت تفليس اعلام كردند.
جمهوري خودمختار آجارستان به رهبري « اصلان
آباشيدزه » نيز در طول زمامداري شورادنادزه خود را با دولت
مركزي گرجستان هماهنگ نمي كرد.
آبا شيدزه به دليل اختلاف شديد با مخالفان رئيس
جمهوري گرجستان پس از انتخابات اخير پارلماني اين كشور به
صف موافقان شواردنادزه پيوست و در پي استعفاي وي مرزهاي
جمهوري خودمختار آجارستان با ساير مناطق گرجستان را بسته
اعلام كرد.
وي همچنين اعلام كرده است كه از حكومت موقت تفليس
تبعيت نخواهد كرد.
ارزيابي نقش روسيه در تحولات گرجستان
اما روي ديگر ماجرا روسيه است كه بدون ترديد اين كشور
نيز در گرجستان منافعي انكار ناپذير دارد. اين نكته نيز كه در
ماجراي گرجستان تا چه ميزان روسيه به صف آرايي در برابر
ايالات متحده پرداخت
يكي از مسائل مهم و قابل تامل و البته
مبهم در ماجراي گرجستان است .
اين سئوال كه تا چه ميزان كرملين مي تواند در مقابله با كاخ
سفيد
منطقه را تحت تسلط خود داشته باشد و آيا اساسا اين
منطقه به يكي از مناطق چالش برانگيز ميان مسكو و واشينگتن
تبديل خواهد شد يا نه
خود از جمله ابهاماتي است كه نيازمند
بررسي و موشكافي دقيق است .
بدون ترديد هر دو كشور در اين منطقه براي منافع خود
تعاريفي دارند و در راستاي كسب آن نيز تلاش مي كنند.
اين منطقه اهميت زيادي براي روسيه دارد و هر حادثه اي كه
در منطقه اتفاق مي افتد
در اوضاع داخلي روسيه نيز تاثير
خواهد گذاشت .
بر اين اساس مسكو تلاش مي كند اوضاع را در اختيار خود
درآورد
يا حداقل بر اين وضعيت تاثير بگذارد تا وضعيت
داخلي روسيه كمتر از آن متاثر شود.
بنابراين مي توان اين گونه نتيجه گرفت كه به رغم اين كه
اوضاع گرجستان هرگز به نفع روسيه به پيش نرفت
اما روسيه
نيز براي هرگونه اقدامي كه معمولا در اين گونه موارد مي كند
چندان تلاشي نكرد.
به عنوان مثال مسكو مي توانست به مانند موضوع چچن
نيروهاي نظامي يا دستكم نيروهاي ضد شورش خود را به
گرجستان اعزام كند.
صرف نظر از اين كه كرملين مي توانست سياست اجتناب از
هرگونه اقدام نظامي و حمايتي از تفليس را با نظر مساعد كاخ
سفيد به پيش برد
بيشتر به نظر مي رسد اختلافات عميق و بدون
راه حل ميان شخص شواردنادزه با مقامات كرملين
موجب
حمايت نكردن كرملين از وي شد.
مضاف بر اين كه پيوستن به اتحاديه اروپا نيز به عنوان يكي
از پيش فرض هاي ممكن براي تفليس مي توانست موجبات خشم
مسكو را فراهم سازد.
زمينه هاي يادشده در كنار سياستهاي « ادوارد شواردنادزه »
عليه مسكو و بازيهاي وي براي گسترش نفوذ غرب بويژه آمريكا
و « ناتو » در قفقاز
باعث نارضايتي همسايه شمالي اين كشور
شده بود و اين امر روسيه را بر آن داشت كه به تقويت نفوذ خود
در اين كشور بيانديشد.
روسيه به هنگامي كه آمريكا سرگرم بحران عراق است
به
تقويت موضع خود در قفقاز پرداخته و از فرصت طلايي بدست
آمده براي احياي موقعيت راهبردي خود در اين منطقه بهره
مي گيرد.
مسكو قبل از آن نيز از حوادث پس از انتخابات رياست
جمهوري آذربايجان كه در مقايسه با گرجستان از امكانات
اقتصادي بيشتري برخوردار است
بهره گرفته بود.
البته تحركات اخير روسيه در قفقاز را نبايد بمنزله خروج
غرب از اين منطقه تلقي كرد
زيرا دولتمردان كاخ سفيد و كرملين
به رغم رقابتهاي آشكار و پنهان در حوزه خزر و قفقاز
سعي
دارند سياستهاي خود را همانند ديگر مناطق تا اندازه اي
هماهنگ سازند.
در شرايط جاري كه آمريكا با مشكلات و بحرانهاي موجود
در افغانستان
عراق و خاروميانه دست به گريبان است
واشنگتن
در حوزه خزر و قفقاز در قبال روسيه مجبور به عقب نشيني
است .
به نظر كارشناسان
نگرشها و رفتارهاي سياسي رهبران
كشورهاي قفقاز كه در دهه اخير براي كاهش نفوذ روسيه بر
حضور غرب متكي بودند
كارآمدي خود را از دست داد
بطوري
كه پس از به قدرت رسيدن پوتين در روسيه تفكر جديدي در
منطقه بوجود آمد كه بر مبناي آن كشورهاي غربي و بويژه
اروپايي
همكاري با روسيه را براي حفظ ثبات در اين منطقه
عامل اساسي مي دانند.
