مروري بر ديدگاههاي امام
خميني
ابراهيم اميري
دانشگاه در جوامع امروزي از جايگاه خطير و حساسي
برخوردار بوده و به عنوان يكي از مهمترين و اثرگذارترين مراكز
علمي
آموزشي و فرهنگي به شمار مي رود
چرا كه آينده هر
كشوري از نظر علمي و سياسي به دست متخصصان و
فارغ التحصيلان دانشگاههاي آن كشور مي باشد.
با توجه به اينكه دانشگاه در كشور ما در قبال كشور ملت و
نظام اسلامي داراي تعهد و مسووليت است
اين جايگاه خطيرتر
و حساستر مي گردد و وظايف و مسووليتهاي آن مضاعف
مي گردد.
با مروري گذرا بر دانشگاه در دوران حكومت پهلوي به
خوبي آشكار مي گردد كه بخش عمده اي از آن در اختيار استعمار
و ايادي دست نشانده آنها بود و در راستاي منافع آنان قدم
برمي داشت
هر چند خدمات زيادي نيز از سوي نيروهاي متعهد
و دلسوز دانشگاه به مردم و انقلاب صورت مي گرفت .
با توجه به اين وابستگي فرهنگي به غرب
يكي از عوامل
مهم قيام ملت مسلمان ايران عليه رژيم پهلوي را مبارزه با اين
فرهنگ مخرب جامعه آن روز تشكيل مي داد.
امام خميني كه همواره نسبت به فرهنگ و مسايل علمي
كشور توجه و عنايت خاصي داشت از ابتداي نهضت با تذكرات
و هشدارهايي لزوم تحول در دانشگاهها را گوشزد نموده و بر اين
باور بود كه دانشگاه وظايف و مسووليتهاي مهمي را در قبال
ملت و نظام برعهده دارد. از اينرو از هر فرصتي براي متحول و
دگرگون ساختن و بازسازي مراكز تعليم و تربيت استفاده مي كرد.
بارزترين نمود توجه ايشان
14 ماه پس از پيروزي انقلاب
اسلامي در پيام نوروزي سال 1359 ايشان نمايان گشت كه
فرمان داد « بايد انقلابي اساسي در تمام دانشگاههاي سراسر
ايران به وجود آيد. »
اين اشاره نقطه آغاز و انگيزه حركتي تحت عنوان « انقلاب
فرهنگي » شد كه نقطه عطفي در جهت حاكميت
حضور و نفوذ
فرهنگ اسلامي و انقلابي در دانشگاهها گرديد.
و در مدت 25 سالگي كه از پيروزي انقلاب اسلامي
مي گذرد
تغييرات و تحولات بسياري در دانشگاهها انجام شده و
خدمات زيادي از سوي اين مركز علمي
براي ملت و كشور و
نظام ارائه گرديده و نيروهاي متعهد
متخصص و لايقي براي
بخشهاي مختلف نظام تربيت شده است .
ولي تا رسيدن به نقطه مطلوب و آنچه مورد نظر امام خميني
بوده
فاصله بسياري وجود دارد كه بايد با همت و تلاش تمامي
متوليان امور علمي و فرهنگي كشور
اقدامات اساسي ديگري در
اين راستا صورت گيرد.
با توجه به اهميت رسالت و وظايف دانشگاه در ديدگاه امام
خميني
نظرات ايشان در اين رابطه را در پنج محور مورد بررسي
قرار مي دهيم :
1 ـ انسان سازي : دانشگاههاي كشور در كنار تعليم و تعلم
بايد محيطي براي ارتقاي نيروي ايمان و تعهد در ميان
دانشجويان باشد. اين تصور غلطي است كه پنداشته شود
دانشگاه فقط براي كسب علم و دانش است
بلكه فراتر از آن بايد
مركزي براي هدايت خيل عظيم دانشجويان به سوي خدا و
معنويت و مركز انسان سازي باشد. تا پس از فراگيري آموزشها و
تخصصها كه همراه با تعهد و ايمان است
خود هدايت گران نسل
ديگر در كشور باشند.
با توجه به اينكه بخش معظمي از افراد جامعه در آينده
نزديك در دست همين نيروهايي است كه هم اكنون در مراكز
علمي دانشگاهها به تحصيل و تعليم و تعلم اشتغال دارند از اين
روي ضروري است كه در دوران دانشجويي به بعد معنوي و
اخلاقي آنان توجه شود. اينكه چند واحد درسي تحت عنوان
اخلاق يا معارف اسلامي و.... در دانشگاه تدريس شود
كافي
بنظر نمي رسد. بايد تلاش كرد تا فضاي دانشگاه به محيط
معنويت و ايمان و اخلاق تبديل گردد. كه اين هدف با معرفي
صحيح دين و با برخوردهاي صحيح و بيان جاذبه هاي دين اسلام
ممكن خواهد بود.
