نظم و انضباط در كارها و برنامه ها يكي از امور ضروري در
زندگي هر انسان به شمار مي رود كه با رعايت آن
امور به خوبي
پيش رفته و از فرصت و زمان بهترين بهره نصيب انسان
مي گردد.
امير مومنان علي (ع ) هنگامي كه در بستر بيماري افتاده در
نخستين سفارش به فرزندانش چنين مي فرمايد : « اوصيكما و
جميع ولدي و من بلغه كتابي بتقوي الله و نظم امركم » (1 )
شما
و همه فرزندان و اهلبيتم و هر كه نامه ام به او مي رسد
سفارش
مي كنم به تقوي و ترس از خدا و نظم و مرتب كردن كارتان . » .
جهان هستي و بنياد آفرينش بر پايه نظم و ترتيب خاص
بنا نهاده شده است . و هر يك از موجودات عالم بر طبق همان
نظم
به فعاليت مشغول مي باشند.
اگر در امور يك كشور نيز نظم حاكم نباشد و هر نهاد و
ارگان و اداره اي در كار ديگري دخالت نمايد و از حيطه وظايف
محول شده به او تعدي كند
هرج و مرج حاكم گشته و زندگي
در آن جامعه مختل مي گردد.
مراكز علمي و آموزشي و دانش پژوهان در اين مراكز نيز از
اين قانون مستثنا نبوده و در صورت رعايت نظم و انضباط و
برنامه ريزي در كارها
امورشان به خوبي پيش خواهد رفت .
يكي از نشانه هاي نظم اين است كه انسان ساعات شبانه
روز خود را بر كارهاي جاري روزانه خود
تقسيم كرده تا بدين
وسيله از زمان
بهترين بهره و فايده را برده و از بي نظمي كه
ضايع كننده عمر انسان است
پرهيز كند.
و بايد همين نظم را در برنامه هاي بلند مدت خويش
همچون هفته
سال و حتي بيش از آن در زندگي حاكم كرد تا
موجب خسران و زيان نگردد.
در احوال پيامبر گرامي اسلام آورده اند : « هنگامي كه آن
حضرت وارد منزل مي شد اوقات خود را به سه قسمت تقسيم
مي فرمود : قسمتي را براي عبادت
بخشي را براي خانواده و
قسمتي را براي خود و بخش مربوط به خويش را نيز ميان خود
و مردم تقسيم مي كرد و اجازه ميداد كه خاص و عام
همه براي
عرض حاجت شرفياب شوند. البته ديدارها محدود بود و براي
هر كس به مقدار فضيلت و صلاحيتش وقت مي داد كه در
مسايل شخصي يا عمومي
با آن حضرت گفت و گو كنند ... » (2 )
بنابراين بايد براي تمامي ساعات زندگي برنامه ريزي كرد و
زماني را براي عبادت با خدا
تحصيل دانش
استراحت
غذا
خوردن و... در نظر گرفت . بي نظمي و بي انضباطي در امور
لطمه ها و ضررهاي جبران ناپذيري را به انسان وارد مي كند. و
انسان با بي برنامگي
نتيجه مفيد و ثمر بخشي از كارهاي خود
نخواهد گرفت . با آنكه اسلام تاكيد خاصي نسبت به داشتن نظم
در امور داشته ولي متاسفانه امروزه يكي از كم ارزش ترين
چيزها در نزد بسياري از مردم حتي كساني كه در مسير علم
اندوزي قرار دارند
وقت و زمان و عمر است . هر چند در واقع
قابل مقايسه و برابري با هيچ چيز ديگر نيست . اين در حالي
است كه ديگران در عمل كردن به اين دستور ديني و اسلامي از
ما سبقت گرفتند و باري لحظات كوتاه عمر خويش نيز اهميت
قائل هستند. بسياري از بزرگان
عالمان و دانشمندان براي عمر
خويش ارزش زيادي قائل بودند و با برنامه ريزي و ايجاد نظم و
انضباط در زندگي خود
بهره هاي فراواني مي بردند.
آيت الله بروجردي
مرجع بزرگ شيعيان يكي از بزرگاني
است كه نظم در زندگي ايشان جايگاه بس والايي داشته است .
