
آخرين قسمت
مذهب اسلام از هنگام ظهورش متعرض نظامهاي حاكم در
جامعه بوده است و خود داراي سيستم و نظام خاص اجتماعي
و اقتصادي و فرهنگي است كه براي تمامي ابعاد و شئون زندگي
فردي و اجتماعي قوانين خاصي دارد و جز آن را براي سعادت
جامعه نمي پذيرد. مذهب اسلام همزمان با اينكه به انسان
مي گويد كه خدا را عبادت كن و چگونه عبادت كن
به او
مي گويد چگونه زندگي كن و روابط خود را با ساير انسانها بايد
چگونه تنظيم كني و حتي جامعه اسلامي با ساير جوامع بايد
چگونه روابطي را برقرار نمايد. هيچ حركتي و عملي از فرد و يا
جامعه نيست مگر اينكه مذهب اسلام براي آن حكمي مقرر
داشته است . بنابراين طبيعي است كه مفهوم رهبر ديني و
مذهبي بودن
رهبري علماي مذهبي است در همه شئون
جامعه
چون اسلام هدايت جامعه را در همه شئون و ابعاد آن
به عهده گرفته است .
اسلام داراي فرهنگ غني انسان ساز است كه ملتها را
بي گرايش به راست و چپ و بدون درنظر گرفتن رنگ و زبان و
منطقه به پيش مي برد و انسانها را در بعد اعتقادي و اخلاقي و
عملي هدايت مي كند و از گهواره تا گور به تحصيل و جستجوي
دانش سوق مي دهد. اسلام در بعد سياسي
كشورها را در همه
زمينه ها
بدون تشبث به دروغ و خدعه و توطئه هاي فريبنده
به اراده و تمشيت حكومت سالم هدايت مي كند و روابط را با
كشورهاي ديگري كه به زيست مسالمت آميز و خارج از ظلم و
ستمكاري متعهد هستند
محكم و برادرانه مي كند. اقتصاد را به
صورتي سالم و بدون وابستگي به نفع همگان
در رفاه همه
مردم
با اهميت به مستمندان و ضعيفان بارور مي كند و براي
رشد بيشتر كشاورزي و صنعت و تجارت كوشش مي نمايد. و
در بعد نظامي
به همه كساني كه صلاحيت دفاع از كشور را
دارند براي مواقع اضطراري تعليم نظامي مي دهد و در اين
مواقع بسيج عمومي اختياري و احيانا اجباري مي كند و در
حال عادي براي دفاع از مرزها و تنظيم شهرها و ايمني جاده ها
و حفظ نظم و انتظام
نيروي مومن ورزيده تربيت مي كند.
اسلام همانطوري كه فقط احكام ظاهري راجع به افراد باشد
نيست
همين طور همه اسلام عبارت از قيام و نهضت و اينها
هم نيست . اسلام اينجور جهات دارد و كسي كه بخواهد اسلام
را بشناسد
همه جهات در اسلام هست يعني آن چيزي كه
مربوط به رشد فرد است
آنكه مربوط به رشد جامعه است
آنكه مربوط به سياستي است كه بين آن و ساير ملل هست
آنكه
مربوط به اقتصاد است
آنكه مربوط به فرهنگ است
تمام اينها
در اسلام هست . و مع الاسف بعضي از اشخاص را گفته مي شود
(همين جوانهايي كه در اروپا هستند و زندگي مي كنند يا در
آمريكا و اينها) همان يك جهت را درنظر مي گيرند و آن جهت
مبارزه ـ عرض مي كنم كه ـ و تظاهرات و امثال ذلك
البته
مبارزه با دشمن
مبارزه با فساد
مبارزه با اين حكومتهاي فاسد
جز برنامه هاي دولت اسلامي است و جز احكام است لكن
انحصار به اين ندارد.
