روزنامه جمهوري اسلامي 03/09/1382 صفحه سرمقاله
*****
همگامي شرم آور!


  • بسم الله الرحمن الرحيم
    كميته سوم سازمان ملل روز جمعه با صدور قطعنامه اي جمهوري اسلامي ايران را به نقض حقوق بشر متهم كرد.
    اين نخستين بار نيست كه آمريكا و همدستانش سعي مي كنند از اهرم هاي فشار سياسي ـ تبليغاتي در سطح بين المللي بهره گيري كنند و قطعا آخرين بار هم نخواهد بود. لكن در اين ميان نكات مهم و قابل توجهي وجود دارد كه نبايد از كنار آن بسادگي گذشت . نكته اول نحوه انعكاس اين خبر در ميان روزنامه هاي زنجيره اي است كه نشانگر شادماني استقبال و هماهنگي بامحتواي خبر است .
    روزنامه ارگان حزب مشاركت با تخصيص جاي مناسب و حتي ارائه كاريكاتوري كه يك سخنران را در زير بمباران تبليغاتي مخاطبين به تصوير كشيده در واقع به استقبال محكوميت ايران شتافته و با لحن جانبدارانه اي به توجيه مفاد قطعنامه ضدايراني پرداخته و بجاي محكوم كردن اين حركت ضدايراني كه از هويت ضدآمريكائي ايران سرچشمه مي گيرد با شادماني به تجزيه و تحليل آن پرداخته و حتي براي بخش هائي از متن قطعنامه كه به اجمال برگزار شده شاهد مثالهائي آورده تا علت گنجانيدن چنين جملاتي در متن قطعنامه را براي مخاطبين خود توجيه كند.
    يك روزنامه ديگر از همين قماش با اختصاص تيتر برجسته در صفحه اول خود خبر ديگري را با تيتر درشت در صفحات مياني در متن اين خبر با اين عنوان درج كرده است كه « از اينكه اين قطعنامه را به تصويب رسانيديم بسيار خرسنديم » . نكته مهم اينكه اين جمله متعلق به وزيرخارجه كانادا است كه بعنوان طراح متن پيشنهادي معرفي شده ولي محتواي متن نشان مي دهد كه همچنان دست پخت آمريكاست . تا اينجاي قضيه چنين بنظر مي رسد كه طرفداران يك جناح و مدعيان اصلاحات از اين محكوميت ايران استقبال كرده اند و خشنودند اما با نگاهي به مفاد قطعنامه بهتر مي توان به عمق مسائلي كه در جريان بوده و هست پي برد و به اين نتيجه رسيد كه اين سر فصل ها عناوين ناشناخته اي نيست بلكه با تقريب حيرت انگيزي عينا جمع بندي سرفصل هاي اصلي اظهارات مدعيان اصلاحات خواسته هاي غيرقانوني برخي آدمهاي ناراحت و نوشته هاي برخي روزنامه هاي زنجيره اي در طول ماههاي اخير را تشكيل مي دهد و اين ذهنيت منطقي را ايجاد مي كند كه بيگانگان با جمع بندي سرفصل هاي اصلي تهاجم تبليغاتي جبهه مدعي اصلاح طلبي در ماههاي اخير سعي كرده اند به اين جوسازيهاي مستمر مدعيان اصلاح طلبي ابعاد بين المللي بدهند و با پوشش دادن آن خود را حامي اصلاحات در ايران معرفي كنند.
    آنچه اين ذهنيت را تقويت مي كند عملكرد تهوع آور مدعيان اصلاح طلبي در طول دوره حضور « ليگاپو » گزارشگر ويژه در زمينه آزادي بيان در ايران بود كه متاسفانه جائي براي خوشبيني و توجيه باقي نگذاشت و نشان داد كه تندروهاي مدعي اصلاح طلبي سعي دارند با دعوت به بيگانگان براي اعمال فشار سياسي ـ تبليغاتي بر ايران از بن بست زجر دهنده اي كه دچار آن شده اند خارج شوند ولي راه پرننگ و نكبتي را انتخاب كرده اند.
    اصرار برخي مدعيان اصلاح طلبي كه بيش از ديگران دچار مشكل بودند براي ديدار با « ليگاپو » و ارائه اطلاعات غلط به حدي شرم آور بود كه ليگاپو حاضر نشد با برخي از اين عناصر ديدار كند و برخي اطلاعات دريافتي از اين جماعت را نادرست و گمراه كننده يافت . حتي برخي از مقامات رسمي وابسته به جبهه مدعي اصلاحات با تمجيد و تعريف از عملكرد جناح خود انگشت اتهام را بسوي جبهه مقابل و طيفي از مراجع رسمي كه همواره توسط جبهه مدعي اصلاحات بمباران سياسي ـ تبليغاتي شده نشانه گيري كرد و از ليگاپو خواست كه اين نكته را هم در گزارشات خود بگنجاند.