شهيد آيت الله مطهري قضيه اي را در اين رابطه از آن بزرگوار
نقل مي كند كه : « در سال هايي كه در قم بودم
يك وقت يكي از
خطباي معروف ايران به قم آمد و اتفاقا ديد و بازديد ايشان در
حجزه بنده بود. در آنجا از ايشان ديدن مي شد. يك روز در
مدت اقامت ايشان در قم
شخصي در وقت نامناسبي ايشان را
به خانه آيت الله بروجردي برده بود آن موقع يك ساعت قبل از
وقت درس ايشان بود و معمولا ايشان در آن وقت مطالعه
مي كردند و كسي را نمي پذيرفتند
درمي زنند و به خادمشان
مي گويند به آقا بگوئيد فلاني به ملاقات شما آمده است . او
پيغام را مي رساند و بر مي گردد و مي گويد. آقا فرمودند : من فعلا
مطالعه دارم
وقت ديگري تشريف بياوريد.
آن شخس محترم هم برگشت و اتفاقا همان روز به شهر خود
مراجعت كرد. همان روز موقعي كه آيت الله بروجردي براي
درس آمدند مرا در صحن ديدند و فرمودند : من بعد از درس
براي ديدن فلاني به حجره شما مي آيم . گفتم : ايشان رفتند
فرمود : وقتي ايشان را ديدي بگو حال من
وقتي تو به ديدن من
آمدي
مانند حال تو بود وقتي مي خواهي براي ايراد سخنراني
آماده شوي
من دلم مي خواست وقتي با هم ملاقات مي كنيم
حواس من جمع باشد و با هم صحبت كنيم و در آن موقع من
مطالعه داشتم و مي خواستم براي درس بيايم .
پس از مدتي من آن شخص را ملاقات كرده
معذرت
خواهي آيت الله بروجردي را ابلاغ كردم و شنيده بودم كه بعضي
از افراد
وسوسه كرده بودند و به اين محترم گفته بودند : تعمدي
در كار بوده كه به تو توهين شود و تو را از در خانه برگردانند.
من به آن مرد محترم گفتم : آيت الله بروجردي مي خواستند به
ديدن شما بيايند ولي چون مطلع شدند كه شما حركت كرديد
معذرت خواهي كردند. آن مرد جمله اي گفت كه براي من جالب
بود. گفت : نه تنها به من يك ذره برنخورد
بلكه خيلي
خوشحال شدم
زيرا ما اروپايي ها را مي ستاييم كه مردمي
صريح هستند و رودرواسي هاي بيجا ندارند. من كه قبلا از
ايشان وقت نگرفته بودم
غفلت كرده در وقت نامناسبي رفته
بودم
من از صراحت اين مرد خوشم آمد كه گفت حالا من كار
دارم . » (3 )
نظم و انضباط در كارها درباره امام خميني زبانزد اهل
خانه
شاگردان
دوستان ايشان مي باشد به گونه اي كه يكي از
محورهايي كه ديگران درباره زندگي امام بيان مي كنند
تاكيد بر
رعايت نظم توسط ايشان در امور گوناگون است . تمامي امور
زندگي ايشان اعم از شخصي
خانوادگي
حوزوي
عبادي
اجتماعي و... برطبق نظم و ترتيب خاص و برنامه مخصوص
بوده است .
در اينجا به يك نمونه از خاطراتي كه درباره نظم در زندگي
امام است
از زبان خانم دباغ اشاره مي شود : « برادران فيلمي را
از برنامه هاي انقلاب آورده بودند فرانسه
پيشنهاد كردند كه به
امام بگويم كه بعد از شام فيلم را ببينند. رفتم عرض كردم
شام
آماده است
بياورم به ساعت نگاه كردند و فرمودند : « حالا ده
دقيقه به شام مانده . »
اگر هر ساعتي از روز كسي سئوال مي كرد كه الان امام چكار
مي كنند خيلي راحت مي توانستم بگويم كه الان ايشان مشغول
چه كاري هستند.
