رسم بود
وقتي بچه هاي گردان ها از جبهه يا عملياتي باز
مي گشتند
ابتدا دسته جمعي به گلزار شهدا مي رفتند و در كنار
همسنگران شهيد با عزاداري عقده دل باز مي كردند
بعد به منزل
مي آمدند
و اين برنامه تا آخر دوران دفاع مقدس به قوت خود باقي
بود.
سال 62 بعد از عمليات والفجر چهار بچه هاي گردان
سيدالشهدا(عليه السلام ) به مرخصي آمده بودند بنده هم به خاطر
مجروحيتي كه در جنوب لبنان برداشته بودم به ايران برگشتم و در
گوشه منزل دوران نقاهت و استراحت را سپري مي كردم . با آمدن
رزمندگان به شهر
شهيد كلهري (1 ) كسي را به منزل ما فرستاد و از من
خواسته بود كه به گلزار شهدا بيايم و براي بچه ها
نوحه و مرثيه اي
بخوانم .
هيچ آمادگي نداشتم
حال م خوب نبود. وضعيت جسمانيم طوري
نبود كه بتوانم برنامه اي را اجرا كنم
هنوز تا آن وقت هم از منزل خارج
نشده بودم
ولي هر چه فكرش را كردم
گفتم مگر مي شود به آقا
مصطفي جواب منفي بدهم
به عشق شهدا و علاقه اي كه به آقا
مصطفي داشتم
راه افتادم .
كنار گلزار شهدا خود را در آغوش محبت شهيد كلهري ديدم كه
مي گفت : مي دانم كه حال مساعدي نداري اما چه كنم
بچه ها انتظار تو
را مي كشند.
شروع كردم به مديحه سرايي و ذكر مصيبت
تنها گريه آقا
مصطفي بود كه مرا تحت تاثير قرار داد. او چنان گريه مي كرد كه انگار
برادرش را از دست داده بود و به حال همه نيروهاي شهيدش غبطه
مي خورد.
راوي : علي اصغر مالكي نژاد
(1 ) سردار شهيد مصطفي كلهري فرمانده گردان از لشكر 17

*****
يادمان عمليات
نگاهي به نقش جهادسازندگي در عملياتهاي محرم
و نصر 8
|

عمليات محرم
تاريخ عمليات : 61
8
10
ساعت شروع عمليات : 22
08
رمز عمليات : يا زينب (س )
محور عمليات : شهرهاي زبيدات و بيات
جنوب شرقي
دهلران در غرب عين خوش
مناطق آزاد شده : خارج شده جاده عين خوش ـ دهلران به
طول 100 كيلومتر از زير ديد و تير دشمن .
تامين امنيت شهرهاي موسيان
دهلران و پادگان عين
خوش
دشت اژيه و دهكده هاي اطراف آن
آزادسازي سلسله
جبال حمرين و تعدادي از قله هاي آن ـ آزادسازي منابع نفتي
موسيان
بيات و حوضچه هاي نفتي زبيدات و تلمبه خانه و
حدود 70 حلقه چاه نفتي .
آزادسازي ارتفاعات مرزي به طول 50 كيلومتر كه جمعا
550 كيلومترمربع از اراضي ايران در اين عمليات آزاد شد .