حضور وزير امور خارجه روسيه در آستانه جابه جايي
قدرت در تفليس و ديدار رهبران جمهوري خودمختار
« آجارستان » و جمهوري خود خوانده اوستياي جنوبي با
يكديگر در روسيه
نشان مي دهد كه اين كشور بيش از ديگران در
صحنه تحولات گرجستان حاضر است و پيش بيني ميشود كه
مسكو براي پيش برد منافع خود و جلوگيري از بي ثباتي
ميان
جمهوريهاي خودمختار و دولت مركزي تفليس نقش ميانجي
ايفا كند.
ارزيابي نقش آمريكا در تحولات گرجستان
شواردنادزه كه به رغم برخي از تحليل گران نماينده طيف
وسيعي از مافياي منطقه قفقاز به شمار مي رود
ناخواسته در دام
بازيگراني همچون آمريكا افتاد و اين گونه سرنوشتش رقم خورد.
اما به راستي گرجستان چه اهميتي براي آمريكا مي تواند
داشته باشد كه طمع ورزي هاي بيش از اندازه شواردنادزه
مي توانست مانعي بر سر راه آن منافع ايجاد كند
حوادث چچن و جنگ قدرت ميان مسكو و واشينگتن در
سال 1377 و به آب و آتش زدن آمريكا در سنگين كردن كفه
منطقه به نفع خود
هرگز از ياد نخواهد رفت .
نزديكي گرجستان به منطقه حياتي خزر و نيز همجواري با
چچن در قلب قفقاز به لحاظ موقعيت ژئواكونوميك و
ژئوپليتيك
مي تواند براي آمريكا يك موقعيت ممتاز و حياتي به
شمار آيد.
آمريكا
به همراه ساير قدرتهاي غربي
نگران آن است كه
آشفتگي سياسي گرجستان سبب بي ثباتي در همه منطقه شده و
طرح استفاده از اين كشور به عنوان مسير ترانزيتي نفت صادرات
درياي خزر را به هم زند.
بنابراين از ديد آمريكا اگر قرار باشد كه با كناره گيري و رفتن
شواردنادزه
آرامش به منطقه باز گردد
پس تداوم حضور او در
پست رياست جمهوري چه ضرورت و توجيهي مي تواند داشته
باشد
اعتقاد بر اين است كه استعفاي نادزه كه پس از حدود دو
هفته از زمان شكل گيري علني مخالفت ها در گرجستان به
واقعيت تبديل شد
همواره خواست آمريكا بوده است .
شايد « لين پاسكو » فرستاده آمريكا به منطقه كه قائم مقام
وزارت خارجه آمريكا نيز هست
به خوبي توانست اين خواست
آمريكا را در ديدار 90 دقيقه اي خود با نادزه 75 ساله در ميان
گذاشته و او را كه تا پيش از اين مصر به حفظ سمت خود بود
با
تضميني كه كمتر كسي از مضمون آن اطلاع دارد
وادار به استعفا
كند!
در همين راستا « پاسكو » اعلام كرد
« اين مساله (آشوبهاي
گرجستان ) بهتر است به سرعت و با حداكثر رضايت طرفين حل
و فصل شود. سياست
هنر ممكن سازي و هنر مصالحه است و
براي مردم گرجستان مهم است كه اين كار صورت
پذيرد »
او ادامه داد : « آمريكا بزرگترين كمك كننده به گرجستان بوده
و كمك هاي نظامي نيز براي اين كشور ارسال كرده است . همچنين
از طرح ساخت خط لوله نفتي باكوـ تفليس ـ جيحان كه نفت
درياي خزر را به ساحل مديترانه در تركيه مي برد
حمايت كرده
و ديپلمات هاي آمريكايي مايلند اتفاقي در گرجستان روي ندهد
كه اين پروژه را منتفي سازد. »
پاسكو گفت : « در سخنانم با شواردنادزه و رهبران مخالف
تاكيد بر يافتن راه حلي از طريق مذاكره كرده ام . »
وي گفت كه « به او (نادزه ) توصيه كردم طرفين راه حلي صلح
آميز براي حل اين بحران بيابند. راه حلي در راستاي منافع مردم
گرجستان . »
بنابراين و با توجه به اين كه دولت آمريكا
هم پيش از آغاز
درگيري ها و هم در خلال آن
از روند مخالفت ها با شواردنادزه
حمايت مي كرد و هم اين كه بلافاصله پس از استعفاي وي
حمايت خود را از نيروهاي جديد اعلام كرد
نمي توان نقش اين
كشور را در روند ماجراي گرجستان و نيز دادن تضمين هاي لازم
به طرفين ماجرا و همين طور به كشورهايي مانند روسيه
ناديده
گرفت و با همين استدلال و با توجه به روند تحولات منطقه
متشنج شدن مناطق ديگري در ميان كشورهاي همسود از جمله
ليتواني را نيز نمي توان از نظر دور داشت .
پوتين : شواردنادزه تنها با دريافت صدقه از خارج
به اداره امور گرجستان مي پرداخت . وي در حالي كه
تنها به روسيه دو ميليارد دلار بدهي داشت مردم خود
را در فقر نگاه داشته بود.
بحران گرجستان را نبايد صرفا در قالب هاي شرق
گرايي يا غربگرائي بررسي كرد. بلكه در تحولات اين
كشور عوامل اقتصادي نقش بنيادين دارد.
آبخازيا
آجارستان و اوستياي جنوبي سه منطقه
عمده گرجستان هستند كه در تب طغيانهاي قومي بسر
مي برند.
آمريكا نگران آن است كه آشفتگي سياسي در
گرجستان به نقش ترانزيتي اين كشور در امر صادرات
نفت درياي خزر از طريق مسير خط لوله باكو
تفليس
جيحان لطمه بزند.

|