    اين نكته بسيار تكاندهنده است كه يك جناح مدعي اصلاحات كه با شعار توسعه سياسي به ميدان آمده بود پس از روياروئي با عدم اقبال عمومي كه در انتخابات شوراها متجلي شد استمداد از بيگانگان را براي شكستن بن بست زجردهنده اي كه دچار آن شده سرلوحه اهداف خود قرار دهد و با صريح ترين جملات ممكن بگويد كه چاره اي جز بين المللي كردن مشكلاتمان باقي نمانده است . آيا تلاش براي انعكاس هرنكته ممكن اعم از درست و نادرست به « ليگاپو » با اين هدف و انگيزه صورت نگرفته است آيا قطعنامه محكوميت ايران در كميته سوم سازمان ملل با اين اهداف و انگيزه ها همخواني ندارد اگر پاسخ اين سئوال منفي است پس استقبال و خشنودي روزنامه هاي زنجيره اي از اين محكوميت چگونه قابل توجيه است در آنصورت اظهارات معاون حقوقي رئيس جمهور در ديدار با ليگاپو كه از رشد انديشه هاي طالباني در داخل ايران خبر داده است چگونه قابل توجيه است وي در توضيح اين مطلب مي افزايد : بخشي از مسئولان كشور درباره مواردي كه نگراني فعالان جهاني حقوق بشر را درخصوص ايران برانگيخته است حساسند و آنرا پيگيري مي كنند و اين واكنش در برخي رسانه هاي داخلي نيز منعكس مي شود. وي سپس فهرستي از اقدامات دولت را كه مي تواند انگشت اتهام را بسوي طرف ديگر هدايت كند براي گزارشگر سازمان ملل بيان مي كند تا نشان دهد ماها آدمهاي خوب و سر براهي هستيم . آنها نخاله اند! آن منازعه بدفرجام اين عواقب ناخوشايند را هم نصيب ملت مي كند.
    جناحي كه در عين حاكميت ژست اپوزيسيون هم به خود مي گيرد و خودش را در عين قانون و برحق و منطبق برخواسته مردم و ديگران را عينا ضدقانون و برباطل و مخالف آرا مردم معرفي مي كند خيانت بزرگي را در حق ملت و نظام و كشور روا مي دارد و دست بيگانگان را براي نقش آفريني در صحنه سياسي كشور باز مي كند كه مي بينيم كرده است . آن روزي كه آن سفارت بيگانه اعلام كرد اگر فلان روزنامه منتشر نشود از وام 40 ميليون دلاري خبري نيست بايستي دولت مدعي اصلاحات ريشه آن دخالت بيگانه را مي سوزاند و با آن سفارت خانه برخورد جدي و موثري مي كرد. ولي متاسفانه شاهد چنين رفتاري نبوديم و حتي برخي عناصر در ديدار بيگانگان فقط گلايه مي كردند كه اين نحوه حمايت شما براي ما مشكل آفرين است . يعني در اصل حمايت ها ايرادي نبود بلكه در نحوه ارائه آن حمايت ها انتظاراتي ديگر وجود داشت .
    مردم اين صحنه ها را مي بينند و با هوشياري مسائل را تعقيب مي كنند. خوشبختانه تجربه نهم اسفند هم نشان داد كه آنهمه تبليغات رسانه اي مدعيان اصلاحات نتايج معكوسي به بار آورد و نتوانست حقايق را از ديد مردم بپوشاند و مخفي كند.
    البته هرگونه تلاش براي وارد ساختن دست بيگانه به مجموعه معادلات داخلي سياست از هر طرف كه باشد محكوم و مطرود است و مردم را از بيگانه پرستان جدا خواهد كرد. مردم با هيچكس عقد اخوت دائمي نبسته اند و رفتار دشمن پسند را از جانب هر كسي كه باشد نفي مي كنند و عناصر دلبسته به بيگانه را طرد مي نمايند.
    زيبنده كارگزاران نظام جمهوري اسلامي و عناصري كه مدعي پيروي از مردم و خدمت به آنها هستند نيست كه نان مردم را بخورند و آب به آسياب دشمنان مردم بريزند. اگر قطعنامه مصوبه كميته سوم سازمان ملل را يكبار ديگر مرور كنيم خواهيم ديد كه بخش اعظم اجزا تشكيل دهنده آن از لابلاي اظهارات و نوشته هاي روزنامه هاي زنجيره اي و مدعيان اصلاحات درآمده است . اين هماهنگي و همداستاني بسيار شرم آور است بحدي كه نفرت مردم نسبت به مدعيان اصلاحات دروغين را دوچندان مي كند و آنها را بعنوان چهره هاي دشمن پسند مورد خشم و نفرت مردم قرار مي دهد.