عملكرد پشتيباني و مهندس رزمي جنگ جهاد سازندگي :
1 ـ احداث 97
5 كيلومتر خاكريز
2 ـ احداث 49 مورد پل
3 ـ احداث و تعمير 414 كيلومتر جاده
4 ـ احداث يك مورد سايت
5 ـ احداث 2 باند هلي كوپتر
6 ـ احداث 4 واحد اورژانس
7 ـ احداث 350 مورد سنگر
8 ـ احداث 18 باب حمام
9 ـ احداث 7 چاه عميق و غيرعميق
نصر 8
تاريخ عمليات : 66
8
29
رمز عمليات : يا محمدبن عبداله (ص )
محور عمليات : منطقه عمومي ماووت در استان سليمانيه
مناطق آزاد شده :
شهر ماووت عراق
ارتفاعات 1391
1426
1428
چندين پاسگاه مرزي عراق بر روي ارتفاعات گرده رش
روستاهاي گمالان
گمالان خواره
برگربالا و برگر پايين
تلفات نيروهاي دشمن :
تعداد كشته و زخمي
بيش از 2 هزار نفر
تعداد اسرا
بيش از 200 نفر
عملكرد پشتيباني و مهندسي رزمي جنگ جهادسازندگي :
1 ـ احداث و ترميم بيش از 58 كيلومتر جاده در مناطق
كوهستاني و صعب العبور شمال غرب كشور
2 ـ احداث 3
3 كيلومتر خاكريز
3 ـ احداث 23 دهنه پل
4 ـ احداث 3 قرارگاه عمليات با تمام سنگرها و استحكامات
مورد نياز به منظور استقرار لشگرهاي 57 لرستان
7 ولي عصر
(عج ) خوزستان و گردان 21 امام رضا (ع )
5 ـ احداث و راه اندازي 13 اورژانس صحرايي
6 ـ احداث 84 مورد انواع سنگر و سكوي ادوات
7 ـ احداث 39 سنگر و سوله بزرگ اجتماعي
8 ـ احداث 76 مورد انواع سنگر نفرات و ماشين آلات
مركز حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس
وزارت جهاد كشاورزي

*****
امير نبي كريمي :
تاكتيك و ابتكارات ما حيرت جهانيان را برمي انگيخت
|

گفت و گو با امير سرتيپ دوم
نبي كريمي ; فرمانده لشكر 21 حمزه
سيدالشهدا(ع ) (آذربايجان )
اشاره : امير سرتيپ دوم نبي كريمي : با آغاز جنگ تحميلي به همراه
نيروهاي لشكر 92 زرهي اهواز در خطه جنوب پا به سرزمين كربلاي ايران نهاد
و به مدت 120 ماه در كنار ياران و همرزمان شهيدش از كيان اين مملكت دفاع
كرد او امروز به عنوان فرمانده لشكر 21 حمزه سيدالشهدا(ع ) و همچنين
فرمانده ارشد ارتش در منطقه آذربايجان شرقي و اردبيل مشغول به خدمت
مي باشد. آنچه در پي مي آيد گفت وگوي خبرنگار ما; برادر اسماعيل هدايتي
در تبريز با ايشان امير ارتش اسلام است كه از نظر شما خوانندگان محترم صفحه
جبهه و جنگ مي گذرانيم .
با تشكر از شما كه اين فرصت را در اختيار ما قرار داديد تا در
خدمتتان باشيم
در ابتداي گفت و گو خواهشمنديم خود را براي
خوانندگان صفحه جبهه و جنگ معرفي بفرمائيد.
نبي كريمي هستم و در سال 1327 در تهران متولد شدم و
بعد از سپري كردن دوران ابتدايي و سه سال راهنمايي آن زمان
در مدرسه نظام
رشته رياضي را طي كرده و به دانشكده افسري
راه يافتم و پس از سه سال به درجه ستوان دومي نايل شده و
نزديك به يكسال نيز دوره تخصصي و دسته پياده را در شيراز
طي نموده و به لشكر 92 زرهي منتقل شدم .
از آنجائيكه لشكر 92 زرهي در اهواز و مناطقه مرزي جنوب
مستقر بود از روزهاي آغازين جنگ بگوئيد و تحركات دشمن در
مناطق مرزي كشور...
در آن زمان بنده در لشكر 92 زرهي خدمت مي كردم . كه با
شروع تحركات اوليه ارتش بعثي در مرزها
اين لشكر براي
تقويت پاسگاههاي مرزي و انجام كارهاي اطلاعاتي به مناطق
مرزي اعزام شد و در كل منطقه جنوب
از شلمچه تا فكه فقط
لشكر فوق حضور داشت و يك گروه رزمي نيز از شيراز به دزفول
اعزام شد و از فكه بالاتر تا مهران نيز تيپ خرم آباد مستقر
گرديد
و در كل در منطقه غرب نيز فقط لشكر 81 زرهي حضور
داشت .