بايد دين را آنگونه كه هست و همان طور كه پيامبر اسلام
بيان كرد
به نسل جوان معرفي نمود
ديني كه خالي از افراط و
تفريط و كژيها و خرافات و خشكه مقدس است در اين صورت
است كه جوان
خود مشتاقانه به سوي دين گرايش پيدا مي كند
چرا كه با فطرت پاك او سازگاري دارد.
بسنده كردن به چند واحد درسي معارف و اخلاق و قرآن و
يا مشاهده رعايت ظواهري از دين
مشكلي را رفع نمي كند
بايد
به فكر چاره اساسي بود و در جهت بعد معنوي در دانشگاهها
تلاشهاي بيشتر و اساسي تري انجام داد.
امام خميني در يكي از بيانات خود در اين زمينه مي فرمايند :
« شما دانشگاهيها كوشش كنيد كه انسان درست كنيد. اگر انسان
درست كرديد
مملكت خودتان را نجات مي دهيد. اگر انسان
متعهد درست كرديد
انسان امين
انسان معتقد به يك عالم
ديگر
انسان معتقد به خدا
مومن به خدا
اگر اين انسان در
دانشگاههاي شما و ما تربيت شد
مملكتتان را نجات مي دهد . » 2
2 ـ سعادت ملتها : مسير آينده هر كشور به دست دانشگاه و
دانشگاهيان تعيين مي شود و آنانند كه مي توانند چراغ راه هدايت
و راهنمايي ملت به سوي خدا و سعادت و فضيلت باشند و آنان
در سر افرازي و اعتلا و ترقي و پيشرفت كشور سهم به سزايي
دارند و در يك جمله
صلاح و فساد يك جامعه به دست مربيان
جامعه است كه بخش عظيمي از آنها در دانشگاهها تربيت
مي شوند. بدين جهت است كه امام خميني مي فرمايند :
« دانشگاه مبدا همه تحولات است . از دانشگاه
چه دانشگاه
علوم قديمه
چه دانشگاه علوم جديده
از دانشگاه سعادت
يك ملت و در مقابل سعادت
شقاوت يك ملت سرچشمه
مي گيرد . » 3
3 ـ حفظ انقلاب اسلامي : دانشگاههاي ايران از ابتداي شروع
انقلاب اسلامي سهم و نقش مهمي ايفا نمودند و در تمامي
شرايط و صحنه هايي كه نيازمند حضور آنان بوده
با شركت با
شكوه خود در اوجگيري انقلاب و پيشبرد مراحل آن نقش
اساسي داشتند
به گونه اي كه دانشگاهها به عنوان يكي از مراكز
مهم انقلاب و قيام عليه رژيم پهلوي به شمار مي رفت .
پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز دانشگاهيان در تمامي
صحنه ها حضور با شكوهي داشتند و در دوران جنگ تحميلي
افتخارات بزرگي را به نام خود به ثبت رساندند و شهداي
گرانقدري را تقديم نظام و انقلاب نمودند و با تسخير لانه
جاسوسي آمريكا در ايران كانون توطئه عليه انقلاب را از بين
بردند و انقلابي بزرگتر از انقلاب اول را آفريدند.
اين نقش و رسالت بايد همچون گذشته از سوي دانشگاه
استمرار يابد و آنان در مسير حفظ نظام اسلامي در برابر
توطئه ها و آسيبها
از هيچ تلاشي دريغ نورزند :
امام خميني :
« اي جوانان عزيز
واي دانشجويان و دانشمندان
و اي اميد
امروز و فرداهاي امت و اسلام
امانت بزرگ استقلال و آزادي كه
از دام دو قطب شرق و غرب با مجاهدت و فداكاري ملت عظيم
الشان ايران به دست آمده است
به شما عزيزان سپرده شده و
مسئوليت بزرگي به عهده همه شما گذاشته است . همه ملت و
خصوص دانشجويان مسلمان كه رهبران آينده هستند
مسئول نگهباني از اين امانت بزرگ الهي مي باشند . » 4
4 ـ قطع وابستگي و استقلال كشور : يكي از شعارهاي اصلي و
محوري ملت مسلمان ايران از ابتداي شروع انقلاب تاكنون
« استقلال » بوده كه در شعار « استقلال
آزادي
جمهوري
اسلامي » مطرح گرديده است . و از همان ابتدا
تاكنون استقلال و
قطع وابستگي كشور از دست استعمار گران
مورد تاكيد عموم
مردم و مسئولان نظام مي باشد.
