جواناني كه در خيابانها و محلات وقت خود را به بطالت مي گذرانيد بدانيد كه معناي زندگي در جنگ خلاصه مي شود. انسان با تقوا هميشه به نحوي در مبارزه است
جنگ با هواي نفس
جنگ با شيطان
جنگ با منافقين
جنگ با جهل و سستي و غيره . پس آگاه باشيد
نظر كنيد كه چگونه زندگي مي كنيد.
شهيد محمد مظاهري

***** معرفي كتاب رويشي در سپيده |
« رويشي در سپيده » عنوان مجموعه اي است از تصاوير مربوط به « تخريب » و « بازسازي » مناطق آسيب ديده از جنگ تحميلي كه توسط دفتر امور مناطق بازسازي شده جنگ تحميلي وزارت كشور تهيه گرديده است . در اين اثر روند تصاوير بگونه اي است كه تلاش دارد مقايسه اي نسبتا دقيق از وضعيت مناطق جنگزده با شرايط كنوني آن در قالب تصوير انجام دهد. آبادان
خرمشهر
اهواز
شوش
سوسنگرد
بستان
انديمشك
دزفول و تهران از جمله مناطقي هستند كه از نام و عكس آنها براي اعتبار اين كتاب سود جسته شده است . « رويشي در سپيده » در 162 صفحه قطع رحلي به شمارگان 3000 نسخه به زينت طبع آراسته گرديد . 
***** افسوس براي فصل بي قراري |
 تقديم به بسيجيان شهيد خوشا آنان كه بر بال ملائك نشستند و صفا كردند و رفتند خوشا آنان كه هنگام شهادت خميني را دعا كردند و رفتند و گفتن و نوشتن از اينان چه دشوار است . قلمها در آرزوي نوشتن كلمات درمانده اند. چه مشكل است
گفتن و نوشتن از عشق ناب آري عشق
عشق
عشق . چه واژه زيبا و پر معنايي كه در عين سادگي دشوار است . نمي دانم شايد به مرحله عشق پاك
خالص و خدايي نرسيده ام كه توان درك آن راندارم . بسيج يعني عشق به بسيجي
يعني عاشق
و بسيجي ماندن و بسيجي بودن
يعني عاشق شدن و عاشق ماندن . نمي توان از آناني گفت كه پا بر خاك خونين شهر گذاشتند
از آناني كه قناسه عشق را بر دوش كشيدند; از آناني كه مرصاد را رقم زدند : از مردان والفجر و بيت المقدس ; ازمردان بدر و خيبر; ازمردان فتح ; از مردان كربلا و عاشورا; چه سخت است از شقايقها گفتن ; چه شدند
كجا رفتند چه بگويم
از كي و از كي و كجا از علمدار بگويم يا از همت
از حاج احمد متوسليان يا از كاوه
از توران
كاظمي
خرازي
آويني از شيرازي از پاوه بگويم يا از مجنون شلمچه
يا از مريوان و خرمشهر
از مهران يا از دهلران كجاييد مردان بي ادعا
كجاييد مردان خدايي كجاييد مردان ميدان مردي و مردانگي كجاييد اي پرستوهاي مهاجر كجاييد اي سبك روحان عاشق كجاييد اي مردان بي نشان پاوه بگو
برادرانم چه شدند آنها لاله هايي در دامن تو امانت بودند. آنها سفيران عشق وعاشقي بودند. آنها سفيران مرد و مردانگي بودند
بگو چه شدند پرپر شدند
رفتند و كوچيدند. مجنون بگو از عشق و عشقبازي هاي مين ها
مجنون ها
بگو چگونه با معشوق خود خلوت مي كردند شلمچه از ياران بي سر بگو
خرمشهر بگو از آناني كه خاك تو را خونين كردند و مدال عاشق را بر گردن خود نهادند و چه مدال قشنگي
عشق بر سينه عاشقانت گذاشت . مهران از ياران بگوييد
از سرداران بي نشان
از بسيجيان مخلص
عاشق و بي ادعا
از آناني كه خستگي ها را خسته كردند
از آناني كه سادگي ها را شرمنده كردند
از آناني كه سجاده شان به وسعت خيبر بود
در فرات وضو گرفتند
در كربلا نماز خواندند و پيشنمازشان اباعبدالله بود. بگوييد از آناني كه فقط براي خدا شليك مي كردند. آري آنجا همه چيز براي خدا بود
عشق دستور مي داد و دل اطاعت مي كرد. آنجا كربلايي ديگر بود
چه رازي در اين رمز نهفته بود
نمي دانم ! قسم به ماه
به خورشيد به لاله هاي خونين
به مردان آهنين رزم