با اينكه در آن زمان ما كليه تحركات ارتش بعثي عراق در
مرزها را رده به رده گزارش مي كرديم مع الوصف به دليل
خيانتهاي بني صدر و وزير دفاع وقت ; تيمسار مدني نه تنها
هيچكدام از لشكرهاي خارج از منطقه مرزي را به سوي مرزها
حركت نداد
بلكه براي تضعيف ارتش
خدمت سربازي را تقليل
داده و دو دوره از خدمت نظام را نيز معاف كردند كه در نتيجه
سربازان قبلي يگانهاي نيروي زميني ارتش ترخيص شدند و
سرباز جديد نيز به حد كافي جذب نشد. و همچنين با آزادي نقل
و انتقالات يكسري از پرسنل تخصصي به يگانهاي غيرتخصصي
انتقال يافتند و لذا استعداد يگانهاي عملياتي در مرزها بسيار كم
شد و تجهيزات نيز بدون خدمه ماند.
از سوي ديگر تبليغات روحي رواني گروهكهاي مزدوري
چون منافقين و چريكهاي به اصطلاح فدايي خلق در خصوص
انحلال ارتش موجب تضعيف روحيه ارتش گرديد.
در اين شرايط در بعدازظهر 31 شهريور سال 59 نيروهاي
مستقر در شهر بستان كه استعداد آن در حد يك گردان بود مورد
حمله يك لشكر از ارتش بعث قرار گرفت و با توجه به خالي
بودن فاصله بين پاسگاههاي مرزي از نيرو
عليرغم استقامت
مردانه نيروهاي مستقر در پاسگاهها تعدادي از پرسنل يگان ما به
شهادت رسيده و تعدادي نيز به اسارت دشمن درآمدند و بقيه به
صورت عمل تخريبي عقب نشيني كردند.
از عملياتهاي ارتش اسلامي بگوئيد
عملياتهايي كه خود نيز
در آن شركت داشتيد و شاهد درگيري مظلومانه تن با تانك
بوديد.
در كليه عملياتهايي كه در منطقه جنوب انجام شد حضور
داشتم . عمليات آزادسازي ارتفاعات الله اكبر اولين عملياتي بود
كه انجام داديم و با حداقل تلفات اين ارتفاعات را آزاد كرديم .
عمليات ديگر در تاريخ 60
3
31 در دشت بستان منطقه
دهلاويه بود كه در اين عمليات سردار بزرگ انقلاب اسلامي دكتر
چمران به شهادت رسيد.
و عملياتهاي ظفرمندانه طريق القدس ـ فتح المبين ـ
بيت المقدس ـ رمضان ـ خيبر از جمله ديگر عملياتهايي بود كه
بنده در مدت 120 ماه حضور در جبهه ها در آنها كه تمام اين
عملياتها هر كدام به نوبه خود داراي تاكتيكها و ابتكارات منحصر
به فردي بود كه جهانيان را به حيرت آورد شركت
داشم .
مستحضر هستيد كه در آن زمان سرزمين اسلامي ما در
محاصره كامل اقتصادي بود و ارتش بعث عراق از تمام جهات و
زمينه ها از سوي استكبار جهاني پشتيباني و تجهيز مي شد.
و با توجه به نياز شديد ما به تجهيزات
بعد از تثبيت
عمليات فتح المبين از كليه غنائم بدست آمده از قبيل تانكها و
نفربرها و سلاحهاي ضد هوايي و تيربارها در آزادي خرمشهر
استفاده كرديم و از ابتكارات قابل ذكر در اين عمليات
احداث
پلي بود بر روي رودخانه خروشان كارون توسط يگان پل نيروي
زميني ارتش كه اين پل به قدري مستحكم احداث شد كه
لشكرهاي زرهي كه هر كدام از تانكهاي آن 52 تن وزن داشت
بسيار سهل و آسان از آن عبور كردند. در حقيقت اين پل كمر
ارتش عراق را شكست و به همين مناسبت پل پيروزي لقب
گرفت .
در اين مدت 120 ماهي كه افتخار حضور در جبهه هاي نبرد را
داشتيد
چند بار زخمي و يا مجروح شديد
دو مورد
از ناحيه پا
سينه و دستها مورد اصابت تركش
قرار گرفتم .
با كداميك از اميران شهيد ارتش محشور بوديد
بنده با بسياري از اميران شهيد همرزم بوده ام ولي به دليل
اينكه محل خدمت من لشكر 92 زرهي بود بالطبع با شهيد
سرلشگر نياكي فرمانده وقت اين لشكر بيشتر از همه نزديك
بودم .