اسلام به اين منظور به وجود آمد كه به انسان
ابعاد واقعي و
شان انساني اعطا كند يعني انسان را از نظر زندگي اجتماعي
شخصي و سياسي تحول بخشد و به غناي روحي انسان ياري
دهد. اسلام قادر به ايجاد چنين تحولي هست . قوانين اسلام به
نيازهاي انسان پاسخ مي گويد. اين قوانين بسيار صريح و
روشن هستند. اسلام روش و رفتار هر فرد را در برابر جامعه
طي قوانين خاصي مدون و تنظيم كرده است . اسلام چگونگي
سياست جامعه را در رابطه با اقليتهاي مذهبي
مشخص
ساخته است . از اين نظر قوانين اسلام واقعا پيشرو و پيشاهنگ
هستند. اگر قوانين اقتصادي اسلام اجرا شود مملكت يك
اقتصاد مترقي خواهد داشت .
اسلام همانطوري كه به معنويات نظر دارد و همانطوري كه به
روحيات نظر دارد و تربيت ديني مي كند و تربيت نفساني
مي كند و تهذيب نفس مي كند
همانطور به ماديات نظر دارد و
مردم را تربيت مي كند در عالم كه چطور از ماديات استفاده
كنند و چه نظر داشته باشند در ماديات . اسلام ماديات را همچو
تعديل مي كند كه به الهيات منجر مي شود. اسلام در ماديات به
نظر الهيات نظر مي كند و در الهيات به نظر ماديات نظر مي كند.
اسلام جامع ما بين همه جهات است ... ما به حكومت خودمان
رسيديم و همانطوري كه اسلام معنويات را داشت و در صدر
اسلام حكومت را هم داشت الان هم به خواست خداي تبارك
و تعالي ما با معنوياتي كه اسلام دارد روبرو هستيم و مطيع
هستيم و در ماديات و در حكومت هم يك حكومت اسلامي
يك حكومت عدل كه حكومتها تابع مردم باشند و حكومتها
براي مردم باشند
نه مردم براي حكومتها. حكومت اسلامي
حكومتي است كه براي مردم خدمتگزار است . بايد خدمتگزار
باشد. در اسلام ما بين اقشار ملتها هيچ فرق نيست . در اسلام
حقوق همه ملتها مراعات شده است
حقوق مسيحيين
مراعات شده است
حقوق يهود و زردشتيين مراعات شده
است
تمام افراد عالم را بشر مي داند و حق بشري براي آنها
قايل است
تمام عالم را به نظر محبت نگاه مي كند
مي خواهد
عالم مستضعفين نجات پيدا كنند
مي خواهد تمام عالم
روحاني بشوند
تمام عالم به عالم قدس نزديك بشوند.
گمان نشود اسلام مثل مسيحيت هست
فقط يك رابطه
معنوي ما بين افراد و خداي تبارك و تعالي است و بس . اسلام
برنامه زندگي دارد. اسلام برنامه حكومت دارد. اسلام قريب
پانصد سال تقريبا يا بيشتر حكومت كرده است
سلطنت كرده
است با اينكه احكام اسلام در آن وقت باز آن طور اجرا نشده
است كه بايد اجرا بشود لكن همان مقدار اجرا شده اش ممالك
بزرگي را
وسيعي را اداره كرده است با عزت و شوكت از همه
جهات
از همه كيفيات . اسلام مثل ساير ادياني كه حالا در
دست هست (شايد آنها هم در وقت خودش اينطور بوده اند
لكن ساير ادياني كه حالا در دست هست ) خصوصا مسيحيت
كه هيچ ندارد جز چند كلمه اخلاقي و راجع به تدبير نظام و
راجع به سياست مدن و راجع به كشورها و راجع به اداره
كشورها برنامه ندارد
گمان نشود كه اسلام هم مثل آنها برنامه
ندارد.
احكامي كه در اسلام آمده است
چه احكام سياسي
چه
احكامي كه مربوط به حكومت است
چه احكامي كه مربوط به
اجتماع است
چه احكامي كه مربوط به افراد است
احكامي
كه مربوط به فرهنگ اسلامي است
تمام اينها موافق با
احتياجات انسان هست يعني هر مقداري كه انسان احتياج
دارد
احتياج به طبيعت دارد احكام طبيعي هست . اين
احتياجات به ماوراي طبيعت كه ـ من و شما الان از آن غافل
هستيم ـ انسان دارد
آن هم احكام دارد. اسلام براي اينكه اين
احتياجات را رفع بكند و به عبارت ديگر براي اينكه تربيت كند
ما را و ما را سعادتمند كند.