كشور ايران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در بخش هاي
مختلف اقتصادي
سياسي
فرهنگي
نظامي
وابسته به
ابرقدرتها و ديگر كشورها بود و در تمامي امور كشور
تصميم
گيرندگان اصلي ديگران بودند.
با تاسيس نظام جمهوري اسلامي
يكي از برنامه هاي مهم و
اساسي كشور
تلاش در جهت قطع وابستگي در ابعاد مختلف
آن بود كه در اين زمينه اقدامات قابل توجهي انجام شده است .
كه مهمترين آنها در بعد سياسي
فرهنگي و نظامي است هر
چند براي نيل به مطلوب
تلاشهاي گسترده تري نياز
است .
در اين ميان
دانشگاهها
مي توانند نقش مهمي در قطع
وابستگي و استقلال كشور بر عهده داشته باشند و همچون پلي
براي رسيدن به استقلال انجام وظيفه نمايند : « از دانشگاه است
كه مي تواند يك كشوري كشور مستقل باشد
و از دانشگاه است
كه مي تواند يك كشوري وابسته باشد . » 5
5 ـ سازندگي و توسعه : هر كشور براي ارتقا و رشد و شكوفايي و
پيشرفت خود نيازمند تلاشهاي همه جانبه متخصصان و
نيروهاي تحصيل كرده مي باشد. در اين ميان
دانشگاهها نقش
بسيار مهم و اساسي تري را در سازندگي و توسعه كشور بر عهده
دارند. و لذا بايد تلاش و سعي تمامي دانشگاهها بر اين اصل
استوار باشد كه تمامي توان خود را در جهت توسعه
پيشرفت و
سازندگي كشور بكار برند : « بازسازي و سازندگي جز از طريق
تعاون و همفكري ميسر نيست . و اين كشور متعلق به اسلام و
همه ملت ايران است و همانگونه كه در جنگ همه در كنار هم
بودند
در صلح و سازندگي هم بايد در كنار يكديگر باشند كه
انشاالله مراكز علمي و دانشگاهي نيز در اين مسئله بزرگ
سهيم خواهند بود . » 6
پاورقي :
1 ـ صحيفه امام
ج 12
ص .207
2 ـ همان
ج 8
ص .67
3 ـ همان
ص .64
4 ـ همان
ج 15
ص .347
5 ـ همان
ج 14
ص .430
6 ـ همان
ج 21
ص .157
در مدت 25 سالي كه از پيروزي انقلاب اسلامي
مي گذرد
تغييرات و تحولات بسياري در دانشگاهها
انجام شده و خدمات زيادي از سوي اين مركز علمي
براي ملت و كشور و نظام ارائه گرديده و نيروهاي
متعهد
متخصص و لايقي براي بخش هاي مختلف
نظام تربيت شده است
ولي تا رسيدن به نقطه
مطلوب و آنچه مورد نظر امام خميني بوده
فاصله
بسياري وجود دارد.
حضرت امام خميني :
شما دانشگاهيها كوشش كنيد كه انسان درست
كنيد.اگر انسان درست كرديد
مملكت خودتان را
نجات مي دهيد. اگر انسان متعهد درست كرديد
انسان امين
انسان معتقد به يك عالم ديگر
انسان
معتقد به خدا
مومن به خدا
اگر اين انسان در
دانشگاههاي شما و ما تربيت شد
مملكتتان را نجات
مي دهد.
حضرت امام خميني : اي جوانان عزيز
و اي
دانشجويان و دانشمندان
و اي اميد امروز و
فرداهاي امت و اسلام
امانت بزرگ استقلال و
آزادي كه از دام دو قطب شرق و غرب با مجاهدت و
فداكاري ملت عظيم الشان ايران به دست آمده
است
به شما عزيزان سپرده شده و مسوليت بزرگي به
عهده همه شما گذاشته است . همه ملت و خصوص
دانشجويان مسلمان كه رهبران آينده هستند
مسئول
نگهباني از اين امانت بزرگ الهي مي باشند.

*****
« روز قدس » نماد ايمان و
اتحاداسلامي
|
محمدكاظم تقوي
قصه فلسطين
حادثه پر غصه اي است كه از يك سو
جنايت و شقاوت را به روشني نشان مي دهد و از سوي ديگر
غفلت و مظلوميت ملت فلسطين را به جهانيان معرفي
مي كند. در دوران استعمار كهنه يكي از برگ هاي سراسر
سياهي و تباهي قدرت هاي مسلط استعمارگر آن روز
مسلط
كردن مشتي جنايت پيشگاني غاصب و آدم كشان بي رحم
است بر ملتي بي دفاع و بي پناه .