متاسفانه از امير سرلشكر شهيد « سيد مسعود منفرد نياكي »
تاكنون كم گفته شده
حال كه شما از نيروهاي ايشان بوديد بد
نيست از خاطرات بياد ماندني اين امير شجاع برايمان روايت
بفرمائيد.
ايشان در آغاز جنگ فرماندهي لشكر 88 زرهي زاهدان را
برعهده داشتند و چون در آن زمان لشكر فوق به منطقه عملياتي
اعزام نشده بود و درگير جنگ نبود مصرانه درخواست انتقال به
يك لشكر درگير جنگ را نمودند تا اينكه به فرماندهي لشكر 92
زرهي اهواز منصوب شدند و در كارنامه خود فتوحات
طريق القدس
فتح المبين
بيت المقدس
والفجر مقدماتي و
والفجر يك و همچنين عمليات رمضان را به ثبت
رساندند.
ايشان بعنوان يك فرمانده لشكر در زمان جنگ با حضور
پدرانه در كنار ساير افسران و درجه داران و سربازان به آنها
روحيه مي دادند و تمام فرماندهان گروهانها را از نزديك
مي شناختند و با تك تك آنها به نوعي در بازديد از جبهه و
خطوط پدافندي ارتباط داشتند و آشنايي پيدا كرده بودند و
بواسطه لياقت و شجاعت وافر كه پس از چند سال خدمت در
لشكر 92 زرهي
طي حكمي از سوي امير شهيد صياد شيرازي
به جانشيني فرمانده نيروي زميني ارتش در جنوب منصوب
گرديدند و در طراحي و هدايت عملياتهاي بزرگ رزمي در
جنوب نقش به سزايي ايفا نمودند.
سپس ماموريت يافتند تا به عنوان جانشيني زميني قرارگاه
تاكتيكي ارتش جمهوري اسلامي ايران به بندرعباس اعزام گردند
و بعد از آن تجربيات خود را در سمت جانشيني اداره سوم
(عمليات ) بكار گرفته و در تاريخ 1364
5
6 در يكي از مانورها
كه در شرايط واقعي جنگي اجرا گرديد به درجه رفيع شهادت
نائل آمدند.
چه توصيه اي براي ترويج فرهنگ ايثار و شهادت در جامعه
بخصوص براي آيندگان داريد
عمده توصيه ام آگاه كردن جوانان با واقعيتهاي جنگ و
رشادتها
ايثارها
جانفشانيها و از خود گذشتگيهايي است كه
در طول 8 سال دفاع مقدس اتفاق افتاده و اين نبايد به سالگردها
و روزهاي بخصوصي منحصر شود
بلكه بايستي بعنوان برگ
زريني از تاريخ ايران اسلامي در كتب درسي گنجانده گردد و
فيلمهاي سينمايي مطابق با واقعيتها ساخته و در معرض ديد
عموم قرار گيرد و خاطرات رزمندگان به صورت رمان و داستان
چاپ گردد و مطبوعات نيز در اين راه همت گمارند كه الحمدالله
روزنامه شما در اين راه تلاش زيادي دارد
تا با ثبت حقايق
جنگ نسل بعدي بدانند كه رزمندگان با چه ايثار و فداكاريهايي با
تمام استكبار جهاني جنگيدند و امروز اين آرامش در اثر نثار
خون شهدا و اهدا اعضاي بدن جانبازان و تحمل سالها زندان و
شكنجه از سوي آزادگان عزيز بدست آمده است .
شهيد نياكي در آغاز جنگ فرماندهي لشكر 88
زرهي را برعهده داشتند چون آن زمان لشكر فوق به
منطقه عملياتي اعزام نشده بود و درگير جنگ نبود
مصرانه درخواست انتقال به يك لشكر درگير جنگ
نمودند تا اينكه به فرماندهي لشكر 92 زرهي اهواز
منصوب شدند.
عمده توصيه ام آگاه كردن جوانان با واقعيتهاي
جنگ و رشادتها
ايثارها
جانفشاني ها و از
خودگذشتگي هايي است كه در طول 8 سال دفاع
مقدس اتفاق افتاده و اين نبايد به سالگردها و
روزهاي بخصوصي منحصر شود.

| | |