به كربلاي سرخ ايران
به تربت شهيدان ايران
به عشق
به سادگي
به مرداني كه پا در ركاب عشق نهادند. ولي
افسوس !فصل بي قراري ها
عاشقي ها
شب زنده داريها گذشت
فصل در خون غرق شدن
بي سر شدن
دل دادگيها و چابك سواريها گذشت . فصل خون
فصل آشنايان
فصل الله اكبرها گذشت .خوشا آنان كه نداي هل من ناصر ينصرني حسين زمان را لبيك گفتند. كجا رفتند
قره ني ها
فلاحي ها
فكوريها
شيرودي و كشوريها كاش برگردند آن تك سواران عشق
كاش برگردند
ياران خميني . كجا رفتند
چمران ها
باكريها
بروجردي ها و نامجوها و جهان آراها كجا رفتند مخلصان و سرداران عاشق اي كاش من نيز در جمع آنان بودم . چه با شكوه و پر معناست
بسيج و بسيجي ! و همين عشق بود كه محمدي و فهميده را به جبهه مي كشاند. آه برادرانم اگر آن روز پيكرهاي بي سر شما دل ما را به درد مي آورد
امروز ديدن پيكرهاي برادران و خواهرانمان در دلمان را به درد مي آورد. ] فلسطين [ سرزمين ملائك حال اي بسيجي اگر به شهر عشق رفتي مرا نيز با خود ببر زيرا هواي اينجا بسيار آلوده است
مرا ببر تا چشم انتظار كسي باشم كه فرمانده تمام مخلصان است
كسي كه از عمق ناپيداي مظلوميت ما آمدنش را وعده داده اند. اي شهيدان عاشق
اي پاك باختگان لايق و اي ياران حسين (ع )
اي مظلومان تاريخ
اي بسيجيان شهيد
روحتان بس بزرگ بود و كالبد جانتان كوچك و روحتان پرواز كرد و رفت تا به اوج رسيد. اي جان باختگان
حقيقت شما بالاتر از تمام كلمات و واژه هاست . بسيجي
عاشق كربلاست
بسيج يعني همان چيزي كه رهبرمان مي فرمايد : « بسيج يعني كل نيروهاي مومن و حزب اللهي كشور » . ث فاطمه حسيني ـ به نقل از اميد انقلاب 
***** بسيج ; جاري و هميشه خروشان |
به مناسبت هفته بسيج و تجليل از بسيجيان طي دو سده گذشته
ايده شكل گيري و پيدايش يك نيروي مسلح مقتدر و توانمند
از بزرگترين آرزوهاي ملت ايران و از اصلي ترين دغدغه هاي رجال سياسي مستقل و وطن دوست بوده است . در خلال اين ساليان تلخ
بخشهاي بزرگي از خاك ميهن
در مواجهه با قدرتهاي استعماري
از پيكره اصلي جداشدند و بارها و بارها
مردم ايران به دليل در اختيار نداشتن ارتش ملي و منسجم تهديد و تحقير شده اند. نبردهاي خونبار ايران و روس و معاهدات تحقيرآميز گلستان و تركمانچاي
مداخلات و كارشكني هاي دولت بريتانيا در حل وفصل اختلافات مرزي ايران با همسايگان
بويژه در ماجراي شهر هرات ـ كه به معاهده پاريس و جدايي بخشي ديگر از ميهن منجر شد و تجاوز گسترده ارتشهاي متفقين در دو جنگ جهاني قرن بيستم
از عمده ترين مظاهر مشكلات و رنجهاي ملت بزرگ ما در دو قرن گذشته بوده كه از اصلي ترين دلايل آن
عدم اتكاي دولت و ملت به ارتش منسجم و مقتدر است . علاوه بر اين
تكاپوهاي انقلابي ايرانيان در دو نهضت مشروطه و ملي شدن نفت و نيز در جنبش هاي انقلابي نظير قيام ميرزاكوچك خان جنگلي
به همين دليل ناكام شده يا به انحراف هاي اساسي و نابودكننده مبتلا شده است . ضمن آن كه خاطرات تلخ و گزنده دوره بيست ساله ديكتاتوري رضاخان قزاق و چكمه پوشان بي فرهنگ او
همچنان در حافظه تاريخي ملت ما ثبت و ضبط است . در اين سالها
نيروي نظامي غيرمردمي دولتهاي قاجار و پهلوي
يا از طريق كودتا
بر ضد مردم و آرمانهاي بلند آنان اقدام كرده يا آن كه همواره به سركوب جنبشها و مبارزات مردمي اشتغال داشته است ; اين ارتش با بلعيدن بخش بزرگي از ثروت ملي
به سد بزرگي در راه توسعه و تعالي ايران زمين مبدل شده بود و تنها در صحنه مانور و نمايش