در بيش از نيم قرني كه از اشغالگري و جنايت
صهيونيست ها در سرزمين فلسطين مي گذرد
افراد و
گروههاي مختلف با مسلك ها و مرام هاي گوناگون براي
آزادسازي سرزمين و ملت فلسطين تلاش و جهاد نمودند. اما
ره به جايي نبردند و « قدس شريف » و ملت مسلمان فلسطين
همچنان در آتش جنايت و سبعيت آدم كشان مي سوزد وفرياد
ياري سر مي دهد.
در حالي كه رژيم نامشروع صهيونيستي هر روز بيشتر از
پيش بر روي زمين ظلم و فساد مي كند
دنياي مدعي تمدن و
مجامع دفاع از انسان و حقوق بشر
چشم بي بصيرت خود را بر
اين واقعيت تلخ مي بندد.
اما در اين ميان امام خميني (ره ) كه از آغاز نهضت اسلامي
ملت ايران مسئله فلسطين و « قدس شريف » را به موازات
مسائل ايران در سطح جهاني مطرح مي كرد
با بصيرت الهي
خويش
آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را به نام « روز قدس »
ناميدند.
او خود نيك دريافته بود و در پي تفهيم اين حقيقت به
مسلمانان بود كه فلسطين را جز « ايمان » و « اتحاد » اسلامي
آزاد نمي كند. او با اين اعلام خود مي خواست به همه بگويد
فلسطين با تمسك به عنصر « عربيت » آزاد نمي شود.
همچنانكه با دل بستن به سازمان هاي بين المللي مدعي
برقراري صلح جهاني نيز ملت آواره فلسطين به وطن
برنمي گردد و قبله اول مسلمين از غصب صهيونيست هاي
نژادپرست بيرون نمي آيد.
امام داروي شفابخش درد جانكاه فلسطين را بازگشت
ملت فلسطين و همه مسلمانان . به ايمان اسلامي و تمسك به
حبل الله و وحدت كلمه و اتحاد صفوف آنان مي دانست .
و او چه زيبا و چه بجا با هدف گيري عميق وجدان ديني
مسلمانان آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را براي اين امر
عظيم برگزيد. ماه رمضاني كه مسلمانان روزه دار از يك سو از
خداوند و ميزبان ضيافت خود « حسن حال » خويش را
درخواست مي كنند
اللهم غير سو حالنا بحسن حالك ـ خدايا بدي هاي
حال ما را به خوبي هاي حال خودت تغيير بده ـ و از سوي
ديگر « اصلاح امور مسلمين » را طلب مي نمايند.
اللهم اصلح كل فاسد من امورالمسلمين » ـ خدايا
هرگونه فساد و تباهي را از امور مسلمانان
اصلاح فرما.
و امام خميني (ره ) كه در ماه خودسازي
ماه مبارك
رمضان بيش از همه به خودسازي مي پرداخت و همگان را نيز
به خودسازي و بهره گيري از سفره گسترده رحمت الهي فرا
مي خواند
در همان حال و در اين بهترين گزينه مناسب به
اصلاح جامعه اسلامي اهتمام ورزيد و بين « خودسازي » و
« اصلاح اجتماعي » ارتباط برقرار نمود. چرا كه خودسازي بدون
اصلاح جامعه
خودسازي ناقصي است . كمال نوع انسان به اين
است كه با جاني اصلاح شده در جامعه اي صالح و سالم به
تكميل حقيقت وجود خود بپردازد.
« حركت انتفاضه » پاسخ مثبت ملت مسلمان و جوانان و
نوجوانان و همه زنان و مردان فلسطين به نداي حق طلبانه و
خيرخواهانه امام خميني بود كه پس از ياس ها و
سرخوردگي ها بذر اميد را در دل ها زنده كرد و جوانان با ايمان
و آگاه لبناني
انشاالله با اين شهادت ها و تحمل مشكلات
آزادي و رهايي را در آغوش گيرند كه عجز و درماندگي امروز
صهيونيست گواه اين امر است .
و اينك در اين مقطع حساس از مبارزات ملت فلسطين با
غاصبان اشغالگر و صهيونيست هاي جنايت كار
بر همه
مسلمانان و آزادگان جهان لازم است از هيچ گونه ياري به آنان
دريغ نورزند و مطمئن باشند كه اراده ملت ها و امدادهاي الهي
جنايت پيشگان صهيونيست و حاميان آنان را به ديگر
ستمگران منفور تاريخ ملحق خواهد كرد.

| |