اسلام از قبل تولد انسان شالوده حيات فردي را ريخته است
تا آن وقت كه در عائله زندگي مي كند شالوده اجتماع عائله اي
را ريخته است و تكليف معين فرموده است
تا آن وقت كه در
تعليم وارد مي شود
تا آن وقت كه در اجتماع وارد مي شود
تا
آن وقت كه روابطش با ساير ممالك و ساير دول و ساير ملل
هست
تمام اينها برنامه دارد
تمام اينها تكليف دارد در شرع
مطهر. اين طور نيست كه فقط دعا و زيارت است . فقط نماز و
دعا و زيارت
احكام اسلام نيست
يك باب از احكام اسلام
است . دعا و زيارت يك باب از ابواب اسلام است لكن سياست
دارد اسلام
اداره مملكتي دارد اسلام
ممالك بزرگ را اداره
مي كند اسلام .
آن روز كه در غرب هيچ خبري نبود و ساكنانش در توحش به
سر مي بردند و آمريكا سرزمين سرخ پوستان نيمه وحشي بود
دو مملكت پهناور ايران و رم محكوم استبداد و اشرافيت و
تبعيض و تسلط قدرتمندان بودند و اثري از حكومت مردم و
قانون در آنها نبود
خداي تبارك و تعالي به وسيله رسول اكرم
(ص ) قوانيني فرستاد كه انسان از عظمت آنها به شگفت
مي آيد. براي همه امور قانون و آداب آورده است . براي انسان
پيش از آنكه نطفه اش منعقد شود تا پس از آنكه به گور مي رود
قانون وضع كرده است . همانطور كه براي وظايف عبادي قانون
دارد براي امور اجتماعي و حكومتي قانون و راه و رسم دارد.
حقوق اسلام يك حقوق مترقي و متكامل و جامع است .
كتابهاي قطوري كه از دير زمان در زمينه هاي مختلف حقوقي
تدوين شده از احكام قضا و معاملات و حدود و قصاص گرفته
تا روابط بين ملتها و مقررات صلح و جنگ و حقوق بين الملل
عمومي و خصوصي
شمه اي از احكام و نظامات اسلام است .
هيچ موضوع حياتي نيست كه اسلام تكليفي براي آن مقرر
نداشته و حكمي درباره آن نداده باشد.
ما ناراحت مي شويم از اينكه خيال بشود كه اسلام ندارد
چيزي
تهي است از دموكراتيك به اصطلاح شما
از
دموكراسي به اصطلاح شما
بهترش را دارد. ما وقتي اسلام را
گفتيم
همه چيز در آن هست
آني كه ما مي خواهيم هست در
آن
آني كه ملت مي خواهد هست در آن . اين قيد گذاشتن
معنايش اين است كه اين اسلام تهي است از اين
ما
مي خواهيم يك چيزي هم پهلويش بگذاريم . و ما ناراحت
مي شويم از اينكه شما خيال كنيد كه ما نداريم چيزي و بايد
حتما از خارج وارد بكنيم آني كه از خارج وارد مي كنند آنهايي
است كه براي ما مضر است .
بايد شما دانشجويان دانشگاهها و ساير طبقات روحاني و
غيره از دخالت دادن سليقه و آرا شخصي خود در تفسير آيات
كريمه قرآن مجيد و در تاويل احكام اسلام و مدارك آن جدا
خودداري كنيد و ملتزم به احكام اسلام به همه ابعادش باشيد و
مطمئن باشيد آنچه صلاح جامعه است در بسط عدالت و رفع
ايادي ظالمه و تامين استقلال و آزادي و جريانات اقتصادي و
تعديل ثروت به طور عاقلانه و قابل عمل و عينيت در اسلام به
طور كامل مي باشد و محتاج به تاويلات خارج از منطق نيست .