ساعات روز و شب چنان تقسيم بندي شده بو دكه ما بدون
اينكه امام را ببينيم مي توانستيم بگوييم كه الان امام مشغول
چه كاري هستند . مثلا همان طور كه گفتم
امام از ساعت 3 نيمه
شب از خواب برمي خاستند
جهت برنامه هاي عبادي و
رسيدگي به اخبار جهان
كه قبلا روزنامه هاي ديگر ترجمه
شده بود
صبحانه را ساعت 7 مي خوردند و بعد از صبحانه تا
ساعت 9 به كارهاي مربوط به مسايل داخلي ايران رسيدگي
مي كردند
از ساعت 9 تا 10 صبح كارهاي شخصي مربوط به
خودشان را انجام مي دادند
از ساعت 10 تا 12 ظهر مصاحبه
و ديدارهاي خصوصي داشتند
از 12 تا 2 بعد ازظهر برنامه
نماز و نهار بود و بعد از آن يك ساعت استراحت مي كردند. از
ساعت 3 الي 5 بعد از ظهر به كارهاي مربوط به انقلاب ايران
در رابطه با خودشان از قبيل اخبار و نامه هاي رسيده
مي پرداختند . از ساعت 5 بعد از ظهر نماز مغرب و عشا و
رسيدگي مجدد به مسايل داخلي ايران تا ساعت 9 شب كه
موقع شام ايشان بود
بعد از شام تا ساعت 11 به راديوهاي
مختلف و اخبارهايي كه قبلا ضبط شده بود
گوش مي دادند و
ساعت 11 مي خوابيدند . » (4 )
امام اين چنين بود كه توانست با حاكم كردن نظم در
زندگي
هم به امور فردي و عبادي و خانوادگي خويش بپردازد
و هم در بخش رهبري انقلاب اسلامي
امور كشور را به بهترين
روش
هدايت كند و به پيش ببرد.
اگر شهيد آيت الله مطهري توانست اينهمه خدمات را
براي اسلام از خود برجاي گذارد
يكي از عوامل مهم آن
نظم
در زندگي ايشان بود. يكي از بستگان نزديك وي مي گويد :
« استاد اوقات خود را چنان تقسيم مي كردند كه دقيقه اي از آن
تلف نشود و نظم خاصي در تمام كارها داشتند . » (5 )
درباره كانت
فيلسوف مشهور آلماني مي گويند : او نمونه
نظم و ترتيب و وقت شناسي بود. بيدار شدن
صبحانه
خوردن
نوشتن
درس دادن
ناهار خوردن و قدم زدن او وقت
معين داشت . هنگامي كه عصا به دست مي گرفت
گام از خانه
بيرون مي نهاد و به سوي خيابان درختان زيزفون ـ كه اكنون به
گردشگاه فيلسوف معروف است ـ به راه مي افتاد
همسايگان
مي دانستند كه ساعت درست سه و نيم است .
پي نوشت :
1 ـ نهج البلاغه
نامه .47
2 ـ المحجه البيضا
ج 4
ص .160
3 ـ مساله حجاب
ص .117
4 ـ سرگذشتهاي ويژه از زندگي امام خميني
ج 4
ص .49
5 ـ مطهري
مطهر انديشه ها
ج 2
ص .657
6 ـ امانوئل كانت
تعليم و تربيت
ترجمه غلامحسين شكوهي .
نظم وانضباط در كارها در باره امام خميني زبانزد
اهل خانه
شاگردان
دوستان ايشان مي باشد به گونه اي
كه يكي از محورهايي كه ديگران در باره زندگي امام
بيان مي كنند تاكيد بر رعايت نظم توسط ايشان در امور
گوناگون است . تمامي امور زندگي ايشان اعم از
شخصي
خانوادگي
حوزوي
عبادي
اجتماعي و... بر
طبق نظم و ترتيب خاص و برنامه مخصوص بوده است .