قدرت و توان رزمي خود را به رخ ملت مي كشيد. حادثه شهريور 1320 و فروپاشي غيرقابل باور ارتش رضاخان در اولين ساعات حمله دشمنان
بارزترين نشانه پوشالي بودن ارتش غيرمردمي دولتهاي مستبد بود. انقلاب اسلامي
همزمان با نوآوري ها و خلاقيت هاي فراوان خود در عرصه مبارزه و انقلاب
راهگشاي ظهور ارتش طراز نوين در صحنه سياسي ـ نظامي كشور شد; ارتشي كه بزودي باليد و در اقصي نقاط مملكت ريشه دواند و سايه گسترد و به بزرگترين سرمايه انقلاب اسلامي در برابر تهديدات گوناگون دشمنان كينه توز داخلي و خارجي تبديل شد. اين ابتكار ارزنده
كه در تجربه تاريخي ملت ايران ريشه داشت
پايه گذار نيروي مسلحي شد كه به طور خاصي برخاسته از متن توده ها و متكي به فرهنگ جهادي اسلام
به ويژه نبرد عاشورايي امام حسين (عليه السلام ) بود. حضور مردم محروم اما انقلابي در شكل گيري سپاه پاسداران انقلاب اسلامي
بويژه شركت نيروهاي عاشق بسيجي در سازمان رزم سپاه
بزودي آرزوي ديرينه ايرانيان را براي در اختيارداشتن يك نيروي نظامي مقتدر و مردمي محقق ساخت و همچون خاري در چشم دشمنان درآمد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامي از رهگذر پيوند مستحكمي كه با توده هاي بسيج برقرار كرد
انرژي نهفته در عميق ترين لايه هاي اجتماعي را ساماندهي كرد و آن را در اختيار آرمانها و اهداف بلند انقلاب اسلامي قرار داد. سپاه با برخورداري از شور و نشاط بسيج بود كه توفيق آن را يافت در رويارويي با شورشهاي كور فتنه گران داخلي و نيز هجوم وحشيانه ارتش تا بن دندان مسلح رژيم بعثي
بزرگترين پيروزي ها را رقم زند. رود جاري و هميشه خروشان بسيج . با حضور مبارك خود در سازمان رزم سپاه
حيات و سرزندگي را در كالبد اين نهاد مقدس و حتي در دل وجان فرماندهان سپاه ساري و جاري كرد و از اين رهگذر
تداوم روحيه جهاد خالصانه را در درون سپاه تضمين كرد. بسيج به سان خون تازه اي است كه بايد همواره در رگهاي سپاه جريان داشته باشد تا ملت ايران به داشتن سپاهي سربلند و سرافراز به خود ببالد. بسيج عقبه مطمئني براي نيروي نظامي كشور و عمق استراتژيك انقلاب اسلامي به شمار مي رود. بي شك راز سربلندي و توفيق سپاه در سالهاي كوتاه پيدايش و بالندگي آن
در مرحله نخست
در حيات و سرزندگي روحيه جهادي و انقلابي فرماندهان و پاسداران سلحشور آن نهفته است و اين نيز به نوبه خود
تا اندازه زيادي مديون پيوند سپاه و بسيج بوده است . درك اين نكته و كوشش براي حفظ و ارتقاي اين پيوند و تلاش براي حفظ وفاداري سپاه و بسيج به اصول جاودانه انقلاب اسلامي
تداوم بخش حيات و نشاط انقلابي سپاه و بسيج خواهد بود. زنده نگه داشتن ياد و خاطره فرماندهان و بسيجيان شهيد و الگو قراردادن راه و مرام اين شهيدان بزرگ
رمز اصلي سرزندگي ارتش مردمي ما خواهد بود. بي هيچ ترديد بسيجيان مخلص ما
همانند گذشته
در هنگامه هاي خون و خطر
بي دريغ در كنار سپاه خواهند ماند. بسيج براي هميشه عقبه استراتژيك انقلاب اسلامي خواهد بود. ان شاالله ث علي شجاعي صائين بسيج عقبه اي مطمئن براي نيروهاي نظامي كشور و عمق استراتژيك انقلاب اسلامي است . حضور بسيج در سازمان زرم سپاه
آرزوي ديرينه ايرانيان را براي در اختيار داشتن يك نيروي نظامي مقتدر و مردمي محقق ساخت . سپاه از رهگذر پيوند مستحكمي كه با توده هاي بسيج برقرار كرد
انرژي نهفته در عميق ترين لايه هاي اجتماعي را ساماندهي كرد و آن را در اختيار آرمانها و اهداف بلند انقلاب اسلامي قرار داد. 
| | |