(برگرفته از كتاب اسلام ناب در كلام و پيام امام خميني
از
انتشارات موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام خميني )

*****
عقل و خرد(2 )
|
6 ـ اذا تم العقل نقص الكلام .
چون خرد كامل شود
سخن كم گردد.
7 ـ قله العيال احد اليسارين
و التودد نصف العقل
و الهم
نصف الهرم .
كمي عيال يكي از دو راحتي است
و اظهار مودت و دوستي
با همگنان نيمي از خردمنديست
و اندوهباري نيمي از پيري
است .
8 ـ ليست الرويه (1 ) كالمعاينه مع الابصار
فقد تكذب العيون
اهلها
و لا يغش العقل من استنصحه .
انديشه در كشف امور چون ديدن با چشم نيست
چه بسا
چشمها به صاحب خود دروغ نشان مي دهد
ولي خرد به كسي
كه از وي نصيحت بخواهد
خيانت نمي كند.
9 ـ اكثر مصارع العقول تحت بروق المطامع .
بيشترين كشتارگاههاي خرد در پرتو درخشندگي
طمعهاست .

*****
جهاد اكبر
مقدم بر همه جهادها
|
اساسا اسلام براي سازندگي آمده است و نظر اسلام به
ساختن انسان است . جهاد براي سازندگي . « سازندگي انسان
خودش را »
مقدم بر همه جهادهاست . اين است كه رسول اكرم
« جهاد اكبر » فرموده اند. جهادي بس بزرگ است و مشكل و
همه فضيلت ها دنبال آن جهاد است .
جهاد اكبر
جهادي است كه انسان با نفس طاغوتي خودش
انجام مي دهد. شما جوانهااز حالا بايد شروع كنيد به اين
جهاد
نگذاريد كه قواي جواني از دستتان برود. هر چه قواي
جواني از دست برود ريشه هاي اخلاق فاسد در انسان زيادتر
مي شود و جهاد مشكلتر. جوان زود مي تواند در اين جهاد
پيروز بشود. پير به اين زودي نمي تواند. نگذاريد اصلاح حال
خودتان را از زمان جواني به زمان پيري بيفتد. يكي از كيدهائي
كه نفس انساني به انسان مي كند و شيطان به انسان پيشنهاد
مي كند اين است كه بگذار براي آخر عمر خودت را اصلاح كن
حالا از جواني استفاده كن و بعد آخر عمر توبه كن . اين يك
طرح شيطنت آميز است كه نفس انسان به تعليم شيطان بزرگ
مي كند. انسان تا قواي جوانيش هست و تا روح لطيف جواني
هست و تا ريشه هاي فساد در او كم است مي تواند اصلاح كند
خودش را. لكن اگر چنانچه ريشه هاي فساد در انسان ريشه اش
قوي شد
ملكه انسان شد فسادها آنوقت است كه امكان ندارد.
شما جوانها كه الان مهيا هستيد براي جهاد در راه ساختن
اين
يك جهاد است لكن جهاد اكبر : جهاد در راه سازندگي خودتان
است كه براي مملكت خودتان بعدها مفيد واقع بشويد.
خدمتگزار باشيد. از همين سنين شما بايد شروع بشود به
ساختن افرادي كه بعدها يك مملكت
يك كشور را ممكن است
نجات بدهد. اگر چنانچه شما ساختيد خودتان را و فضايل
انساني را در خودتان ريشه دار كرديد. آنوقت در همه مراحل
پيروز هستيد
مملكتتان را مي توانيد نجات بدهيد. اينها كه
مملكت ما را به تباهي كشيدند براي اين بود كه ساختمان
خودشان فاسد بود
خودشان يك اخلاق فاسد داشتند. يك
عقايد فاسد داشتند
يا اعمال فاسد. اگر چنانچه خودشان را
ساخته بودند
به ملت خيانت نمي كردند. به اسلام خيانت
نمي كردند.
(از سخنان حضرت امام خميني كتاب آئين انقلاب اسلامي
ص 203 )

| | |