*****
علم و معنويت (3 )
|
محمدعلي رستميان
يكي از مسائل مطرح در رابطه با علم و عمل اين است كه از
كجا بايد عمل را آغاز كنيم . در اين رابطه بايد از عنصري آغاز
كنيم كه هم به علم مربوط است و هم به عمل و به هر دوي آنها
جهت و شكل مي دهد. نيت يكي از اركان اساسي در علم و عمل
مي باشد. نيت تعيين كننده چگونگي عمل است . از اينرو امام
صادق عليه السلام در تفسير آيه شريفه اي كه انسانها را از لحاظ
بهتري عمل مورد ابتلا و آزمايش مي بيند
1 عمل بهتر را
بيشتري عمل نمي داند بلكه خلوص عمل و مداومت بر آن
ناخالص گردد را بهترين عمل معرفي كند. آنگاه نيت را مهمتر از
عمل معرفي كرده و نيت را تمام عمل مي داند و يا استشهاد به
آيه شريفه اي كه عمل انسان را منطبق با شاكله او معرفي
مي كند
نيت را شاكله ساز وجود انسان مي داند2
پيامبر اكرم (ص ) نيز در ابتداي خطبه شعبانيه كه در آغاز
ماه مبارك رمضان براي مردم ايراد نموده اند
اولين امري كه
مورد توجه ايشان در رابطه با عمل قرار گرفته است مساله نيت
است كه مي فرمايد شما خدا را با نيت صادق و قلب پاك
بخوانيد و از او بخواهيد تا شما را در گرفتن روزه موفق كند و
دعاي شما را اجابت نمايد.
نيت چه در عمل و چه در عمل آموزي از اهميت
فوق العاده اي برخوردار است . اما نيت نيز همانند عمل از دو
جنبه ظاهري و باطني برخوردار است . هيچ علم و عملي بدون
نيت و قصد قربت الهي براي انسان نور معنويت به بار نمي آورد
و از لحاظ فقهي نيز عبادت بدون نيت اصولا باطل است . اما
آنچه در نيت مهم است جنبه باطني آن است
يعني اينكه
جهت گيري انسان به سوي علم و عمل خالص باشد و به جز
خداوند جهت ديگري نداشته باشد. در روايتي كه قبلا از امام
صادق (ع ) نقل كرديم اخلاص اينگونه تعريف شده است كه
انسان بر كاري كه انجام داده است حمد و ستايش هيچكس جز
خداوند را نخواهد.
پس وجود انسان آنگاه كه چنين شاكله اي بر آن حاكم گردد
از هر گونه تاريكي و ظلمت خارج مي شود و نور تمام وجود او
را فرا مي گيرد و خداوند متعال در قرآن كريم نيز با تذكر اين
نكته كه خداوند مولاي مومنان است و آنها را از ظلمت ها به
سوي نور و احد خارج مي كند3. همين حقيقت را مي فرمايد
پس مومني كه تنها خدا را ولي خويش بگيرد و خالصانه اعمال
خويش را فقط براي او انجام دهد وجودش نوراني گشته و
هيچگونه آغشتگي در آن باقي نمي ماند. اما هر كس عملي را
براي غير خدا انجام دهد تحت ولايت طاغوت قرار مي گيرد و
از نور به سوي ظلمت مي رود4.
اما در اين روايت نكته مهمي تذكر داده شده است . آيا در
ارتباط با علم و عمل بايد انسان صبر كند تا آنگاه كه نيتش
خالص شد به علم آموزي و عمل اقدام كند پاسخ اين سئوال
منفي است . زيرا خود عمل و تكرار آن به انسان در خالص شدن
نيت كمك مي كند و اين تاثير متقابل نيت و عمل را مي رساند كه
نيت در عمل تاثير دارد و عمل و تكرار آن به خالص شدن نيت
كمك مي كند از اينرو در راه علم و عمل انسان بايد بدنبال نيت
خالص باشد و هر چند در ابتدا آن را در اختيار ندارد ولي با
تكرار عمل و استقامت در راه عمل آموزي و عزم بر اينكه عمل
خويش را خالص گرداند به اين مهم دست مي يابد.
در ميان عبادات در رابطه با اخلاص
روزه از نقش ويژه اي
برخوردار است . پيامبر اكرم (ص ) از خداوند متعال نقل مي كند
كه او روزه را از خود دانسته و خودش را پاداش روزه دار قرار
داده است 5. در ميان عبادات هيچ عملي مثل روزه از چنين
پاداش بزرگي برخوردار نيست . فيض كاشاني در شرح بر اين
حديث علت اين امر را از دو جهت دانسته است . اول اينكه
روزه در ميان عبادات حتي از لحاظ ظاهري از خالص ترين
آنهاست . زيرا هيچكس آگاه نمي شود كه چه كسي روزه است و
چه كسي نيست و عبادتي خالص تر از روزه از اين جهت يافت
نمي شود. بنابراين اگر كسي واقعا روزه دار باشد جز خداوند
براي او پاداش نيست . دومين جهت اين است كه روزه در
حقيقت نه ترك محرمات بلكه ترك مباحات است و اين همت
بزرگي مي خواهد كه انسان خود را از اموري كه مباح است و در
ايام ديگر انجام مي دهد و از اين جهت روزه نهايت خضوع
انسان در درگاه خداوند است و ابزار خوبي براي مرتبه اوامر
الهي است 6. زيرا كسي كه به خاطر رضاي خداوند مباحات را
ترك كند
در ترك حرام كه امور مضري است پيشقدم خواهد
بود و در انجام واجبات كوشا است .
يكي ديگر از مسائل در باب علم و عمل تاثير متقابل بين
ايندو است . علم و عمل آنچنان در گروي همديگر هستند كه هر
يك بدون ديگري باقي نمي ماند. امام صادق عليه السلام ضمن
تذكر اينكه علم با عمل مقارن همديگر هستند به اين حقيقت
اشاره مي كند كه اگر عمل علم را همراهي نكند علم رخت
مي بندد7. البته اين سخن به اين معني نيست كه آنچه را انسان
در ذهن خويش نگاه داشته است از دست مي دهد. بلكه
همانطور كه قبلا متذكر شديم اصولا علم نوري است كه در
قلب انسان جايگزين مي شود و در روايات ديگر اين نكته تذكر
داده شده است كه علم بدون عمل تبديل به ظلمت مي شود
ظلمتي كه انسان را به سوي كفر و دوري از خداوند مي كشاند.
امام باقر(ع ) در اين رابطه حقيقت جالبي را بيان مي كند كه هر
گاه به علمي كه آموخته شده است عمل شود. قلب وسعت
مي يابد و با وسعت قلب ديگر شيطان ياراي تسلط بر آن را
ندارد و كيد او در اين رابطه ضعيف مي شود و جالب اينكه در
اين روايت حاصل علم را اطلاع بر قدرت خداوند متعال
معرفي مي كند كه از طريق علم به آفاق بيشتر از علوم ذهني و
حفظي حاصل مي شود و هر كس در آفاق تعمق و دقت كند و
علم آفاقي بياموزد و اين علم را سر لوحه عمل خويش قرار
دهد مي تواند آيات خداوند را در آفاق مشاهده نمايد.
پاورقي :
1 ـ الذي خلق الموت و الحياه ليبلوكم ايكم احسن عملا و هو
العزيز الغفور (الملك آيه 6 )
2 ـ كافي
ج 2 ص 16
باب الاخلاص
ح 4
3 ـ الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور
4 ـ و الذين كفروا اوليا هم الطاغوت يخرجونهم من النور الي
الظلمات
5 ـ الصوم لي و انا اجزي به (كافي
ج 4
ص 63
كتاب
الصيام
باب فضل الصوم و الصائم
ح 6 )
6 ـ همان
7 ـ العلم مفرون الي العمل ... و العلم يهتف بالعمل فان اجابه و
الا ارتحل
(همان
ج 1
ص 44
باب استعمال العلم
ح 2 )
در ميان عبادات در رابطه با اخلاص
روزه از نقش
ويژه اي برخوردار است . پيامبر اكرم (ص ) از خداوند
متعال نقل مي كند كه او روزه را از خود دانسته و خودش
را پاداش روزه دار قرار داده است
هرگاه به علمي كه آموخته شده است عمل شود قلب
وسعت مي يابد و با وسعت قلب ديگر شيطان ياراي تسلط
بر آن را ندارد و كيد او در اين رابطه ضعيف مي شود

| |